پجمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۳ - ۱۵ اکتبر ۲۰۰۴

ما و فعالين کارگری اول ماه مه شهر سقز و بيدادگاه رژيم اسلامی

 

 

اميرجواهری لنگرودی

 ۱۵ اکتبر ۲۰۰۴

 

ياد داشت :

در متن مسائل مربوط به تجمع اول ماه مه فعالين کارگری سقز و محسن حکيمی عضو کانون نويسندگان ايران ، نويسنده و مترجم ، سخنران اين تجمع ، دستگيری و زندان و دادگاهی شدن آنان و چرايی تشکيل نشدن و به تعويق افتادن چند باره اين دادگاه ها ، بحث های زيادی از نظر گاههای گوناگون تا حال صورت گرفته است ما نيز نگاهی به آنچه که حادث شده می اندازيم.

 

* * * * * * * * * * * * *

_ مروری گذرا برحرکات فعالين کارگری سقز از اول ماه مه ۸۳ :

امسال نيز فعالين کارگری کردستان از جمله شهر سقز ، جهت تجمع مستقل خويش در روز اول ماه مه ( روز همبستگی کارگران جهان ) از فروردين ماه ، برای کسب اجازه از مقامات محلی اقدام کردند ۰ ولی عليرغم تلاش آنها مقامات محلی و استانی عملا با هر گونه تجمع موافقت نشان ندادند ۰ در برابر اين مقاومت مسئولين محلی و استان ، شمار زيادی از کارگران شهر سقز دراستان کردستان ، جهت بر گزاری مراسم مستقل خود عليه نظام سرمايه داری طی فراخوانی از همگان خواستند تا در پارک شهر سقز اجتماع کرده و به سخنرانی محسن حکيمی ، نويسنده و مترجم عضو کانون نويسنده گان ايران که توسط فعالين به شهر سقز دعوت شده بود ، گوش کنند ۰

درآن روز هنوز کارگران به پارک شهر نرسيده با هجوم قوای ضد شورش و عوامل اطلاعاتی روبرو می شوند و حدود ۵۰ نفر به بهانه « تجمع غير قانونی روز جهانی کارگر » بازداشت می گردند ۰ اگر چه بيشتر با زداشت شدگان پس از چند ساعت آزاد شدند ، اما ۷ نفر از آنان به نام های : محمد عبدی پور _ محمود صالحی _ برهان ديوانگرد _ اسماعيل خود کام _ جلال حسينی _ هادی تنومند و محسن حکيمی مهمان برنامه ، بمدت ۱۲ روز در بازداشت ماندند.

 

_ اعلان اعتصاب غذا سر آغاز تحرکات :

بازداشت شده گان بلا فاصله در اعتراض به يورش ، دستگيری و بازداشت خود ، اعلام اعتصاب غذا کردند ۰ پخش خبر بازداشت ۷ نفر و اعتصاب غذای شان ، بسرعت عکس العمل همکاران ، مردم و اعضاء خانواده آنان را بر می انگيزاند و ضمن تجمع در مقابل زندان ، تقاضای ملاقات با پدران و همسران خود را سر می دهند که اين ديدار صورت پذيرفت ۰ بعد ازاين ديدار اخبار لازم از جانب خانواده و « فعالين انجمن کارگری جمال چراغ ويسی » در سطح وسيع پخش گرديد !

پخش خبر اعتصاب غذا در داخل کشور و در بيرون از مرزها ، موجی از همبستگی با اعتصاب غذا کننده گان شکل گرفت ۰ در اولين واکنش ارسال نامه همسران دستگير شده گان يعنی : منيژه گازرانی همسر محسن حکيمی _ گلاويژه رستمی همسر هادی تنومند _ عايشه جهانپور همسر سيد جلال حسينی _ آرزو جيران همسر اسماعيل خود کام _ مريم افسر پور همسر برهان ديوانگرد _ نجيبه صالح زاده همسر محمود صالحی _ لطيفه قياسی همسر محمد عبدی پور به زنان فعال در « کنفدراسيون جهانی اتحاديه های کارگری آزاد و کميته زنان اين اتحاديه » و از آنان تقاضای همکاری و حمايت داشتند ، که به سرعت پاسخ خود را از خانم آنا بيوندی نائب رئيس کنفدراسيون _ دفتر ژنو و السا راموس کاربونه دبير کميته زنان کنفدراسيون _ بروکسل با اين مضمون دريافت داشتند : « می خواهيم بدانيد که زنان عضو کنفدراسيون جهانی اتحاديه های کارگری آزاد در ناراحتی و اضطراب شما شريک هستند و از هيچ اقدامی برای آزادی شوهران تان دريغ نمی داريم » جدا از اين ، به فاصله کمی از جانب « کنفدراسيون جهانی اتحاديه های آزاد کارگری » به محمود صالحی نامه ای نوشته شد و « ضمن اعلام پشتيبانی از مبارزات فعالين کارگری از هر ۷ نفر خواسته شد که برای استمرار مبارزه و حفظ توش و توان شان به اعتصاب غذا پايان دهند و کنفدراسيون نيز برای آزادی آنان همچنان تلاش می نمايد » سرانجام رژيم اسلامی ايران ، در مقابل موج گسترده پشتيبانی از باز داشت شده گان و اعتصاب غذای آنان ، بعد از ۱۲ روز تحمل زندان ، آ زار و سختی های فراوان و تنها با قرار وثيقه سنگين ( ۲ نفر از آنان هر کدام دويست ميليون تومان ) از سياهچالهای رژيم آزاد گرديدند و پس از چندی ۶ تن از کارگران به همراه محسن حکيمی به دادگاهی فراخوانده شدند تا در تاريخهای دوم و سوم شهريور ۸۳ به اتهام بی اساس تجمع غير قانونی اول ماه مه محاکمه شوند ۰

