پجمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۳ - ۱۵ اکتبر ۲۰۰۴

عيسي سحرخيز از رد صلاحيت گسترده در انتخابات نماينده مطبوعات در هيأت نظارت بر مطبوعات مي‌گويد

 

  • بطور مسلم يک انتخابات آزاد برگزار نشد و فردي که انتخاب شده، به هيچ وجه نمي تواند فضاي روزنامه نگاري و مطبوعات کشور را نمايندگي کند و نمي تواند ميانگين نماينده مطبوعات کشور باشد. در واقع آن چيزي که براي دوره ي دهم اتفاق افتاد، اين بود که ما شاهد گسترش دامنه ي نظارت استصوابي به تمامي ارکان انتخابي کشور و تهي کردن اين نهادها از نمايندگان واقعي مردم و به معنايي ايجاد نهادهاي انتصابي و فرمايشي هستيم.

 

  • جالب اين است فردي که اکنون هم انتخاب شده، از طرف آقاي محسني اژه اي رد شده بود، از طرف آقاي کامران هم رد شده بود و ديٰروز که انتخابات برگزار مي شد، تعدادي از مديران مسئول اين حرف را مي زدند، که بعد از اينکه آقاي علي لاريجاني به نمايندگي از جايي خواست که اين فرد را برگردانند و در شرايطي که خودش هم حضور نداشت و در مکه بود، اسمش به ليست اضافه شد و ما شاهد اين بوديم که يک اتفاق نظري را و يک دستوري و يک حکم فرمايشي را داده بودند که به اين فرد راي بدهند و برخلاف تاکيدي که معاون مطبوعاتي داشته که افراد نبايد به آنجا بروند و اعلام کنند و به نفع کسي ائتلاف کنند، که تقريبا تمام نامزدهاي فرمايشي ثبت نام کرده بودند، به آن جلسه آمدند و گفتند که ما به آقاي انتظامي راي مي دهيم.

 

دهمين دور انتخاب نماينده مديران مسئول مطبوعات در هيأت نظارت بر مطبوعات روز پنجشنبه ۲۳ مهرماه در تالار وحدت تهران برگزار شد. عيسي سحرخيز، نماينده تاكنوني مديران مسئول مطبوعات در هيأت نظارت بر مطبوعات در گفتگويي با صداي آلمان مي‌گويد: ”آقاي اژه‌اي و آقاي كامران ۳۵ نفر از ۴۷ كانديد اين انتخابات را ردصلاحيت كردند ... تاكنون تأييد يا رد صلاحيت اصلا مطرح نبود. حتي آقاي انتظامي هم كه انتخاب شده نيز ردصلاحيت شده بود، ولي به گفته برخي لاريجاني در آخرين لحظات خواست تا صلاحيت او را تأييد كنند، چون از قرار معلوم يك حكم فرمايشي بوده است.”

 

 

مصاحبه گر: داود خدابخش

 

 

دويچه وله: آقاي سحرخيز، دهمين دور انتخاب نماينده ي مديران مسئول مطبوعات در هيات نظارت بر مطبوعات برگزار شد. آيا شما به عنوان نماينده ي تاکنوني مديران مسئول از روند برگزاري انتخابات راضي بوده ايد؟ آيا مديران مسئول حضور گسترده اي داشته اند؟

 

عيسي سحرخيز: بطور مسلم يک انتخابات آزاد برگزار نشد و فردي که انتخاب شده، به هيچ وجه نمي تواند فضاي روزنامه نگاري و مطبوعات کشور را نمايندگي کند و نمي تواند ميانگين نماينده مطبوعات کشور باشد. در واقع آن چيزي که براي دوره ي دهم اتفاق افتاد، اين بود که ما شاهد گسترش دامنه ي نظارت استصوابي به تمامي ارکان انتخابي کشور و تهي کردن اين نهادها از نمايندگان واقعي مردم و به معنايي ايجاد نهادهاي انتصابي و فرمايشي هستيم.

