"بريده
هاي مقاومت!!"

محمد حسين سبحاني
13 اکتبر 2004 ـ آلمان
Sobhani_m_h@hotmail.com
به دنبال حضور هيئتي از کانون"آوا" در پارلمان
اروپا و ملاقات با تعدادي از نمايندگان اين پارلمان در دهم سپتامبر2004، متأسفانه يا خوشبختانه سازمان
مجاهدين، مجدداً ظرفيت وعدم انتقادپذيري خود را بارز و ماهيت دروني خود را نشان
داد.
سازمان مجاهدين در نشريه مجاهد شماره شماره 691 ـ 7 مهرماه
1383 ـ ضمن حمله به هيئت کانون "آوا"، آنان را "بريده هاي
مقاومت" لقب داد که قرار است تلاش کنند که نشان بدهند "مجاهدين آدم هاي
وحشتناکي هستند."
چند نکته در اين پيوند قابل تأمل است:
1 ـ ما نمي گوييم مجاهدين به صفت فرد" آدم هاي
وحشتناکي هستند"، بلکه مي گوييم ايدئولوژي حاکم بر فرقه مجاهدين و رهبري فرقه
گرايانه در اين سازمان بسيار خطرناک، و يکي از موانع اصلي براي دمکراسي در ايران
است. زيرا يک فرقه مذهبي با مشي مسلحانه نمي تواند در جوهر خود دمکراتيک باشد. به
قول معروف سالي که نکوست از بهارش (زندان هاي انفرادي اشرف و ابوغريب) پيداست.
2 ـ ضمناً بايد ياد آوري کرد که در فرهنگ حاکم بر فرقه
مجاهدين، يک نوع بريده!! ديگر نيز به انواع بريده!! هاي موجود در سازمان مجاهدين
تحت عنوان "بريده مقاومت" نيز افزوده شد.
مشخص نيست اگر اعضا و مسئولين جدا شده از سازمان مجاهدين به
دليل شرايط و سختي هاي "مقاومت"!! در خاک عراق بريده، و "بريده
مقاومت!! نام گرفته اند، پس چگونه سال ها زندان انفرادي در پادگان اشرف و اردوگاه
رمادي و زندان فضيليه و ابوغريب و سخت ترين شکنجه هاي جسمي و روحي را تحمل کرده
اند؟
اما حالا که بحث به "بريده مقاومت!!" رسيد بد
نيست به خاطراتي اشاره کنم که چگونه مسعود رجوي و سازمان مجاهدين، اعضا و مسئولين
منتقد و خواستار جدايي از سازمان را به طيف هاي مختلف بريده!! طبقه بندي مي کرد.
رهبري سازمان مجاهدين براي تمام افرادي که از سازمان
مجاهدين جدا مي شدند، از واژه تحقيرآميز "بريده" ( به مفهوم بريده از
مبارزه) استفاده مي کرد تا فرد از درون تحقير و شکسته و در موضع تدافعي قرار گيرد.
آقاي مسعود رجوي براي اولين بار به صورت جدي واژه
"بريده" را در سال 1362 براي آقاي پرويز يعقوبي يکي از مسئولين اوليه و
قديمي سازمان مجاهدين استفاده کرد، ــ البته در گذشته نيز به صورت بسيار محدود از
اين واژه در فرهنگ سازمان مجاهدين استفاده شده است.ــ ولي بعد از سال 1362 اين
واژه با کميت و کيفيت بيشتري در فرهنگ سازمان مجاهدين مورد استفاده قرار گرفت.
رهبري سازمان مجاهدين براي اينکه خود را از زير انتقادات
سياسي و استراتژيک خارج کند، به فرد خواهان جدايي القا مي کند که اين تو هستي که در
اثر سخت شدن شرايط مبارزه نتوانسته اي خودت را با پيکان تکامل( سازمان مجاهدين و
رهبري آن) تطبيق دهي. بنابراين از گردونه تکامل!! خارج مي شوي و به ورطه فساد و
بدبختي خواهي افتاد. اگر زن باشي فاحشه خواهي شد و اگر مرد باشي خيانت خواهي کرد.
مسعود رجوي در توجيه و تئوريزه کردن دلايل پيدايش
"بريده!" مي گفت:
"سازمان يک ارگانيسم زنده است که سوخت و ساز و طبعاً
دفع و جذب خود را دارد و بريده نيز بخش دفع شده اين ارگان زنده است."
