انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه
تهران و علوم پزشکی تهران:
وفاق اعضای اتحاديه بر اساس گفتوگو در حوزه های مشترک را خواهانيم
·
آنچه که امروز در دانشگاههای ايران در حال اتفاق افتادن است،
ناشی از اعمال تحکمآميز
گفتمانی است که پرسشگری
را در دانشگاهها بدون توجه
به بنيان آن در سطح تقليلگرانه
قبول دارند و نه در سطح معرفتی و به جای تلاش برای ارايهی گفتمان خود در دانشگاهها
و رقابت آن گفتمان با ساير گفتمانها
و انتخاب آزاد هر يک از اين گفتمانها،
گفتمانهای ديگر را
در غل و زنجير میکند
·
سهم زنان در مديريت و هيات علمی
دانشگاهها ناچيز است،
علیرغم آن که
درصد بالايی از جمعيت دانشگاه را زنان تشکيل میدهند و وجود خويشتن را اثبات کردهاند. با توجه به وجود فرهنگ مردسالار و آگاهی بر اين که تغييرات فرهنگی در يک کشور از فضای نسبيتگرا و خردورز آغاز میشود، انتظار است که نقش زنان در مديريت
و هيات علمی دانشگاهها
افزايش يابد.
خبرگزاری دانشجويان ايران
انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تهران و علوم
پزشکی تهران به مناسبت بازگشايی دانشگاهها بيانيهای
صادر کرده و در آن خاطرنشان کردند که سعادت و شقاوت يک کشور در دانشگاه تعيين میشود.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاری دانشجويان
ايران(ايسنا)، در اين بيانيه با اشاره به اين که ۷۰ سال از تاسيس دانشگاه در
کشورمان میگذرد و در اين مدت دانشگاه فراز و فرودهای
فراوانی را تجربه کرده، آمده است: اما نه تنها جايگاه والايش درک نشده، بلکه حرمت
و امنيت آن نيز مورد هجمه واقع شده است. دانشگاه مهد تمدن است و در دنيای دانشمدار
امروز وظيفهی اصلی فرهنگسازی و هويت
يابی هر کشور بر عهده دانشگاه است و بزرگترين سرمايه
هر کشور، سرمايه انسانی است که در دانشگاه تربيت میيابد.
در اين بيانيه خاطرنشان شده است: بنيان دانشگاه
خردورزی و نقادی است که در حوزهی علوم طبيعی
با تجربه کردن و آزمودن مکاتب فکری و راهکارهای ارايه شده و در حوزهی
ماوراءالطبيعه، با بررسی دارا بودن رابطهی منطقی سعی
در انتخاب از ميان کالاهای فکری عرضه شده برمیآيد، با توجه
به دارا بودن فرهنگ دينی در کشورمان و تعامل آن با دانش دنيامحور و مدعی بودن حوزهی
علميه در حيطهی دين لازم به ذکر است که تفکر حاکم بر
دانشگاه، تفکر ابطالگراست اما تفکر حاکم بر
حوزه، تفکر اثباتگراست.
صادرکنندگان اين بيانيه معتقدند: در حوزهی
دين، شک و ترديد، گذرگاه است برای رسيدن به منزلگاه، اما در حوزهی
دانش، شک و ترديد گذرگاهی است برای رسيدن به گذرگاه بعدی و نسبيت گرايی در شيوهی
تفکر که باعث رشد دانش میشود. در شيوهی
تفکر علمی در حوزهی علوم طبيعی، مديريت و
اقتصاد دانش مدار به خاطر محور بودن انسان و ارزشمند بودن بالذات دنياست، اما در
گفتمان دينی و ماوراءالطبيعی خدامحور، دنيا وسيله است برای رستگاری و عمل بر اساس
وظيفه و نه نتيجه.
اين بيانيه میافزايد: اگر
گفتمان دينمحور در حفظ صورت برگرفته از سنت بماند
گفتمان دانشمحور که تجدد خواه است از آن عبور خواهد
کرد و آنچه که امروز در دانشگاههای ايران در
حال اتفاق افتادن است، ناشی از اعمال تحکمآميز گفتمانی
است که پرسشگری را در دانشگاهها بدون توجه
به بنيان آن در سطح تقليلگرانه قبول
دارند و نه در سطح معرفتی و به جای تلاش برای ارايهی گفتمان خود
در دانشگاهها و رقابت آن گفتمان با ساير گفتمانها
و انتخاب آزاد هر يک از اين گفتمانها، گفتمانهای
ديگر را در غل و زنجير میکند، امنيت
تفکر را علیرغم تاکيد کتاب انسانساز
قرآن بر تفکر، تعقل و تفکر، از بين میبرد و از قوهی
قهريه نيز مدد میگيرد. تا زمانی که اين
تفکر، نگرش خود به تبليغ و ارايهی
گفتمان را تغيير ندهد، حرمت و امنيت دانشگاه متناسب با جايگاه آن حاصل نخواهد داشت
و به صورتبندی جديدی از فرهنگ دينی برای همگام شدن
با تغييرات تکنولوژيک محيرالعقول که تمام حوزههای زندگی
انسان را در بر گرفته است، لازم است.