پس از مجلس هفتم که در يک انتخابات فرمايشي و غيرآزاد شکل گرفت و عده اي را که واقعا نمايندگان مردم نيستند، بلکه همانگونه که رسانه ها مطرح مي کنند ”راه يافته” به مجلس هستند، ما اکنون بعد از مجلس شاهد اعمال نظارت استصوابي در هيات نظارت بر مطبوعات نيز هستيم. و در عمل به جاي آنکه نماينده ي مديران مطبوعات انتخاب شود، نماينده ي جناح اقتدارگرا به هيات فرستاده شده تا ماموريت و وظيفه اي را که بخشي از آن تاکنون بر عهده ي قوه ي قضاييه گذاشته بود و در عمل موجب نقض مکرر قانون اساسي، نقض حقوق بشر و در نهايت بازشدن پرونده هاي متعدد در زمينه ي رسانه ها و مطبوعات و نهادهاي حقوق بشر و نهادهاي حمايتي بوديم، بتوانند بخشي از بار آن را کاهش دهند و به نهاد ديگري منتقل کنند که هيات نظارت بر مطبوعات است. در عمل ما شاهد اين هستيم که جريان اقتدارگرا مي خواهد که آب را از سرچشمه به بيل بگيرد. آرزويي که مسلما در بلند مدت براي آنها محال است که بتوانند جلوي آزاديها را بگيرند. چون که با گسترش اينترنت، شبکه هاي ماهواره اي و راديوها و تلويزيونهاي متعددي که مشغول پخش برنامه به صورت ۲۴ ساعته هستند، در عمل من فکر نمي کنم که بتوان جلوي آزادي بيان را گرفت.

تمام حکومتهاي اقتدارگرا هم در طول تاريخ سعي داشتند در اين مسير حرکت کنند و در عمل هم هيچکدام پيروز نشدند. چه روسيه که در بلوک شرق به آنها فقط اجازه ي توليد و استفاده ي راديوهاي يک موج را مي داد، ولي جلوي موج اخبار و اطلاعات و گسترش آزاديها را نتوانستند بگيرند و چه شاه که سعي مي کرد جلوي آزادي را بگيرد و اخبار و اطلاعات را نگذارد در کشور گسترش بيابد، ولي در عمل شاهدش بوديم که مردم به راديوهايي که از عراق، چين و کشورهاي ديگر خبر مي فرستادند، به اين راديوها گوش مي کردند. الان با فضاي گسترده تري از پيشرفت و تکنولوژي و فناوري رو به رو هستيم و کاري را که اينترنت و يا ماهواره ها مي کنند و همين طور امواج راديو تلويزيوني مي کنند، فکر نمي کنم چنين کاري عملي باشد.

ولي بهرحال اين عده تلاش کرده اند که در ابتدا هيات را در اختيار خود بگيرند. آقاي محسني اژه اي يکي از اعضاي کميته ي سه نفره از ۴۷ نفري را که انتخاب کرده بودند، ۳۵ نفر را کنار گذاشت. آقاي کامران که به جاي آقاي مزروعي وارد هيات نظارت شده بود، ايشان هم ۱۲ تا ۱۳ نفر را کنار گذاشت و در عمل چهره هاي شاخصي را که مي توانستند رقيب اصلي تلقي شوند را حذف کردند. و جالب اين است فردي که اکنون هم انتخاب شده، از طرف آقاي محسني اژه اي رد شده بود، از طرف آقاي کامران هم رد شده بود و ديٰروز که انتخابات برگزار مي شد، تعدادي از مديران مسئول اين حرف را مي زدند، که بعد از اينکه آقاي علي لاريجاني به نمايندگي از جايي خواست که اين فرد را برگردانند و در شرايطي که خودش هم حضور نداشت و در مکه بود، اسمش به ليست اضافه شد و ما شاهد اين بوديم که يک اتفاق نظري را و يک دستوري و يک حکم فرمايشي را داده بودند که به اين فرد راي بدهند و برخلاف تاکيدي که معاون مطبوعاتي داشته که افراد نبايد به آنجا بروند و اعلام کنند و به نفع کسي ائتلاف کنند، که تقريبا تمام نامزدهاي فرمايشي ثبت نام کرده بودند، به آن جلسه آمدند و گفتند که ما به آقاي انتظامي راي مي دهيم.

