سه شنبه ۹ تير ١٣٨٣ – ٢۹ ژوئن ٢٠٠۴

ياسر عرفات در گفت و گو با هفته نامه اشترن:

ملت فلسطين خواهان صلح است

 

·         فلسطينی ها فراموش نخواهند کرد که يک نخست وزير اسرائيلی جان خود را به خاطر اين که ما بتوانيم با هم زندگی کنيم از دست داد

·         امروز ۷۵ درصد مردم در نوار غزه و ۶۰ درصد آن ها در کرانه باختری رود اردن زير خط فقر زندگی می کنند و نه مدرسه دارند و نه کار

·         به محض آن که کشور مستقل خودمان را داشته باشيم و بتوانيم انتخابات آزاد برگزار کنيم، جايم را به ديگران خواهم داد

 

 

برگردان: جواد طالعی -- دفتر اروپائی شهروند

 

 

اشاره:

ياسر عرفات رئيس حکومت خودگردان فلسطين، از دو سال پيش در دفتر کار خود به حالت بازداشت خانگی به سر می برد. او، در اين مدت، بسياری از ياران نزديک خود را در جريان ترورهای هدفمند اسرائيل از دست داده و شخصا نيز، بارها از سوی آريل شارون تهديد به قتل شده است. در اين دو سال، تنها رئيس حکومت واقعا منتخب خاورميانه، به ندرت امکان يافته است که نظرات خود را با افکار عمومی جهان در ميان بگذارد. اکنون، پس از اين سکوت طولانی، هفته نامه اشترن آلمان گفت و گوئی را با عرفات ترتيب داده است. در مقدمه اين گفت و گو می خوانيم: "رئيس دولت اسرائيل ترجيح می داد که او را مدت ها پيش از اين کشته بود. اما ياسر عرفات، اکنون پس از دو سال حبس خانگی، از محبوبيتی بيش از هميشه و قدرتی اعجاب آور برخوردار است".

برگردان متن کامل گفت و گوی اشترن با ياسر عرفات را در اينجا می خوانيد.

دفتر اروپائی شهروند

 

اشترن: آقای رئيس جمهوری! شما از دوسال پيش اينجا در دفتر خودتان نشسته ايد و جرئت نمی کنيد آن را ترک کنيد. زيرا ممکن است اسرائيلی ها شما را از کشورتان بيرون کنند يا حتی بکشند. به عنوان زندانی دشمن کهن خودتان آريل شارون چه حالی داريد؟

عرفات: اين نخستين باری نيست که من مجبور می شوم چنين وضعيتی را تحمل کنم. وضع من، بيست سال پيش در بيروت هم همينطور بود. آن زمان، من دو سال در ارتفاعات هرمون لبنان پنهان شدم. آنوقت هم دشمن من شارون بود. من به چنين وضعيتی عادت دارم!

اما آن زمان شما از ديد خيلی ها رئيس سازمان تروريستی آزاديبخش فلسطين بوديد. حالا رئيس جمهوری منتخب فلسطينی ها هستيد و خيلی ها معتقدند که به سوی تشکيل حکومت مستقل خودتان پيش می رويد.

-- بله. طبعا. ما در سال ۱۹۹۳ با نظارت رئيس جمهوری کلينتون پيمان مناسبی را در کاخ سفيد امضاء کرديم. طرف من، آنوقت نخست وزير اسرائيل اسحاق رابين بود. از زمان پيمان اسلو، ما در مسير درست پيش می رفتيم. حتی در دوران اهود باراک اين راه ادامه يافت. حتی شارون روند صلح را تاييد کرد.

 

و اين روند به چه دليل متوقف شد؟

-- همانطور که می دانيد، طرف مذاکره من رابين، که ما می خواستيم با او به صلحی ميان شجاعان برسيم به قتل رسيد. در واقع به وسيله خشک انديشانی که امروز در اسرائيل قدرت را به دست گرفته اند.

