چهارشنبه ۳ تير ١٣٨٣ – ۲۳ ژوئن ٢٠٠۴

اطلاعيه دوستان و ياران اين پژوهشگر و نويسندهی مبارز حسين ملک

حسين ملک درگذشت

 

ملک در طول همهی اين سالهای پژوهش و جنبش و مبارزه، بسيار و بسيار نوشت و آنچه از نوشتههای او که بهصورت کتاب و يا مقاله (از جمله در ماهنامههای انديشهی نو، علم و زندگی، نبرد زندگی، سوسياليسم، کيهان ماه، جهان نو، نامهی پارسی، سهند و ...) چاپ شد از کنجکاوی گسترده و انديشهی جسور و ديد بديع او نشانههای روشنی به دست میدهد.

ملک به فرهنگ آزاد و آزادی انديشه و کلام و قلم دلبسته بود و از شمارهی پيکارگران با مميزی و سانسور و خفقان و سرکوب بود و از مصاف با انواع و اشکال خودکامگی و استبداد هرگز باز نايستاد.

ملک يکی از چهرههای ستايشانگيز جنبش روشنفکری ايران معاصر بود که تلاش در راه رهائی و بهروزی و برابری آدميان را هيچ زمان از دانش و پژوهش خود کنار نمیزد. درد زمانه داشت و در جستجوی درمان اين درد، بیآرام بود

دوستان و ياران اين پژوهشگر و نويسندهی مبارز در روز جمعه ۵ تير ۱۳۸۳ معادل با ۲۵ ژوئن ۲۰۰۴ در پاريس گرد هم میآيند و ياد او را گرامی میدارند.

 

حسين ملک (۱۳۸۳-۱۳۰۰) بامداد روز يکشنبه دهم خرداد ماه ۱۳۸۳، برابر با سی ام ماه مه ۲۰۰۴، در ۸۳ سالگی در پاريس، زندگی را بدرود گفت.

ملک تحصيلات دانشگاهی خود را در دانشکدهی کشاورزی دانشگاه تهران آغاز کرد و پس از اخذ درجهی مهندسی کشاورزی (۱۳۲۲)، نخست به تدريس علوم طبيعی در دبيرستانها و سپس به فعاليت در بخش تحقيقات و آمار وزارت کشاورزی پرداخت. او يکی از معدود کسانی بود که کار صحرائی و بازديد محلی را پايهی اصلی پژوهشهای خود قرار داده بود. برای او کشاورزی، در کاشت اين زمين و برداشت آن محصول خلاصه نمیشد. کشاورزی تمامی زندگی روستائيان بود و لازمهی دگرگونی و بهبود کشاورزی، تغيير و بهبود جامعهی روستايی بود. ملک يکی از نخستين کسانی بود که در نوشتههای خود، بر ضرورت اصلاحات ارضی در ايران تأکيد کرد و زمانی هم که برای تکميل تحصيلات به فرانسه آمد پاياننامهی دکتری خود را به «شرايط اصلاحات ارضی در ايران» اختصاص داد (۱۳۴۱). آنچه ملک دربارهی نظام کشاورزی و جامعهی روستائی ايران آن دوران نوشت تا سالها همچنان پر اعتبار و با ارزش میماند.

پس از اخذ درجهی دکتری، ملک در مرکز ملی تحقيقات فرانسه به کار پژوهش و تحقيق پرداخت و به منظور مطالعهی تطبيقی نظامهای کشاورزی در ايران و هند، بار ديگر به روستاهای ايران بازگشت و ماهها هم در روستاهای هند اقامت گزيد. تجربهی اقامتهای تحقيقاتی در هند و پس از آن هم مأموريتهای متعددی که در سالهای بعد از طرف سازمان خواربار و کشاورزی جهانی و سازمان يونسکو در کشورهای ماداگاسکار، مالی،هائيتی و گابون بر عهدهی ملک واگذار شد بر انسجام و عمق بينش روستاشناسی او افزود. در هر مأموريت، تنها به تماس و گفت و گو با مقامات دولتی اکتفا نمیکرد بلکه هربار مستقيم و بيواسطه به ميان روستائيان میرفت و با آنان و در ميان آنان میماند و اين چنين بود که ملک هرجا که میرفت، روستانشينان او را از خود میدانستند و به او نه چون بيگانهای دوردست که آشنائی ديرينه نظر میکردند و هم اين چنين بود که گزارشهای او از جامعيت و کمالی برخوردار میشد که کمبودهای فنی و مادی روستائيان و نيازهای واقعی ايشان را نشان میداد و دستيابی به رشد و توسعهای انسانی را ممکن میساخت. او کارشناسی بود با فرسنگها فاصله از آن دنيای کارشناسان نسخهپيچ: در زمانی که اينان بر هرچه جز تقليد کورکورانه از کشاورزی ماشينی يکسره مهر باطله میزدند، روستاشناسی ملک واقعبينانه بر قابليت نوپذيری و پويائی تغيير در روستاهای «سنتی» تکيه میکرد. ملک هم به ضرورت تغيير و نوسازی پايبند بود و هم روستائيان را قادر و توانا به درگيری موفقيتآميز با روند نوسازی و توسعه میدانست. ملک جامعهشناسی دردمند بود.