وي با اين استدلال مي خواست که مانع شکل گيري جدايي اعضا و
انشعاب در سازمان گردد. با اين توجيه و تعريف از بريده!! طبعاً مسعود رجوي يا اين
"ارگان زنده!" بايد از دفع مواد زائد خود خرسند باشند. ولي هيچگاه رهبري
سازمان به اين تناقض پاسخ نمي دهد که اگر عضو و مسئول منتقد ومعترض سازمان
"بخش دفع شده" يک ارگان زنده است، پس چرا زندان هاي مختلف در سازمان
ساخته مي شود تا اين "دفع" دوباره "جذب" شود؟
البته بعد ها مسعود رجوي به واژه "بريده"، پسوند
و واژه هاي خود ساخته ديگري مانند بريده مزدور، کوفي، بريده نفوذي، طعمه خميني(1)
و.....را نيز اضافه کرد.
اما سازمان مجاهدين وضعيت اعضا و مسئوليني که مي خواستند از
سازمان جدا شوند را چگونه پيگيري، تفکيک و طبقه بندي مي کرد؟
من در ستاد امنيت مشاهده مي کردم که پرونده تشکيلاتي کليه
افرادي که از سازمان درحال جدايي بودند، براي تأييد نهايي از طرف" ستاد
پرسنلي"( و زندان ها) در اختيار ستاد امنيت قرار مي گرفت. از طرف ستاد پرسنلي
و زندان ها سهيلا صادق و ليلا سعادت نژاد، و از طرف ستاد امنيت ابراهيم ذاکري و
رباب صادقپور مأمورين اين کار بودند. سپس از کانال تشکيلاتي "پرونده
پرسنلي"(2) افراد در اختيار ميرحسين موسوي سيگاري نيا عضو هيئت اجرايي سازمان
قرار مي گرفت و او بايد با مطالعه پرونده عضو مورد نظر، ارزيابي خودش را از فرد
جدا شده براي "ستاد پرسنلي" و زندان ها و همچنين ستاد فرماندهي ارتش
آزاديبخش!! ارسال مي کرد.
سازمان اعضاي جدا شده را به دسته هاي مختلف طبقه بندي مي
کرد.
البته اين تقسيم بندي مربوط به "اعضاي جداشده" تا قبل از رده شوراي
مرکزي سازمان بود و رسيدگي به "جدا شدن" اعضاي شوراي مرکزي از حوزه
مسئوليت ميرحسين موسوي سيگاري نيا خارج مي شد.
الف: بريده انتقالي
"بريده انتقالي" کسي بود که نمي توانست مناسبات و
محيط جغرافيايي و بسته داخل عراق را تحمل کند و با سازمان نيز مشکلي نداشت."
بريده انتقالي" همه خطوط سياسي و ايدئولوژيک سازمان را به جز بحث "طلاق
هاي اجباري اعضاي سازمان" را قبول داشت.
ابراهيم ذاکري از اين نوع بريده! تحت عنوان "پيه
سوز"(3) نام مي برد. تعداد باصطلاح "بريده انتقالي" بعد از انقلاب
ايدئولوژيک و طلاق هاي اجـباري در سازمـان افزايش پيدا کـرده بود که سازمـان آنها
را به خارج از عـراق و کشورهاي اروپايي منتقل مي کرد و فـعاليـت خودشان را به صورت
هوادار تشکيلاتـي ادامه مي دادند.
ب: بريده شرمنده
" بريده شرمنده" کسي بود که خواستار جدايي از
سازمان بود و ديگر چه در داخل چه در خارج از عراق نمي خواست فعاليت حرفه اي و
تشکيلاتي کند. اين نوع باصطلاح "بريده" هيچ گونه اختلاف سياسي و
ايدئولوژيک با سازمان نداشت و خود را نيز به علت جدايي از سازمان، بدهکار مي
دانست. سازمان نيز معتقد بود در شرايط مناسب اين افراد به مناسبات تشکيلاتي در
سازمان باز مي گردند و آنان را نيروهاي بالقوه سازمان کماکان تلقي مي کرد.
