دوشنبه ۶ مهر ۱۳۸۳ - ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۴

لبخند نيلوفر

شيرين جزايری

صدای المان

 

روز سی ام شهريورماه، روز جهانی کودک، در همه کشورها مسائل و مشکلات ويژه کودکان از نظرگاه های مختلف، مورد توجه دوباره قرار گرفتند. از جمله اين موضوعات، بررسی ادبيات ويژه کودکان بود. کمتر مادری است که در دوران کودکی فرزندانش، برای آنان لالايی نخوانده و يا داستان های کوتاه برايشان تعريف نکرده باشد. و شايد کمتر کسی است که از شنيدن چنين داستان هايی در دوران کودکی اش، بی تأثير مانده باشد. اين سوأل برای بسياری از مادران پيش می آيد که داستانهای کودکان چه ويژگی هايی دارند و چه نمادها و سمبل هايی اصولا از طرف کودکان پذيرفته و درک می گردند.

 

در اين مورد خانم اکرم قاسم پور استاد دانشگاه های سوره و علامه طباطبايی در زمينه های ادبيات کودکان و ادبيات نمايشی، و نويسنده کتاب های کودکان در گفتگويی با راديوی دويچه وله، به سوالات ما پاسخ گفته است.

 

دويچه وله: خانم قاسم پور شما به عنوان يکی از دست اندرکاران ادبيات کودکان، کتاب آخرتان، با نام »لبخند نيلوفر« ، به طوری که من اطلاع دارم برنده ی جايزه شده است. ممکن است توضيح بدهيد، که اين کتاب در چه موردی ست و چه جايزه ی را از آن خود کرده است؟

خانم قاسم پور: »کتاب »لبخند نيلوفر« در واقع يکی از آخرين کتابهای من بود. به اين دليل يکی از آخرين کتابها، زيرا زمانی که لبخند نيلوفر چاپ شد، مطالب ديگری نوشته شده که هنوز به چاپ نرسيده بودند. کتاب در مورد دختری ست که لبخندش را گم می کند و شايد اين موضوع از اين زاويه اهميت دارد که ما در دنيايی زندگی می کنيم که اغلب شاديهايی را که انتظار داريم گم می شوند و در واقع ما در تهديدی از اين گمشدگی ها قرار گرفته ايم. اين لبخند گم می شود و نيلوفر از لابه لای نقاشی هايش متوجه می شود که مدتهاست در نقاشی های او، لبخندهای تمام دوستانش گم شده اند. مثل لبخند گربه، لبخند پدر و مادرش، ماه، شيروانی و تمام چيزهايی که پيرامون نيلوفر است. نيلوفر تلاش می کند که اين لبخند را پيدا کند و مواظب آن باشد. در اين جريان آگاهی در گم شدن لبخند، نيلوفر لبخند را پيدا می کند. با اين اميد که بيشتر مواظب آن باشد و سعی کند که لبخندش گم نشود و شايد آرزوی من هم به عنوان نويسنده ی اين اثر اين بوده که مواظب شاديهايی که ممکن است بروند و برنگردند، باشيم و فکر نکنيم اهميت اين شاديها از چيزهای ديگری که در زندگی مواظبش هستيم، کمتر است. اين خلاصه ی داستان »لبخند نيلوفر« بود.«

 

دويچه وله: به اين معنی که در زندگی روزمره و در اتفاقات عادی هم می توان عواملی پيدا کرد که به آن دلخوش داشت و شاد بود؟

خانم قاسم پور:» دقيقا. در جزيياتی که شايد ما آنها را بسيار ساده و غيرمهم می پنداريم، با اين توجه که هميشه آن چيزهايی که اساسی و مهم اند، در دوردست ها نيستند و در ابعاد بزرگ برای ما اتفاق نمی افتند. شايد واقعا آن چيزهايی که پيرامون ماست، اگر آگاهانه به آنها توجه کنيم، می توانند بخشی از شاديها و همان آرزوهايی باشند که می توانند در دوردست برای ما اتفاق بيفتند. منتها به اين آگاهی و توجه، احتياج است.«

 

دويچه وله: اين کتاب چه بازتابی در ايران داشته وچه جوايزی را بخود اختصاص داده است؟

خانم قاسم پور: »در نشرياتی به موضوع کتاب پرداخته شد و »شورای کتاب کودک« اين کتاب را بهترين کتاب سال معرفی کرد. حوزه ی هنری با توجه به موضوع داستان بر اين کتاب انگشت گذاشت و چند نشريه ی کوچک، مانند »پوپک« و »سلام بچه ها« هم به عنوان موضوع مورد اهميت برای کودکان، به آن پرداختند.«

 

دويچه وله: خانم قاسم پور، در ايران و شايد بسياری از کشورهای ديگر در زمينه های مختلف هنری، از جمله در هنر سينما، ما شاهد آن هستيم که کودکان در فيلم ها نقش اصلی را ايفا می کنند، ولی آيا ما می توانيم از آن ها به عنوان فيلم هايی برای کودکان نام ببريم. و يا در زمانی که نويسندگان نتوانسته اند موضوعات مورد علاقه خود را بدون بوجود آمدن مشکلات مختلف اجتماعی و يا سياسی عرضه کنند، به زبان استعاره و بيان مسئله از زبان کودکان روی آورده اند. شما اين مشکل را در زمينه ی ادبيات کودکان چطور می بينيد؟