 

_ چگونگی آ زادی با زداشت شده گان و پروسه دادگاه ها :

می توان با صراحت نوشت : اين آزادی خود بخودی صورت نگرفت بلکه فشار همه جانبه اپوزيسيون ترقيخواه داخل و خارج ( فعالين کارگری دمکرات و چپ ، سازمانها و احزاب راديکال چپ ، نهاد های کارگری مستقل و برخی مجامع کارگری جهان به همراه رسانه های خبری مسئول و آزاديخواه فارسی زبان خارج از کشور ) در باز تاباندن اخبار مربوط به اين ماجرا ، رژيم را ناچار به عقب نشينی و آزاد سازی بازداشت شده گان وا داشت !

در فراخوان به دادگاه ا ز جانب رژيم ، در نوبت اول محمود صالحی _ محسن حکيمی _ هادی تنومند و اسماعيل خود کام قرار بود در دوم شهريور و محمد عبدی _ جلال حسينی و برهان ديوانگرد در سوم شهريور ۸۳ محاکمه شوند ولی اين دادگاه در موعد مقرر شکل نگرفت !

در اين فاصله محمود صا لحی با هوشياری فزاينده ای در تاريخ ۲۴ تير ۸۳ طی نامه ای به مسئول ا روپايی و بين ا لمللی ث ۰ ژ ۰ ت ( بزرگترين اتحاديه کارگری فرانسه ) آقای گی ژوگل ، پرده ا ز پرونده سازی اين مرحله مقامات قضايی بر می دارد ۰ در بخشی از نامه آمده است : « ۰۰۰ وجه الزمانی که برای من تعيين گرديد برابر با ۱۵۵ سال حداقل دستمزد يک کارگر در ايران است ۰ اکنون هر هفت نفر ما نامه های احضاريه يی دادگاه را دريافت کرده ايم و اتهام ما در آنها سمپاتيزاسيون با کومه له که يکی از تشکيلاتهای اپوزيسيون است ، ذکر شده که خودشان طبق قانون ، غير قانونی و ا لحادی اعلامش کرده اند ۰ مقامات قضايی که ديدند بار اول اتهامشان به معنی نقض تجمع کارگران برای اول ماه مه ا ست و عکس العمل سريع و گسترده جنبش جهانی کارگری را بر انگيخت ، اين ترفند را زده اند تا شايد بتوانند ما را ا ز پشتيبانی تشکلهای کارگری محروم کنند ۰ البته اين بار هم مقامات دچار اشتباه ديگری گرديده اند ، اين بار می خواهند ما را تفتيش عقايد کنند ۰ البته هوا داری از يک تشکيلات سياسی که در نامه خطاب به ما « الحادی » خوانده شده در جمهوری اسلامی می تواند ، دستاويزی قرار گيرد تا مجازاتهای سنگينی به ما تحميل کنند ۰۰۰» محمود صالحی با صراحت در ا دامه نامه می نويسد : « امروز از ۱۴ ميليون کارگر در ايران ، نصف بيشتر يا بيکار مطلقند و يا بيکار پنهانند ۰ کارگران شاغل در بعضی رشته ها نظير نساجيها در واقع مجانی کار می کنند به اين اميد که بيکار نشوند و روزی دستمزدشان پرداخت شود ۰ اعتراض به دستمزد های پرداخت نشده که گاه بيش از يکسال است ، حادثه يی روزانه در ايران می باشد ۰ هزاران خانواده کارگری بدليل بيکاری و عدم پرداخت دستمزد از هم پاشيده و اين حادثه دردناکی است که هر روزه جريان دارد ۰ کودکان پسر و دختر اين کارگران تحت عنوان کودکان خيابانی يک معضل عظيم در اين کشور است ۰ ميليونها کارگر کارگاهها با تصويب مجلس از شمول قانون کار خارج شده اند ۰ مديران دولتی و صاحبان سرمايه شاغلين در کارخانه ها و کارگاهها را بطريق ديگری از شموليت قانون محروم کرده و می کنند ۰ چون طبق قانون کار بعد از سه ماه می توانند به استخدام رسمی کار در بيايند و از مزايای بيمه و غيره استفاده کند ۰ امروز بيش از نيم ميليون کارگر در ايران سالهاست کار می کنند و همچنان موقت هستند ۰ چطور ؟ کارگر بعد از ۸۹ روز اخراج می شود و مجددا استخدا م می گردد۰ امروز يک کارگر شاغل خودش مثلا در کارخانه برقکار است و شب در ساختمانها سيم کشی می کند۰ پسرش در خيابان نايلون می فروشد و دختر يا همسرش احتمالا قالی می بافند يا کارگر خانگيست ۰ فقط به اين ترتيب کرايه کمر شکن و معاش خانواده تامين ميشود به همه اينها بی حقوقی سياسی را بايد اضافه کرد » جدا از اين ، محمود صالحی در پاسخ به نامه دبير کل « کنفدراسيون جهانی اتحاديه های کارگری آزاد » نيز نامه ای ارسال می دارد ۰ در بخشی از نامه آمده است : « به اطلاع برسانم که مجموعه پشتيبانی تشکلهای کارگری جهانی ، حمايت مردم ايران و از آن جمله مردم سقز ، مقاومت خود ما و خانواده های ما و نيز فعاليت کارگران و دلسوزان ا يرانی مقيم خارج باعث آزادی ما شد۰ در اين ميان فعاليت شخص شما و خانم آنا بيوندی جايگاه ويژه ای داشت و جای امتنان خاص دارد » محمود صالحی در ادامه اشاره می کند : « طبقه کارگر ايران خواسته های بسياری دارد ۰ اما ابزار تحقق آنها را که عبارت باشد از حق تشکل مستقل از دولت و حق اعتصاب در اختيار ندارد ۰ صد سال است که طبقات دارا ، کارگران را بخاطر تلاش در جهت تحقق اين دو خواست و ساير مطالبات طبقاتی ، زندان و شکنجه می کنند و خاک ميدانهای اعدام را بخونشان رنگين می کنند۰ در اين صد سال که ۴ نسل را در بر می گيرد ، بسيار خانواده ها که متلاشی شدند و چه بسيار رهبران و فعالين کارگری که در ليست سياه قرار گرفتند يا آواره و تبعيد شدند۰ اما از پای ننشستند و مبارزه همچنان ادامه دارد۰۰۰ و ما از شما می خواهيم که از مبارزات کارگران ايران همچنان پشتيبانی کنيد » درست در چنين شرايطی و در مقابل احضا ر دستگير شده گان اول ماه مه به دادگاه دوم و سوم شهريور , دبير کل « کنفدراسيون جهانی اتحاديه های کارگری آزاد » در اعتراض به اين احضاريه ها به دولت ايران می نويسد : « کنفدراسيون که ۱۵۰ ميليون کارگر را در ۲۳۳ اتحاديه وابسته در ۱۵۲ کشور و منطقه در سراسر جهان نمايندگی می کند ۰ به احضار مجدد فعالين کارگری سقز به دادگاه اعتراض می نمايد ۰ ما چنين بر داشت کرده بوديم که آزاد کردن آنها بدون اقامه اتهام ، اذعان به اين نکته بود که برگزاری مراسم روز کارگر در هيچ شرايطی هيچ نوع جرمی تلقی نمی شود ۰ ما نگران اين هسيتم که تعقيب اين فعالين در رابطه با تماس آنها با هئيت کنفدراسيون در تاريخ ۲۹ آپريل ۲۰۰۴ يعنی دو روز پيش از بازداشتشان بوده است ، چرا که هيات مزبور از طرف سرويس امنيتی ايران کاملا تحت نظر بود و تقاضای پايان يافتن اين پرونده می گردد » ولی جمهوری اسلامی عليرغم کارزا ر وسيع و گسترده داخل و خارج از کشور به تشکيل دادگاه جمعی فعالين در شهريور ماه پا می فشارد۰

