لاف
هستی دگران در آسيای ميانه !
ژاله وفا
از مجامع
اسلامی ايرانيان
آنزمان که ديک چنی، وزير دفاع دولت بوش (پدر) ۱۹۹۱
خطاب به کميسيون دفاع سنا،۲۱ فوريه ۱۹۹۱ ,جنگ خليج فارس ۱۹۹۱ را با اين جملات
:"اين جنگ پيش در آمدی بر نوع منازعاتی است که ما احتمالا" در عصر جديد
با آنان سر و کار خواهيم داشت(...)وغير از آسيای جنوب غربی، ما در اروپا، آسيا،
اقيانوس آرام و آمريکای لاتين و مرکزی نيز منافع عمده ای داريم و ما بايد سياست ها
و نيروهای خودرا بشکلی سازمان دهيم که قادر باشند در آينده از بروز چنين خطرات
منطقه ای جلوگيری کرده و يا سريعا" آنان را سرکوب کنند» توجيه کرد ,امريکا پس
از فروپاشی شوروی بدنبال "محور شری " جديد ميگشت تابه استناد مبارزه با
آن بتواند حضور و در واقع سلطه خود رادر آسيای مرکزی ، بالکان و قفقاز تحميل کند.
اين حضورمی بايستی به شکلی باشد که از طرفی سد راهی در مقابل حضور قدرتمند روسيه
در اين منطقه باشد و ازطرف ديگر از شکل گيری نيروی جديد ديگری قابل مقايسه با
اتحاد شوروی جلوگيری بعمل آورد . خصوصا که اين نيروی جديد بر محور همکاری کشورهای
مستقلی شکل گيرد که بر توانايی خود هم از منظر دارا بودن منابع عظيم نفتی وهم
اهميت سوق الجيشی خود و هم قوت انسجام فرهنگی بين کشورهای دارای يک حوزه فرهنگی
واقف باشند. لذا امريکا قصد کرد با نفوذ تدريجی خود در اين کشورها آنها را به سوی
استراتژی آمريکايی سوق دهد.
ماجرای ۱۱ سپتامبر اين مستمسک را در اختيار امريکا
قرار دادو با قشون کشی به افغانستان زمينه برای پيش برد اهدافش در منطقه قفقاز و
آسيای ميانه فراهم آمد . آمريکا که خود را قدرت برتر جهان ميداند ، در اين منطقه
به دنبال سه دسته اهداف کوتاه مدت، ميان مدت و بلندمدت است. حضوری متکی بر سه بعد
سياسی - نظامی و اقتصادی .
در اين نوشته به بعد نظامی سياسی حضور امريکا در
منطقه قفقاز و آسيای ميانه ودرنوشته بعدی به عامل نفت در حضور اقتصادی امريکا در
اين منطقه خواهم پرداخت .
پس از حوادث يازده سپتامبر سال ۲۰۰۱، در ماه اکتبر
سال ۲۰۰۱ بود که نخستين پايگاههای نظامی آمريکا در «خان آباد» ازبکستان و «ماناس»
قرقيزستان مستقر شدند، که در ابتدا پشتيبانی عمليات افغانستان و بعد هم عمليات
نظامی در عراق را بر عهده گرفتند. ولاديمير پوتين رئيس جمهور فدراسيون روسيه بر
خلاف نظر بسياری از فرماندهان نظامی روسی به
آمريکايیها اجازه داد براي تعقيب طالبان و القاعده
نيروهايشان را وارد جمهوریهاي
آسياي مرکزی کنند. با اين خوش آمد گويی نيروهاي آمريکايی را برای نخستين بار بطور
علن وارد" حيات خلوت" روسيه کرد.پوتين درموافقتش با باز شدن پای امريکا
د رمنطقه اين سود را ميديد که به اين ترتيب جلو نفوذ "افراط گرايان
اسلامگرا"را که می توانستند اوضاع داخلی روسيه را بی ثبات کنند بدست نيروهای
امريکا خواهد گرفت چرا که که روسيه نمی تواند اجازه دهد که چچن دومی بوجود آيد.
