پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۳ - ۱۴ اکتبر ۲۰۰۴

بوش و کری و سياست خارجی آمريکا

 

احمد زيدآبادی

بی بی سی  

 

از زمانی که مبارزات انتخاباتی رياست جمهوری آمريکا آغاز شده است، رسانههای جهانی از اختلاف نظر نامزدهای دو حزب بزرگ جمهوريخواه و دمکرات - جرج بوش و جان کری - در باره سياست خارجی ايالات متحده آمريکا، گزارش های مفصلی انتشار داده اند.

اما دقت در برنامههای دو کانديدا در باره بحران های مهم بين المللی نشان می دهد که اشتراک نظر دو طرف در اين باره بسيار بيشتر از آن است که در نگاه نخست به نظر می رسد و دامنه اختلافات ناچيزتر از چيزی است که حتی دو نامزد رقيب بر آن انگشت می گذارند.

مقايسه ديدگاه های بوش و کری در باره مسائل حساس بين المللی با يکديگر اين موضوع را نشان می دهد:

 

مساله فلسطين

 

هر دو نامزد انتخابات رياست جمهوری آمريکا بر تعهد خود به حفظ امنيت اسرائيل تاکيد می ورزند و از "حق" اسرائيل برای دفاع از خود حمايت می کنند. در نگاه اعراب، "حق اسرائيل برای دفاع از خود"، به منزله تاييد حملات ارتش اسرائيل به سرزمينهای فلسطينی است. افزون براين، هردو نامزد، ياسر عرفات رهبر دولت خودگردان فلسطين را شريک مناسبی برای صلح با اسرائيل نمی دانند و بر لزوم کناره گيری يا تشريفاتی شدن نقش او اصرار دارند.

در عين حال، جان کری نيز مانند جرج بوش بازگشت اسرائيل به مرز ژوئن ۱۹۶۷ - خط سبز - را غيرواقع بينانه دانسته و بدين ترتيب به تعهدات متقابلی که جرج بوش و آريل شارون نخست وزير اسرائيل در مورد آينده سرزمينهای فلسطينی به يکديگر داده اند، پايبندی خود را نشان داده است. در باره آينده بيت المقدس، شهرک های يهودی نشين، و سرنوشت آوارگان فلسطينی هم دو طرف موضع رسمی مشخصی ابراز نکرده اند و از حل و فصل اين مسائل در مذاکرات مربوط به "وضعيت نهايی" طرفداری کرده اند.

مهمترين انتقاد جان کری از سياست خاور ميانه ای بوش، به يک موضوع تاکتيکی مربوط می شود. کری عدم دخالت موثر دولت آمريکا برای ازسرگيری مذاکرات صلح خاورميانه را جدی ترين ضعف دولت بوش می داند؛ اين در حالی است که دولت بوش هيچگونه مخالفت اصولی با دخالت موثر آمريکا برای ازسرگيری مذاکرات ندارد بلکه شرايط عينی را برای موفقيت چنين دخالتی مناسب نمی داند.

 

عراق

 

بوش از حمله ارتش آمريکا به عراق دفاع می کند و سرنگونی صدام حسين را باعث امن تر شدن جهان می پندارد، اما جان کری چنين اعتقادی ندارد. او درگيرشدن آمريکا را در عراق انحراف از مبارزه عليه تروريسم جهانی می داند و اصولا به اينکه صدام حسين تهديدی واقعی عليه امنيت ايالات متحده بود، اعتقادی ندارد. اين اختلاف نظر را نبايد جدی گرفت؛ چون برسر امری مربوط به گذشته است. اينکه سرنگونی صدام حسين کاری درست يا نادرست بوده صرفا يک جدل تاريخی است.

واقعيت اين است که صدام سرنگون شده و اکنون ارتش آمريکا با ساز و برگ نظامی بسيار در عراق مستقر است. آنچه اکنون مهم است آينده عراق است که در مورد آن هم بوش و کری اختلاف نظر چشمگيری از خود بروز نداده اند و هر دو خود را به ايجاد ثبات در عراق متعهد نشان می دهند.