 

_ واکنشهای سريع و وسيع فعالين کارگری داخل و خارج از کشور :

هرچه به تاريخ تشکيل بيدادگاههای رژيم نزديک می شويم ، عکس العمل افراد ، گروهها ، تشکل ها ، سازمان ها ، احزاب چپ و ترقيخواه در سطح جهان را در تمامی سطوح بيشتر شاهد می گرديم ۰ از جانب گای رايدر دبير کل « اتحاديه جهانی اتحاديه های کارگری آزاد » در ۲۷ مرداد ۸۳ ( ۱۷ اوت ۲۰۰۴ ) به وزير امور خارجه و خاتمی طی نامه ای نوشته شد : « سه ناظر ما آقای ماتياس لاند گرن وکيل ما در سوئد از طرف اتحاديه سراسری کارگران ( ال _ ا و ) ، خانم اوئير بيورويل وکيل عضو وکلای بدون مرز در سوئد و آقای راجی سورانی رئيس مرکز حقوق بشر فلسطين ( غزه ) هستند و ما می خواهيم که ويزای آنها برای ورود به ايران جهت حضور و نظارت در دادگاه موافقت شود » همزمان « کمپين آزادی کارگران سقز در خارج از کشور » ضمن ترجمه و پخش اين نامه ها ، بی درنگ و در وسيع ترين شکل و با سازماندهی حرکات اعتراضی ، موج وسيع جانبداری از کارگران سقز را سازمان داد ۰ ليست جمع آوری اسامی پشتيبانی از کارگران و محکوم کردن دادگاه های فرمايشی در دو سوی مرزها و در سطوح کشور های گوناگون از جمله : ( انگلستان _ آمريکا _ مکزيک _ کانادا _ استکهلم _ گوتنبرگ _ اسپانيا _ پاکستان _ يونان _ ايتاليا و ۰۰۰ ) اعتراضات فعالين کارگری داخل کشور از جمله : ( جمعی از کارگران ايران خود رو _ کميته کارگری کارخانجات توليدی تهران _ نامه پشتيبانی بيش از ۲۷۰ تن از فعالين کارگری ، نويسندگان ، شاعران و دانشگاهيان و فرهنگيان شناخته شده ) در مرحله اول جمع آوری امضاء ها در کنار وسعت حرکات بيرون از مرزها ، رژيم را به عقب نشينی واداشت و دادگاه در شهريور ماه بر گزار نشد و به مهرماه افتاد! و امروز اين ليست پشتيبانی به رقم بالای ۱۹۲۴ امضاء رسيده که می رود تمامی کشور های جهان را پوشش داده و همچنان ادامه دارد!

