بيانيه کانون صنفی معلمان ايران
به نام خداوند جان و خرد
فرياد می زنم ، من چهره ام گرفته ، من قايقم نشسته
به خشکی .
مقصود من ز حرفم معلوم بر شماست ؛ يک دست بی صداست
.
فرهنگيان عزيز ، ملت بزرگ ايران
بارها گفتيم و نوشتيم ، آن سان که از دور دست ها
فرياد برخاست و تا دوردست ها شنيدند ، اما گويی آنان که می بايد را ، نه گوشی است
برای شنيدن و نه چشمی برای ديدن و نه ميلی برای پاسخ به اين همه فريادها .
حرف هايشان تکراری و ملال آور ، وعده هايشان تو
خالی و بی عمل و توجيه تبعيض و ستمی تا اين حد آشکار ، برايشان عادتی است ترک
ناپذير .
گويی ردای رياست و وزارت و وکالت را نه از برای
خدمت به خلق و رضای خالق ، بلکه برای زينت دنيای خويش برتن نموده اند .
چند سالی است ، معلمان ، که حساسيت و سختی پيشه ی
آنان برکسی پوشيده نيست ، در حالی که از حداقل های زندگی نيز محروم بوده اند ، پس
از سال ها سکوت ، به ستوه آمده از اين همه درد ، ودر واکنش به عفريت فقر و تنگدستی
که بر زندگی آنان چنگ افکنده است ، لب به اعتراض گشوده اند و حقوق پايمال شده و
ناديده گرفته شده ی خويش را مطالبه نموده اند . اما پاسخ بسياری از مسوولان به
آنان جز وعده و وعيد و دروغ و فريب نبوده و نيست . آن سان که موج تبليغات فريبنده
ی آنان بسياری را به اين اشتباه و ترديد افکنده است که ، معلمان با وجود اين همه
دريافتی که هر روزه در رسانه ها تبليغ می شود، ديگر چه می خواهند ؟!
وبرای ما در برابر اين همه فريب ،هيچ تريبونی نيست
تا از حقوق خود و همکارانمان دفاع نماييم .رسانه ها ممنوع از انعکاس ، قلم معلمان
شکسته و در بند و معلمان همچنان زير خط فقر . آن هم در جامعه ای که هر روز شاهد
رشد و گسترش اشرافيت در زندگی کسانی هستيم که بنا بود دنيايشان را قربانی آخرت
نمايند .
آری در جامعه ای که مديريت قبيله ای ، خويشاوندی و
انتصابی ، راه هر گونه تحول و ترقی را بويژه در عرصه ی تعليم و تربيت سد نموده است
، معلمان را از هرگونه اعتراض منع می کنند و يا در صورت اعتراض به انحرافاتی که می
بينند و وعده های دروغی که می شنوند به سياسی کاری متهم می کنند .
براستی ، آيا معلم حق ندارد بپرسد که چرا ۹۰ درصد
قبول شدگان المپيادهای درسی از کشور خارج می شوند و بيش از ۸۰ درصد آنان ديگر به
کشور برنمی گردند ؟
آيا معلم حق ندارد بپرسد که چرا ايران مقام اول
فرار مغزها را در جهان داراست ؟ و آيا اگر بگوييم که يکی از دلايل مهم فرار سرمايه
های انسانی کشور تنزل جايگاه معلم و به تبع آن تنزل جايگاه علم در جامعه است سخن
به گزاف گفته ايم ؟ معلمان چه می خواستند ؟ به آن ها چه می دهند ؟ !
معلمان خواستار رفع تبعيض و خروج از خط فقر و
اصلاح ساختار نظام آموزش و پرورش بوده و هستند اما مسوولان برايشان طرح ارتقای
شغلی تدوين می نمايند . طرحی که از ابتدا با تبعيض همراه بوده است . طرحی که نتيجه
ای جز ايجاد تفرقه در صفوف همکاران به همراه نخواهد داشت ، طرحی که عزت باقيمانده
ی معلمان را نيز پايمال خواهد کرد .
معلمان می پرسند ؟ چرا طرحی که بيش از ۲۰ ماه از
اجرای بی سروصدای آن در ساير وزارتخانه ها می گذرد ، بعد از گذشت اين همه مدت و با
اين همه تبليغات برای معلمان به اجرا در می آيد ؟ معلمان می پرسند ، چرا وعده ی
اجرای طرح از ۱/۱/۸۳ به اواخر تير ماه ۸۳ موکول شده است ؟
چگونه ممکن است که وزير آموزش و پرورش و معاون
پشتيبانی ايشان آن همه تبليغ در باره ی ارتقای معلمان به رتبه های ارشد ، خبره و
عالی را که امروز فقط به رتبه ارشد محدود شده است فراموش کرده باشند ؟!