البته کری، بوش را متهم می کند که بحران عراق را پس از سقوط صدام به خوبی مديريت نکرده و از درگير کردن همپيمانان آمريکا در عراق ناتوان مانده است. اين اختلاف از آنجا که به "سوء مديريت" و يا "حسن مديريت" برمی گردد، ماهيت تاکتيکی دارد؛ ضمن آنکه بوش نيز به سهم خود برای ترغيب متحدان آمريکا به درگير شدن در عراق تلاش کرده است؛ گو اينکه نتيجه دلخواه را به همراه نداشته است. ظاهرا تضمينی برای موفقيت جان کری نيز در اين باره - در صورت پيروزی اش در انتخابات - وجود ندارد.

 

ايران

 

جان ادواردز معاون کری چندی پيش از انجام "معامله بزرگ" با ايران در صورت پيروزی دمکرات ها در انتخابات رياست جمهوری آمريکا سخن گفت و همين موضوع تاکيد محافل سياسی و خبری جهان بر اختلاف نظر عميق بوش و کری بر سر چگونگی برخورد با ايران را در پی داشت.

محتوای "معامله بزرگی" که ادواردز از آن سخن گفته بود، البته چندان قابل اعتنا نبود. ادواردز به ايران پيشنهاد کرده بود که در صورت توقف کامل "چرخه توليد سوخت هسته ای" از سوی آن کشور، ايالات متحده سوخت مورد نياز رآکتورهای اتمی ايران را برای توليد برق تامين خواهد کرد.

اين در واقع همان پيشنهادی است که سه کشور بزرگ اروپائی - بريتانيا، فرانسه و آلمان - سال گذشته در اجلاس سعدآباد به ايران ارائه کردند و در آن موقع گمان میرفت که دو طرف برسر آن توافق کردهاند؛ اما بعدها روشن شد که توافقنامه بيشتر بر سوءتفاهم استوار بوده است. با اين همه، دولت بوش در آن تاريخ از ابتکار سه کشور اروپائی استقبال کرد و اين نشان می دهد که جمهوريخواهان آمريکا به طور اصولی با معامله بزرگی که تيم جان کری به ايران پيشنهاد کرد، مخالف نبودهاند؛ اما به تدريج، دستيابی به چنين توافقی را غير عملی فرض کرده اند.

اين مسير را جان کری هم در طول دو ماه گذشته طی کرده است. او در دو مناظره تلويزيونی خود با بوش از لحن به نسبت ملايمی که در اوايل مبارزات انتخاباتی خود در برابر ايران انتخاب کرده بود، به شدت فاصله گرفت و حتی بوش را به برخورد ضعيف در برابر "تهديد عظيم" ايران متهم کرد؛ اتهامی که بوش آن را مردود دانست. به هر حال، تاکيد کری بر اين نکته که "اگر برخورد شديد با ايران ضروری باشد، من با آن برخورد خواهم کرد" نشان می دهد که در تحليل نهائی او با رقيب انتخاباتی خود اختلاف نظر مهمی در باره ايران ندارد.

 

عمليات پيشگيرانه

 

آنچه حساسيت جامعه جهانی را نسبت به سياستهای جرج بوش برانگيخته است، دفاع آشکار وی از "حق" آمريکا برای حمله نظامی به تهديدهای بالقوه عليه منافع ايالات متحده بدون تصويب سازمان ملل است. اين در حالی است که جان کری هم از چنين "حقی" برای دولت آمريکا دفاع می کند، گو اينکه جلب نظر موافق متحدان آمريکا را نيز برای انجام حملات پيشگيرانه ضروری میداند.

کری اما در اين باره دچار تناقض شده است. تناقض او هنگامی آشکار شد که تيم تبليغاتی بوش او را متهم کرد که در برابر تهديدات مربوط به امنيت ملی، برای متحدان آمريکا "حق وتو" قائل شده است. کری با خشم اين اتهام را رد کرد و هر نوع اعطای حق وتو به همپيمانان آمريکا را درباره عمليات پيشگيرانه مردود دانست. به نظر می رسد حرف کری اين است که برای انجام هر نوع عمليات پيشگيرانه تلاش می کند تا نظر موافق متحدان را بدست بياورد، اما اگر متحدان بر نظر مخالف خود اصرار ورزيدند؛ او همان کاری را خواهد کرد که جرج بوش تاکنون کرده است.