تحرک فعالين « انجمن کارگری جمال چراغ ويسی » در خبر رسانی به موقع در اين مدت خيره کننده بود ، اين انجمن در اطلاعيه سه شنبه دهم شهريور ۸۳ اعلام داشت که : « اتهام وارده بر ۷ نفر بويژه به محسن حکيمی : ( وابستگی به تفکر الحادی کمونيستی _ عناد با جمهوری اسلامی _ عزيمت از تهران به سقز به منظور سخنرانی در مراسم روز جهانی کارگر ) و به محمود صالحی : ( هواداری از گروهک حزب کمونيست و حزب کمونيست کارگری _ تهيه جدول خانواده ۵ نفره در ايران در راستای تشويش اذهان عمومی _ تشکيل شورای غير قانونی کارگری در راستای خدمت به گروهک کومه له _ تجمع غير قانونی به مناسبت روز جهانی کارگر _ اطلاعيه در رابطه با کشتار کارگران خاتون آباد و مقصر کردن دولت در کشتار آنان _ سخنرانی در مجامع عمومی و اقدام عليه امنيت کشور و مجمع غير قانونی ) می باشد » و در مورد ۵ تن ديگر نيز وابستگی گروهی و تجمع غير قانونی اول ماه مه به دفعات تکرار شده است.

باری در مقابل گسترش پشتيبانی کارگران داخل و عظمت اعتراضات همبستگی جهانی و افشاء گری اپوزيسيون ترقيخواه درخارج از کشور ، رژيم بدون هيچ توضيحی عقب نشست و در شهريور ماه بيدادگاه ها را تشکيل نداد بلکه در برابر فضای ملتهب همبستگی جهانی با کارگران سقز ، رژيم با تاکتيک جديدی وارد صحنه شد ۰

جدا کردن ۷ نفر از هم و تدارک محکمه فردی آنهم از اول مهر ماه ۸۳ تاکتيک اين مرحله رژيم بوده است ۰ قرار بود روز پنج شنبه ۲ مهر محمود صالحی و متعاقب آن ديگر فعالين و آنهم اينبار نه به جرم شرکت در اجتماع اول ماه مه در پارک شهر سقز بلکه بجرم هواداری از گروههای سياسی معين منطقه ای ( کومه له ) بر بستر پرونده سازی جديد فرا خوانده شوند تا عملا با ايجاد نوعی شکنندگی ، قدرت دفاع جمعی را از آنان گرفته و پرونده سازی های جديد برای هر کدام ، هر يک از آنان را با نوعی فشار و ارعاب ساختگی در برابر فرد ديگر قرار دهند !

درست در اوج چنين داد و دهشی در نزد مقامات قضايی رژيم اسلامی ، فشار از خارج از کشور از جانب فعالين کارگری ، محافل و مجامع بين المللی کارگری ، احزاب و سازمان های چپ ، انجمن ها و نهادهای فرهنگی و اجتماعی ، نشستهای پالتاکی از جمله با محمود صالحی و محسن حکيمی ودهها اعتراض و اکسيونهای خيابانی و در داخل کشور از سوی خانواده ها ، کارگران و مجامع روشنفکری ، همه و همه موجی از گسترده ترين پشتيبانی و جنبش وسيع انسانهای تحول طلب را در تاريخ مبارزات کارگری ايران در دفاع از ۷ نفر به مثابه دفاع از کل طبقه محروم مزد وحقوق بگيران ايران را با خود همراه کرده و همبستگی بين المللی در عمل ، عليرغم تمايل رژيم به اين حد از سر و صدا ، ردی چنين بی مانند از خود به جا گذاشت !

 

_ اتحاديه کارگران پست کانادا _ اعتراض بزرگترين اتحاديه انگليس _ سازمان کمونيستی برای بين الملل چهارم ( آلمان ) _ شبکه همبستگی کارگری ميلان ( ايتاليا ) _ اعلام همبستگی اتحاديه کارگران پست نروژ _ نامه اعتراضی حزب کمونيست فنلاند _ نامه اعتراضی اتحاديه های کارگری فنلاند _ اعتراض سنديکای کارگران برن ( سوئيس ) _ ۴۶ اتحاديه کارگری آمريکا و دهها و صدها تجمع و محافل کارگری در سطح کشورهای جهان , محاکمه فعالين کارگری در بيدادگاه سقز را محکوم کردند ۰

_ کميته کارگری کارخانجات توليدی تهران طی اطلاعيه ای اعلام داشت : « ما کارگران سراسر کشور را دعوت می کنيم تا در اقدامی هماهنگ و سراسری در روز ۱ مهر ماه ساعت ۱۰ صبح به مدت ۵ دقيقه دست از کار کشيده تا بدين وسيله انزجار و خشم خود را از پای دادگاه کارگران سقز نشان دهيم » در اين دوره نيز همين حد ا ز فشار ها در سطح جهان و در درون ايران ، رژيم را به عقب نشينی وا داشت ، از جمله :

کانون نويسندگان ايران طی نامه ای به مردم ايران و جهان در تاريخ ۷ مهر ۸۳ آورده است : « در جريان بزرگداشت روز جهانی کارگر در شهرستان سقز ، شش تن از اعضاء صنف کارگران خباز شهرستان سقز ، به همراه آقای محسن حکيمی ، عضو کانون نويسندگان ايران که از سوی اين صنف ، برای سخنرانی در آن مراسم دعوت شده بودند ، توسط نيروهای امنيتی بازداشت شدند که کار آنان به اعتصاب غذا و وضعيت جسمی بحرانی و اعاده حيثيت کشيد ۰۰۰ » کانونيان ياد آور شدند : « ما با اعتقاد راسخ به اينکه بزرگداشت روز جهانی کارگران حق مسلم کارگران ميهن ما است و در دفاع هميشگی خود از آزادی انديشه و بيان ، دستگيری و محاکمه عضو خود محسن حکيمی و اعضاء صنف کارگران خباز را محکوم کرده و اين را ستم بر کارگران و به خطر افتادن آزادی ارزيابی می کنند ۰ » در پايان کانونيان خواهان : « حمايت بين المللی سازمان های کارگری و اتحاديه های ديگر کشور ها از کارگران ياد شده و عضو کانون را ارج می نهد و خواستار استمرار آن می با شند » دو روز بعد پنجشنبه ۹ مهر ۸۳ فعالين « انجمن کارگری جمال چراغ ويسی » گزارش می کند : « پس از به تعويق افتادن دادگاه محمود صالحی و اسماعيل خود کام که قرار بود به ترتيب در دوم و ششم مهر ماه بر گزار شود ، دادگاه محمد عبدی پور نيز روز دوشنبه يازده مهر بر گزار گردد ، به تعويق افتاده است.