اما در روسيه همه با محاسبات پوتين هم نظر نبودند .چنانچه روزنامه ' نووی يه
ايزوستيا ' چاپ مسکو در مقاله ای با اشاره به اين خبر که پايگاههای نظامی آمريکا ممکن
است به مرزهای روسيه نزديک شوند، نوشت : " واشنگتن توجه و تمايل زيادی به
مناطق دريای خزر و سياه دارد. استقرار پايگاههای نظامی آمريکا در نزديکی مرزهای
روسيه طرحی است که از مدتها قبل برنامه ريزی شده بود. و اين مسئله قبل از هر چيز
ناشی از علاقه ايالات متحده به نفت دريای خزر و نيز تلاش برای پر کردن خلع موجود
در قلمرو حاکميت شوروی سابق، پس از تضعيف جدی مواضع روسيه در اين منطقه می باشد.
در حقيقت آمريکا ديگر روسيه را بعنوان عامل تضمين کننده امنيت در جامعه کشورهای
مستقل مشترک المنافع، بخصوص در قفقاز و آسيای مرکزی تلقی نمی کند."
بدنبال سفر غير مترقبه جورج بوش به افغانستان و
عراق، رامسفلد وزير خارجه امريکا نيز علاوه بر افغانستان و عراق، در نوامبر ۲۰۰۳
ديداری هم از آذربايجان و گرجستان کرد دونالد رامسفلد در جريان اين سفر از حمايت
آذربايجان از "نبرد با تروريسم" تجليل کرد و ضمن ديدار با الهام علی اف،
رئيس جمهوری تازه آذربايجان، از مشارکت آمريکا در طرح "شراکت برای صلح"
که به مثابه تخته پرشی برای پيوستن به پيمان آتلانتيک شمالی، ناتو، ميباشد؛ سخن
گفت .
در واقع کشورهای منطقه قفقازو آسيای ميانه از زمان
استقلالشان از شوروی سابق با رقابتهای قومی و سياسی و نيز نابسامانيهای اقتصادی و
اجتماعی مواجه اند که تا قبل از آن در پشت ديوارقطور سانسور شوروی مجال بروز به
بيرون نداشت . رژيمهای استبدادی اين کشورهای استقلال يافته که هنوز نتوانسته اند
از لحاظ سياسی روشهای قيم مآبی اکتسابيشان را از زمان شوروی سابق کنار نهند ؛ دچار
تنشهای بسيار با نيروهای اپوزيسون خود هستند که بعضا ازاديخواه و برخی بنياد گرا
ميباشند . امريکا به مصداق " سلام گرگ بی طمع نيست " به کمک نظامی و
اقتصادی در اين کشورها پرداخته است تا به وقت خود بهره برداری های چند برابری از
اين منطقه کند ورژيمهای استبدادی منطقه نيز که جهت تداوم حکومت خود بيش از پيش به
سرکوب شهروندان خود تکيه دارند به مصداق اين شعر صائب
دست طمع چو پيش کسان ميکنی دراز
پل بسته ای که بگذری از آبروی خويش
حمايت قدرت خارجی از خود را در مقابل نيروهای
اپوزيسون ازاديخواه اين کشورها لازم دارند و از آنها در سرکوب وتضعيف نيروهای
اپوزيسييون بهره ميبرند و از طرفی با تضيف نيروهای آزاديخواه صحنه سياسی کشورشان
را بدل به مدار بسته ای ميگردانند که از دو طرف رژيمهای نامشروع (که اغلب در ظاهر
جمهوری و در واقع به شکل سلطنتی موروثی اداره ميشوند چون آذربايجان !) و نيروهای
بنياد گرای تند رو مسدود ميگردد.
