شنبه ۴ مهر ۱۳۸۳ - ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۴

شهلا لاهيجی - مدير انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

وزارت ارشاد مرحله سانسور کتاب را غيررسمی اعمال میکند

مميزی کتاب برپايه کدام محمل قانونی در وزارت ارشاد اعمال میشود؟

 

·         اينکه آيا مميزی کتاب حوزه بزرگسال قانونی است يا غير قانونی، سالها بحث ما بوده و هست. ما میگوييم براساس تفسير قانون اساسی و مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، اين ضابطهای که در حال حاضر در وزارت ارشاد اعمال میشود، غيرقانونی است. اينکه چرا چنين عمل غيرقانونی دارد انجام میشود و هيچ راه حلی اعمال نمیشود، چيزی است که ما نمیدانيم.

·         درباره مميزی کتاب بدون اينکه هيچ ضابطه قانونی اعلام شود، بدون هيچ شناسايی به صورت اوراق نامشخص به ما اعلام میکنند که فلان قسمت کتاب را حذف کنيد. اين وضعيت است که نشر کتاب را هم بیضابطه و هم بسيار متزلزل میکند؛ چون اين امر براساس هيچ ضابطه قانونی انجام نمیشود.

 

خبرگزاری دانشجويان ايران

يک ناشر باسابقه درباره نوع مميزی اعمال شده حال حاضر در حوزه نشر کتاب معتقد است: مميزی کتاب ناشر قبل از چاپ، امری غيرقانونی است؛ اين را ما میدانيم، مسؤولان وزارت ارشاد میدانند، وزير ارشاد میداند، رييس هيات دولت هم میداند.

شهلا لاهيجی - مدير انتشارات روشنگران و مطالعات زنان - در گفتوگو با خبرنگار بخش کتاب خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، در ادامه گفت: اينکه آيا مميزی کتاب حوزه بزرگسال قانونی است يا غير قانونی، سالها بحث ما بوده و هست. ما میگوييم براساس تفسير قانون اساسی و مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، اين ضابطهای که در حال حاضر در وزارت ارشاد اعمال میشود، غيرقانونی است. اينکه چرا چنين عمل غيرقانونی دارد انجام میشود و هيچ راه حلی اعمال نمیشود، چيزی است که ما نمیدانيم.

او توضيح داد: ما بخشی از اين امر را به فشارهای سياسی روز تفسير و تعبير میکنيم. اين طور به نظر میآيد که هرگاه فشارهای سياسی روز بر روی دولت سنگين میشود، مسؤولان وزارت ارشاد اين فشار را به حوزه نشر منتقل میکنند.

وی يادآور شد: درباره مميزی کتاب بدون اينکه هيچ ضابطه قانونی اعلام شود، بدون هيچ شناسايی به صورت اوراق نامشخص به ما اعلام میکنند که فلان قسمت کتاب را حذف کنيد. اين وضعيت است که نشر کتاب را هم بیضابطه و هم بسيار متزلزل میکند؛ چون اين امر براساس هيچ ضابطه قانونی انجام نمیشود.

لاهيجی افزود: برای من ناشر، نامعلوم است که چه چيزهايی نبايد چاپ شود. البته به اين اعتقاد ندارم که سانسور يا ضبط میتواند ضابطهمند شود. امر بیقانونی هرگز نمیتواند ضابطهای داشته باشد؛ چون بنايش بر بیقانونی است. کتاب بايد به مرحله عمل برسد و خلافی در آن واقع شود، شاکی خصوصی يا مدعیالعموم داشته باشد، در اين صورت بايد جوابگوی قانون باشد. مثلاð به حقوق فرد يا جمع در کتابی توهين شده باشد. اعلام میشود که کتاب موجب تشويق اذهان عمومی شده است. اين چه تعريفی دارد؟ من از کجا بفهمم که اين قضاوت از کدام قاضی آمده که اين کتاب موجب تشويش اذهان عمومی است؟

وی با تاکيد بر اينکه در حال حاضر بين اعمال مميزی و اعمال سليقه رابطه مستقيم وجود دارد، عنوان کرد: حتا سليقه مميز هم براساس فشارهای موجود است. يعنی ميز هم برای خودش ذهنيتی ندارد. اگر استنباط کند که اين عبارت يا کتاب ممکن است مورد مخالفت سيستم قضايی يا جناحی قرار گيرد، خوش در اين کتاب سانسور اعمال میکند. درحقيقت درگيری ما بر اين اساس است که چه کسی قضاوت کرد.

وی درباره تاثير روند اعمال فشار بر حوزه نشر کتاب، بر اعتماد ناشران، اذعان داشت: به همين جهت ما معتقديم اين کار غير ضابطهمند است؛ به دليل اينکه دلايل ذکرشده هميشه مبهم است. بيشتر کتابهايی که الان در محاق توقف فرآيند انتشار هستند، به همين معضل دچارند. استنباط بررس يا هيات بررسی از کتاب بدون اينکه کتاب چاپ شود و در معرض بررسی افکار عمومی قرار گيرد، اين است که ما اين کارها را برای منافع شما میکنيم؛ ولی ما میگوييم اجازه بدهيد که خودمان حافظ منافع خودمان باشيم.

