مزروعی درپاسخ به اظهارات مدير
روابط عمومی دادسرای تهران:
اقارير مهم و تکاندهندهی فرزندم دربارهی
فعاليت سايتهای موردنظر
را انتشار عمومی دهيد
خبرگزاری دانشجويان ايران
رجبعلی مزروعی در پاسخ به اظهارات روز گذشتهی
مدير روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران دربارهی انتقادات وی
نسبت به وضعيت فرزند بازداشتشدهاش
گفت که دادسرای عمومی و انقلاب تهران «حکم و دستور قضايی مشخص و شفاف» خود را
دربارهی اين بازداشتها عرضه کند.
در نمابر ارسالی وی به خبرگزاری دانشجويان ايران
(ايسنا) آمده است: در انتشار پاسخ مدير روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران
در مطبوعات به مطالب عنوان شده از سوی اينجانب در رابطه با احضار و بازداشت فرزندم
حنيف مزروعی بار ديگر تشکر از ايشان را به دليل پاسخگويی الزامی میکند،
هرچند که ايشان از پاسخ به برخی مطالب مطرح شده گذشته و بهويژه
به سوالاتی که در رابطه با مصاحبهی قبلی ايشان
مطرح کردم و در برخی مطبوعات چاپ شد، به طور کلی گذشتهاند و گويا
پاسخی در اينباره نداشتهاند. بديهی
است تا زمانی که دادسرای عمومی و انقلاب تهران به سوالات مطرح شده پاسخی روشن و
حقوقی ندهند اصل برخورد با فعاليت سايتهای اينترنتی
غيرقانونی است و طبعا ادامهی آن که به
صورت دستگيری و بازداشت افراد مرتبط با اين سايتهاست نيز فاقد
هرگونه وجاهت حقوقی و قانونی است. اما در پاسخ به مطالب ايشان متذکر میشوم:
۱- گفتهاند:
«وقتی با اين ديد که آنچه آقای
مزروعی بيان میکنند از روی صداقت است به سوالات و پیگيریهای
ايشان فکر میکنم پاسخی برای نحوهی
عمل ايشان در بزرگنمايی مطالب و به انحراف کشيدن افکار عمومی پيدا نمیکنم.
آقای مزروعی قانون را مثال میزنند و میگويند
قانون گفته است متهم بايد از موضوع اتهامش مطلع باشد و قانون گفته است... و در
خاتمه هم میگويند من از هيچ چيز اطلاع ندارم. آقای
مزروعی در اينجا شما متهم نيستيد بلکه فرزند شما متهم
است بنابراين اين فرزند شماست که بايد از اتهام خود مطلع باشد نه جنابعالی، چرا بهرغم
اينکه از حقيقت اطلاع داريد با نامهپراکنیهای
خود افکار عمومی را دچار تشويش میکنيد».