من فکر مي کنم خوب است که شما پيشينه ي آقاي انتظامي را داشته باشيد. ايشان مديرکل اسبق مطبوعات داخلي هستند. فردي ست که پيش از دوران اصلاحات وظيفه ي سانسور، خودسانسوري و جلوگيري از دادن مجوزها را به عهده داشت و در عمل هم همين کار را مي کرد. و طبيعي ست فردي که در جهت محدود کردن آزاديها، محدود کردن فعاليت مديران مسئول و حتا جلوگيري از کساني که مجوز داشته اند و مي خواستند فعاليت کنند، عمل کرده است، نمي تواند نماينده ي واقعي مطبوعات و مديران کشور باشد. حتا اگر ما نگاهي آماري بيندازيم، مي بينيم که جمع زيادي از مديران مسئول در انتخابات ديروز شرکت نکردند و در عمل اگر ما نگاه کنيم، مشاهده مي کنيم که از ۳۱۲ مدير مسئولي که در انتخابات دو سال پيش شرکت کرده بودند، در اين دوره ۱۹۳ نفر شرکت کرده اند. يعني کمتر از حدود ٪۶۰ آن افراد شرکت کرده اند که اين مسئله فارغ از اين است که ما به اين نکته توجه کنيم که در اين دوره ي دو ساله ۱۴۵۴ نشريه ي جديد و در عمل مدير مسئول جديد هم اضافه شده است. يعني در شرايطي که ما شاهد افزايش ۱۵۰۰ نشريه بوده ايم، مي بينيم که تعداد مديران مسئولي که شرکت مي کنند به ۱۲۰ نفر، يعني به ٪۴۰ کاهش پيدا مي کند. و فردي هم که انتخاب مي شود ۹۳ راي بيشتر نمي آورد و اين ۹۳ رايي که ايشان آورده، حساب کنيد به ۱۷۱۵ نشريه اي که امکان راي دادن را داشتند، حدود ٪۵ مديران مسئول کشور را در بر مي گيرد. يعني در واقع ايشان مي تواند ٪۵ مديران مسئول را نمايندگي کند.

 

دويچه وله: به نظر شما علت اين کاهش شرکت مديران مسئول چيست؟

 

عيسي سحرخيز: قبلا گفتم، در عمل وقتي نظارت استصوابي را ما شاهدش بوديم که عمل کردند و نماينده ي واقعي را کنار گذاشتند، خيلي ها ديگر مي دانستند که در اينجا راي دادن و راي ندادنشان هيچ فرقي نمي کند. من نکته اي را براي شما توضيح بدهم. شما اگر تعداد آراي نفر اول ديروز، نفر دوم ديروز و نفر سوم و به همين ترتيب چهارم ديروز را جمع کنيد، کل اين افراد آراي شان از نفر منتخب دوره ي قبل کمتر است. يعني نفر اول دوره ي قبل ۱۷۳ راي داشته، ولي مجموعه ي اينها نمي توانند اين راي را به دست آورند. گفتم فردي که با ۹۳ راي آنهم با آرايي که از قبل دستور داده اند و اسم او را به ليست اضافه كرده‌اند، انتخاب مي‌شود. جمعي را که با ميني بوس و اتوبوس و مخصوصا از مراکز مذهبي به اينجا مي آورند و به اين فرد رأي ميدهد، نمي تواند نمايندگي داشته باشد و افراد هم اين را متوجه شده بودند و بنابراين شرکت نکردند.

نکته ي جالب اين است که فردي که انتخاب شده، به يک معنا نماينده ي مطبوعات مستقل ما نمي تواند باشد. ايشان مدير مسئول روزنامه اي ست که با پول بيت المال هزينه مي شود، پيش از آن هم در روزنامه ي »قدس« فعاليت مي کردند، در آنجا هم نهادي بوده است که به بخش دولتي و حکومتي تعلق داشته و پول فراواني را داشتند که خرج مي شده است. فارغ از اين که اين نشريات را مي خرند يا نمي خرند و يا ايرادشان کجاست يا چگونه پول خرج مي شود. مطبوعات ما، هم از لحاظ آزاديها دچار مشکل هستند و هم از لحاظ تنگناهاي توليد و فروش. طبيعتا فردي که به اين شكل وارد مي شود، نه مي تواند مدافع آزادي آنها باشد، نه در راه حل مشکلات و تنگناهايشان عمل کند. اگر آن پيشينه ي ۸ سال قبل را هم در نظر بگيريم که مطبوعات را سانسور مي کردند و مي بستند، آنها را احضار مي کردند، جلوي نوشتن افراد خاصي را در مطبوعات مي گرفتند و همينطور جلوي نشريات داراي مجوز را سد مي کردند، ما مي توانيم شاهد دورنماي تيره اي باشيم که با افزايش اين افراد به عنوان نماينده ي مطبوعات عليه خود مطبوعات شکل خواهد گرفت. جالب است که در رسانه هايي که ايشان، چه »جام جم« و چه »قدس« فعاليت مي کرده، عليه مطبوعاتي ها و عليه روزنامه نگارها مطلب نوشته مي شده، پرونده سازي مي شده است و در واقع يک نوع هماهنگي با باند اطلاعاتي موازي و در يک جايي اصلا نوعي همکاري مستقيم بين ايشان و آقاي سعيد امامي وجود داشته است و همينطور پيش از دوم خرداد جلساتي داشتند. فردي که در اين جايگاه است، نه تنها نمي تواند نماينده ي مطبوعات باشد، بلکه به آنجا رفته تا عرصه را بر مطبوعات و روزنامه نگاران تنگ کند.

