پنجشنبه ۲ مهر ۱۳۸۳ - ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۴

"شوراي ملي مقاومت"در بازي با آتش

ناهيد جعفرپور

 

روز 31 شهريور 1383 مصادف با 21 سپتامبر2004 دبير خانه "شوراي ملي مقاومت" بعد از اعلام موضع رئيس سازمان انرژي اتمي در وين و بعد از ناموفق شدن سياست آمريکا در کشاندن مسئله ايران به شوراي امنيت سازمان ملل در اين نشست و جنگ افروزي دوباره اي در همسايگي عراق، اعلام نمود که :" رژيم آخوندي به تلاش هاي مجدانه خود براي دستيابي به سلاح اتمي ادامه مي دهد....". تکه هائي از خبر از سايت ايران ليبرتي:

" محمد محدثين مسئول كميسيون خارجه شوراي ملي مقاومت شروع تبديل 37 تن اورانيوم را يك نقض آشكار قطعنامه اخير آژانس دانست وتأكيد كرد كه اين امر نشان دهنده اين است كه رژيم آخوندي به تلاشهاي مجدانه خود براي دستيابي به سلاح اتمي ادامه مي دهد. آقاي محدثين افزود اظهارات امروز رژيم آخوندي نشان مي دهد كه قطعنامه هفته گذشته آژانس براي مقابله با پروژه شوم اتمي اين رژيم كافي نيست وزمانبندي قطعنامه فرصت بسيار مؤثري به اين رژيم براي ادامه طرحهايش مي دهد.............

مقاومت ايران بار ديگر تأكيد مي كند ارجاع پرونده اتمي رژيم آخوندي به شوراي امنيت ملل متحد و اعمال تحريم عليه اين رژيم اولين قدم ضروري و مبرم براي جلوگيري از دست يابي فاشيسم مذهبي حاكم بر ايران به بمب اتمي است ".

راستي چرا مجاهدين در پوزيسيون جديد خود در پوستين آمريکا پنهان شده است. شنيدن اين سخنان از دهان محدثين کسي که چندي پيش مبارزات جنبش هاي بديل جهاني سازي را به باد تمسخر گرفته و از اين مبارزات بعنوان " ضد امپرياليستي بازي " نام برد، ياد آور اين داستان غم انگيز است که "کساني که با آتش بازي مي کنند در ابتدا سرانگشتان خويش را خواهند سوزاند" . اگر به سخنان كورتيس كوپر، سخنگوي وزارت امور خارجه‌ي آمريكا در جلسه روز شنبه آژانس بين المللي انرژي اتمي در وين توجه کنيم  خواهيم ديد دقيقا همان فورمول بندي کوپر اين بار از دهان نماينده "شوراي ملي مقاومت" بيرون مي آيد . کوپر در اين باره مي گويد:" اگرچه ايران بارها تصريح كرده است كه برنامه‌ي هسته‌يي‌اش به منظور اهداف صلح آميز است و دستيابي به فناوري غني سازي اورانيوم براي توليد برق مي‌باشد اما با اين حال ايران براي سالهاي متمادي استفاده‌ي صلح آميزي از غني سازي اورانيوم نخواهد داشت.

............. تبديل سي و هفت تن اورانيوم خام به مواد سوختي براي سانتريفيوژها، هيچ توجيه صلح آميزي ندارد. وي با طرح اين ادعا كه ايران هيچ كارخانه‌ي فعال توليد برق هسته‌يي ندارد مدعي شد: توليد فوري مواد خام براي غني سازي اورانيوم آشكارا نشان دهنده‌ي آن است كه ايران در حال ادامه‌ي حركتش به سوي دستيابي به قابليت توليد تسليحات هسته‌يي مي‌باشد". با مقايسه سخنان کوپر و سخنان نماينده شوراي ملي مقاومت بخوبي مشاهده مي گردد که قرار هاي آمريکا بهنگام خلع سلاح نمودن مجاهدين در عراق امروز به واقع جامه عمل بخود مي گيرد و احتمالا سازمان مجاهدين اينبار خواب طلائي رسيدن به قدرت را البته با پشتيباني آمريکا در سر مي پروراند. ياد آور ميشويم که در تاريخ 17 ژانويه 2004 روزنامه محافظه کار تايمز لندن نوشت: "اگر جرج دبليو بوش رئيس جمهور فعلي آمريکا در ماه نوامبر امسال براي بار دوم در انتخابات رياست جمهوري آمريکا برنده شود، تلاش خواهد نمود بطوري هدفمند در راه تغيير رژيم ايران تلاش نمايد . اين روزنامه همچنين تذکر داد: "براي حمله هوائي در جهت نابودي مرکز اتمي ايران هنوز پنجره اي باز است که آنهم اگر تا سال آينده روسيه طبق قرارداد، موادسوختي هسته اي را که براي مرکز اتمي که در بوشهر در حال ساخت است را به ايران تحويل دهد، اين پنجره مسدود خواهد شد".

