دوشنبه ۶ مهر ۱۳۸۳ - ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۴

 

زندگي نکرد حل مشکلم...

 

محمدرضا نسب عبداللهي

nasab_iran@yahoo.com

 

جز محن ز عمر،چيست حاصلم،زندگي نکرد حل مشکلم

مرگ ناگهان،عقده از دلم،باز مي کند يا نمي کند...

 

چه غمگنانه کيانوش سنجري پيش از اقدام به خودکشي،سخن خود را بيان نموده است.(http://sanjari.blogsky.com) سخن و رنج هاي او،درد بسياري از جوانان پايمال شده ي اين سرزمين است. تلخي هايي را که جمهوري اسلامي بر کام جوانان ايراني گذارده است؛چگونه مي توان تاب آورد؟ ما کيانوش را سرزنش نمي کنيم که چرا تحمل از کف داده است و آغوش مرگ را برگزيده است،زيرا در سايه ي حکومت مذهبي ايران،هرگز زندگي وجود نداشته است که بتوان شيريني آن را بر تلخي مرگ  برتري داد.

گفته شده است فشارهاي بي امان دستگاه هاي امنيتي و اطلاعاتي ايران،عامل خودکشي کيانوش سنجري بوده است. هر چند که اين سخن،واقعيت دارد ولي بدون ترديد اين همه ي واقعيت نيست. کيانوش که از هفده سالگي طعم زندان انفرادي را چشيده است،با فشارهاي کساني که بويي از انسانيت نبرده اند؛تسليم شدني نيست. اما اگر در کنار اين فشارها،بي تفاوتي کساني را که دوست شان مي داري،به چشم ببيني؛علاوه بر نااميدي،دلت نيز مي شکند. کيانوش،سختي ها را بارها تجربه کرده بود و برسرسختي ناقضان حقوق بشر در ايران نيز آگاهي  داشت. او به مانند بسياري ديگر از تغيير وضع موجود نااميد بود اما دلش استوار.

زماني که دفاع از حقوق بشر و دفاع از حقوق آزادي خواهان، رنگ "خودي و ناخودي" به خود بگيرد و زماني که مردم نسبت به گستاخي هاي جمهوري اسلامي ،بي تفاوت باشند،آن گاه است که دل شکستگي نيز در جوار نااميدي جولان مي دهد. با گرفتار شدن يک اصلاح طلب،صداي خرد و کلان در اين سو و آن سوي مرزهاي جمهوري اسلامي فرياد مي شود اما واي به حال آزادي خواهي که گرفتار شود و دستي در قدرت نداشته باشد. جماعت اصلاح طلب که امروز با بهره مندي از امکانات داخل و تريبون هاي خارج از کشور،اعتراض خود را به افکار عمومي انتقال مي دهند؛بر اين باورند که دفاع از حقوق بشر زماني موضوعيت پيدا مي کند که يکي از ايشان گرفتار آيد و ديگران جزو ناخودي ها محاسبه مي شوند که ارزشي برايشان متصور نيست. اين جماعت اصلاح طلب که امروز اينچنين مي کند،ديروز هم با سوار شدن بر مطالبات ملت،داعيه ي دفاع از حقوق شهروندان را از هر کوي و برزن سر داد و راي ايرانيان را به سوي خويش روانه کرد ولي پس از آن بود که با سکوت،بي تفاوتي و عقب نشيني؛ هم محافظه کاران را در سخت گيري ها گستاخ تر کرد و هم مردم را از پيگيري خواسته ها،نااميد.ديروز، نااميدي محصول کارکردشان بود و امروز دل شکستگي.خودکشي کيانوش هشداري است به جمهوري اسلامي و همچنين به کساني که در دفاع از حقوق بشر،تبعيض روا مي دارند...

در پايان آرزومندم که کيانوش سنجري هر چه زودتر بهبودي خود را بازيابد.

 

محمدرضا نسب عبداللهي

سخنگوي انجمن دانشجويي دفاع از حقوق بشر در ايران