پنجشنبه ۴ تير ١٣٨٣ – ۲۴ ژوئن ٢٠٠۴

عليرضا رجايی:

محافظهکاران بعد از استفاده ابزاری از دين،

 به سراغ «مليت» آمدهاند

 

 رويداد

 

ارزيابی «عليرضا رجايی» از فعالان ملی-مذهبی درباره شعار جديد مطرح شده برای مقابله با مواضع آمريکا و اروپا در قبال ايران

 

در حالی که شورای حکام آژانس بينالمللی انرژی اتمی بار ديگر ايران را به عدم همکاری لازم و پنهانکاری در مورد فعاليتهای هستهای خود متهم کرده است و بيم آن میرود که در نشستهای آتی اين شورا، پرونده ايران راهی شورای امنيت سازمان ملل شود، برخی تحليلگران و فعالان ياسی جناح محافظهکار در بحث جديد را مطرح کردهاند که طی آن، ای جناح سياسی باری مقابله با تهديدهای بيگانگان بر روی «ورحيه و غرورملی ايرانيان» سرمايهگذاری میکند. اين جريان معتقد است که «روحيه ملی هموطنان» پارامتری است که تاکنون از سوی سياستگذاران کشر مغفول مانده است و اگر به آن به اندازه کافی توجه شود، امکان بسيج اجتماعی برای مقابله با تهديدهای خارجی به وجود میآيد. اين تحليلها در حالی مطرح میشود که جريان محافظهکار تاکنون منتقد جدی نيروهای سياسی بوده که «مليت» را در کنار مذهب به عنوان ارکان هويتساز جامعه ايرانی معرفی میکنند و حتی با سازماندهی اين طيف از فعالان سياسی با استفاده از ابزارهای قضايی و امنيتی ممانعت کرده است.

«عليرضا رجايی» از فعالان ملی-مذهبی که در انتخابات مجلس ششم به عنوان نفر اول فهرست اين جريان سياسی به مجلس راه يافت و سپس با ابطال گسترده آرای مردم تهران توسط شورای نگهبان، از فهرست برگزيدگان خارج و «غلامعلی حدادعادل» جايگزين وی شد، روز چهارشنبه سوم تيرماه در گفتوگويی با خبرنگار «رويداد» شعار جديد محافهکاران را مورد تحليل قرار داده است.

رجايی رويکرد محافظهکاران به ملیگرايی را نشانگر احساس خطر آنها در قبال اتفاقات رخ داده دانست و گفت: «محافظهکاران تصور میکنند بايد از بضاعتهای فراتر از رفتار معمول جناحی و جريانی خود استفاده و فضای ملی را درگير مسائل ايدئولوژيک خود کنند.»

وی افزود: «آنها اينطور تصور میکنند که ابزارهای سنتی و قديمی که در اخيار اين جريان است،کند شده است. مثلا آنها دين و مسائل معنوی مردم را تاکنون مورد استفاده ابزاری قرار میدادند، اما حال که اين ابزارها نمیتواند چندان منافع آنها را تأمين کند، به «تجديد ابزار» احساس نياز کردهاند و سراغ «ملیگرايی» آمدهاند.

رجايی معتقد است که البته صرف بکار بردن يک شعار نمیتواند يک جريان را سوار بر امواج کند، بلکه بايد از پايگاههای اجتماعی و اقتضائات آن نيز بهره داشته باشد.

وی تصريح کرد: «بازسازی انرژی وسيع مردم که در کشاکشهای سياسی که غالبا از طرف جناح راست تقليل يافته احتياج به کار ملی دارد و ترديدی نيست که بازسازی روحيه ملی از عهده يک جناح برنمیآيد بلکه به شاخصها و نشانههايی نياز دارد.»

در ادامه با اشاره به مشارکت اجتماعی گسترده مردم در جريان انتخابات دوم خرداد ۷۶ اظهار داشت: «در انتخابات دوم خرداد ۷۶ شاهد بروز احساس وظيفه ملی در قبال انتخابات بوديم در حالی که احتياجی به تزريق اين احساس به مردم وجود نداشت و در واقع يک جريان يا گروه خاص سياسی نمیتواند احساس ملیگرايی را به مردم تحميل کند.»

وی خاطرنشان ساخت: «اينکه محافظهکاران شعار ملیگرايی بدهند، به معنی رويکرد آنها به مناسبات و جريانهای ملی نيست. همچنان که در بحث زندانيان سياسی و آزادی مطبوعات و حتی بحث عدالت اجتماعی که مطرح میکنند، بسيار حرف میزنند و کمتر عمل میکنند.»