مقامات قضايی علت به تعويق افتادن دادگاه را اعزام يک هيات قضايی از مرکز برای ايجاد دادسرا در سقز اعلام کرده اند ۰ » همين انجمن در تاريخ ۱۴ مهر ۸۳ اعلام داشت : « دادگاه محسن حکيمی که قرار بود امروز سه شنبه (۱۴ مهر ۸۳) بر گزار شود ۰ به علت به تعويق افتادن دادگاه ، مسافرت قاضی گووينی به سنندج اعلام شده است ۰ پيشتر دادگاه محمود صالحی ، اسماعيل خودکام و محمد عبدی پور هم به تعويق افتاده بود ۰ قرار است دادگاه محمود صالحی و محمد عبدی پور به ترتيب در روزهای ۷ و ۱۰ آذر ۸۳ بر گزار می گردد » بد نيست ديگر بار ياد آور شوم : در امر سازمان دهی اين دور اعتراضات در داخل کشور کارگران و مردم از سقز تا بانه _ بوکان تا سنندج و ديواندره _ کامياران تا پاوه ، کرمانشاه و تهران بزرگ و ساير محيط های کارگری ، آزاديخواهان ايرانی با پشتيبانی فعالين کارگری طی طومارهای اعتراضی ، خواهان آزادی آنان شدند ۰ در خود سقز مردم به همراه خانواده های اين ۷ نفر در مقابل اطلاعات و دادسرا حضور می يافتند تا دادخواهيهای فرزندان وهمسران بازداشتيها را بر سر آزادی بی قيد و شرط آنان تکرار کنند و در سطح جهان نيز صدها اتحاديه و سنديکای کارگری ، سازمانها و نهادهای مدافع حقوق زنان ، کودکان ، مجامع کارگری از هر پنج قاره جهان زير پوشش خود در آورد و اين اعتراضات برای اولين بار در چنين سطحی از همبستگی بين المللی را با خود به همراه داشته است ۰ همه عقب نشينی رژيم را بايد نتيجه اين سطح از پشتيبانی جهانی و مداخله آزاديخواهان ايرانی در داخل و خارج از کشور دانست و آنرا پاس داشت !

 

_ در اين شرايط چه می توان انجام داد ؟

قبل از هر چيز بايد گفت : برای تامين آزادی بی قيد و شرط فعالين کارگری اول ماه مه شهر سقز ، راهی جز فشرده تر کردن صفوف مبارزاتی خود و تقويت همبستگی ها در سلسله اعتراضات خود نداريم ۰ برای از قوه به فعل در آ وردن اين امر بايد به اين پرسش اساسی پاسخ داد :

آيا بعد از ۲۵ سال حکومت سياه اسلامی ايران ، کارگران در برابر اين همه شدايد و جان سختی زندگی شان ، باز هم بايد نتوانند تنها در يک روز که جشن طبقاتی جهانی آنان در سراسر جهان و در قلب کشور های معظم سرمايه داری هم بعنوان يک روز تعطيل برسميت شناخته شده ، حق داشته باشند با دريافت حقوق کارگری اين روز جهانی را تعطيل کنند ، بشکل مستقل اجتماع نمايند ، سخنرانی به پا دارند ، قطعنامه صادر کنند و تا حدی جشن و پايکوبی راه اندازند ؟

از نگاه ما آری و از نگاه سردمداران کارگر کش و سرمايه داری حاکم بر ايران نه و عملی است غير قانونی !!! اين خوی ، خصلت و منفعت طلبی نظام های ديکتاتور و سرمايه سالار است که همواره کارگران را از تجمع ، اتفاق و اتحاد طبقاتی در اين روز همبستگی کارگری _ اول ماه مه _ با ديگر هم طبقه ی هايشان در سراسر جهان باز دارند و جز نمايشات دولتی و شبه کارگری ، هر گونه اجتماع مستقل و غير وابسته را مانع گردند ۰ در ايران هم در رژيم سلطنتی و هم در جمهوری اسلامی ، کارگران متشکل و آگاه و سازماندهندگان تجمعات آنان در اين روز ، همواره با تعقيب ، دستگيری ، زندان ، آزار ، بيکار شدن از کار و تبعيد روبرو می شدند و می شوند و اين قصه همچنان ادامه دارد ۰

تا ماداميکه رژيم ضد کارگری و واپسگرای اسلامی ، از افکار قرون وسطايی « قسط اسلامی » ، « قانون کار اسلامی » و بر بستر صدور « فتاوی » آيات عظام و پوسيده هزار و چهار و اندی سال پيش بهره می گيرد ، تنها و تنها ادامه حاکميت خود را در سرکوب و اعمال نوعی بی حقوقی مطلق بر اکثريت جامعه جستجو می کند و همان فتاوی رهبر « مستضعف پناه » مصاديق امور کارگری و سرنوشت کارگران را در عدم برخورداری از حق اعتصاب ، حق تشکل مستقل ، قانون کار برابر در بهبود زندگی کارگران را همان « فتاوی » و « دستورات آسمانی » رقم می زنند و تا ماداميکه درب بر همين پاشنه می چرخد وپراکندگی در صفوف کارگران بيداد می کند ، متاسفانه اوضاع اينگونه می نمايد !

