شنبه ۴ مهر ۱۳۸۳ - ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۴

عبدالفتاح سلطانی

حقوق بشر عملا در جامعه ما به نحو بسيار فاحشی نقض ميشود

روزنامهنگاران ايرانی در حال بستن دستهای خود به نشانه اعتراض به فشار بر مطبوعات مستقل

·         تقريبا می توانيم بگوييم که ما ديگر روزنامه ای مستقل از حکومت آنچنان که بايد و شايد نداريم، بستن وبلاگها و سايت های اينترنتی که تمام اين ها مخل آزادی عقيده و بيان است و در واقع ناقض حقوق بشر است، دستگيری عده ای که در سايت های اينترنتی کار می کردند، مانند پسر آقای مزروعی، و امثال اين اقدامات به همبستگی ملی و وحدت ملی لطمه می زند.

 

نهادهای غيردولتی حقوق بشری در ايران و جهان، از نقض روزافزون حقوق بنيادين انسانی در جمهوری اسلامی، بويژه دستگيری خبرنگاران مستقل و نيز مسدود کردن وبلاگها و سايتهای اينترنتی گزارش میدهند. در همين زمينه عبدالفتاح سلطانی، وکيل دادگستری و از بنيانگذاران «کانون مدافعان حقوق بشر» به پرسشهای صدای آلمان پاسخ داده است.

 

مصاحبه گر: بهنام باوندپور

 

دويچه وله: آقای عبدالفتاح سلطانی «کانون مدافعان حقوق بشر» اخيرا دو بيانيه ی جداگانه منتشر کرده و نسبت به تهديد حقوق بشر در ايران هشدار داده است. لطفا بفرماييد خواستهای اصلی مطرح شده در اين دو بيانيه چه مواردی هستند؟

عبدالفتاح سلطانی: يک مورد در رابطه بود با گروهی که از طرف اتحاديه ی اروپا آمده بودند و با »کانون وکلا« که من هم عضو هيات مديره ی آن هستم، ملاقاتی داشتند. چون »کانون مدافعان حقوق بشر« يک NGO يا سازمان غيردولتی و غيروابسته به حکومت است، ما به کسانی که از طرف اتحاديه ی اروپا آمده بودند، انتقاد کرديم که چرا با سازمانهای غير دولتی کمتر ملاقات می کنند و بيشترين ملاقاتهايش با نهادها و سازمانهای حکومتی ست، البته غير از »کانون وکلا« که يک نهاد مستقل است، هرچند که اين استقلال از سال ۱۳۷۶ با تصويب قانون کيفيت اخذ پروانه ی وکالت زير سوال رفت و تا حدودی متاسفانه اين استقلال محدود شد. البته نهايتا ما خوشحال هستيم که بالاخره حداقل با يک نهاد غيرحکومتی مانند »کانون وکلای دادگستری« ملاقات داشتند، ولی با ساير نهادها متاسفانه ملاقاتی نداشته اند. آنها در پاسخ گفتند که ما فرضا با کميسيون حقوق بشر اسلامی ملاقات داشتيم. گفتيم، کميسيون حقوق بشر اسلامی يا از بعضی نهادهايی که اسم بردند، اين نهادها همه نهادهای حکومتی هستند. در قالبNGO فعاليت می کنند، ولی در واقعGO هستند، يعنی به نظر من «گاورمنت ارگانيزيشن» هستند. لذا به آنها انتقاد کرديم و گفتيم، ما تقاضای ملاقات با شما را داريم که متاسفانه آنها پاسخ مثبت ندادند و اين ملاقات انجام نشد.

يکی از بيانيه ها هم در رابطه بود با وضعيتی که در مملکت ما پيش آمده، يعنی بستن روزنامه ها، که تقريبا می توانيم بگوييم که ما ديگر روزنامه ای مستقل از حکومت آنچنان که بايد و شايد نداريم، بستن وبلاگها و سايت های اينترنتی که تمام اين ها مخل آزادی عقيده و بيان است و در واقع ناقض حقوق بشر است، دستگيری عده ای که در سايت های اينترنتی کار می کردند، مانند پسر آقای مزروعی، و امثال اين اقدامات به همبستگی ملی و وحدت ملی لطمه می زند. در شرايط فعلی که از هر طرف خطراتی مملکت را تهديد می کند، اصولا عقل سالم حکم می کند که بايد همبستگی ملی و وحدت ملی تقويت شود و ما از عقلای قوم درخواست کرديم که به فکر اين قضيه باشند و به جای اين اقدامات در جهت تقويت بنيه ملی و تقويت همبستگی ملی گام بردارند، و از اين اقدامات ضد حقوق بشری دست بردارند.