از جمله کشورهای ازبکستان و قرقيزستان و تاجيکستان
کشورهايی هستند که با قاچاق مواد مخدر ؛ فقر روز افزون و خسشونت سياسی و افراطی
گری دست بگريبانند.بديهی است زمانی که ۳/۲مردم کشور تاجيکستان ؛ بيش از نيمی از
مردم کشور قرقيزستان و ۳/۱ مردم ازبکستان در زير خط فقر بسر ميبرند ؛ کمک مالی
ايالات متحده آمريکا به اين کشورها به مبلغ ۶۰۰ ميليون دلارچه چهره کاذبی از
توانايی و لياقت سران اين کشورها را در بر آوردن نياز های مالی مردم ترسيم ميکند
!مبلغی که با غارت چند برابر منابع نفت آنها جبران خواهد شد . ولی تا زمانی که
مردم را ميتوان به "امروز" مشغول کرد" فردا ها" را از حافظه
ميتوان پاک کرد .
بدينسان ايالات متحده امريکا در ۴ زمينه کليدی به
مقابله با مواضع و منافع روسيه در اين کشورها پرداخته است
۱-قرارداد موشک های بالستيک ۱۹۷۲ که دفاع ضد موشکی
را در فضا ممنوع می کرد باطل اعلام کرد.
۲-پيمان ناتو را به کشورهای ناحيه قفقاز و آسيا
ميانه گسترش داد.تا سه جمهوری سابق شوروی يعنی استونی ، لتونی و ليتوانی را در بر
گيرد. در اواخر ژوئن اجلاس سران کشورهای عضو سازمان پيمان آتلانتيک شمالی در شهر
استانبول برگزار شد. در اين اجلاس، اعضای ناتو
برای توسعه روابط با کشورهای آسيای مرکزی و قفقاز نيز ابراز تمايل کردند. ودر ۱۵
سپتامبر ۲۰۰۴ دبير کل پيمان آتلانتيک شمالی( ناتو)، روبرت سيمونس رابه سمت نماينده
ويژه خود در امور قفقاز و آسيای ميانه منصوب کرد. و اعلام کرد وی موظف است تا
تماسهای کاری در سطوح بالا با رهبران کشورهای منطقه به منظور فراهم آوردن شرايط
برای تحقق اهداف سازمان و نيز مشارکت در چارچوب برنامه «مشارکت در راستای صلح»، که
مکانيزمی ضروری در جهت فعال سازی همکاری کشورهای شرکت کننده در اين طرح ميباشد، را
برقرار نمايد.
۳- خط لوله ای - باکو - جيهان را برای انتقال بخشی
از نفت دريای خزر را از جنوب سلسله جبال البرز و بيرون از سرزمين روسيه کشيد. (
تفصيل آن را به نوشته يعدی واميگذارم )
۴-وبا دو جمهوری سابق شوروی در آسيای مرکزی يعنی
ازبکستان و قرقيزستان قراردادهائی جهت ايجاد پايگاه های هوائی و هوائی زمينی در
سرزمين آنها امضاء کرد و سرگرم مذاکره در اين راستا با جمهوری های ترکمنستان و
قزاقستان شد.
پايگاه هوايی «خان آباد» در ازبکستان که نخستين
محل استقرار نيروهای ائتلاف به رهبری آمريکا بود، در جنگ عليه نيروهای طالبان در
شمال افغانستان مورد استفاده جنگنده ها و هواپيماهای ترابری اين نيرو قرار گرفت.
پايگاه هوايی مناس در سال ۲۰۰۱ در نزديکی پايتخت قرقيزستان ساخته شد. اين پايگاه
از جمله پايگاه هايی بود که پس از حملات ۱۱ سپتامبر و به بهانه جنگ عليه تروريسم
در آسيای ميانه برقرار شد و سپس نيروهای آمريکايی در ساير پايگاه های تاجيکستان و
نيز در نزديکی فرودگاه بين المللی مناس در قرقيزستان مستقر شدند. پنتاگون درصدد
است برای تقويت پايگاه های نظامی خود در آسيای ميانه و قفقاز بخشی از ۷۰ هزار نيروييخود
را که قرار است از اروپا ( عمدتا آلمان ) خارج کند، به اين منطقه اعزام دارد.
