آيا قتل هاي زنجيره اي همچنان ادامه دارد ؟
منوچهر تقوي بيات
خبرگزاري
دانشجويان درايران درروز24 خرداد هزاروسيصد وهشتاد وسه خورشيدي گزارش كرد كه بيش
از هفتاد وپنج نفربه كمك زهر،
متانول و مشروبات الكلي ، درشيراز كشته و مسموم شده اند ( تا امروز نوزده نفر كشته
و بيش ازشصت نفر بشدت مصدوم شده اند.). درهمان گزارش ازقول رئيس كل دادگستري فارس
نوشتند: ” . . . تعدادي از اين متوفيات
داراي سابقه ي كيفري شرب خمر هستند. “ پس
بنابراين حكم كيفري آنان پيشاپيش صادر شده بوده است!
رئيس
دادگستري استان فارس با رد شايعاتي مبني برسياسي بودن ماجرا گفت :” تا زماني كه
عوامل اصلي دستگيرنشوند، بررسي ابعاد موضوع به صورت قطعي امكان پذير نيست لذا
نبايد هيچگونه پيش داوري داشته باشيم.“ يعني تا زماني كه دادگاهي مانند مي كونوس
به اين قتل ها وديگرقتل هاي زنجيره اي رسيدگي نكرده است، ” نبايد هيچگونه پيش
داوري داشته باشيم. “.
دربيست
و پنج سال گذشته فرهنگ وزبان فارسي بكلي دگرگون شده و مردم نه زبان يكديگررا خوب
درك مي كنند و نه زبان حكومت گران را . رئيس دادگستري فارس سياسي بودن ماجرا را رد مي كند حق هم با اوست . او گفته بود كه ” اين متوفيات داراي سابقه ي كيفري شرب خمر هستند. “ يعني جرمشان
قبلاً ازطرف حكومت به آنها تفهيم شده بوده است ، چون آن ها اخطار و حكم حكومتي را
درست درك نكرده بودند برخي از انثارحزب الله
براي كسب امتيازات مالي ، مقامي ، دنيايي و نيز اخروي اقدام به كشتن ومصدوم
كردن آن ها نموده اند. تكليف هرمسلمان واقعي امربه معروف و نهي از منكر است ، نحوه
اجراي نهي ازمنكر بستگي به درجه ي ايمان و تقرب آن مسلمانان و نحوه ي تفكرشان
دارد! مثلاً اگر مسلماناني تشخيص دهند كه مردمي كه به سينما ركس آبادان رفته اند
واجب القتل هستند ديگربراي اجراي حكم ورفتن به بهشت هيچ مانعي نمي تواند وجود
داشته باشد. تفاوت دادگاه هايي مانند مي كونوس كه نظيرش درايران وجود ندارد با امربه
معروف ونهي از منكركه درايران وديگركشورهاي اسلامي روزانه بنا به حكم خداي ناديده
به اجرا درمي آيد، اين است كه دادگاه هاي عرفي مانند مي كونوس زميني است اما امربه
معروف ونهي ازمنكرحكمي است الهي.
من يقين دارم كه احمد كسروي را يك مسلمان به استناد همين حكم كشته است
وحضرت امام هم آن مسلمان را بارها مورد تقدير قرار داده است. پيش ازآن كه شاه ننگ
كشتن دكترسيدحسين فاطمي را براي خود بخرد من يقين دارم كه او را يك مسلمان با
گلوله زده بود. تروريستي كه با تپانچه اي غربي وشايد انگليسي خون دكترفاطمي را به
خاك ريخت، از مزاياي دنيايي اين كارسود فراوان برد و بهشت وحوروغلمان هم براي
درآغوش گرفتن او روزشماري مي كنند و آرزو مي كنند كه هرچه زود تراين دنيا ي دني به
آخربرسد وآن ها اين بندگان مؤمن را درآغوش بگيرند!” فردا اگرنه روضه ي رضوان به ما
دهند ـ غلمان ز غرفه و حور ز جنت به در كشيم “ . هم دراينجاست كه مرز طنز و جد نزد
حافظ درهم مي ريزد و عوام از درك ظرافت هاي او قاصر مي شوند. نه حافظ با مردم ما
شوخي داشت ونه من قصد طنزنويسي دارم. شمار فراواني از متعبدان و مقلدان دست كم تازماني
كه درشمارفرماندهان سپاه حزب الله قرار نگرفته اند فقط به خاطر ثواب واجرآخرت، هم
نوعان خود را سنگ سارمي كنند ويا خون انسان هاي ديگررا هدرمي دهند. اين نوع تفكر
شيعه و سني نمي شناسد ، امروزدرتمام جهان اسلام مسلماناني كه نمي دانند اين احكام
دركدام لژ، پستو و يا توسط كدام قائد اعظم صادر شده است جان عزيز خود را فدا مي
كنند وخون انسان هاي ديگر را به خاك مي ريزند و نمي دانند كه ما به ازاء اين خون
ها غارت نفت وثروت هاي ارزان كشورهاي عقب نگاه داشته شده است كه به كشورهاي غربي و
ثروتمند سرازيرمي شود. دست كم تصرف افغانستان و عراق توسط آمريكا ، انگليس وشركا
به همه ي مردم دنيا نشان داد كه اين جنگ ها بخاطر غارت نفت و ديگرمنابع اين
كشورهاست.
