مجموعه اخبار در رابطه با
خودکشی "کيانوش سنجری"
روزنامه: در شامگاه ديروز، ۴ مهر ماه خبر ناگواری
مبنی بر خودکشی يکی از مبارزان جوان راه آزادی و دمکراسی در ايران بر روی
تارنماهای خبری فارسی زبان منتشر شد:
«کيانوش
سنجری، فعال سياسی ۲۲ ساله مخالف جمهوری اسلامی در تهران دست به خودکشی زد.
پيکر بی جان او در حالی که خون از مچ دستش بر روی
زمين ريخته بود، در پارکی در تهران توسط يک رهگذر پيدا شده است. اين فرد کيانوش را
به بيمارستان امام خمينی در تهران منتقل کرده است.
اين فرد که سنجری را به بيمارستان منتقل کرده با
تماس تلفنی با شماره تلفن های داخل حافظه تلفن موبايل کيانوش سنجری، اين خبر را به
دوستانش رسانده است.
کيانوش سنجری ۲۲ ساله، تاکنون چندين بار به خاطر
مبارزه در راه آزادی ايران به زندانهای جمهوری اسلامی افکنده شده است.
وی در حال حاضر در بيمارستان امام خمينی در تهران
تحت مراقبتهای ويژه قرار دارد و هنوز از زنده بودن يا مرگ احتمالی وی خبری کسب
نکرده ام.
فرد مذکور در کنار پيکر بی جان کيانوش سنجری يک
تيغ خون آلود پيدا کرده است.»
دقايقی پس از آن آخرين مطلب وبلاگ کيانوش سنجری،
پرده از چند و چون اين رخداد دلخراش را برداشت:
«رفتم ديگر، ببخشاييد مرا!
آنقدر حرف و سخن برای گفتن دارم که نمی دانم از
کدام يک شروع کنم. اما با خود می گويم مگر برای کسی اهميت دارد که حرفم چيست و از
برای کيست؟ پس بگذاريد تمامی آنچه در دل محفوظ دارم را با خود به ابديت رهسپار
سازم. شايد اينچنين رنجی برای آنان که باقی خواهند ماند، باقی نماند.
اما برای يادگاری: ۱۷ ساله بودم که برای اولين طعم
تلخ و مشقت بار زندان، آنهم از نوع منفردش را در يکی از پرخاطره ترين زندانهای دو
رژيم پاتريمونياليستی قبل و پس از ۵۷، چشيدم. آنقدر تلخ بود که از تلخی اش توشه ای
برگزيدم برای برکندنش. توشه ای از جنس ملموس ترين زخم های کهنه هر دلباخته رهايی.
اينچنين مشتاقانه به فردا رسيدم، چشم گشودم و سال پس از آن نيز طعمی ديگر از زندان
را با خود همراه ساختم. اينبار عشرت آباد (۵۹ سپاه)، قصد خمودنم را داشت. ماهها در
يک سلول. ماندم و پير شدم. ماندم و شير شدم. سال پس از آن با فرم يافتگی کامل، روی
ميز بيشرمانه ترين بی دادگاه جهان، ۵ سال جلويم گذاردند تا در زندان بگذرانمش. هر
چند اشک، پنهانی، مسير نگاهم تا آسمان را پيمود اما اميدوار، به زندان رهسپار شدم.
مادر اگر نبود حکمم نمی شکست. يک سال به جای پنج سال. اين نيز بگذشت. سال پس از آن
و تا همين روزهای قبل، اين داستان ادامه يافت. اما در اين مسير پر ستيز، که بسياری
جانشان را باخته اند و پرچم شرافتشان را افراشته، آن گذشت که نخواهم گفت.