نويسندگان اين بيانيه با انتقاد از آن چه که عدم
توجه به فرهنگ سازی در يک فضای مردمسالار و توجه
به مفاهيم مقبوليت و مشروعيت مديران و روسای دانشگاه و انتخاب آنان به صورت تحکمآميز
خواندهاند، خاطرنشان کردهاند:
[آيا] اساتيد دانشگاه که بر اساس شناخت معرفتی خود، آگاهانه مشکلات معيشتی، عدم
احترام، حرمت و امنيت را تحمل میکنند، توانايی
انتخاب رياست دانشگاه را ندارند.
در ادامه اين بيانيه آمده است: سهم زنان در مديريت
و هيات علمی دانشگاهها ناچيز است، علیرغم
آن که درصد بالايی از جمعيت دانشگاه را زنان تشکيل میدهند و وجود
خويشتن را اثبات کردهاند. با توجه به وجود
فرهنگ مردسالار و آگاهی بر اين که تغييرات فرهنگی در
يک کشور از فضای نسبيتگرا و خردورز
آغاز میشود، انتظار است که نقش زنان در مديريت و
هيات علمی دانشگاهها افزايش يابد.
در اين بيانيه همچنين آمده است: رشتههای
فنی و پزشکی به خاطر ديدگاه معيشتی تقاضای فزايندهيی را شاهد
بوده و ورود به دانشگاه برای افزايش و ارتقای بينش و نگرش، مغفول مانده است و رشتههای
علوم انسانی که محوريت مديريت کارآمد در کشورهای پيشرفته است، مورد بیمهری
قرار گرفته است و دخالت نابجا و عدم رعايت شايستهسالاری در
حوزههای اجرايی رشتههای علوم
انسانی نيز مزيد بر علت گرديده است و آنچه را که اکنون در برنامههای
بلندمدت وزارتخانه مغفول مانده است "انسان ساز بودن دانشگاه" است. مدرکگرايی
حتی پا را فراتر نهاده و حوزههای اجرايی در
سطح مديران ارشد را نيز فراگرفته است که دانشگاه هاوايی نمونهای
است کوچک.
در اين بيانيه خاطرنشان شده است: در اين فضا،
ايجاد ارتباط ميان دانشگاه و نهادهای بيرون و قرار گرفتن دانشگاه به عنوان حلقه
واسط برای ايجاد پارکهای علمی و شهرکهای
تحقيقاتی به فراموشی سپرده میشود. خلاقيت،
نوآوری و کارآفرينی از جامعه رخت برمیبندد و نخبگان
و مغزهای کشور که شايد شبيهسازی آينده
خود را فضای کنونی دانشگاه میبينند؛ يعنی:
عدم اعتماد به استاد و دانشگاه، عدم رعايت حرمت و احترام، عدم وجود امنيت مالی،
جانی و روانی در تفکر، پرسشگری و نقادی،
همراه با مشکلات معيشتی، مجبور میشوند با وجود
حس ناسيوناليستی از کشور خارج شوند. در چنين فضايی دارا بودن بينش سياسی مستقل و
فعال کردن تشکلهای دانشجويی که در حوزههای
متکثر فعاليت میکنند، انتقاد و پرسشگری
میکنند و با تلفيق گفتمان تمدنهای
ايرانی، اسلامی و غربی خواهان دفاع و اشاعهی نوعی نگرش و
شيوهی زندگی و هويت يابی جديد هستند که دانشجوی
ايرانی مسلمان روشنفکر بر پايهی عقل و منطق
بنا مینهد مورد عتاب قرار میگيرد
و انشعاب و انشقاق اين تشکلها در جهت
تضعيف کردن ثمربخشی و اثرگذاری آنها، مورد توجه
عوامل برونزا اما موثر در دانشگاه قرار میگيرد.
صادرکنندگان اين بيانيه تاکيد کردهاند:
از اين رو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران خواهان وفاق
اعضای اتحاديه است هرچند که يافتن مفهوم محوری هويت ساز برای ايجاد وحدت با توجه
به وجود بازهی وسيعی از تفکرات در انجمنهای
اسلامی دانشجويان، نه آسان است و نه غير ممکن که آن وحدت نيز بر اساس گفتوگو
در حوزههای مشترک حاصل میگردد.