شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۳ - ۹ اکتبرر ۲۰۰۴

 

 

دومين نامه سرگشاده مزروعی به شاهرودی:

آيا ۳۲ روز زندانی با شرايط ويژه برای «تخليه اطلاعات» کافی نيست؟

 

رويداد: «علی مزروعی» عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در پايان بازداشت يکماهه فزندش «حنيف»، دومين نامه سرگشاده خود را خطاب به رييس دستگاه قضايی منتشر کرد. متن کامل اين نامه که نسخه ای از آن روز شنبه ۱۸مهرماه در اختيار «رويداد» قرار گرفت، بدين شرح است:

 

رياست محترم قوه قضاييه جناب آقای شاهرودی

با سلام،

در حديث شريف آمده است: «کسی که فرياد کمکخواهی انسانی را از مسلمانان بشوند و اجابت نکند، مسلمان نيست.» اميدوارم شما اين بار فرياد بنده را بشنويد و پاسخگو باشيد، چرا که احتمال میدهم عدم اقدام و پاسخ شما به نامه قبلی به دليل شدت گرفتاری و مشغله کاری بوده است به گونهای که حتی فرصت مطالعه رسانهها و بررسی اخبار را نداشتهايد ولابد اطرافيان نيز گزارش نامهها و اخبار را به شما منتقل نمیکنند، و البته زيردستان شما (روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران) به خوبی فعال و در انجام پروژهای که ساخته و پرداختهاند به شيوه هميشگی پاسخگو هستند!

 

جناب آقای شاهرودی

از آنچه در نامه اول نوشتم درمیگذرم اما همچنان بر اين مدعا پای میفشارم که هر آنچه تاکنون در رابطه با احضار و بازداشت فرزند اينجانب حنيف مزروعی صورت گرفته است نه تنها با اصول قانون اساسی و قوانين موضوعه انطباقی ندارد بلکه با آموزههای دينی و اخلاقی و انسانی نيز همخوانی ندارد.

 

رياست محترم قوه قضاييه:

امروز ۳۲ روز است که فرزند بنده زندانی است و اين در حالی است که هيچيک از اعضای خانواده نمیدانند او به چه دليل يا اتهامی در زندان است؟ و در کدام زندان به سر میبرد؟ و در چه شرايطی قرار دارد؟... بنده از شما سؤال میکنم کداميک از موازين قانونی و شرعی اجازه چنين رفتاری را با يک شهروند، آن هم توسط منتصبان به قوه قضاييه میدهد؟ متأسفانه تمام تلاش بنده، مادرش و وکيل حنيف در اين باره بی ثمر بوده است و حتی منتی را که مدير روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران بر سر ما نهادند که:«خوب میدانيد وقتی که وکيل پسر شما به دادسرا و شعبه رسيدگیکننده مراجعه کرد، وکيلی که به همراه شما آمده بود، به قرار صادره اعتراض کرد. خوب میدانيد که به رغم اينکه مهلت قانونی اعتراض به قرار تمام شده ليکن دادسرا اعتراض به قرار را پذيرفت و حتی به رغم اينکه يک شعبه دادگاه در همان دادسرا مستقر است تا به قرارهای صادره رسيدگی کند با اين وجود برای اين که باز فردا جنابعالی نگوييد تبانی شده است اعتراض به قرار به همراه پرونده به دادگاه انقلاب مرکز ارسال شد تا به هر شعبهای که مايل هستند ارجاع دهند. به رغم اين عليه دستگاه قضايی جوسازی میکنيد.» علیرغم نادرست بودن، تا امروز ما هيچ ردپايی از اين اقدام نيافتيم و کافی است جنابعالی به همين يک مدعای ايشان رسيدگی بفرماييد تا معلوم شود زيردستان شما چگونه پاسخگوی شهروندان هستند؟ البته ايشان به صراحت در ادامه دليل بازداشت به شيوه خاص فرزندم را چنين بيان کردهاند:«ظاهرا آقای مزروعی نگران مطالبی است که فرزندشان از آن مطلع هستند. به همين جهت، تلاش زيادی دارند تا ايشان در بازداشت نمانند، با اين اميد که فرصتی برای تخليه اطلاعاتی که نزد فرزند ايشان است وجود داشته باشد. لازم میدانم به اطلاع آقای مزروعی برسانم، فرزند ايشان تاکنون اقارير بسيار مهم و تکاندهندهای در خصوص فعاليت سايتهای مذکور داشتند که نقش افراد را در هدايت جنگ روانی کاملا مشخص و هويدا مینمايد... بنابراين به نظر میرسد، ديگر کار از کار گذشته است و تلاش آقای مزروعی برای جلوگيری از انتشار اين اطلاعات نوشداروی بعد از مرگ سهراب است.» ملاحظه میکنيد که ايشان با چه «برهان قاطعی» پاسخ بنده را که چرا به قانون عمل نمیکنيد دادهاند؟ و چقدر «قانونی» و «حقوقی» پاسخ گفتهاند؟