مزروعی در ادامه در پاسخ به
اين اظهارات شادابی، مدير روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران آورده است:
«پاسخ اينکه ماده ۵ قانون
احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق
شهروندی که برگرفته از بخشنامهی ابلاغی
رياست محترم قوهی قضاييه در سال جاری است،
صراحت دارد "اصل منع دستگيری و بازداشت افراد ايجاب مینمايد
که در موارد ضروری نيز به حکم و ترتيبی که در قانون معين گرديده است و ظرف مهلت
مقرره پرونده به مراجع صالح قضايی ارسال شود و خانواده دستگيرشدگان در جريان قرار
گيرند" با توجه به اين اصل حتی اگر بپذيريم که احضار و بازداشت فرزند در زمره
«موارد ضروری» بوده، رعايت موازين قانونی نيز در اينباره ضروری
بوده و از جمله «خانواده دستگيرشدگان» بايد در جريان موضوع قرار گيرند. اگر مدير
محترم روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب به صراحت اعلام دارند که کی و کجا
خانواده اينجانب (يا حداقل همسر ايشان) در جريان پرونده قرار گرفتهاند
بسيار سپاسگزار خواهيم شد. ما تا امروز که بيست روز از بازداشت حنيف میگذرد
هيچ چيز راجع به دليل بازداشت او نمیدانيم و حتی
در رجوع به دادسرای ناحيه ۹ تهران در
تاريخ ۲۹/۶/۸۳ نيز در اينباره
اطلاعی به ما داده نشد. آنچه میدانيم
فقط حدس و گمان است و تا کنون فرد مسوولی به ما پاسخگو نبوده است. آيا بيان اين
مطلب بزرگنمايی و به انحراف کشيدن افکار عمومی است هرچند بنده فکر نمیکنم
شهروندانی که هر روز با حجم وسيعی از اطلاعات و مهمتر از آن
رفتار ما سر و کار دارند در داوری دچار انحراف و تشويش شوند. در عين حال بنده از
هيچ «حقيقت»ی اطلاع ندارم و در دفاع از حقوق فرزندم - و ديگر شهروندان - جز نامه
نوشتن و سخن گفتن کار ديگری نمیتوانم بکنم.»
مزروعی در ادامهی نمابر خود
با اشاره به اظهارات مدير روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران مبنی بر اين
که «شما خيلی خوب میدانيد فرزند شما با حکم
قضايی بازداشت شده است و با حکم قضايی نيز در بازداشت به سر میبرد
بنابراين ماموری که صرفا ضابط قضايی است درخصوص زمان آزادی فرزندتان نمیتواند
اظهارنظری کند. شما خوب میدانيد فرزند
شما وقتی قرار بازداشت به او تفهيم شد به اين قرار اعتراض نکرد يعنی خودش آگاهانه
قرار بازداشت را پذيرفت و کتبا نوشته است اعتراضی به قرار صادره
ندارد ...»، در پاسخ آورده است: «نمیدانم
بر پايهی چه اطلاع يا برداشتی اين «خيلی خوب میدانيد»
يا «خوب میدانيد»ها را به بنده نسبت دادهايد؛
چرا که اينها همه ادعای شماست و من هرگز نمیدانم. چون هيچ
حکمی را در اينباره نديدهام که فرزندم
با کدام حکم قضايی احضار و بازداشت شده است و در مورد تفهيم اتهام به فرزندم و عدم
اعتراض کتبی او و ... نيز چون ملاقاتی با ايشان نداشتهام اطلاعی
ندارم و در رجوع به دادسرا نيز جانشين دادسرا هيچ نشانهی مکتوبی را
در اينباره عرضه نکرد و تنها به بيان آنها اکتفا
کرد. روشن است که با توجه به شرايطی که فرزندم در آن به سر میبرد
اينگونه ادعاها را نمیتوان
دليل «خوب میدانيد»ها قرار داد. در مورد اظهارنظر ضابط
قضايی بنده آنچه را شما گفتهايد به خوبی
میدانم اما فرد مزبور هيچ اجباری در بيان اين
موضوع نداشت و بنده هم ياد گرفتم که ديگر به اقوال ضابطان قضايی اعتماد نکنم. در
عين حال مادهی ۱ قانون
احترام به آزادیهای مشروع حفظ حقوق
شهروندی را يادآور میشوم"کشف و تعقيب
جرايم و اجرای تحقيقات و صدور قرارهای تامينی و بازداشت موقت میبايد
مبتنی بر رعايت قوانين و با حکم و دستور قضايی مشخص و شفاف صورت گيرد و از اعمال
هرگونه سلايق شخصی و سوءاستفاده از قدرت و يا اعمال هرگونه خشونت و يا بازداشتهای
اضافی و بدون ضرورت اجتناب شود"، سپاسگزار خواهم شد اگر دادسرای عمومی و
انقلاب تهران «حکم و دستور قضايی مشخص و شفاف» را در اينباره عرضه
نمايند تا امثال بنده دريابند که در جريان بازداشت فزندم - و ديگرا فراد مرتبط با
سايتهای اينترنتی - از «اعمال هرگونه سلايق شخصی
و سوءاستفاده از قدرت و يا اعمال هرگونه خشونت و يا بازداشتهای
اضافی و بدون ضرورت» اجتناب شده است.»