حذف فيزيكي مردم ما ، جنگ رواني دائمي با مردم ، ايجاد
انواع گرفتاري ها وبدبختي ها براي فلج كردن قدرت تفكرمردم فقط به خاطرسلطه ي هرچه
بيشترحكومت ضد مردمي وتاراج ثروت هاي ايران بوسيله ي بيگانگان وطفيلي هاي داخلي آن
ها مي باشد. غارت گران مردم ما را در بيست و پنج سال گذشته ازكوچك ترين حق تصميم
گيري محروم ساخته اند تا بتوانند با بهانه ي سياسي ولايت فقيه ( قابل توجه
تئوريسين هاي حكومت هاي طبقاتي ) بدون دخالت مردم ما به غارت خود ادامه دهند.
كشتارمردم تركمن صحرا ، كشتار مردم بي پناه خوزستان ، كشتارمردم دركردستان ،
بلوچستان ، تصفيه حساب هاي دروني مانند حذف حزب خلق مسلمان ، انفجارحزب جمهوري
اسلامي ، حذف رقيبان خودي وترورمخالفان ، توسري زدن به زنان واسيد پاشيدن به آن ها
همه كم وبيش درشمارحذف فيزيكي وجنگ رواني دائمي با مردم ايران مي باشد. اشغال گران
قدرت با پشتيباني امداد هاي غيبي خارجيان كه منفعت آنان درويراني ايران ونابودي مردم ما
مي باشد دائماً خواب هاي تازه اي براي مردم ما مي بينند.
آيا قاتل استاد مطهري بخاطراجراي امربه معروف ونهي ازمنكر،
دست به جنايت نزده است؟ آيا قاتلان دكتركاظم سامي با فتواي حاكم شرع و با استناد
به ولايت فقيه دست به چنين جنايتي نا بخشودني نزده اند؟
سعيدامامی دراعترافات خود می گويد:
”- فلاحيان با وجودآن که خودحاکم شرع بود، معمولاُ ودرموارد حساس احکام اعدام
محاربان را شخصاً صادرنمی کرد. اواين احکام را ازآيت الله مصباح يزدی، آيت الله
خزعلی وآيت الله احمد جنتی دريافت می کرد وبه دست ما می داد. ما فقط به آقايان
اخبارواطلاعات می رسانديم وبعدهم منتظردستورمی مانديم. وقتی باخبر شديم که احمد
آقا درجلسات خصوصی به مسئولان نظام وبه ولايت امر اهانت می کند، دستور آمد که همه
رفت و آمدهای ايشان را زير نظر بگيريد و ازملاقاتها نوارتهيه کنيد. ما هم به مدت
يکسال همين کار را کرديم. متاسفانه حاج احمد آقا به راه يک طرفه بدی وارد شده بود
که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف احمد آقا را آقای فلاحيان به من ابلاغ کرد مضطرب
شدم و حتی به ترديد فرو رفتم. دو روز بعد همراه با آقای فلاحيان به ديدار آيت
الله مصباح يزدی رفتيم، آقای محسنی اژه ای و آقای بادامچيان هم آنجا بودند، ايشان
در آن جلسه گفتند نبايد به کسانی که با ولی امر مسلمين خصومت می کنند، رحم کرد.“(نگاه
كنيد به سايت ميهن، مقاله ي ويژه ي قتل هاي زنجيره اي ، خرداد 1383) آن ها كه با امام خود وخانواده اش چنين كنند با
ديگران چه ها كنند؟ البته دستورحذف تمام سران چنين حكومت هايي با همين شيوه
صادرخواهد شد.