با اين همه در برابر چنين اعمال حاکميتی ، روز شمار به صحنه آمدن کارگران در حوزه رودررويی ها به چنان سطحی رسيده که فراتر از سال ، ماه ، هفته ها ، ما هر روز با تعرض همه جانبه کارگران بر سر مطالبات بيشمارشان روبرو هستيم ۰ تعرضی خود انگيخته ، دفاعی ، شورشی و تا حد زيادی پراکنده و غير متشکل که به سرعت در اينجا و آنجا سرکوب می گردد.

امروز سايت های کارگری و سازمان ها ، روزنامه های داخل از جمله : کار و کارگر و چند روزنامه ديگر و ادعای حتی وزير و وکيل نظام هم ناچار به زبان راندن ، بخشی از انعکاس واقعی اين اعتراضات و مبارزات رو به تزايد هستند ۰ امروز و هر روز ، اعتراض پشت اعتراض _ تحصن و اعتصاب غذا _ گرو گان گرفتن مديران کارخانه ها _ طوما رنويسی _ راه بندان ها و لاستيک آتش زدن و بستن خرطومی جاده ها _ تجمع در مقابل مجلس ، اداره کار ، فرمانداری ها ، استانداری ها ۰۰۰ از کارخانه ای به کارخانه ديگر ، از واحد توليدی به واحدی ديگری از پرستاران ، معلمان ، از کارمندان شهرداری به کارکنان دانشگاهها ، از اعتراض دانشجويان به خصوصی سازی مراکز آمو زشی و واحدهای درسی تا کا رمندان بيما رستان ها و همسويی دانش آموزان با معلمان ، از چيت سا زی بهشهر گرفته تا شهر صنعتی قزوين ، از نساجی های کاشان تا دار قالی زور آباد خوی ، از پترو شيمی خارک ، اراک ، اصفهان گرفته تا معدن مس خاتون آباد ، از کارخانه چوکای رشت تا شيلات انزلی و باغات چای شمال و مقاومت کشاورزان چايکار در برابر سهم بران قاچاق چای با زار و شرکاء مافيای آنان تا سرزمين سوزان خوزستان و مقابله کشاورزان اهوا زی برای جلوگيری از انتقال آب کا رون به باغات پسته رفسنجانی و شرکاء ، همه و همه به صف شده اند تا مطالبات خود را بستانند ۰ در اين رابطه تا به امروز صد ها گزارش و مطلب نوشته شده و بازتاب يافته است ۰

از سويی رژيم هم دستگير می کند ، زندان می اندازد ، ستم روا می دارد ،پرونده سازی می کند ، دادگاه راه می اندازد ، از کار بيکار می نمايد و هزاران مانع می تراشد و در سطح خارج از کشور ، طی ارتباط با سازمان جهانی کار ( آی _ ا ل _ ا و ) تلاش می ورزد ، خود را مطابق الگو ها و معيار های آنها معرفی نمايد و تلاش می ورزد که در ذهن فرستادگان اين سازمان ها ، همواره انجمن های اسلامی و شوراهای کار اسلامی ، تشکل کارفرمايان و خانه کارگر را _ که تشکلهای وابسته به دولت اسلامی اند _ تشکلهای مورد وثوق کارگران و همعرض معيارهای ( آی _ ا ل _ ا و ) بشناسانند و کارگران را از آزادی تشکلات ، تجمعات ، حق اعتصاب و اعتراض در روز کارگر برخوردار و راضی نشان دهند.

وزارت کار در همسويی با همين تشکلهای وابسته ، مرتب با گزينش نماينده خودی و گسيل آنان به نشستها ی سالانه ( آی _ ا ل _ ا و ) ، کارگران را برخوردار از حق نمايندگی معرفی نمايد تا بتوانند خود را مورد پسند اين سازمانهای جهانی و معيار های آنان جا بزنند ! و اين در حاليسکه ، همه نمايشات اين چنانی ، دروغی بيش نيست ۰ برای نمايندگان « کنفدراسيون جهانی اتحاديه های کارگری آزاد » طی ديدار با محمود صالحی که در دو روز قبل از واقعه اول ماه مه سقز امسال در تهران با مترجمی محسن حکيمی عضو کانون نويسندگان ايران ، نويسنده و مترجم و فعال اجتماعی صورت گرفت ، مشخص گرديد که ادعا های سران کارگر ستيز رژيم پوچ و بی معنی است ۰ معلوم شد شرايط کار و دشواری زندگی طبقه کارگر ايران در چه سطحی است و نمايندگان اين سازمان ها نبايد به ادعا ها ، قول و قرار های سراسر بی پايه و وعده و عيد اين دولت و حاکميت اعتماد کنند ! ادعای رژيم يک گونه است و سياست چند گانه کارگر ستيزی آنان در به رسميت نشناختن حق تشکل ، تجمعات ، اعتصابات ، حق بيمه و گسترش خصوصی سازی و بيکار سازی ها ، که پيوسته از اصلی ترين وظايف سردمداران اين نظام تلقی می گردد ، چيز ديگر!