در ادامهی اين نمابر
مزروعی به اظهارات شادابی اشاره کرده و آورده است: « گفتهاند
:"خوب میدانيد وقتی که وکيل پسر شما به دادسرا و
شعبه رسيدگیکننده مراجعه کرد، وکيلی که به همراه شما
آمده بود، به قرار صادره اعتراض کرد. خوب میدانيد که بهرغم
اينکه مهلت قانونی اعتراض به قرار تمام شده
ليکن دادسرا اعتراض به قرار را پذيرفت و حتی بهرغم اينکه
يک شعبه دادگاه در همان دادسرا مستقل است تا به قرارها صادره رسيدگی کند با اين
وجود برای اينکه باز فردا جنابعالی نگوييد
تبانی شده است اعتراض به قرار به همراه پرونده به دادگاه انقلاب مرکز ارسال شد تا
به هر شعبهای که مايل هستند ارجاع دهند. با اين وجود
عليه دستگاه قضايی جوسازی میکنيد".
پاسخ اينکه فرزند اينجانب روز
چهارشنبه ۱۸/۶/۸۳ احضار و بازداشت شد. طبق موازين
قانونی قرار بازداشت ايشان بايد روز ۱۹/۶/۸۳ صادر
شده باشد. بنده به همراه وکيل ايشان در روز يکشنبه ۲۹/۶/۸۳ به
دادسرا رجوع کرديم
البته از روی غريزه و بدون آن که به ما در اين
باره اطلاعی داده شده باشد - بنابراين اعتراض به قرار صادره - بنا بر اظهار جانشين
دادسرا - در مهلت قانونی صورت گرفته است و سپاسگزارم که با همهی
اين احوال اين اعتراض پذيرفته شد، هرچند از اقدامات بعدی صورت گرفته بیاطلاع
هستم. باز هم فکر نمیکنم بيان اين مطالب را
بشود، «جوسازی عليه دستگاه قضايی» نام نهاد چرا که اين دستگاه بحمدالله از قدرت و
امکانات و قوت کافی برای دفاع از عملکردش برخوردار است و چند نامه امثال اينجانب
چگونه میتواند «جو سازی» عليه آن دستگاه باشد؟»
در ادامهی پاسخ مزروعی
به مدير روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران آمده است: گفتهاند"آقای
مزروعی گفتهايد با فرزندتان ملاقات حضوری نداشتهايد،
چرا نمیگوييم فرزند شما وقتی از ايشان سوال شده با
چه کسی دوست داری ملاقات کنی گفته است: فقط با نامزدم! فرزند شما خودش دوست نداشته
با کس ديگری ملاقات کند و بپذيرد که نمیتوان و نبايد
او را مجبور به ملاقات با کسی نمود"
پاسخ اين که اولا بنده از کجا و چگونه بدانم که
فرزندم در مورد ملاقات چه گفته است تا بتوانم بگويم او فقط میخواهد
با نامزدش ملاقات کند. ثانيا سلمنا که مدعای شما درست است و ايشان فقط میخواهد
با همسرش ملاقات کند و نه با کس ديگری، خوب چرا تا کنون انجام چنين ملاقاتی فراهم
نيامده است؟ ثالثا چه کسی گفته است که او را مجبور به ملاقات با کسی کنيد؟ همه حرف
بنده اين است که شما امکان ملاقات را از خانواده ايشان گرفتهايد،
شما اين امکان قانونی را فراهم آوريد او خود اختيار خواهد داشت با هر کسی میخواهد
ملاقات کند.