 

حتی اسرائيلی هائی که با شما بر سر ميز مذاکره نشسته بودند اعتمادشان را به شما از دست داده اند. به عنوان مثال شيمون پرز وزيرخارجه رابين و نخست وزير بعدی ظاهرا ديگر با شما حرف نمی زند. چرا؟

-- اينطور نيست. تماس ها ادامه دارد. ما، از طريق وزيرانمان رابطه با سياستمداران پيرامون پرز و جنبش صلح اسرائيل را حفظ کرده ايم. قرارداد ژنو را که سال گذشته اسرائيلی ها و فلسطينی ها بستند فراموش نکنيد.

 

قرار داد صلحی فرضی ميان دو طرف که فقط يک اشکال جزئی دارد: دولت اسرائيل در آن سهمی نداشت.

-- بله. اما اين مساله در حال پيشروی است. فقط به تظاهرات بزرگی فکر کنيد که چهار هفته پيش در تل آويو برگزار شد. ۱۵۰ هزار اسرائيلی با پشتيبانی حزب کارگر و شيمون پرز در ميدان رابين گردآمدند تا خواستار صلح با فلسطينی ها شوند.

 

همين شيمون پرز در کنار آريل شارون قرار داشت و وارد دولت او شد. احساس نمی کنيد که از او فريب خورده ايد؟

-- نه. پرز مطمئن بود که شارون روند صلح را پيش خواهد برد. اما او بعدا درست عکس اين انتظار عمل کرد.

 

دولت ايالات متحده آمريکا هم ديگر تمايلی نسبت به شما ندارد.

-- همه شان اينجا بوده اند. کالين پاول، جرج تنت رئيس سيا و ميانجی آمريکا آنتونی چنی.

 

اين مربوط به گذشته است.

-- بله. چون بوش و شارون ناگهان به تفاهم رسيدند!

 

عليه شما؟

-- بله. اما حالا اين روس ها و اتحاديه اروپا هستند که برای ادامه روند صلح فشار می آورند. حتی نزديک ترين متحد آمريکا تونی بلر آنچه را که بوش و شارون در خاورميانه انجام می دهند نمی پذيرد.

 

معتقديد که ممکن است شما تا زمانی که دولت شارون بر سر کار است روزی با او به تفاهم برسيد؟

-- گروه چهارگانه بايد روی اين امر پافشاری کند.

 

اتحاديه اروپا، روسيه، چين و ايالات متحده آمريکا....

-- بله. روی اين که نقشه راه برای صلح پيش برده شود.

 

آيا ملت شما برای هميشه تحملش را از دست نمی دهد؟

-- خواست ملت من قوی است. و ما، به رغم وضعيتی که از آن رنج می بريم مغرور و اميدوار هستيم.

 

اما برخی از هم ميهنان شما می گويند ما فقط اين را می بينيم که اسرائيلی ها شهرک های تازه ای می سازند و تا وقتی که دلشان بخواهد در نوار غزه رژه می روند. ما به مردانی نياز داريم که از رئيس جمهوری و سازمان آزادی بخش فلسطين قوی تر باشد. ما، به خشونت گرايان حماس نياز داريم که مخالف هر سازشی با اسرائيل هستند.

-- فراموش نکنيد که حماس زمانی به عنوان وزنه مقابل سازمان آزاديبخش از سوی خود اسرائيل سازماندهی شد.

 

در هر حال، اکنون اين بنيادگرايان ممکن است در نوار غزه از حزب شما قوی تر باشند.

-- از طريق کميته اجرائی سازمان آزادی بخش ديدارهای هفتگی در غزه صورت می گيرد. ما اوضاع را در کنترل داريم.

 

اما آن ها همچنان بمب گذاری می کنند و وضعيت مردم هم بهتر نشده است.

-- نه مدرسه درستی هست و نه کار. بيش از ۷۵ درصد مردم در غزه و ۶۰ درصد آن ها در کرانه باختری رود اردن زير خط فقر زندگی می کنند و وضعيت روز به روز بدتر می شود.

 

به خاطر اين که رئيس جمهوری نمی تواند عليه اين وضعيت دست به کاری بزند؟

-- ما، همه تلاشمان را می کنيم. فلسطينی ها هرگز فراموش نخواهند کرد که يک نخست وزير اسرائيلی جانش را به خاطر اين که ما بتوانيم با هم زندگی کنيم از دست داد. ملت ما صلح می خواهد.