اين مدير انتشارات تاکيد کرد: متاسفانه ضابطه مجوز را سيستم قضايی کشور اصلاð قبول ندارد. موضوع اين است که سيستم قضايی کشور وزارت ارشاد را برای دادن مجوز به کتاب متولی نمیداند؛ اگر میدانست که کتابها بعد از چاپ مورد مجازات و پيگيری قضايی قرار نمیگرفتند. استدلال سيستم قضايی میگويد شما اصلاð مجاز به دادن مجوز به يک کتاب نبودهايد، بر چه مبنايی دادهايد، با کدام عمل قانونی؟ میخواهم بگويم چگونه حتا در درون سيستم اين تضادها وجود دارد؟

وی ادامه داد: قرار بود ناشر، کتاب را با مسؤوليت خودش چاپ کند، در صورتی که شاکی خصوصی يا مدعیالعموم به عنوان شاکی دفاع از حقوق مردم کتاب را مغاير ديد، موضوع در جلسه دادگاهی که به آن پيشدادگاه میگويند، با استدلالهای هر دو طرف بررسی شود و آيا اينکه اصلاð جرمی اتفاق افتاده است يا نه، وقتی وقوع جرم معلوم شد، آن وقت نوع جرم را هيات منصفهای شامل نمايندگان ناشر، قوه قضاييه، وزارت ارشاد و اتحاديه ناشران و کليه مراجع صاحب نظر در امر کتاب معلوم کنند و آنها در يک هيات قضاوت نظر دهند که آيا حق با شاکی است يا متهم؟

لاهيجی خاطرنشان کرد: اگر اين فرايند اجرا شود، خيلی از مسائل حل خواهد شد. خواننده حق دارد به کتاب من اعتماد نکند؛ چون میداند کتاب من جايی مميزی شده است، میداند که من ناشر، مجبورم در متن کتاب دست ببرم و اعتماد او از من و کتاب من سلب میشود. ما چگونه میتوانيم به اين آدم بگوييم برو کتاب بخوان؟!

وی با اعلام اينکه تمام اثرات مميزی منفی است، افزود: در درجه اول شکستن قانون با اين دليل که چرا وزارت ارشاد مرحله سانسور را پنهانی اعمال میکند، اين سؤال است که اگر قانونی است پس چرا پنهانی عمل میکند؟ اين را مکتوب در سربرگ و امضای مشخص بدهند. به ما کاغذهای بی نام و نشان میدهند که در وسط آن نوشته شده چاپ اين کتاب ممنوع است. اين برای هيچ کس قابل تصور نيست و وقتی میگوييم اصلاð کسی نمیتواند باور کند، حالا شما تصور کنيد که ما میخواهيم عضو کنوانسيون کپیرايت هم بشويم، فلان کتاب ميلان کوندرا، ۵۰ صفحهاش حذف شد، ما چه بايد بکنيم با نويسندهای که اصلاð خودش خبر ندارد؟ موضوع اين است که ما با اين برخورد با ادبيات جهان، از يک جهت باعث افت نشر در ايران میشويم.

مدير نشر روشنگران و مطالعات زنان درباره عملکرد اتحاديه ناشران به عنوان صنف در قبال اين مساله اظهار داشت: متاسفم، به نظرم تمام مشکلات ما برمیگردد به اتحاديه ضعيف ناشران. اگر ما اتحاديهای داشتيم که به معنای واقعی توان حمايت از ناشران را داشت، وضعمان جور ديگری بود. البته بخشی از اين اختيارات را هم سيستم حکومتی از اتحاديه گرفته است. مطابق تمام قوانين صنفی، پروانه هر شغل بايد بهوسيله اتحاديهاش صادر شود و او با در نظر گرفتن منافع صنف به کسی پروانه اشتغال بدهد؛ يا ندهد. در حال حاضر وزارت ارشاد میدهد، بدون در نظر گرفتن تعداد ناشران، به علت اينکه در اين بخش اعمال قدرت میکند و به کسانيکه دلخواه خودش هستند پروانه نشر میدهد.

وی گفت: اين اقدامات باعث سوء استفاده در امر کاغذ و نشر میشود که يک کالای استراتژيک است. ناشرانی هستند که فقط به اين وادی میآيند؛ برای اينکه فکر میکنند با اين کار میتوانند ثروتمند شوند. من آنها را اصلاð ناشر نمیدانم، پيشنهاد میکنم که اصلاð رانت کاغذ را بردارند و نگذارند اين به صورت قده چرکين در درون صنعت نشر بماند؛ به طوری که حتا ناشران خوب را به شکلی از فساد سوق بدهد. در اين صورت ناشر واقعی میماند و ناشر غيرواقعی از اين وادی بيرون میرود؛ چون ديگر سودی برايش ندارد.