خانم قاسم پور: »بله. چه در زمينه ی ادبيات و چه در مورد فيلم و چه در مورد نمايش کودک، فکر می کنم آنچه را که ما به عنوان يک معضل می توانيم درباره ی آن صحبت کنيم، معضلی که البته از نظر من گشودنی و قابل حل است، اين است که برای ايجاد هنری که مختص کودکان است، درک ذهنيت کودکانه ضروری ست. يعنی چه در ادبيات کودکان، چه در تئاتر و چه در فيلم برای کودکان، اگر ما اين ذهنيت و دنيا را درک نکنيم، نتيجه ی آن به وجود آمدن آثاری می شود که در آن، ما حرفهايی را که خودمان به آنها نياز داريم و به اصطلاح شعارهايی را که خودمان دنبالش هستيم، منعکس می کنيم و طبيعتا کودک نمی تواند با آثار چند لايه ارتباط کودکانه برقرار کند.

از نظر کودک خورشيد، خورشيد است و مفهوم ديگری را نمی تواند پشت واژه ی خورشيد جستجو کند. يعنی اگر من فکر کنم که با واژه ی خورشيد، مفاهيم عميق تری را مطرح می کنم، برای کودک چنين تفکری غيرقابل فهم است و اين زمانی اتفاق می افتد که من بدانم تناسب های فکر کودکان، تخيلات کودکان و فانتزی آنان چگونه در درک اين معانی به کار می افتد و فعال می شود. به همين دليل است که آن چيزی که ما مطرح می کنيم در بسياری از موارد می تواند زيبا باشد، ولی بعد اين سوال پيش می آيد که آيا می تواند مورد استفاده ی کودکان هم باشد و در دنيای آنان قرار گيرد يا نه؟«

 

دويچه وله: چه خصوصيات و چه ويژگی هايی را شما به عنوان ويژگی کار ادبيات کودکان می توانيد اسم ببريد؟

خانم قاسم پور: »به عنوان مثال يک نثر پيچيده برای کودک غيرقابل فهم است. کودک در واقع چيزی مانند مفهوم و معنی مستقيم و غيرمستقيم را درک نمی کند. يعنی در هنر کودک چند لايه گی نمی تواند وجود داشته باشد. کودک آن چيزی را می فهمد که می بيند. بنابراين ما نمی توانيم راجع به نوعی سمبوليسم ويژه يا نمادگرايی خاص در دنيا کودک صحبت کنيم. از آنجا که ذهنيت کودک با زمان ارتباط مستقيم دارد، رفت و برگشت های زمانی برای کودک قابل درک نيست. بنابراين پديده ای با مفهوم تغيير زمان و جابجايی زمان در ابعاد زياد برای کودک مفهومی ندارد. تعليق آنچنان که در ادبيات معنا دارد، مطلقا در ادبيات کودکان نمی تواند معنا پيدا کند. تعليقی که در ادبيات بزرگسال با آن برخورد می کنيم، باعث گسستگی در ذهن کودک می شود.

واژه های سنگين، واژه های غيرقابل فهم، جمله های بلند، جمله هايی که کودک برای دنبال کردن آنها بايد به دنبال کلمات بدود، اينها مواردی ست که باعث جدايی کودک از آن نثر می شود. و مهم تر از همه، اين که يک نويسنده ی کتاب های کودکان بايد بداند و با اطمينان بايد بداند که کودک به چه چيزهايی نگاه می کند، چه چيزهايی برايش جذاب است و در چه ابعادی می انديشد. يعنی طبيعتا آن چيزی که من فکر می کنم بايد در قالبی کودکانه قرار گيرد تا برای کودک قابل فهم باشد. به اين معنی، روانی نثر، استفاده از کلمات ساده و راحت، موسيقی کلامی که قابل درک برای او، زمان ساده و يک لايه بودن اثر. شايد اين يکی از مهمترين اشکالاتی ست که ما در ادبيات کودکانمان در دهه های قبل داشته ايم. برخورد ما با رئاليسم همانطور نيست که برخورد يک کودک. واقع گرايی در دنيای کودک بايد مفهوم خود را داشته باشد. همانطوری که ما می خواهيم کودک با واقعيت ها در ارتباط قرار گيرد، اما نمی خواهيم اين واقعيت ها طوری باشد که کودک را از زندگی کردن و اميدوار بودن بازدارد. شايد اين موضوعی ست که ما در ادبيات بزرگسالان به نوع ديگری به آن می پردازيم.

