دوشنبه ۶ مهر ۱۳۸۳ - ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۴

 

اعلام نگرانی خانواده های بازداشت شدگان ملی - مذهبی

اين رنج ما و کودکان و مادران ما زائيده کدام اراده است

·         که جز زخم و درد, هيچ بر جای نمیگذارد؟ چرا کسی نيست تا به ما پاسخ گويد که به کدامين گناه با ما چنين میکنيد؟ تا کی در انتظار آزادی عزيزانمان, بارها و بارها از بیخبری مطلق از وجود يا عدم وجود عزيزانمان نگران و بیپناه به هر دری بکوبيم و هيچ نشنويم؟ چرا هفتههاست که حتی از شنيدن صدای عزيزانمان محروم شدهايم؟

 

 

بيش از ۳۸۰ روز از بازداشت آقايان تقی رحمانی, هدی صابر و رضا عليجانی می گذرد و اين در حالی است که تاکنون مشخص نشده است اين افراد به چه اتهامی بازداشت شده اند و دادگاهی نيز برای رسيدگی به دلايل اتهام و بازداشت ايشان برگزار نشده است.

آنچه سخنگوی قوه قضاييه نيز مبنی بر حکم محکوميت اين افراد به تحمل زندان اعلام کرد, در مراجعات مکرر وکلا به شعبه تجديد نظر, تکذيب شد و تاکنون حکمی از سوی شعبه تجديد نظر ابلاغ نشده است.

و حاصل اين شرايط, بلاتکليفی عزيزان ما و خانواده ها میباشد. طی اين مدت، مراجعات مکرر خانوادهها به مراجع قانونی و قضايی بیپاسخ مانده و حتی بر خانوادهها و متهمان و وکلا روشن نيست که اين حبس تا چه زمانی طول خواهد کشيد؟

اما آنچه امروز موجب نگرانی خانوادههاست قطع تماس بيش از سه هفته زندانيان با خانوادههاست. از تاريخ ۱۳/۶/۸۳ تا امروز ۵/۷/۸۳ خانوادهها از وضعيت زندانيان بیاطلاع هستند. طی اين مدت نه تنها ملاقات و مرخصی وجود نداشته, بلکه حتی اجازه تماس تلفنی هم به ايشان داده نشده است و پیگيری خانوادهها از مراجع مربوطه باعدم پاسخگويی و بیاعتنايی ايشان همراه بوده است.

نمیدانيم پس از تحمل ۳۸۰ روز حبس که ۱۳۵ روز آن در سلولهای انفرادی بود اکنون ديگر جه اتفاقی افتاده که همسرانمان باز متحمل شرايط قرنطينه و بیخبری و قطع هر گونه تماس حتی با خانوادههای خود شدهاند؟ آيا همواره میبايست حقوق اين انسانها و زنان و فرزندان و مادران پايمال گردد و هيچ انسانی در اين سرزمين به داد مظلومانه آنها اعتنا نکند؟

آيا هيچ مقام مسئولی در اين کشور, قصد اعتنا به خواستۀ قانونی و انسانی ما و عزيزان بیگناهمان را ندارد؟

اين رنج ما و کودکان و مادران ما زائيده کدام اراده است که جز زخم و درد, هيچ بر جای نمیگذارد؟ چرا کسی نيست تا به ما پاسخ گويد که به کدامين گناه با ما چنين میکنيد؟ تا کی در انتظار آزادی عزيزانمان, بارها و بارها از بیخبری مطلق از وجود يا عدم وجود عزيزانمان نگران و بیپناه به هر دری بکوبيم و هيچ نشنويم؟ چرا هفتههاست که حتی از شنيدن صدای عزيزانمان محروم شدهايم؟

در پايان اعلام میکنيم که ما خواهان آزادی هر چه سريعتر همسران بیگناه و دربندمان هستيم و نسبت به تضييع حقوق انسانی و شهروندی خود و همسرانمان معترضيم و از مسئولان کشور میخواهيم که هر چه سريعتر به اين ظلم پايان بخشند.۵/۷/۸۳

پروين بختيارنژاد (عليجانی) - فريده جمشيدی (صابر) - نرگس محمدی (رحمانی)