چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۳ - ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۴

پيرامون وضعيت سياسي امريکا

و انتخابات رياست جمهوري آن

مصاحبه آرش کمانگر با  دکتريونس پارسا بناب

(  نويسنده ، فعال چپ و استاد دانشگاه در واشنگتن  )

 

 

 

 

آرش کمانگر : ضمن تشکر از قبول مصاحبه ، اولين پرسش من در مورد کنوانسيون اخير حزب جمهوريخواه در نيويورک و تطاهرات عظيم مردم عليه سياستهاي جنگ طلبانه بوش ميباشد . لطفا هم در مورد اين اجلاس و هم مارش بزرگ مردم ، توضيحاتي را ارائه کنيد .

 

يونس پارسا بناب : من هم تشکر ميکنم که از من براي اين مصاحبه دعوت کرديد. همانطور که ميدانيد هر چهار سال يک بار در آمريکا احزاب براي انتخاب کانديداي خود براي انتخابات رياست جمهوري کنوانسيون کشوري برگزار ميکنند. امسال کنوانسيون حزب دموکرات در شهر بوستون در ماه اوت و کنوانسيون حزب جمهوريخواه نيز در شهر نيوريورک در ماه سپتامبر برگزار گشت.

بر خلاف کنوانسيونهاي سال هاي قبل ، امسال تظاهرات، اعتراضات ، راه پيمائي ها و بست هاي متعدد از طرف اقشار مختلف شهر نيويورک در روزهاي کنوانسيون جمهوريخواهان برگزار گرديد که از نظر تعداد شرکت کنندگان در تاريخ آمريکا بي نظير بود.در اين تظاهرات و .....، که همگي بر عليه جنگ عراق و سياست هاي جنگ طلبانه و سيطره جويانه اي نئو کانها ( نئو محافظه کاران ) در عراق ، فلسطين و افغانستان بود، نزديک به يک ميليون نفر جمعيت شرکت کردند که حتي خود مجريان و سازماندهان اين تظاهرات و .... را به حيرات انداخت .

به نظر من اين اقدامات ضد جنگ و راه پيمائي هاي سه روزه در نيويورک بخشي از " ابر قدرت" افکار عمومي جهاني (" وجدان بين المللي") است که ار سال 1998 ( بعد از تظاهرات وسيع نيروهاي ضد گلوباليزاسيون در شهر سياتل) بداين  سو شکل يافته و امروز بعد از حمله نظامي به افغانستان و سپس حمله نظامي به عراق و اشتغال آن کشور ( در 18 ماه گذشته ) رشد کيفي يافته است.

ابر قدرت افکار عمومي جهاني جنبش هاي فراگير اجتماعي – سياسي است ، که در حال حاضر مستقل از عملکردها و سياست هاي دولت هاي سنتي نيروهاي متنوع و فراگيري را در بر ميگيرد.

اين جنبش ها که در اکناف جهان به شکل هاي گوناگون ( مثل جنبش هاي ضد جنگ و آنتي گلوبوليراسيون ،تداوم بقاياي نهضت هاي رهائي بخش دهه هاي 1960- 1970، بيانيه ها و همايش هاي ضد جنگ از طرف بخش بزرگي از کليساها، مبارزات وسيع مردم جهان عليه جورج بوش بويژه در خيابانهاي کشورهاي پيراموني جهان سوم و اعتراضات و سخنراني هاي شخصيت هاي با نفوذ و محبوب بين المللي مثل گارسيا مارکز در کلمبيا، نوام چامسکي در آمريکا، يوسف شاهين در مصر، گونتر گراس در آلمان و نلسون ماندلا در آفريقا و ...) ظهور کرده اند عمدتاً در چالش با نظام جهاني سرمايه در راس آن  آمريکا به وجود آمده، در تضادي آشکار با هئيت حاکمه آمريکا بويژه جورج بوش و نئو کانها افتاده و عموماً هدف استراتژيکي جهاني آمريکا را به زير سئوال کشيده اند.

 

کمانگر : با توجه به در پيش بودن انتخابات رياست جمهوري امريکا در ماه نوامبر ، وضعيت افکار عمومي و آخرين نظرسنجي ها را چگونه مي بينيد ؟ در همين رابطه مختصري در مورد ويژه گي هاي انتخابات رياست جمهوري در ايالات متحده توضيح دهيد .

 

پارسا بناب : انتخابات رياست جمهوري آمريکا در ماه نوامبر امسال که هر چهار سال يکبار بدون وقفه تا حالا در تاريخ آمريکا به مورد اجرا گذاشته است، از توجه و اهميت ويژه اي برخوردار است. تا حالا مردم جهان و حتي در صد قابل توجهي از مردم آمريکا ( 29 درصد) انتخابات آمريکا را جّدي نگرفته و آن را يک عمل تشريفاتي محسوب ميداشتند. مردم آمريکا هيچ زماني در تاريخ معاصر خود ( ار زمان پايان جنگ داخلي در 1866 ميلادي تا کنون ) به چنين بُعد و عمقي به دو بخش بسيار " متخاضم و ستيزه جو" تقسيم نشده بودند. اين اوّلين بار است که سياست خارجي آمريکا ( جنگ عراق) به مهّم ترين موضوع انتخابات رياست جمهوري تبديل گشته است، در صد بزرگي از مردم آمريکا( چه آنهائيکه مخالف بوش و موافق جان کري هستند و چه آنهائيکه برعکس) معتقدند که جنگ عراق آغاز يک جنگ طولاني است که امکاناً در طول آن از عراق به عنوان يک " سکوي پرش" و " ايستگاه بنزين گيري" استفاده خواهد شد و جنگ از آنجا به نقاط مختلف منطقه خليج فارس و اقيانوس هند گسترش خواهد يافت.