و در آخر: جمهوری اسلامی با سياستهای خداپسندانه
اش!، جوانان را بی خدا کرد، آنان را به پای تباهی کشاند و راه خلاصی را برايشان
برگزيد. خلاصی از آنچه قدرت برکندنش را ندارند. نه می توانند صبور باشند و نه
خواهند توانست آنی باشند که خداپرستان می پسندند. خدايم، نگاهم است، نگاهم ستاره
ايست در آنسوی آسمانهای صورتی عاشقی. و شادی که در زير چکمه های خشونت له شده
است.. جوانان را به آغوش شورانگيز عشق واگذاريد. در آخرين تماس تلفنی، صدايم می
لرزيد، گفت: نگرانی! گفتم نه چيزی نيست نگرانی زندگی! زندگی را دوست دارم، نه
اينچنين! بدرود
کيانوش سنجری در اين مطلب کوتاه اما گويای خود، در
لفافه، عاملان اين خلاصی را جمهوری اسلامی معرفی کرده است.
و پس از گذشت يکی، دو ساعت، کيانوش سنجری از
بيمارستان امام خمينی به بيمارستان لقمان منتقل شده و گفته شد که خطر مرگ وی از
بين رفته است.
خبر گزاری جبهه دمکراتيک ايران: عصر امروز (ديروز)
شنبه ۴ مهرماه ۱۳۸۳ جسد نيمه جان کيانوش سنجری از مبارزان جبهه متحد دانشجويی و
جبهه دمکراتيک ايران توسط عابران رهگذر در حاليکه غرق در خون در پارکی در تهران
کشف شده بود به بيمارستان خمينی تهران منتقل شد. در پی تلاش برای روشن شدن ماجرا
با آقای حسن زارع زاده دبير تشکيلات جبهه دمکراتيک تماسی حاصل کرديم که اين گزارش
حاصل اين کار است.
آقای زارع زاده در پاسخ سوال ما درباره اتفاقی که
روی داده گفت: کيانوش سنجری تحت فشارهای شديد وزارت اطلاعات رژيم ولی فقيه عصر
امروز دست به اقدامی زد که همه ما را متاثر کرد. در حال حاضر کيانوش ار بيمارستان
خمينی به بيمارستان لقمان در تهران منتقل شده است و خطر مرگ خوشبختانه از ميان
رفته است.
ايشان رفتار وزارت اطلاعات در سرکوب و خاموش نگاه
داشتن هر صدای معترضی را عامل اصلی اين حادثه دانست و اضافه کرد اين سرنوشتيست که
اين رژيم برای جوانان و آينده جوانان اين مرز و بوم در نطر کرفته است به حدی که
مرگ از زيستن در اين نظام برای ايرانيان شيرين تر است.
لازم به ذکر است که زندگی کردن در جمهوری اسلامی
خود يک مجازات با اعمال شاقه است و زمانی که مزدوران ولی فقيه اين فشار را مضاغف
می کنند مرگ اولين گزينه جوانان و زنان در جمهوری جور و جهل است.
-----------------------------------------
کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی
اطلاعيه خبری
۴/۷/۱۳۸۳
کيا نوش سنجری خود کشی کرد
کيانوش سنجری فعال سياسی ۲۲ ساله که بارها در
جريان اعتراضات دانشجويی دستگير و به زندان افتاده بود ، در پارکی در تهران دست به
خودکشی زد.
اين فعال دانشجويی که در طی ماههای اخير بارها از
سوی وزارت اطلاعات رژيم جمهوری اسلامی تهديد شده بود با خوردن ۳۰ قرص ديازپام و
همچنين بريدن رگ دست خود قصد خودکشی داشت.
پيکر بی جان اين آزادی خواه ايرانی توسط عابرين به
بيمارستان امام خمينی منتقل شد.
طبق آخرين اخبار رسيده با تلاش پزشکان بيمارستان،
خطر مرگ از ايشان رفع شده است و هم اکنون در وضعيت مساعدی به سر ميبرد.
کيانوش سنجری سخنگوی پيشين جبهه متحد دانشجويی ،
تا کنون ۵ بار به زندان افتاده و تحت شديدترين شکنجه های روحی و جسمی قرار گرفته
است که آخرين مورد آن در جريان تحصن در مقابل سازمان ملل در تاريخ ۷ خرداد ماه
امسال بودکه از سوی وزارت اطلاعات دستگير و به مدت يک هفته در زندان به سر برد.
کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی
komitedefa@yahoo.com