 

شما، در زندان اقامتگاه خود در موقعيتی هستيد که بتوانيد به اين خواست جامه عمل بپوشانيد؟

-- اين امر آسان نيست. ما، افراد خودمان را در غزه داريم. اما در نابلس، هبرون و جنين ، به خاطر موانعی که اسرائيلی ها ايجاد کرده اند، حفظ تماس دشوار است. حتی انسان ها از اورشليم که فقط در چند کيلومتری ما زندگی می کنند برای ملاقات با من بايد تحقيرها و اشکالتراشی ها را به جان بخرند.

 

آيا اسرائيلی ها با زندانی کردنتان در اينجا شما را قوی تر کرده اند؟

-- مساله بر سر من نيست. مساله بر سر ملت من است که ناگزير است رنجی بيشتر از من را تحمل کند. اما ما آماده پذيرش اين رنج هستيم. زيرا دير يا زود کشور مستقل خودمان را به دست خواهيم آورد.

 

اين امر در زمان حيات شما تحقق خواهد يافت؟

-- اين مهم نيست. ملت من شاهد اين امر خواهد بود. بعد هم نه فقط به وسيله من، بلکه به وسيله قدرت های بزرگ چهارگانه. به اضافه پرزيدنت بوش که از دو کشور سخن گفته است که در کنار يکديگر موجوديت خواهند داشت: اسرائيل و فلسطين.

 

در حال حاضر ميان مسئولان حکومت خودگردان فلسطين و دولت اسرائيل تماس رسمی وجود دارد؟

-- بله. ما هرگز مذاکره با اسرائيلی ها را قطع نکرده ايم.

 

درباره مسائل کوچک روزمره؟ يا همچنين درباره چگونگی قرارداد صلح؟

-- هر وقت ما می خواهيم درباره مسائل تعيين کننده حرف بزنيم، اسرائيلی ها شرايط تازه ای پيش می کشند. آن ها، درباره عقب نشينی از نوار غزه حرف می زنند. ما اصرار داريم که اين عقب نشينی می بايست بخشی از يک طرح بزرگ باشد که عقب نشينی همزمان از کرانه باختری رود اردن را هم در بر می گيرد.

 

اما به نظر می رسد که شارون در زمينه داخلی حتی قادر نيست عقب نشينی قسمتی از نيروهای مستقر در غزه را هم به کرسی بنشاند. او، در مجلس اسرائيل اکثريت را از دست داده است. حتی حزب خودش با طرح او مخالفت می ورزد.

-- تصور می کنيد ضرورت داشت که او در ابتدا طرح را به رای حزب خودش بگذارد؟ شارون وقت کشی می کند تا بتواند به بوش بگويد: من، همه تلاش خودم را کردم، اما متاسفانه اکثريت را به دست نياوردم.

 

اگر وقت مذاکره و نه مذاکرات مقدماتی برسد، خيال می کنيد راه برون رفتی از اين وضعيت به بيراهه کشيده شده وجود خواهد داشت؟

-- برای تحقق اين امر فشار شديد گروه چهارگانه لازم است. پيش از همه، اکنون اين اروپائی ها هستند که بايد اقدام کنند. اتحاديه اروپا موضعی روشن دارد.

 

تا زمانی که شارون آمريکا را در پشت سر خودش دارد اروپائی ها نقشی بازی نمی کنند.

-- حتی آمريکائی ها هم نمی توانند کاری را که شارون با ما يا با شهرهای مقدس مسيحيان در کرانه باختری رود اردن می کند، بپذيرند.

 

اشغال کليسای زادگاه مسيح در بتلهم؟

-- به عنوان مثال. بحران خاورميانه يک مساله بين المللی است.

 

 

اما شما چهار سال قبل پيش نويس پيمانی را که با پرزيدنت کلينتون و اهود باراک نخست وزير وقت اسرائيل در کمپ ديويد روی آن کار کرده بوديد ساده پندارانه رد نکرديد؟ خيلی ها می گويند اگر شما آن زمان دست به دست نمی کرديد و راه را نمی بستيد، مدت ها بود به کشور فلسطينی خودتان رسيده بوديد.