 

جناب آقای شاهرودی

سؤال میکنم آيا ۳۲ روز زندانی با شرايط ويژه برای «تخليه اطلاعات» کافی نيست؟ و آيا ... بگذريم از اينکه فعاليت سايتهای مورد نظر همه آشکار بوده و هيچ مطلب پنهانی ندارند تا نياز به تخليه اطلاعات داشته باشد اما با فرض پذيرش مدعای ايشان که فرزند بنده «اقارير بسيار مهم و تکان دهندهای...» داشته، بنده چه تلاشی برای جلوگيری از بازداشت يا اطلاعات مورد اشاره داشتهام؟ اينجانب فقط چند نامه در پاسخ به ادعاهای نادرست همين مدير محترم روابط عمومی و يک نامه خطاب به شما نوشتهام و در همه اينها رعايت حقوق قانونی و شهروندی فرزندم را خواستهام و لاغير. اصلا فرض را بر اين میگذاريم که فرزند بنده نه متهم که «مجرم خطرناک» است آيا قوه قضاييه موظف به رعايت حقوق شهروندی و قانونی اينگونه مجرمان نيست؟ آيا در سايه قاعده «هدف، وسيله را توجيه میکند» فاتحه قانون،اخلاق، انسانيت، عدل و انصاف توسط برخی در اين ملک و نظام خوانده شده است؟ مشکل فرزند بنده- و ديگر افرادی که در رابطه با فعاليت سايتهای اينترنتی بازداشت شدهاند- اين است که عدهای در اين باره بر اساس ذهنيات و توهمات خود سناريويی ساختهاند و به دنبال «نقش افراد در هدايت جنگ روانی» و ... میگردند و برای اثبات اين امر در پی اعترافگيریاند و ... تجربههای تلخ گذشته در اين باره نيز عبرتی برای اينان نبوده است و ضرباتی که از اين ناحيه متوجه اعتبار و حيثيت قوه قضاييه است هم ظاهرا مهم نيست و همچنان میتوان با اعتبار و حيثيت اين قوه بازی کرد، به گونهای که در رابطه با وضعيت فرزند بنده کار از رسيدگی حقوقی و قضايی گذشته است، و ظاهرا افراد دستاندرکار در پی اختلاف افکنی در ميان خانواده ما برآمدهاند تا از اين نمد نيز کلاهی برای پرونده محرمانه سراسر غيرقانونی بسازند.

 

رياست قوه قضاييه

شما به خوبی میدانيد که قانونی برای برخورد و رسيدگی به فعاليت سايتهای اينترنتی وجود ندارد چرا که خود اخيرا از تهيه «لايحه مجازات جرايم رايانهای» خبر دادهايد، و خود شما ادعا کردهايد که با قوه قضاييه مطلوب نظام فاصله بسيار داريم. بر اين پايه از شما درخواست میکنم هيأتی را مأمور کنيد تا به نحوه احضار، بازداشت و رسيدگی قضايی افرادی که در رابطه با فعاليتهای سايتهای اينترنتی- از جمله فرزند اينجانب- گرفتار شدهاند، بپردازد تا هم معلوم شود که زيردستان شما چقدر قانونی عمل کردهاند؟و هم معلوم شود که با قوه قضاييه مطلوب نظام چقدر فاصله وجود دارد؟

در آخر يادآور میشوم که بنده جز نوشتن نامه و بلندکردن صدای اعتراض نسبت به ظلمی که در حق فرزند و خانوادهام میشود، تلاش ديگری نمیتوانم انجام دهم و البته به خوبی میدانم در برابر اقتداری که بخشی از قوه قضاييه برای پيشبرد و اجرايی کردن اينگونه پروژهها دارد تلاش اينجانب عبث است و آنها میتوانند تا روزی که میخواهند فرزندم را برای «تخليه اطلاعات» در شرايط ويژه نگهدارند و برای رسيدن به «هدف» ناديده گرفتن همه اصول قانونی، اخلاقی، دينی و انسانی را ناديده بگيرند و انجام هر کاری را مجاز شمارند. اما مولا علی(ع) به بنده آموخته است که« در ظلم کردن دو کس مقصرند، يکی آنکه ظلم میکند، و ديگری آنکه ظلم را میپذيرد.» و من برای اينکه نمیخواهم ظلم را بپذيرم تلاش خود را ادامه میدهم، و اميدوارم که شما فريادخواهی مرا بشنويد و پاسخگو باشيد، و همه ما بايد اين حديث را آويزه گوش کنيم که:«ملک و نظام با کفر باقی میماند، اما با ظلم نه.»

 

والسلام

رجبعلی مزروعی

۱۸/۷/۸۳