ملک يکی از چهرههای ستايشانگيز جنبش روشنفکری ايران معاصر بود که تلاش در راه رهائی و بهروزی و برابری آدميان را هيچ زمان از دانش و پژوهش خود کنار نمیزد. درد زمانه داشت و در جستجوی درمان اين درد، بیآرام بود. در فردای شهريور بيست، همچون بسياری از همنسلان خود به حزب توده رویآورد و آن زمان که سراب را ديد از نخستين کسانی شد که شجاعانه به تدوين راه نوين و پيام نوين و مستقلی برای حصول به آرمانهای ترقيخواهانهی خود پرداختند. با آغاز نهضت ملی ايران به رهبری دکتر محمد مصدق، ملک هم در صف پشتيبانان مصمم و فعالان پايدار جنبش ملی کردن نفت قرار گرفت و تا پايان نيز قاطعانه به آرمانهای استقلالطلبی و ترقيخواهی و تجددجوئی نهضت ملی وفادار ماند و هيچگاه سختکوشی در راه آزادی و آزادانديشی را از ياد نبرد.

ملک در طول همهی اين سالهای پژوهش و جنبش و مبارزه، بسيار و بسيار نوشت و آنچه از نوشتههای او که بهصورت کتاب و يا مقاله (از جمله در ماهنامههای انديشهی نو، علم و زندگی، نبرد زندگی، سوسياليسم، کيهان ماه، جهان نو، نامهی پارسی، سهند و ...) چاپ شد از کنجکاوی گسترده و انديشهی جسور و ديد بديع او نشانههای روشنی به دست میدهد. ملک به فرهنگ آزاد و آزادی انديشه و کلام و قلم دلبسته بود و از شمارهی پيکارگران با مميزی و سانسور و خفقان و سرکوب بود و از مصاف با انواع و اشکال خودکامگی و استبداد هرگز باز نايستاد.

ملک خردپيشه و خردانديش بود و تعبد فکری و خشک انديشی را در همهی اشکال خود, اعم از دينی و غير دينی، خوار میداشت. ملک پويائي سيال پژوهش و کنجکاوي پايدار دانش بود. همواره میپرسيد و همه چيز را به پرسش می​​کشيد. ذهن نقاد او هر قيد و بندی را پشت سر میگذاشت. اين چنين بود که از آغاز جوانی تا پايان زندگی، سالهای عمر او از جنبش و تلاش و کشش و کوشش برای آزادی و بهروزی مردمان آکنده بود. درد مردمان را داشت و در تلاش پايدار برای دستيابی به جهانی بهتر، برابرتر و آزادتر زيست. آرام نمیگرفت و هرگز از پا نمینشست و هر زمان با صميميت و شجاعت و پيگيری، در راهی که برگزيده بود گام بر میداشت.

 

يادش پايدار.

۳ تير ۱۳۸۳ / ۲۴ ژوئن ۲۰۰۴

 

سيروس آرين پور. نعمت آزرم. داريوش آشوری. عفت باقرزاده. فيروز باقرزاده. ناصر پاکدامن. امير پيشداد. علیاصغر حاج سيدجوادی. مهدی خانبابا تهرانی. حميد ذوالنور. منوچهر رسا. علی رضوی. کامبيز روستا. مجيد زربخش. هوشمند ساعدلو. هوشنگ سياحپور. ابراهيم سيفی. ايرج طبيبنيا. مهناز طبيبنيا. عباس عاقلیزاده. آنا عنايت. محمود عنايت. شهرام قنبری. محمد علی همايون کاتوزيان. هوشنگ کشاورز صدر. پری کلانتری. علی گوشه. مريم متيندفتری. هدايت متيندفتری. عباس معيری. هوشنگ معين زاده. نيو نابت. شيدان وثيق. غلامرضا وثيق.

 

 

يادبود حسين ملک

 

دوستان و ياران اين پژوهشگر و نويسندهی مبارز در روز جمعه ۵ تير ۱۳۸۳ معادل با ۲۵ ژوئن ۲۰۰۴ در پاريس گرد هم میآيند و ياد او را گرامی میدارند.

ياران و دوستان حسين ملک

نشانی محل گردهمائی:

 

 

 

Lieu: Entraide protestante

27 rue de L'Annonciation, 75016 Paris.

Metro: La Muette (Ligne 9) ou Passy (Ligne 6).

Heure et date: 19,30, Vendredi, 25 juin 2004.