 

دويچه وله: سوال بعدی من آقای سلطانی، از شما به عنوان يک آگاه سياسیست. بسياری از نيروهای معترض مطرح کرده بودند که جناح موسوم به محافظه کار در جمهوری اسلامی ايران، تمايل دارد که برنامه ی اتمی ايران به شورای امنيت سازمان ملل ارجاع داده شود تا آنها بتوانند در ايران فضای بسته تری را به وجود بياورند، که شما به بخشهايی از آن درحوزه ی مطبوعات يا رسانه های اينترنتی اشاره کرديد. اخيرا هم آقای سعيد حجاريان به همکاری محافظه کاران در ايران با جناحهای تندرو در غرب اشاره کرده اند و آن را نوعی «تانگوی دونفره» ناميده اند. نظر شما در اين مورد چيست؟

عبدالفتاح سلطانی: هرچند اين سوال سياسی ست، ولی چنانچه من از ديدگاه حقوقی به قضيه نگاه کنم، بايد بگويم اولا بعيد به نظر می رسد که اين گونه اشخاص بتوانند اميال درونی خود را به صراحت بيان کنند، چون چنين چيزی در واقع برخلاف منافع ملی اين مملکت است و اگر کسی چنين انديشه هايی را داشته باشد و بخاطر اهداف جناحی خود بخواهد منافع ملی اين مملکت را به خطر بيندازد، چنين به نظر می رسد که لااقل حسن نيت ندارد و شايد بتوان گفت از اشخاص ضدملی و ضدمملکت ايران است. اما بنابه اين فرض که بر اثر اشتباه در تحليل ها به اين نتايج رسيده اند، ما بايد اميدوار باشيم که کمی واقع بين باشند و کمتر به فکر منافع جناحی باشند. چون ما شاهد هستيم که جناحی خاصی از محافظه کاران که در همه جا، از جمله در قوه قضاييه، حضور دارند متاسفانه اعمالی انجام می دهند که با منافع ملی مغايرت دارد. اميدوار هستيم اين اشخاص نتوانند به اهدافشان برسند و طيف عاقل جناح راست به فکر چاره بيفتد و چنانچه چنين اشخاصی چنين افکار شومی هم در سر داشته باشند، با آنها برخورد کنند و نگذارند در عمل به چنين اهدافی برسند.

 

دويچه وله: بسياری از فعالان و آگاهان سياسی معتقدند که در ايران فضايی نظامی حاکم شده است. برای نمونه به اين مسئله آقای سحرخيز يا دکتر نعمت احمدی و يا به انسداد سياسی در ايران، همکار خود شما دکتر سيف زاده اشاره کرده اند. نظر شما به عنوان يک شخصيت آگاه سياسی و فعال راه حقوق بشر در اين مورد چيست؟

عبدالفتاح سلطانی: اصولا هر حاکميتی بايد تلاش کند روز به روز پايگاه مردمی خود را تقويت کرده و روابط خود را با لايه های پايينی مردم و لايه های متوسط مردم گسترش داده و توسعه بدهد، و اين در جهت تقويت منافع ملی هر مملکتی است. متاسفانه جناح خاصی در اين مملکت وجود دارد که برخلاف اين اهداف مشغول به عمل است. يعنی ما شاهد هستيم که عملکردهايی که بعضی از طيف های محافظه کار انجام می دهند، مثل همان مصوبه ی اخير در مجلس که با اکثريت ضعيفی هم تصويب شد که متاسفانه مانع کار دولت نيز هست، مانند بستن روزنامه ها، و برخورد با آزادی افکار و عقايد. اين اقدامات نشان می دهد که متاسفانه عده ی خاصی که در فضای باز حرفی برای گفتن ندارند و اصولا کسانی که اهل منطق و عقل نيستند، می خواهند فضا را بسته کنند تا طبق اعتقاداتشان بتوانند در اين فضای بسته و با بگير و ببند جامعه را کنترل کنند. اين اشخاص با اين نيت و با اين استراتژی پيش می آيند و متاسفانه در اين چندماه اخير، بهتر است بگوييم از اوايل سال ۸۳، اين گونه اقدامات رو به افزايش بوده و حقوق بشر عملا در جامعه ما به نحو بسيار فاحشی نقض می شود.

 

دويچه وله: آقای سلطانی، آيا شما به عنوان يک شهروند ايرانی، فضايی را که مثلا آقايان سحرخيز و احمدی به عنوان فضايی نظامی به آن اشاره کرده يا تعبير کرده اند را لمس کرده ايد؟

عبدالفتاح سلطانی: من نمی توانم اسمش را فضای نظامی بگذارم و معتقدم هنوز به آن مرحله نرسيده است. ولی متاسفانه فضايی ست که در آن تنگناها روز به روز افزايش می يابد، روز به روز فشار بر نيروهای فعال سياسی - اجتماعی بيشتر می شود، روز به روز در جهت قيد و بندزدن به افکار عمومی و افکار روشنفکران در حرکت است، روز به روز با آن جناح اصلاح طلب حاکميت برخوردهای متاسفانه غيراصولی می شود. تمام اين اقدامها نشان می دهد که در جهت بسته تر شدن فضا قدم برداشته می شود، ولی هنوز به نظر من به مرحله ی نظامی به معنای دقيق کلمه وارد نشده است.