روزنامه روسی نزاسيسيمايا
گازتا در ژوئيه امسال اعلام کرد آمريکا در برابر عدم پذيرش استقرار پايگاه نظامی
روسها مبلغ ۱ ميليارد دلار کمک مالی به رييسجمهور
تاجيکستان، امامعلی رحمانف پيشنهاد
کرده است.
از طرفی گرجستان که درحال دست و پنجه نرم کردن با
جمهوری های تجزيه طلب خود و تهديدات مسکو مبنی بر مقابله با حمايت گرجستان از
جنگجويان چچنی، دچار آشوب و ناآرامی است؛ از حضور مستشاران نظامی امريکا برای سر و
سامان دادن به ارتش ناتوان و رنجور خود استقبال بعمل آورده است .
دونالد رامسفلد وزير دفاع امريکا در سفرش به
گرجستان در دسامبر ۲۰۰۳ پس از ديدار با «نينو بورجانادزه» رئيس جمهور موقت
گرجستان، در يک کنفرانس خبری از روسيه خواست نيروهايش را از اين کشور خارج سازد
واظهار داشت: روسيه بر اساس توافق استانبول برای عقب کشاندن نيروهايش از گرجستان،
به تعهداتش عمل خواهد کرد. براساس توافق استانبول که در سال ۱۹۹۹ امضا شد، مقرر
گرديد که روسيه دو پايگاه خود در گرجستان را تا سال ۲۰۰۱ تعطيل کند و مذاکرات برای
بيرون کشاندن سربازانش از دو پايگاه ديگر را آغاز کند. مذاکرات برای عقب نشينی
اکنون سه سال است که ادامه دارد. روسيه هنوز ۸۰۰۰ نيرو در گرجستان دارد که مطابق
توافق امضا شده، می باشد و نظاميان روسيه گفته اند که حداقل يک دهه ديگر و به طور
کامل از اين کشور خارج خواهند شد.از طرفی تا آخر ماه سپتامبر۲۰۰۴، گرجستان گزارش
تحليلی از وضعيت ارتش اين کشور را به ستاد فرماندهی ناتو تحويل خواهد داد. به گفته
ايراکلی باتکوآشويلی، نماينده نظامی گرجستان در بروکسل، در اواخر اکتبر يا اوايل
نوامبر۲۰۰۴ ، ديداری به صورت « ۱+۲۶» ، يعنی اعضای فعلی ناتو بعلاوه گرجستان
برگزار خواهد شد. و مقامات ناتو به طرف گرجی پيشنهاد داده اند، گزارش مذکور را
تهيه و به اين ستاد ارائه دهند.
البته آمدن مشاوران نظامی آمريکا به گرجستان
انتقاد ارمنستان را برانگيخته است. اگرچه ارمنستان روابط عالی با امريکا دارد --
اين کشور بيشترين کمک سرانه را پس از اسراييل از آمريکا ميگيرد- ولی نگران آن است
که حضور نظامی آمريکا در گرجستان موقعيت نظامی روسيه را در آنجا تضعيف کرده و به
تقويت قدرت ترکيه بيانجامد .
امريکادر جمهوری آذرربايجان از دو اهرم فشار
استفاده ميکند تا جمهوری آذربايجان بر اساس قواعد امريکا بازی کند . اول ، مسئله
قره باغ .چرا که حل وفصل آن بدون کمک خارجی برای الهام علی اف امکان پذير نمی
نمايد و دوم طرحهای نفتی باکو که تحت نظارت و کنترل شرکتهای آمريکايی هستند.