پ : بريده بي خط
" بريده بي خط " کسي بود که بر سر مسائل تشکيلاتي
و خرده ريز با سازمان مشکل پيدا کرده بود. در اين حالت ريشه اختلافات فرد با
سازمان سياسي، استراتژيک و ايدئولوژيک نبود، يا اين اختلاف وجود داشت ولي عضو
خواهان جدايي در صدد پيگيري و دنبال کردن آن نبود. تفاوت برجسته "بريده بي
خط" با "بريده شرمنده" اين بود که خود را به سازمان بدهکار نمي
دانست و شرم!! از جدايي خودش نداشت.
ت: بريده ضدٌ
"بريده ضد" کسي بود که با سازمان بخاطر مسائل
سياسي و و استراتژيکي و ايدئولوژيکي اختلاف پيدا کرده بود و بر روي مواضع سياسي و
ايدئولوژيک خود پافشاري مي کرد و "دستگاه" داشت و از قدرت تحليل مسائل
سياسي و استراتژيک برخوردار بود. اين نوع بريده! از نظر سازمان بسيار خطرناک محسوب
مي شد و تمام دستگاه سرکوب در سازمان مجاهدين شکل گرفته بود تا اين گونه اعضا و
مسئولين را که تحت عنوان" کوفي"(5) نامگذاري شده بودند، را شناسايي کند،
که هفته گدشته نام جديد و ديپلماتيک اين کوفي ها و اضداد و.... "بريده مقاومت"
شد.
مبناي ارزيابي و طبقه بندي ميرحسين موسوي سيگاري نيا گزارش
هايي بود که خود فرد يا مسئول تشکيلاتي او در دوره جدايي از سازمان نوشته بود.
همچنين گزارش هايي که فرد هنگام حبس در زندان توسط زندانبانان يا خود زنداني نوشته
مي شد، نيز به اين مجموعه اضافه مي شد و مبناي ارزيابي موسوي سيگاري نيا براي
طـبقه بندي فرد به طـيف هاي مخـتلف جدا شده سازمان قرار ميگرفت.
در صورتي که فرد جدا شده در طبقه بندي بريده ها، در طيف
"بريده انتقالي" و يا "بريده شرمنده" جاي مي گرفت، ميرحسين
موسوي سيگاري نيا در زير پرونده اين گونه اعضا، مي نوشت:
" خروج وي از ارتش آزاديبخش بلا مانع است "
ابراهيم ذاکري نيز بعد از مطالعه پرونده "عضو خواستار
جدايي" اکثراً نظر ميرحسين موسوي سيگاري نيا را تأييد مي کرد و سپس به فهيمه
ارواني مي داد. البته مواردي نيز بودند که به دليل وضعيت خاصي که افراد به لحاظ
تشکيلاتي داشتند و قبلاً "آنتني"(6) شده بودند براي بررسي بيشتر با خروج
فرد از عراق موافقت نمي شد.
اما در صورتيکه در ارزيابي ميرحسين موسوي سيگاري نيا
"عضو خواستار جدايي"، در تقسيم بندي "بريده بي خط" و
"بريده ضدّ" جاي مي گرفت. ميرحسين موسوي سيگاري نيا در زير آن مي نوشت:
"تصمـيم گيري در مورد وضعيت وي به عـهده ستاد فرماندهي
ارتش آزاديبخش مي باشد"
در اين مرحله بعد از تأييد نظر ميرحسين موسوي سيگاري نيا
توسط ابراهيم ذاکري پرونده فرد مورد نظر از "ستاد امنيت" به"
دفتر" رهبري سازمان منتقل مي شد و مسعود رجوي به عنوان فرمانده ارتش آزاديبخش
و رهبر سازمان وضعيت فرد را مورد بررسي قرار مي داد و زندان هاي انفرادي در انتظار
آنان بود. اينها همان هايي هستند که جديداً سازمان مجاهدين در نشريه مجاهد شماره
691 ـ تاريخ 7 مهر 1383 ـ با رعايت مسائل ديپلماتيک "بريده مقاومت" نام
گرفته اند.
پانويس ها:
"از فـرداي 30 خرداد 1360 و هجرت انقلابي و انتقال
کادرها به خــارج از کشور، تهديد اصلي مجـاهدين و ارتش آزاديبـخش و آلترناتيو
انقلابي، در بيرون از مناسبات بورژوازي و در داخل مناسبات "طعمه" يعني
ماده بالفعل بورژوازي بوده است.
