پنجشنبه ۴ تير ١٣٨٣ – ۲۴ ژوئن ٢٠٠۴

چند کلمه جدی درباره فيلترينگهای اخير

 

 

محمدعلی ابطحی

سايت «وب نوشت»

 http://www.webnevesht.com

 

مسأله فيلترينگ اين روزها، از اساسیترين مسائل جامعه ارتباطی کشور است و بحق نگرانی بجايی است. ما قبلا به صورت رسمی و حقوقی اظهارنظر کرده بوديم که محدود کردن هر نوع آزادی مردم - که اينترنت هم جزئی از آن است - براساس نص قانون اساسی به قانون احتياج دارد. حتی با مصوبه شورای انقلاب فرهنگی هم نمیتوان قانون اساسی را محدود کرد، ولی افاقه نکرد. هيأت سهنفره منتخب شورا دستور فيلترينگ يک عده از سايتها را دادند. حالا از نظر حقوقی هم بشود قبول کرد که تا وقتی قانون وجود ندارد مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در حکم قانون است، بايد دستور هيأت سهنفره که نمايندگان وزارت اطلاعات و ارشاد و صداوسيما هستند، سايتهايی را که بايد فيلتر شوند، مشخص نمايد. با اين حساب دخالت مستقيم قوه قضائيه و حکم بستن سايتها در ليستی جداگانه از سوی دادستان و ارائه آن باز به صورت مستقيم به ICPها بدون آنکه از طريق مخابرات باشد - البته به نقل از آقای وزير ارتباطات میگويم - کاری است که طبعا دستورالعمل شورای انقلاب فرهنگی را بیاثر میکند. اگرچه دادستان به يکی از عناوين معروف مثل تشويش اذهان عمومی و يا عناوين مشابه مثل آنکه در ماجرای بستن مطبوعات از قانون مجازات که برای دزدان در سال ۱۳۳۶ تصويب شده بود استفاده کرد، در بستن سايتها هم میتواند از آن استفاده نمايد که لابد به همين دليل اين کار را انجام داده ولی بايد طبعا اولين مدعی آن شورای انقلاب فرهنگی باشد. در عرض دو، سه روز گذشته من اين مسأله را خيلی دنبال کردم. وزير ارتباطات میگفت که ليست ارائه شده توسط دادستانی مستقيما به ICPها رفته است و ما خبر نداشتيم! ما فقط موظف به تعطيلی سايتهايی هستيم که هيأت سهنفره ليست بدهند. به آقای رئيس جمهور گزارش مفصلی از اين مسأله دادم. در قوه قضائيه هم ظاهرا قرار بوده که وارد محتوای سايتها نشوند و همان هيأت سهنفره تصميم بگيرد ولی ارائه ليستی از ۴۶۰ سايت اخير دادستانی، دخالت در محتوا است. با رئيس صداوسيما و وزرای ارشاد و اطلاعات هم صحبت کردم و تقاضا: که برای اين مسأله خودشان وقت بيشتری بگذارند.

و در چارچوب مشخص و قابل دفاعی به اين کار دست يازند. همهشان قبول داشتند و قرار دارند چنين نمايند. وزير دادگستری هم قرار است که بين دولت و قوه قضائيه، هرچه سريعتر جلسهای برقرار کند تا اگر بشود به اين مسأله سامان داده شود که البته همچنان دنبال اين ماجرا هستم. خدا کند دنبال کردن من باعث پيچيدهتر شدن اوضاع فيلترينگ سايتها نشود که قول میدهم اگر ديدم چنين است، رها کنم!

به دو نکته پايانی هم بايد اشاره کنم: اول اينکه دفاع و پيگيری من به معنای قبول داشتن محتوای سايتهای فيلتر شده نيست. بسياری از آنان که سايتهای غيراخلاقی هستند که در اکثر دنيا فيلتر میشوند. مهم شيوه آن است و مهمتر دفاع از کسانی است که سايت يا وبلاگ دارند و دور از مسائل غيراخلاقی قلم میزنند و تنها دليل بستن سايت آنها اين بوده که کسی از آن خوشش نيامده و درنتيجه تعطيلش کرده است.

نکته دوم آنکه همواره تکرار کردهام: دنيا بیمرز شده است. هرچه به محدود کردن بيشتر انديشه منجر شود باعث بازتر شدن فضای ارتباطی خواهد شد. کاش میشد اين مسأله منهدم شود.

باز هم میگويم گزارشهايی در اين رابطه - اگر اثر منفی نداشته باشد - خواهم داد.