گفت و گوی بی بی
سی با مهرداد درويش پور
دختران و زنان جوان قربانيان خشونت
ناموسی
قتل های ناموسی و خانوادگی در
ايران رو به افزايش است.
بی بی سی - قتل های ناموسی و خانوادگی در
ايران رو به افزايش است.
خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) از
قول سردار محمد نوری، معاون آگاهی نيروی انتظامی نقل کرده است: "قتلهايی که
از سوی بستگان و به دلايل ناموسی و مسائل خانوادگی صورت می گيرد، با ۴ درصد در سال
۸۱ به بيش از ۲۲ درصد در سال گذشته رسيد."
قتل هايی که با انگيزه ناموس پرستی
صورت می گيرند، به ايران يا کشورهای شرقی محدود نمی شوند. در بسياری از کشورهای
غربی نيز مردان به خاطر "غيرت ناموسی" دست به خشونت می زنند. آمار نشان
می دهد که چنين پديده ای در ميان مهاجرانی که از جوامع شرقی به اين کشورها آمده
اند، بيشتر رواج دارد.
اخيرا در استکهلم (پايتخت سوئد)
کنفرانس دو روزه ای برگزار شد، که هدف آن شناختن دلايل و عوامل قتل ها و خشونت های
ناموسی بود. برخی از نهادهای مدنی مايل بودند راه های جلوگيری از خشونتهای ناموسی
را در ميان خانواده های مهاجر بررسی کنند.
شرکت کنندگان در اين کنفرانس به اين
نتيجه رسيدند که دختران و زنان مهاجری که در قتلهای ناموسی جان خود را از دست می
دهند، در واقع قربانی فرهنگ پدرسالار هستند که در مشرق زمين بيشتر رواج دارد.
بسياری از مهاجران در جوامع مدرن،
سنتهای رايج در فرهنگ بومی خود را با خود به اين جوامع حمل می کنند. فرهنگ
مردسالار به آنها می آموزد که نگهبان "ناموس" زنان و دختران خود هستند و
به خاطر حفظ آن حق دارند به خشونت هم دست بزنند.
خشونت های ناموسی در ميان ايرانيان
مهرداد درويش پور ، جامعه شناس ايرانی مقيم سوئد،
که اين موضوع را در ميان مهاجران ايرانی کاويده است، عقيده دارد:
"در ميان ايرانی ها تعصب ناموسی بيشتر به
همسر بر می گردد تا به دختر. يعنی مردان نگران از دست دادن همسر خود هستند. يکی از
پديده های شگفت انگيز در ميان مهاجران ايرانی اين است که به نظر می رسد که فرهنگ
ناموس پرستی در ميان مهاجران ايرانی تقويت شده است. به نظر من اين امری طبيعی است
زيرا فرهنگ پدرسالار در متن جامعه تازه مورد تهاجم قرار می گيرد، و ناموس پرستی
واکنش طبيعی مردان متعصب است در برابر اين تهديد فرهنگی."
وی می گويد:
"اما اصولا خشونت های ناموسی در ميان
ايرانيان کمتر پيش آمده است، به اين دليل که ايرانيان در مقايسه با ساير ملل
مهاجر، پيشرفته تر هستند. بيشتر ايرانيان مهاجر به لايه های متوسط و سکولار شهری
تعلق دارند و از تحصيلات خوبی برخوردارند. در نتيجه فرهنگ ناموس پرستی در آنها
ضعيف تر است. بيشتر آنها با موازين فرهنگ ليبرال آشنايی دارند، و در رابطه با سکس
و پوشش و رفتار زنان، تساهل بيشتری از خود نشان می دهند."
"البته مردان ايرانی هم يکدست نيستند. در
ميان آنها کسانی که به خانواده های مذهبی و سنت زده تعلق دارند، به تعصبات ناموسی
گرايش دارند. به همين نسبت اين گونه تعصبات در فرهنگ های روستايی و عشيره ای قوی
تر است، اما می توان گفت که در ميان اقوام و عشاير ايرانی در مقايسه با کشورهای
همسايه بيشتر ديده می شود."
درويش پور درباره نقش باورهای مذهبی اعتقاد دارد:
"اديان و مذاهب بهرحال ناموس پرستی را تشويق
می کنند. هرچه خانواده بيشتر به تعصبات مذهبی گرايش داشته باشد، ناموس پرستی هم
شديدتر است. اما به نظر من موقعيت طبقاتی و شرايط فرهنگی از عامل مذهبی مهمتر است.
افرادی را می بينيم که به کلی غيرمذهبی هستند، اما به خشونت ناموسی دست می زنند.
پس اين کل فرهنگ پدرسالار است که خشونت عليه زنان را توجيه می کند و با اعتقادات
مذهبی رابطه مستقيمی ندارد."
دوريش پور در رابطه با رواج تعصبات ناموسی در
ايران عقيده دارد:
"من در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده ام که
امروزه در ايران دو پديده ظاهرا متضاد به موازات هم حضور دارند: جمهوری اسلامی
ارزش های مذهبی را تقويت کرده و در نتيجه ناموس پرستی در سطح رسمی مشروعيت پيدا
کرده، اما در سطح جامعه گرايش به روشن بينی در مسائل جنسی و بازنگری در ارزشهای
سنتی سخت نيرومند است، به ويژه در ميان جوانان."
درويش پور درباره اين روند تناقض آميز توضيح می
دهد:
"پس از انقلاب اسلامی مذهب به ايدئولوژی رسمی
تبديل شد و تا حدی به قتل ناموسی مشروعيت داده شد. با وجود اين مردم آشکارا از
فرهنگ ناموس پرستی فاصله گرفته اند و آن را نکوهش می کنند. اين سنتهای تعصب آميز
به ويژه از سوی جوانان، زير سؤال رفته و درست به همين خاطر است اگر ما امروز نمونه
های بيشتری از 'دفاع از ناموس' را مشاهده می کنيم."