مزروعی همچنين آورده
است: گفتهاند "جالب است در جايی که فرزند شما
به عنوان متهم، اعتراض به قرار صادره ندارد، دربارهی مقالات میگويد
فقط مايل است با نامزدش ملاقات کند و پاسخ همهی سوالات را
میدهد و به طور کلی در حالی که متهم به هيچ
موضوعی اعتراض ندارد جنابعالی به همه چيز اعتراض داريد."، پاسخ اين که در
مورد آن چه به فرزندم نسبت میدهيد تا وقتی
ايشان در شرايط آزاد قرار نگيرد، چيزی نمیتوانم بگويم،
اما میدانم که هر فردی در شرايط او قرار بگيرد به
هيچ موضوعی احتمالا اعتراض نخواهد کرد و من هم به عنوان پدر حق دارم که به هر آنچه
خلاف قانون و انصاف و انسانيت میدانم اعتراض
داشته باشم و جز اعتراض چه میتوانم بکنم؟
گفتهاند: "ظاهرا آقای مزروعی نگران مطالبی
است که فرزندشان از آن مطلع هستند، به همين
جهت، تلاش زيادی دارند تا ايشان در بازداشت نمانند؛ با اين اميد که فرصتی برای
تخليهی اطلاعاتی که نزد فرزند ايشان است وجود
نداشته باشد، لازم میدانم به اطلاع آقای
مزروعی برسانم، فرزند ايشان تا کنون اقارير بسيار مهم و تکان دهندهيی
در خصوص فعاليت سايتهای مذکور داشتند که نقش
افراد را در هدايت جنگ روانی کاملا مشخص و هويدا مینمايد
بنابراين به نظر میرسد، ديگر کار از کار
گذشته است و تلاش آقای مزروعی برای جلوگيری از اين انتشار اين اطلاعات نوشداروی
بعد از مرگ سهراب است" پاسخ اين که اولا اگر بنده نگران مطالبی بودم که
فرزندم از آن مطلع است هرگز او را به اداره اماکن نمیبردم و تحويل
نمیدادم. ثانيا بنده جز اين نامهنگاریها
چه تلاش زيادی کردهام؟ و تلاش بنده چه
تاثيری در نحوه و مدت بازداشت ايشان داشته است که فرصت تخليه اطلاعاتی را از شما
بگيرد؟ ثالثا توصيه میکنم بلادرنگ
اقارير بسيار مهم و تکان دهندهی ايشان را در
خصوص فعاليت سايتهای مذکور انتشار عمومی
دهيد تا نقش افراد را در هدايت جنگ روانی کاملا مشخص و هويدا نمايد و نظام و کشور
بيش از اين آسيب نبيند و متضرر نشود و رابعا من چگونه میتوانم از
انتشار اطلاعاتی که مدعی دستيابی به آن
هستيد، جلوگيری کنم. الحمدالله مردم ما با رويه و روش عمل دادسرای عمومی و انقلاب
تهران در اين سالها آشنا هستند. نمیدانم
تمسک به اين شيوهها چه منافعی را برای
نظام و دستگاه قضايی به همراه دارد.
مزروعی همچنين خطاب به
مدير روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران آورده است: گفتهايد
:"لطفا قانونگذاری که قانون نمیداند،
نباشيد." پاسخ اين که چشم، تلاش خود را برای قانون دانستن ادامه میدهم
و پروندهام هم برای قانونگذاری در مجلس
ششم روشن است. اما يک موضوع را متذکر میشوم و آن اين
که اگر امثال بنده قانون هم ندانند به جايی و کس ضرر نمیزنند، اما
امثال شما اگر قانون ندانند، فاجعه است.
وی آورده است: اينجانب همچنان بر ادعايم پای میفشارم
که هرآنچه در رابطه فرزندم از ابتدا تا کنون انجام شده، خلاف قانون است و اميدوارم
که رياست محترم قوهی قضاييه در اجابت به
نامهام اين موضوع را بررسی نمايند.