چه توجيه حقوقی برای محروم کردن دفترداران ،
مشاوران ، کتابداران ، مستخدمان ، مديران دروس ، متصديان آزمايشگاه ، بازنشستگان و
... از حد اقل مزايای اين طرح وجود دارد ؟
چرا بر خلاف قولی که داده اند ارزش مدرک و سابقه
را تا به اين حد تنزل داده اند ؟
چرا کسانی را که مشمول طرح همطرازی هستند از
مزايای اين طرح محروم نموده اند ؟ به راستی در نظر گرفتن تنها ۶ امتياز در سال
برای رضايت ارباب رجوع ( اوليای دانش آموزان ) توهين به آنان محسوب نمی شود ؟
چرا امتياز مربوط به حضور معلمان در NGO ها و کانون ها حذف شده است ؟ اين چه طرح کارشناسی است که اين همه
پرسش و ايراد و اعتراض به آن وارد است ؟ آن قدر که باوجود تشکيل جلسات متعدد
توجيهی ، نه توجيه کنندگان توجيه می شوند و نه توجيه شوندگان .
آيا نبايد نسبت به ناتوانی نمايندگان وزارت آموزش
و پرورش که نتوانستند در جلسه ی مشترک با سازمان مديريت ، از حقوق همکارانمان دفاع
کنند اعتراض کنيم ؟
آيا جز اين است که وجود اين همه ايراد که بر طرح
وارد است خود دليل آشکاری است بر اين امر که طراحان طرح مذکور درد معلمی نداشته
اند و رنگ کلاس های درس را نديده اند وهمچنين نخواسته اند که از نظر معلمان و
نمايندگانشان در تشکل های صنفی بهره مند شوند ؟
بر اين اساس و با توجه به اعتراض های گسترده ی
همکاران در مناطق مختلف تهران و استان ها و شهرستان های ديگر که نسبت به محتوا و
نحوه ی اجرای طرح صورت گرفته و می گيرد، هيئت مديره ی کانون صنفی معلمان ايران به
نمايندگی از ساير تشکل ها ، در روز چهارشنبه ۱۰/۴/۸۳ با اطلاع قبلی و برای اتمام
حجت باوزير آموزش و پرورش به دفتر ايشان مراجعه نمودند که با کمال تاسف با بی
اعتنايی توهين آميزی که صورت گرفت اين ملاقات انجام نپذيرفت ودر سال پاسخ گويی بار
ديگر پرسشهای ما از مسوولان بی پاسخ ماند .
لذا اعضای هيئت مديره کانون صنفی معلمان ايران با
توجه به بن بست موجود، ضمن رد کامل طرح ارتقای شغلی معلمان، تااصلاح کامل طرح
مذکور و جلب رضايت همکاران از پرکردن فرم های مربوط به اين طرح امتناع نموده و به
اين وسيله به مسوولان هشدار می دهند که تا دير نشده، از شيوه ی کهنه و فرسوده ی
فريب و فرصت سوزی دست بردارند، چرا که پی گيری خواسته های برحق و صنفی معلمان و
اعتراض به وعده های محقق نشده، حق معلمان و تشکل های صنفی است که بدون ترديد، در
نشست مرداد ماه تشکل های صنفی معلمان که در گيلان برگزار خواهد شد ، با قاطعيت به
اين مهم خواهيم پرداخت.
در خاتمه بار ديگر ضمن درخواست رفع توقيف از هفته
نامه ی قلم معلم و تقاضای استعفای وزير آموزش و پرورش و معاون پشتيبانی ايشان ، و
ضمن انتقاد از صدا و سيما به دليل انعکاس يک جانبه ی اظهارات مسوولان در رابطه با
افزايش حقوق معلمان، آمادگی نمايندگان کانون را برای برگزاری يک مناظره تلويزيونی
با وزير آموزش و پرورش يا ديگر مسوولان اين وزارتخانه اعلام می داريم به اين اميد
که واقعيت ها آن گونه که هست به جامعه منعکس گردد .
والسلام
کانون صنفی معلمان ايران
۱۱/۴/۸۳