براي
حكومت اسلامي وحاميان آن زلزله نعمت است همانطوركه امام گفت : ” جنگ نعمت “ است.
محاصره ي بم توسط حكومت و جلوگيري ازكمك رساني مردم دنيا به مردم بي پناه وبيچاره
ي بم ، غارت و كشتارآنان بعد از زلزله (
بدليل عدم كمك رساني درست وبه موقع ) جزيي از همان برنامه ي حذف فيزيكي و جنگ
رواني با مردم ايران است. اين جنگ اعلام نشده وبي نهايت مدرن برضد مردم سرزمين ما
ازبيست وپنج سال پيش بوسيله ي يك گروه اجتماعي كه بيشترين نفوذ را درداخل مردم
داشتند، آغازشده است وبه آن نام انقلاب اسلامي نهاده اند. البته شبيه همين جنگ
درافغانستان، عراق ودرتمام كشورهاي مسلمان نيزادامه دارد. با عمليات انتحاري مسلمانان،
مردم را مي كشند وتوحش وآدم كشي را نيزبه مردم مسلمان نسبت مي دهند. درپاكستان ،
هند، اندونزي مردم فقيربنام دين ومذهب يك ديگررا قطعه قطعه مي كنند وسودش را آدم
خواران وغارت گران غربي مي برند. مسلمانان مسيحي ها را مي كشند، شيعه ها سني ها را
و سني ها شيعه ها و ديگران را . پشتوانه ي همه ي اين جنايات ناداني وجهل مقلدان
است . خبرگزاري دانشجويان به موازات اعلام خبركشتارمردم شيرازبه كمك زهر،
متانول و مشروبات الكلي گزارش
تشكيل ستادي بنام ” ستاد پاسداشت شهداي جهاني “ را داد ونوشت : ” . . . هرچند كه
اين ستاد خود را يك سازمان غيردولتي معرفي كرده است اما عمليات انتحاري را منوط به
فرمان آيت الله سيدعلي خامنه اي رهبرجمهوري اسلامي دانسته است . . . يك مقام رسمي سپاه پاسداران حسن عباسي نقل نمود
: سلاح اصلي ما جهاد است وازطريق آن ما پايه هاي كفار را به لرزه درمي آوريم . “
كسي درايران جرأت دروغ بستن به رهبرجمهوري اسلامي را ندارد پس مي توانيم چنين تلقي
كنيم كه اين رهبرجمهوري اسلامي است كه اين بمب هاي جهادگررا دراختيار دارد. اين
ولي فقيه است كه امام امت ومسئول تمام حوادثي است كه درايران اتفاق مي افتد ، حتا
اگريك نفر درتمام پهنه ي ايران سرگرسنه به زمين بگذارد اين ولي بقيه است كه
برابرمعيارهاي اسلامي مسئول است وبايد دربرابر خدا و خلق خدا جواب گوباشد.
قتل
هاي زنجيره اي ، قتل هاي محفلي كرمان ، قتل هاي ناموسي مشهد، قتل ها ومسموم كردن
مردم درشيراز، تهران ، اعتياد جوانان ، فحشا، فروش زنان ودختران مسلمان ، كودكان
خياباني ، خود كشي هاي مردم از استيصال، قتل ها ، دزدي ها ، وحشي گري ها ، نابساماني ها ، اعدام ها ، تمام موارد نقض حقوق
بشرهمه و همه متوجه رهبر جمهوري اسلامي است چه آن هايي كه دستورش را رهبري صادر كرده
است و چه آن هايي كه از تبعات سوء حكومت واداره ي
مملكت مي باشد.
منوچهر
تقوي بيات
استكهلم ـ چهارم
تيرماه 1383 خورشيدي برابر 24 ژوئن 2004 ميلادي