تصميماتی که يک پايه اش ، تماما فتواهای امام « راحل » شان را که شان و نزول عصر شتر چرانی و توحش را با خود به همراه دارد ، با ممنوع اعلام داشتن « حق اعتصاب کارگران » ، به گونه ديگری تباهی کارگران و تهی دستان جامعه ايران رقم زده و رسميت می شناسند و پايه ديگرش طی اين سالها مشاورت و رايزنی غير قابل توصيف سران رژيم با اقتصاد دانان ليبرال و کارشناسان برنامه و بودجه ، در تبيين سياستهای نئوليبرالی و همسو کردن برنامه های اقتصا دی کشور در تحکيم قرارهای « صندوق بين المللی پول » ، « بانک جها نی و تجارت جها نی » ، بستن قرارهايی با « سازمان بين المللی کار » و همسويی با « جهانی شدن » بوده که تماما کارگران و همسرنوشتان آنان را به منتهی اليه جامعه و به اعماق برده اند.

تشکلهای کارگری بر آمده از متن انقلاب بهمن را تعطيل و قصابی کردند ۰ رهبران فکری و عملی جنبش کارگری را دستگير ، زندانی ، اعدام و به تبعيد اجباری کشاندند ۰ پاره ای ديگر را بيکار ، بازخريد ، مرعوب و خانه نشين ساختند تا خر مهره را به جای مرواريد در بازار سودا گری خويش بفروشند و چندين تن رهبر خود ساخته کارگری را با ريش و تسبيح روانه ميدان کنند ۰ برای مجلسش نماينده کارگری بتراشند ، روزنامه به نامش زنند ، خانه کارگر را به نام کارگران خودی و اسلامی ، تصرف ايلغارانه کنند ۰ زنان کارگر را در تمامی ها عرصه ها به هيچ گيرند ۰ ابتداء نيمه وقتش از کار ساختند بعد به درون پرده ساترش کشاندند و در محيط کار به دو نيمش کردند و بعد تر به درون خانه اش جای دادند تا حرمت اسلام ناب محمدی در حفظ خانواده در حيات کشور جاری گردد ۰ بردگی کار کودکان دختر و پسر را در کارگاههای قالی بافی ، واحد های توليدی و در بيگار سازی های دست چندم ، شاگردی مغازه ها و در پس توی خانه ها و به خيابان گردی روزانه و شبانه در ابعاد ميليونی به تباهی کشانده اند ۰ کارگران را به گلوله بسته اند تا راه بر هر اعتراضی را در بهمن ماه ۲۶ سال بعد تر ببندند !

 

و چه نبايد کرد؟

اگرهمين موا رد نامه های اعتراضی سازمان جهانی کار ( آی _ ا ل _ ا و ) به دولت خاتمی در اعتراض به کشتار کارگران معدن مس خاتون آباد و پشتيبانی از اعلام دادخواهی خانواده های کارگری که همسران آنان در اين تجاوز آشکار و به رگبار بستن ها کشته شدند ، يا نامه های اعتراضی مجامع کارگری جهانی به تشکيل بيداد گاههای رژيم ايران ، بتوانند سر آغاز بی اعتمادی ها و شکستن توهم اين نهاد ها نسبت به ادعاهای رژيم اسلامی ايران توسط مجامع جهانی عضو اين سازمان ها در سراسر جهان از دولت ايران گردد ۰ نبايد تعلل کنيم و چشم فرو بنديم !

وظيفه ما اپوزيسيون آزاديخواه و تحول طلب است که شاخ هر نوع معامله گری و چشم بستن دولت ها در معاملات پشت پرده را بشکنيم واين مبارزه را به درون خانه هر انسان آزاديخواهی در تمامی جهان بريم و از حق کارگران به دفاع بر آييم ۰ اين کار شدنی است و از ما بر می آيد !!

اين نقش نه بر دوش يک حزب ، سازمان ، انجمن ، نهاد مدافع کارگری ، کمپين های موردی و تشکلهای مدافع مبارزه ضد سرمايه داری در سطح اين و آن شهر ويا چند راديو و تلويزيون و يک اطاق پالتاکی ، چند لينک تار نماها ويژه کارگران بلکه در گرو همکاری جدی و فعال و همه جانبه تماميت طرفداران سوسياليست انقلابی و در گرو کاری سترگ و دراز مدت است ۰

اگر در ايران قدرت سرکوب دولتی واستبداد حاکم مانع سازمانيابی مستقل سراسری کارگران کشور است و کارگران بدون تشکل و سازمان يابی راه به جايی نمی برند در خارج از کشور که چنين استبدادی ما را تهديد نمی سازد ، چرا خود عامل پراکندگی کار و اقدامات کوچک و موازی هم باشيم ؟ چرا خود امر جاری ساختن جويبا ر های کوچک و پراکنده را در مسير رودی جوشان بشکل گسترده و فرازمند دريا ها هدايت نکنيم ؟

در يک ارزيابی عمومی می توان با مسئوليت نوشت : همه کارهايی که تا امروز در مورد افشاء بی چهره گی نظام و بيدادگاه های سقز انجام داده ايم از : اعلاميه نوشتن ها _ بيانيه صادر کردن ها _ کمپين پشتيبانی راه انداختن _ جمع آوری ليست امضاء ها _ آکسيون ها _ اعتراضات خيابانی _ مراجعه به احزاب و سازمان ها ، محافل کارگری و اتحاديه های بزرگ در سطح جهان _ سازماندهی بحث های پالتاکی _ مصاحبه ها و صدور اعلاميه های مشترک و قعطنامه ها و غيره ۰۰۰ همه و همه مثبت و در يک کلام نسبت به گذشته عمل اپوزيسيون راديکال و باورمند به مبارزه طبقاتی ، اينبار کاری تر بوده است !