 

کمانگر : " جان کري " رقيب اصلي جورج بوش ، بنطر ميرسد اندکي از ژستهاي صلح طلبانه خويش کاسته و با به نمايش گذاشتن فيلم شرکت خود در جنگ ويتنام و بر زبان راندن پي در پي جملات مذهبي ، سعي دارد آراي بخشي از افکار عمومي محافطه کار را بدست آورد . اصولا مجموعه مواضع جزب دمکرات ، چه تفاوتها و تشابهاتي با مواضع حزب جمهوريخواه دارد ؟

 

پارسا بناب : آمريکا بر خلاف تبليغات جاري ( از طرف رسانه هاي گروهي وابسته به نظام) يک کشور تک حزبي است که در درون آن حزب دو جناج بزرگ سرمايه داري:(نهادهاي مالي "شرقي"و نهادهاي مالي "غربي") پيوسته در رقابت و تباني با همديگر دست و پنجه نرم مي کنند. "جناح شرقي" توسط نيروها و خانواده هاي بانفوذ شرق آمريکا- راکفلر ها ، کندي ها ، ماريوکوموها و ...  – و " جناح غربي" توسط - هالي برتن ها و کمپانيهاي فرامّلي نفت و انرژي و " شبکه نظامي- صنعتي"- نمايندگي ميشوند. محمل اصلي " جناح شرقي" را حزب دموکرات و محمل " جناح غربي" را حزب جمهوريخواه تشکيل ميدهند.

به نظر من منافع گروه هاي فشار و جناح هاي متشکل سرمايه داري در درون حزب دموکرات حکم ميکند که پروسه استراتژيکي هژموني نفتي در خاور ميانه را از طريق ديپلماسي و با نزديکي به متحديان آمريکا طي کنند. روي اين اصل کانديداي آنها ( جان کري) روي خط " ديالوگ" و " مذاکره" با ايران و سوريه و فلسطين و .... است.

جورج بوش کانديداي " جناح غربي" و نئوکانها ( که در حال حاضر بر سه قوه دولتي – مقننه، اجرائيه و قضائيه- حاکميت دارند ، مردم آمريکا را براي يک جنگ طولاني در خاور ميانه و امکاناً حمله نظامي هوائي

( به احتمال قوي) ، توسط دولت فعلي اسرائيل ( ائتلاف ليکود ) به ايران و احتمالاً سوريه آماده ميسازند.

 

کمانگر : آيا مردم امريکا که در تمام سالهاي گذشته ، مجبور بوده اند ميان دو حزب عمده يکي را برگزينند ، امکان آنرا دارند که گزينه ديگري را اختيار کنند ؟ مثلا در يک دهه اخير بتدريج بر آراي حزب سبز – بويژه رهبر آن " رالف نادر " – افزوده شده است . شانس اين حزب و ديگر احزاب کوچک براي بدست آوردن آراي مردم چقدر است ؟ در همين رابطه در مورد وضعيت جنبش کارگري و نيروهاي چپ در امريکا ، توضيحاتي را ارائه نمائيد .

 

پارسا بناب : مکانيزم و ساختار تشکيلاتي و مقرراتي حزب دمو.کرات و حزب جمهوريخواه که در واقع به عنوان دو جناح در داخل يک نهاد جبهه اي عمل ميکنند توسط معدودي کمپاني هاي فراملي انگشت شمار تنظيم و اداره ميشوند. در تحت اين شرايط به نظر من در حال حاضر نيز مثل صد سال گذشته امکان اينکه توده هاي مردم بتوانند بر مکانيزم ها و مقرراّت حاکم در سيستم و شيوه  انتخاباتي در آمريکا فايق آمده و انحصار را از دست آنان گرفته و گزينه ديگري را اختيار کنند ندارند. هژموني اين دو حزب که به عنوان يک نهاد جبهه اي عمل ميکنند بقدري گسترده و فراگير است که در حال حاضر نهادهائي مثل" سبزها" و يا شخصيت هائي مثل " رالف نادر" نميتوانند انحصار اين دو حزب را بر ارکان مملکتي از بين برده و يا حتي ضعيف سازند

 

کمانگر : با توجه به توضيحات و ديدگاه شما ، درستترين تاکتيک در قبال انتخابات قريب الوقوع چه بايد باشد ؟

 

پارسا بناب : به نظر من نيروهاي چپ و دموکراتيک و کارگري چون خيلي ضعيف و پراکنده هستند بايد به عنوان حداقل يک آلترناتيو تئوريکي و سياسي به درون جوانان و زنان رفته و با آنها هم صدا گشته و بين بد و بدتر به جان گري و بر عليه جورج بوش راي دهند. اگر جورج بوش در انتخابات پيروز گردد، امکان حمله نظامي به ايران وجود دارد. ولي اگر جان کري پيروز شود، امکان حمله اقلاً چهار سال به عقب ميافتد و حتي احتمالاً در يک پروسه اي خنثي هم گشته و اتفاق نيافتد.

 

                                      ***********************************

 

توجه : اين مصاحبه بوسيله فاکس صورت گرفته ، لذا امکان طرح پرسشهاي جديد بر مبناي پاسخها ، وجود نداشته است .چاپ اين گفتگو به معناي تائيد همه نکات مطروحه در آن نيست و ما از درج ديدگاههاي مختلف پيرامون وضعيت حساس امريکا و انتخابات آن  استقبال ميکنيم . لطفا نظرات و ديدگاههاي خود را به آدرس زير ايميل کنيد : 

 

     Arash.k@rahekargar.net