يک روز بعد روزنامه يکشنبه "تايمز يکشنبه" چنين نوشت: "اسرائيل تدارک نظامي براي حمله به مرکز اتمي ايران را به پايان رسانيد". طبق نوشته تايمز يکشنبه، يک چنين حمله نظامي به احتمال قوي بعد از اينکه روسيه مواد سوختي اتمي را به ايران تحويل دهد، انجام خواهد پذيرفت .سپس تايمز يکشنبه با اشاره به سخنان يکي از ماموران وزارت دفاع اسرائيل اشاره نمود: "اسرائيل به هيچ وجه اجازه نمي دهد که مرکز اتمي ايران که در بوشهر ساخته شده است بخصوص با کمک روسيه بکار افتد".
 پيامي را که دولت احتمالي آينده بوش براي ايران مي دهد به هيچ وجه قابل پنهان ساختن نيست و اين روزها از جانب بسياري از روزنامه هاي آمريکائي مطرح شده است و امروز هم از دهان سازمان مجاهدين شنيده ميشود . شانس تيم جرج بوش در بکار گيري يک سياست خارجي قوي با توجيه مقابله با خطر امنيت ملي آمريکا و جهان مي باشد. در چنين وضعيتي طبق تجربه، مردم آمريکا آمادگي خواهند داشت از دولت جرج بوش پشتيباني نمايند و از قرار پيروزي بوش در انتخابات پيروزي مجاهدين است . ايران براي براه انداختن چنين حسي در مردم آمريکا بهترين بهانه است. اول بخاطر داشتن برنامه اتمي و دوم بخاطر پشتيبان شماره يک از تروريسم بين المللي. امروز براي آمريکا جالب ترين تم برنامه اتمي ايران است. از آنجا که ايران چند ي پيش اعلام نمود که دوباره مي خواهد به غني کردن اورانيوم بپردازد. به آمريکا بهانه خوبي داد که تلاش کند توجه شوراي امنيت را جلب نمايد و جواز دخالت در امور ايران را کسب کند درست همانطور که با اين بهانه جواز حمله به عراق را به خود اختصاص داد. آمريکا  تمامي تلاش خويش را نمود که در جلسه اخير آژآنس بين المللي انرژي اتمي تصميمي جدي در باره سياست هاي جديد ايران گرفته شود و پاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد را به اين ماجرا بکشاند. اگر آمريکا در تلاش هاي اين چنيني اش موفق شود اين قضيه مي تواند خطرات بعدي و بسيار جدي براي مردم ايران داشته باشد. مسئله اتمي ايران براي آمريکا بهترين وسيله در بهترين زمان در جهت استفاده تبليغاتي و نمايشي موثر است . نمايشي که ميتواند فاجعه اي ديگر را ببار آورد . سازمان مجاهدين هم دقيقا بعد از به شکست خوردن تلاش هاي آمريکا در جلسه اخير با همان شعار آمريکا وارد ميدان گشته است . البته کيست ديگر که نداند آنسوي آينه چه مي گذرد. براندازي رژيم جنايتکار جمهوري اسلامي امري است که تنها به مردم ايران مرتبط است . اين ديگر براي همگان روشن است که جهاني سازي نوليبرالي با جنگ افروزي و تجاوز و حمله به حريم ملت ها منفعت اندوزي مي نمايد و در اين راه به خوش خدمتي سازمانهاي بومي چون شوراي ملي مقاومت نيازمند است. سرنوشت عراق و هله هله عجولانه بسياري از نيروهاي برون مرزي و درون مرزي عراق در زمان اشغال عراق توسط آمريکا و مصائب بعدي آن درس بزرگي به جنبش بديل جهاني سازي آموخت که از حق تعين سرنوشت ملل در امور خويش دفاع نموده و شديدا در مقابل جنگ افروزي هاي آمريکا و عواملش ايستادگي نمايد. جمهوري اسلامي دشمن منافع مردم ايران است و بايد بدست همان مردم به زير کشيده شود. آمريکا و اتحاديه اروپا و .... هيچگاه بدنبال منافع مردم ايران و جهان نبوده و همواره از سياست هاي نئوليبرالي و نو استعماري دفاع نموده و مي نمايند. جنبش بديل جهاني سازي هيچگاه تن به فشار هاي آمريکا نداده و در مقابل دخالت هاي نظامي و غير نظامي امپرياليست هابه حقوق ملت ها موضع قاطع گرفته و با تظاهرات هاي ميليوني خود ثابت نموده است که جهان بيدار است و نخواهد گذاشت که عراقي ديگر تکرار گردد. لذا تلاش هاي "شوراي ملي مقاومت" تنها پشت کردن به منافع مردم ايران ،بازي با آتش و بالاخره ريختن آب به آسياب آمريکا از يکسو و جمهوري اسلامي از سوي ديگر خواهد بود.