(2) کليه
گزارش ها، وضعيت تشکيلاتي، نقاظ ضعف و مثبت، سابقه تحت برخورد قرارگرفتن فرد يا
جدايي مقطعي فرد از سازمان و..... در مجموعه اي به نام "پرونده پرسنلي"
جمع آوري و در نزد بالاترين مسئول ستاد يا واحد نظامي نگهداري مي شد. پرونده
پرسنلي هر فرد بعد از انتقال تشکيلاتي فرد به قسمت ديگر، به بالاترين مسئول ستاد
يا واحد نظامي جديد منتقل مي شد تا مسئول فرد در جريان پروسه تشکيلاتي و توانمندي
ها و نقاط مثبت و منفي فرد قرار گيرد. البته تعدادي از گزارش هاي اعضا و مسئولين
سازمان که تحت عنوان" گزارش ويژه" طبقه بندي مي شد در ستاد ها يا واحد
هاي نظامي مربوطه نگهداري نمي شد و به ستاد پرسنلي منتقل مي شد. و سپس يک نسخه از
آن مستقيماً به "دفتر رهبري" سازمان منتقل مي شد.
(3)
استفاده ابراهيم ذاکري از اصطلاح "پيه سوز" نشان مي داد که اين واژه در
ستاد فرماندهي سازمان و توسط مسعود رجوي خلق شده است. مسعود رجوي يکبار نيز در
نشست هاي مربوط به انقلاب ايدئولوژيک و طلاق هاي اجباري در سال 1368 از واژه
"وزنه بردار دو ضرب" براي اعضا و مسئوليني استفاده مي کرد که از همسران
خود هنوز طلاق نگرفته اند.
(4) واژه "دستگاه" اولين بار توسط مسعود رجوي
در بحث هاي "انقلاب ايدئولوژيک" در سال 1368، تحت عنـوان " دو
دستــگاه" مطرح شد. يک "دستگاه توحيد" نام داشت و شاخص آن نيز
رهبري سازمـان بود و دستگاه ديگر
"دستگاه ضد توحيد" نام
داشت که ايدئولوژي جنسيت و بورژوازي مظهر آن بودند.
(5) اولين بار مسعود رجوي واژه
"کوفي" را در نشستي تحت عنوان "صليب" در قرارگاه اشرف بکار
برد که هم زمان بود با تجاوز صدام حسين به کويت، و متعاقب آن ضرب الاجل کشورهاي
ائتلاف به صدام حسين اعلام شد. مسعود رجوي مي گفت در اين شرايط هر کس بايد صليب
خود را بردارد و پشت مريم حرکت کند و هرکس که بماند "کوفي" است. اينکه
آقاي مسعود رجوي به چه سمتي و به کجا حرکت مي کند، مهم نيست.
در
تاريخ آمده است که امام حسين قبل از حرکتش به سوي کربلا ازمردم کوفه بيعت گرفته
بود که به او در جنگ با حاکم وقت "يزيد" کمک وهمياري کنند ولي مردم کوفه
به دلايل سياسي، اجتماعي و خفقان موجود به کمک امام حسين نيامدند.
مسعود
رجوي که خود را هم سطح امام حسين و امام زمان مي داند، با تشبيه عمل اعضا و
مسئولين منتقد، آن ها را «کوفي» مي خواند که ابتدا با مسعود رجوي بيعت کرده و بعد
زير قول خود زده اند. ضمن يادآوري به آقاي رجوي که الان قرن چهاردهم نيست بايد گفت
که:
شرايط
سياسي و اجتماعي آن مقطع از تاريخ نشان مي دهد که مردم کوفه به دليل سرکوب شديد
ابن زياد و خاندان بني اميه محکوم به سکوت بودند، در حاليکه خارج از مورد سؤال
بودن تشبيه مسعود رجوي با امام حسين، جداشدگان از مجاهدين ابتدا رهبري سازمان را
به دليل انحرافات سياسي و استراتژيک مورد نقد قرار دادند و قرار نبود که آنها سرباز
بي جير و مواجب صدام حسين شوند.(ببخشيد با جير ومواجب زيرا اخيراً مشخص شده است که
پول هايش را مسعود رجوي از ژنرال جليل حبوش رييس اطلاعات و امنيت عراق مي گرفته
است.)
(6)
"آنتني شدن" واژه اي بود که براي افرادي که در نشريات، راديو و تلويزيون
سازمان مصاحبه کرده، و يا به خاطر سابقه سياسي و نسبت هاي خانوادگي در افکار عمومي
افراد شناخته شده اي بودند، استفاده مي شد.