در فروردين ۸۳ مرتضی علی عسگر اف رئيس مجلس ملی
آذربايجان به اين مسئله که ناتو در صدد استقرار پايگاههای نظامی در قفقاز جنوبی
است ، اعتراف کرد. اما مشخصا از آذربايجان نام نبرد. المار محمدياراف وزير امور
خارجه آذربايجان نيز بطور تلويحی به احتمال استقرار پايگاههای آمريکا در آذربايجان
اعتراف کرده است. ولی وی بر اين نکته نيز تاکيد کرده است که اين مسئله هم اکنون
بطور عملی بررسی نميشود. اما آمريکا در صدد استقرار سيستمهای ضد موشکی خود در خزر
است . بنا به اظهارات ولاديمير تيموشنکو نماينده مجلس ملی و سرلشکر سابق ارتش
آذربايجان استقرار چنين سيستمهايی بر روی سکوهای متحرک در خزر کاملا عملی و
امکانپذير است دولت آذربايجان در مقابل کوششهای امريکا برای استقرارناتو مقاومت
چنئانی نشان نميدهد بطوری که برغم حيرت ناظران اوضاع سياسی اين کشور دولت الهام
علی اف حتی با دعوت افسران ارمنی برای شرکت در برنامه ناتو در آذربايجان نيز
نتوانست مخالفت کند.
اسلام کريموف، رييس جمهور ازبکستان در گفتگويی با
راديو ازبکستان گفت: «در حقيقت، آمريکا نقش مهمی در نابودی طالبان و ماشين جنگی
تروريسم داشت. در نتيجه آنان ازبکستان را از شر يک تجاوز نظامی و ايدئولوژيکی خلاص
کردند و به نظر من آنان تا زمانی که از وضعيت منطقه اطمينان پيدا نکنند، برای
محافظت از ما اينجا خواهند ماند! حضور نظامی آمريکا نه تنها به رئيس جمهور
ازبکستان کمک کرد تا جنبش اسلامی ازبکستان را که پايگاههای مطمئنی در افغانستان
داشت و با تاخت و تاز در منطقه مرزی, موجب درد سربرای سياست وی شده بود ، نابود
کند و بلکه علاوه بر آن از امريکا چکی به مبلغ ۱۶۰ ميليون دلار کمک نيز دريافت
کند.
قرقيزستان نيز که اسير فقر است و بنا بر آمار
وزارت اقتصاد و دارايی قرقيزستان ارزش کل بدهی خارجی قرقيزستان مساوی با ۱ ميليارد
و ۸۳۴.۶ ميليون دلار است.که۱ ميليارد و ۷۹۰ ميليون دلار آن را به روسيه بدهکار است
. مبلغ ۲۴ ميليون دلار کمک اقتصادی از امريکا دريافت کرده است ..
روسهادر ابتدای
استقرار پايگاهای نظامی امريکا مقاومت چندانی نکردند اما از دسامبر گذشته دست به
بازگرداندن بعضی نيروهايشان به جمهوریهاي
آسياي ميانه زدند. ، در ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۳، وزير دفاع پوتين، سرگی ايوانف، موافقتنامهيی
با همتاي قرقيز خود، اسن توپويف، امضا کرد که به روسيه اجازه میدهد
جتهاي جنگی نيروی هوای
اش را در پايگاه هوايی کانت، در حومه بيشکک،
پايتختت قرقيزستان، مستقر سازد. اين اعزام نيرو يکی از مهمترين
انتقالات نظامی در بيرون از مرزهاي روسيه از پس از فروپاشی
اتحاد شوروی در دسامبر ۱۹۹۱ بود. ايوانف موافقتنامه را به
عنوان «نخستين و تنها پايگاه روسی خالص که در طول ۱۳ سال وجود فدراسيون روسيه دائر
کرده ايم» معرفی کرد. اين موافقتنامه، حداقل
به صورت نمادين،نشانی ازمقابله ديرهنگام روسيه با امريکا بر سر حضور نظامی در اين
منطقه آشفته است .از طرف ديگر روسيه جهت مقابله با سياست امريکا ، تحت نام مبارزه
ضد تروريستی با قزاقستان ، قرقيزستان و تاجيکستان قراردادهايی را با نام قرارداد
گروه شانگهای امضا کرد که چين نيز به آن پيوست.روسيه، چين و چهار کشور آسياي ميانه
قزاقستان، قرقيزستان، ازبکستان و تاجيکستان تأسيس مؤسسههمکاری
شانگهای را براي مبارزه با بنيادگرايان اسلامی و تقويت توسعه
اقتصادی اعلام کردند.در واقع در کشورهای ناحيه قفقاز و آسيای ميانه نيروهای
آمريکايی و روس به موازات يکديگر به فعاليت مشغول هستند . اين کشورها از لحاظ
نظامی در حال حاضر به هر دو کشور روسيه وامريکا وابسته اند . روسيه اسلحه ارزان در
اختيار اين کشورها قرار ميدهد و آمريکا در مورد اصلاحات در مديريت دفاعی تصميم
ميگيرد و افسران آنها را آموزش ميدهد.