-- ما آن زمان کار را متوقف نکرديم. مذاکرات در پاريس و شرم الشيخ با حضور پرزيدنت کلينتون، پرزيدنت مبارک و ملک عبدالله و بعد هم در تبه ادامه يافت.

 

اما بعد ديگر دير شده بود. دوران رياست جمهوری کلينتون به پايان رسيد و باراک ديگر انتخاب نشد. شايد آنچه "ابا ابان" وزير خارجه پيشين اسرائيل زمانی گفت درست باشد: فلسطينی ها هيچوقت فرصت را برای از دست دادن يک شانس از دست نمی دهند!

-- باراک آن هنگام با برگزاری غير ضروری انتخابات پيشرس به حزب خودش خيانت کرد. در اين مورد توافق محرمانه ای ميان او و شارون صورت گرفته بود.

 

باراک را متهم می کنيد که هيچوقت به صورت جدی نمی خواست با شما به توافق برسد؟

-- ما، در تبه درباره همه چيز به توافق رسيديم. باراک دليلی برای کشاندن مردم به انتخابات نداشت. او قرارداد را نمی خواست.

 

يعنی او فقط با شما بازی می کرد؟

-- بله.

 

چطور می خواهيد از اين وضعيت بيرون بيائيد؟

-- همانطور که گفتم اين شانس بزرگی برای اتحاديه اروپا است. شش ماه آينده تعيين کننده است. اروپائی ها بايد قوی باشند و به اقداماتشان سرعت ببخشند.

 

اين که آمريکائی ها به خاطر مشکلاتشان در عراق مجبور به همکاری با اروپائی ها هستند به شما کمک خواهد کرد؟

-- بله. اين موضوع چشم انداز رسيدن به چيزی را روشن می کند. فراموش نکنيد، همانطور که اجلاس سران عرب در تونس روشن کرد، اکنون اسرائيلی ها دارای اين شانس هستند که نه تنها با فلسطينی ها و مصری ها، بلکه با تمام جهان عرب به صلح برسند.

 

معتقديد که شما در اين صورت می توانيد همه مسائل را حل کنيد؟ مثل وضعيت آوارگان فلسطينی که امروز در لبنان و سوريه زندگی می کنند، شهرک های مهاجرنشين اسرائيلی و وضعيت اورشليم؟

-- ما در کمپ ديويد با باراک و کلينتون بر سر اين موضوع به توافق رسيديم که در آغاز بايد فکری برای آوارگان لبنان بکنيم که در اردوگاه ها تحت شرايطی وحشتناک زندگی می کنند. در مورد شهرک ها، با اسحاق رابين بر سر معاوضه زمين به توافق رسيده بوديم.

 

يعنی اگر اسرائيلی ها بار ديگر با شما حرف بزنند همه چيز قابل حل خواهد بود؟

-- بی ترديد. و اين تنها وظيفه من نيست که برای يک راه حل بکوشم، بلکه جامعه بين المللی هم اين نقش را دارد. زيرا آنچه در اينجا رخ می دهد بر تمام جهان اثر می گذارد.

 

اما شما واقعا می توانيد همچنان سخنگوی همه فلسطينی ها باشيد؟ بنيادگرايان حماس احتمالا مدت ها است در غزه محبوب تر از سازمان آزادی بخش فلسطين شما هستند و ديگر از شما تبعيت نمی کنند.

-- ما حاضريم خودمان را به انتخاب بگذاريم. حماس پس از تقريبا دو سال تا امروز حاضر به اين کار نشده است. هرچه اين موقعيت وحشتناک بيشتر ادامه پيدا کند، هرچه وضعيت نوميد کننده تر شود، طبعا شرايط دشوارتر خواهد شد. به اين دليل ما نياز به حرکتی سريع در مسير صلح داريم.

 

بهتر نخواهد بود که شما راه را برای ديگران خالی کنيد تا حرکتی در قضيه ايجاد شود؟

-- به محض آن که امکان برگزاری انتخابات آزاد باشد و ما کشور خودمان را داشته باشيم. اما شما می خواهيد که من امروز به جای آن که در خدمت ملتم بمانم کناره گيری کنم؟ می خواهيد که من در چنين موقعيتی ملتم را تنها بگذارم؟