وی تاکيد کرد: تمام مساله نشر از شروع تا پايان در يک زنجيره نامبارک گرفتار شده است و تا کتاب در ايران درگير مسائل سياسی و اختلافات جناحی است، وضعيت همينگونه است.

لاهيجی گفت: مساله طرح جلد يکی ديگر از مشکلات است. يک دفعه از صبح شنبهای گفتند تمام کتابهايی که روی جلدشان تصوير زن است نبايد چاپ شوند و بايد به وزارت ارشاد بروند و فکر میکنم چند هفته است که به صورت جدی در وزارت ارشاد دارد اعمال میشود. هنوز هيچگونه بخشنامهای هم در اين باره از سوی مقامی مسؤول به ما داده نشده است. يعنی بايد با مصوبه درون هيات وزيران باشد؛ يا وزارت ارشاد. اين بايد اعلام شود تا ما بدانيم که داريم از روی کدام مرجع قانونی اين ضابطه را اجرا میکنيم؟ ناگهان کسی در يک مکان قدرت اعلام میکند جلد کتابها مبتذل است؛ همين تعريف فشار به ناشر میآيد که حالا جلدهايت هم بايد مجوز داشته باشد و انتخاب اين مساله هم کاملآð بی ضابطه است. بايد ناشر از گير سليقههای خصوصی مقامات رهايی يابد. حالا اين مقامات میخواهد مقام مميز باشد، مقام نظارت باشد يا مديريت کتاب، ما بايد از شر سليقههای شخصی و فشارهای بيرونی بدون دليل آزاد شويم و تا نشر گرفتار اين مسائل است، همچنان دارای يک نشر مفلوک و محتاج حمايت دولت هستيم. البته شايد هم سيستم فرهنگی کشور چنين نشری را میطلبد؛ نمیدانم، اما بدانيم که اگر ما بناست وارد صحنه جهانی شويم، بايد ضوابط جهانی را رعايت کنيم. اين را من ناشر میدانم، آقايان و متاسفانه مسؤولان هم میدانند، اما چرا نشر مريض را به سوی سقوط میبرند؟

لاهيجی در بخش پايانی گفتههايش گفت: فکر میکنم اگر يک مسؤول دلسوز در رأس نشر و مسائل فرهنگی مملکت باشد، وقتی تيراژ کتاب را ۱۱۰۰ تا ببيند، بايد بر خودش بلرزد؛ برای مملکتی با بيش از ۶۰ ميليون جمعيت. تاجيکستان ۶ ميليونی کمترين تيراژ کتابش ۲۰ تا ۳۰ هزار نخسه است و خواننده اينجا از خودش میپرسد چرا کتاب بخواند و اصلاð برای چه بخواند؟ فکر میکنم آقايان اين طور به نظرشان میآيد که ما ساز مخالف میزنيم؛ در حالی که اينطور نيست. ما دغدغه فرهنگ اين مملکت را داريم و تمام تلاشمان در نشان دادن چهره متفاوتی از ايران به بيرون است. ولی عملاð وقتی اينها را مثل آيينه جلوی ما میگيرند، ما چه بگوييم وقتی میگويند حتا مدير کل اين مملکت هم مبرا نيست از اينکه مورد اتهام قرار گيرد که چرا سانسور اعمال نکرده است، ما چه میتوانيم بگوييم؟ چيز ديگر جديد اينکه حالا ديگر يک کتاب را يک ناشر میتواند در بياورد؛ اما ناشر ديگر نه؛ ناشری که مجوز دايم دارد. اينها را چه کسی مطرح میکند؟ احتمالاð فشارهای بيرونی است؛ وگرنه فکر میکنم درون سيستم آشفتگی بی حد و مرزی است. همچنان مشکل ما بیبرنامگی کلان برنامههای فرهنگی است.

به گزارش ايسنا، ماده ۵ اهداف، سياستها و ضوابط نشر کتاب؛ مصوب جلسات ​​۱۴۷ - ​​۱۴۸ - ​​۱۴۹ مورخ ​​۶ و ​​۱۳ و ​​۶۷/۰۲/۲۰ شورای عالی انقلاب فرهنگی، تنها درباره نشر کتاب های ويژه کودکان و نوجوانان تاکيد و صراحت دارد:

«نظر به حساسيت و جنبههای خاص کتابهای کودکان و نوجوانان، هيات ويژهای به نام هيات نظارت بر نشر کتابهای کودکان و نوجوانان متشکل از حداقل پنج تن از افراد صاحب نظر و آگاه به امور تربيتی (از ديدگاه اسلامی) و مسائل خاص کتابهای کودکان تشکيل خواهد شد».