 

دويچه وله: حال يك سوال در مورد کميته ي سه نفره ي تشخيص صلاحيت نامزدها. مگر اين کميته را خود هيأت نظارت بر مطبوعات انتخاب نکرده بود؟

 

عيسي سحرخيز: قانون مطبوعات کميته ي سه نفره اي را در نظر گرفته که اين افراد نمايندگان ۳ قوه ي کشور هستند. پيش از اين و تا اين دوره آنها با صلاحيت فردي افراد کاري نداشتند. يعني اعمال نظر شخصي نمي کردند که فردي صلاحيت دارد يا صلاحيت ندارد. به عنوان مثال مي گفتند، اين فردي که الان انتخاب شده، همانگونه که آيين نامه مشخص مي کند، نشريه اش مجوز دارد، ولي تاکنون نشريه اي منتشر نکرده و در واقع فعاليت مطبوعاتي اش را آغاز نکرده است. يا اينکه، نشريه اش مجوز داشته، ولي الان متوقف کرده و ديگر فعال نيست، يا اينکه دادگاه پرونده اش را لغو کرده است. يا در زماني که قانون تعيين کرده، در مهلت زمان قانوني ثبت نام نکرده است و فرضا دو روز بعد ثبت نام کرده است. اين نوع مسايل را در نظر مي گرفتند و افراد را کنار مي گذاشتند. ما حداقل در اين ۵ ـ ۶ دوره ي اخير هيچگاه شاهد نبوده ايم که فردي را اين افراد با سليقه هاي شخصي در عمل بسنجند. شما مي دانيد که حداقلش قضاوت آقاي محسني اژه اي در مورد من، به دليل اينکه پرونده ي باز وجود دارد، در دادگاه هم پذيرفته نمي شود، يعني اگر فردي به عنوان هيات منصفه هم مي بود، مي گفتند چونکه خود اين فرد مصالح و مسايل خودش را دخيل مي کند، در آن پرونده ي خاص اين را به عنوان هيات منصفه هم کنار مي گذاشتند.

 

دويچه وله: يعني صلاحيت شما را رد کردند؟

 

عيسي سحرخيز: طبيعي ست. فکر مي کنم حساسترين جريان براي حذف من، در واقع کنارگذاشتن من، فکر مي کنم حساسيتي بود که من در آنجا حضور نداشته باشم و شايد بتوان گفت که نقطه ي کليدي آنجا بود و اگر مسئله ي شان من نبودم، ديگران هم نمي گفتند که حالا ما يک فرد خاص را کنار نگذاشته ايم، بلکه يک جمعي را کنار گذاشته ايم. ولي آنها زماني که من را کنار گذاشتند، تعدادي از مديران مسئول روزنامه هاي اصلاح طلب را کنار گذاشتند، نشريات سياسي را کنار گذاشتند و چند نفري را هم که گفتم از جريان راست کنار گذاشته بودند، بعدا به آنها دستور داده شده بود و يا اينکه خودشان رفتند و اينها هم متوجه شدند که چه کساني هستند، همه ي آنها را برگرداندند. اکثريت قريب به اتفاق افرادي که رد صلاحيت شدند، مديران مسئول مستقل و اصلاح طلب بودند و طبيعتا با حساسيت هايي که بر حضور من در هيات نظارت داشتند، اولين نفري که قصد بر حذف و برکناريش را داشتند، نام من بود که اين کار را هم انجام دادند. قبلا هم گفتم اگر آراي من، كه در آن دوره هنوز ۱۵۰۰ نشريه هم وارد فعاليت نشده بودند، را با اين افراد جديد در نظر بگيريد، مي بينيد که راي من بيش از راي اين ۴ نفري بوده است که نفرات اول تا چهارم اين دوره شدند.

 

دويچه وله: آقاي سحرخيز، بسيار متشکرم از گزارش و اطلاعات كاملي که در اختيار ما گذاشتيد.