يکی از مهمترين موضوعاتی که ما اکنون به آن نيازمنديم و يکی از مهمترين موضوعاتی که دنيای کودک را تشکيل می دهد، تخيل است. تخيلی که به شکلی کودک را به واقعيت هم رهنمون کند. شايد به دليل واقع گرايی شديد خود ما و به دليل پيشينه های تاريخی مان، اين تخيل در ما به شکل پديده ای مدرن و تا حدی ضعيف عمل می کند و اين يکی از معضلاتی ست که ما در ادبيات کودکان داريم. وجود تخيل در يک کار کودکانه، عنصری ست بسيار الزامی، برای آنکه بتواند جوابگوی تخيلی باشد که در خود کودک وجود دارد و آن را پرورده تر سازد.«

 

دويچه وله: خانم قاسم پور، شرايط و اوضاع فعلی ادبيات کودکان درايران به چه صورتی ست؟

خانم قاسم پور: »ما اگر بخواهيم به شرايط فعلی ادبيات کودکان توجه کنيم، شايد در فرصتی که داريم، مجبور شويم به سرعت به گذشته هم رجوع کنيم. با توجه به شرايطی که ما در به اصطلاح مشرق زمين داريم، اصولا مفهوم کودک، به معنی يک مفهوم مستقل، شايد مفهومی است که ما به تازگی به آن نزديک شده ايم. اگر ما در ايران برای ادبيات کودکان يک تاريخ ۳۰۰۰ ساله قائل نشويم، آنچنان که دوستانمان به معنای »ادبيات خاص کودک« به آن اعتقاد دارند، و معتقد باشيم که بعد از دوران مشروطه چيزی با مفهوم ادبيات کودک و هنر برای کودک در ايران جدی تر می شود، بعد مجبور هستيم به اين موضوع اشاره کنيم که در دهه هايی که جامعه ی ما درگير شرايط سياسی خاصی می شود، ادبيات کودکان نيز تحت تأثير يکسری مسايل و تفکرات سياسی قرار می گيرد که بازهم آن را نمی توان ادبيات خاص کودک معنی کرد.

به اين معنا که حتا بزرگانی که برای ادبيات کودکان زحمت کشيده و تلاش کردند، چون در واقع به دنبال روزنه هايی بودند که مسايل اجتماعی زمان خاص شان را منعکس کنند. بنابراين ادبيات کودکان و نويسندگان آن در دهه های خاصی از سرزمين ما، که مشخصا از دهه ی ۳۰- ۲۰ به بعد آغاز می گردد و اوجش در دهه های ۴۰ - ۳۰ است، سعی می کنند که ابعاد سياسی، يعنی از ديدگاههای سياسی به ادبيات کودکان بپردازند. به همين دليل ما با دوره ای مواجه می شويم که در آن، ضمن آنکه موضوعاتی برای کودکان مطرح می شوند، ولی در پرداختن واقعی به ادبيات کودکان، باز هم نقصان وجود دارد. از سال ۴۲ به بعد، يعنی دهه ی ۵۰ - ۴۰ تلاشهای زيادی می شود برای اين که ما ادبياتی مناسب کودکان داشته باشيم. کانون پرورش فکری کودکان سردمدار اين جريان می شود و به اصطلاح کتابهايی منتشر می شوند که در عرصه هايی وسيع تر و حتی خارج از ايران مطرح می گردند و حتی جوايزی به دست می آورند.

از سال ۵۷ به بعد ما در اين زمينه با سکونی مواجه می شويم. اين سکون به دليل تکانه هايی است که در جامعه روی دادند. تا زمانی که به اصطلاح شرايط جديد معانی خود را بيابند، ما با ادبياتی برای کودکان مواجه می شويم که به نوعی ادبيات ايدئولوژيک است که قطعا محاسن و مشکلات خود را دارد. اما در اين سير ۲۵ - ۲۰ ساله، يعنی از سال ۵۷ به بعد، به نظر می آيد تلاشهايی در شرف انجام است تا ما به ادبياتی که خاص کودکان است، دسترسی پيدا کنيم. به اين معنی که بدور از مسايلی که به اصطلاح بايد در عرصه های سياسی مطرح گردند، تلاش می شود، که به نوعی از واقعيت که متناسب با دنيای کودک است دست يافته شود. آنچه که ادبيات کودکان خوانده می شود. اين تلاشها را می توان مشاهده کرد، تلاشهايی که به شکل فردی و به شکل گروهی در حال دنبال شدن است. نتيجه ی آن هم، به نظر من، انتشار کتابهايی ست که درآن هرچند که نه به شکل يک سيستم و يا يک خط، و يا برنامه ای سيستماتيک ، اما می توان حس کرد که کسانی به اين ضرورت پی برده اند، که به کودکان، با ذهنيت، زبان و غالب کودکانه بايد پرداخته شود. و به دنبال اين نياز، تلاش می کنند که چنين آثاری را به وجود بياورند.«

 

کتاب های خانم اکرم قاسم پور به زبان های انگليسی و چينی هم ترجمه شده اند و ترجمه آلمانی اين کتاب ها آماده چاپ هستند. کتاب آخر او به نام »داستان يک نقاشی« در دو هفته ديگر، مهمان نمايشگاه کتاب فرانکفورت در آلمان خواهد بود.

شيرين جزايری