ولی اين همه را با منافع خودی و سازمانی همراه کردن ، خود را يگانه نيروی پيگير مبارزه جنبش ضد سرمايه داری معرفی کردن ، ديگران را صنفی کار و سنديکاليست ، ناپيگير ، غير کارگری خواندن ، تا حدی به سراشيبی همان نوع پرونده سازی ها و نوعی درجا زدن ها منتهی می کردد !

از نگاه ما ، امروز بايد در برابر بيدادگاه سقز ، منافع طبقاتی کل طبقه و منفعت آنی و دراز مدت خود کارگران را بر جسته کرد و اصوليت اين مبارزه در خارج از کشور را با خودی کردن و غير خودی قلمداد کردن ، صفوف مبارزاتی فراهم نياورد ۰

هر گونه ادعای ما بيشتر کرديم و تو کمتر کردی ۰ ليست ما راديکال تر و ليست شما آب بر می دارد ، يعنی همان باد زدن به گروه و دسته خويش ، و برجسته کردن منافع عقيدتی و مسلکی و تنها خود را در نوک پيکان اين مبارزه معرفی کردن ، خواست رژيم اسلامی است در افتراق نيروهای طرفدار طبقه کارگر و گشودن راه برای وصل به سياستهای نئوليبراليسم جهانی به آخوند های مکلا و مععم حاکم بر سرنوشت کارگران و کار فروشان وطن اسير در دست نظام سياسی ما قبل تاريخی ايران اسلامی ! فاصله عظيم از تعميق يافتگی مبارزه در درون صفوف کارگران ايران و طرفداران همسنگر آنان که تا به امروز جنبش ما آنرا به دفعات و با تخکامی آ زموده است.

در يک کلام در راستای استمرار چنين مبارزه ای استوار ، بايد گفت : آزموده را آزمودن خطاست.

بايد همه ظرفيت جنبش چپ و آزاديخواهی را بخدمت گيريم و با پرهيز از طرح اينکه _ هر که از ما نيست بر ماست _ هر گونه پشتيبان و نيروی حمايتی موردی ، ناپايدار را هم پشت نکرد و دريغ نورزيم از اينکه ما را زير علامت سئوال می کشانند _ چنا نچه با اين و آن همراه گرديم _ ما بايد بتوانيم برای تحکيم صفوف مبارزه طبقاتی ، همه جويبارهای پراکنده را در مسيری استوار و پرتلاطم به دريای جوشنده و پر امواج بکشانيم تا از تهاجم عنان گسيخته سرمايه جهانی گزندی به ما راه نيابد !

ما بايد بنفع جنگ طبقاتی موجود در داخل کشور ، بشدت از اين نوع خود بينی ها پرهيز کنيم ۰

اگر همه ابزار کار برای تدارک يک سلسله همکاريها در خارج از کشور فراهم است ۰ بايد برای پشتيبانی طبقاتی کارگران داخل کشور و از جمله فعالين کارگری سقز که در انبانی از پرونده سازی های مسخره قضات رژيم در گيرند ، همانگونه که پيشتر ياد کرديم : جنبش دفاعی بشکل همه جانبه و فارغ از محدوديت نگری و انحصار طلبی و مبارزه را تنها در گرو خود دانستن ، فعالتر از پيش ، برای لغو بدون قيد و شرط کامل دادگاه تفتيش عقايد رژيم در شهر سقز از سويی و با ز پرداخت جبران خسارت وارده به کارگران دستگير شده و خانواده های آنان ، لغو قرار وثيقه ۲۰۰ ميليون تومانی آزادی آنان از زندان از سوی ديگر بصورت همه جانبه و مهم تر از همه طرح لغو ممنوعيت اجازه سفر دستگير شدگان برای تماس و حضور در مجامع کارگری بين المللی که بصورت مشخص از جانب « کنفدراسيون جهانی اتحاديه های کارگری آزاد » خواستار سفر محمود صالحی به کانادا شده اند ۰ همچنين آزادی حضور فعالين کارگری در مجامع و محافل کارگری برای ابراز نظر ، لغو کنترل امنيتی بر محيط کار ، زندگی خصوصی و تلفن يکايک دستگير شده گان بايد با تمام قوا ادامه يابد.

نبايد از ياد ببريم در مقابل غول سرمايه جهانی ، همبستگی جهانی و همکاريهای پيوسته و تنگاتنگ ما ، می تواند پايه مادی مبارزتی مان را معنی بخشد ، همانگونه که پراکندگی و خرده کارههای ما ، سبب شکستن و درجا زدن های مان شده و ما را در برابر ترکتازی امپرياليسم جهانی و اقمارش خلع سلاح می نمايد ۰ تنها يگانگی ما و پرهيز از شکاف جدايی ها ، ما را در اين مبارزه نابرابر استوار نشان خواهد داد!

ما فعالين اتحاد چپ کارگری در راستای پيش بردن اين وظايف توامان از هيچ گونه همکاری ، مشورت ، رايزنی ، گفتگو و همکاری فی مابين سازمانها و احزاب ، محافل و مجامع ، گروهبنديهای راديکال چپ و آزاديخواه سوسياليست خودداری نمی کنيم و با تمام توان _ همانگونه که تا به امروز نشان داده ايم _ با همه امکانات تبليغی خويش در خدمت بازتاباندن همه سويه فعاليت ها هستيم و چون گذشته آمادگی خود را برای همکاريها اعلام می داريم !