اينکه مردم کشورهای آسيای ميانه با تکيه بر توانائيهای
- اقتصادی - فرهنگی عميق خود اراده نمايند که خود را از يوغ مستبدان حاکم بر
کشورهای خود رها کرده و وطن خود را ازمدار بسته فقر در نتيجه اتخاذ سياست انتخاب
بين بد و بدتر يا " حيات خلوت روسيه و يا حيات خلوت امريکا بودن" نجات
دهند ؛ امری است که هر انسان آزاده ای خصوصا مردم ايران که با آنان سابقه زيست در
يک حوزه فرهنگی را دارند ,آرزو دارد .در واقع در دايره بد و بدتر انتخابی وجود
ندارد و نتيجه محتوم آن پيوسته بدترين خواهد بود . همانی که ما ايرانيان روزمره
تجربه ميکنيم .
اکنون نيز مهار نظامی ايران توسط امريکا در غرب
کشور ( عراق ) و از شمال ( در کشورهای آسيای ميانه ) و در شرق ( افغانستان ) و
حضور ناوگان دريای و نظامی امريکا در خليج فارس درواقع امريکايی را که مردم ايران
با انقلاب خود همراه با ژاندارم منطقه اش رژيم شاه از دربيرون انداختند ؛ نظام
ولايت فقيه با بی کفايتی و زمينه سازی برای اين حضور از پنجره وارد کرده و باعث
شده است که اير ان وطن عزيز ما در حلقه آتش قرار گيرد . در واقع امر دور و بر
ايران مين گذاری شده است .
ويليام کريستول، نظريه پرداز نو محافظه کا
آمريکايی وطراح « طرحی برای يک قرن جديد آمريکايی» معتقد است :" هر وقت که
ملت آمريکا آماد جنگ است، آنرا بايد به فال نيک گرفت!"
باشد که هوشمندان ايران و خصوصا جوانان و
دانشجويان روشن بين آن توجه کنند که با توجه به مقاصد امريکا جنگ طلبی دولت امريکا
برای ملت ما فال شومی است. و نظام ولايت فقيه برخلاف اظهار دشمنی های ظاهری در
باطن ايران را بدل به حيات خلوت امريکا کرده وميکند بزرگترين خيانت رزيم حاکم بر
ايران ؛ خيانت به پتانسيل و شور انقلابی مردم ايران در برگزيدن زيستی مستقل از
قدرتهای خارجی است . در واقع با از دست رفتن آن شور و عزت بر مصداق
چو کوتاه شد دستش از عز وناز
کند دست خواهش به درها دراز
اين رژيم آنچنان ايران را در موقعيت ضعف نگاه
ميدارد تا دست دريوزگی حضور مستقيم در ايران را بسوی امريکا دراز کند .
در شماره آينده به بررسی حضور اقتصادی امريکا در
منطقه و طمع به نفت منطقه و تبعات آن برای ايران و منطقه خواهم پرداخت .