شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۳ - ۹ اکتبرر ۲۰۰۴

گفتگوی کوتاهی با شيرين عبادی در حاشيه مراسم دريافت جايزه لايبنيتز

انگشتری برای صلح و حقوق بشر

 

عفت ماهباز

(ايران امروز)

 

يک سال پس از دريافت جايزه صلح نوبل توسط خانم شيرين عبادی ، وی يکبار ديگر برنده جايزه ديگری به خاطر کوششهايش درزمينه حقوق زنان و حقوق بشر شد: جايزه «انگشتر لايبنيتر»

پنجشنبه هفتم اکتبر، او در شهرهانوور آلمان و در ميان جمعی از شخصيتهای آلمانی و علاقمندان ايرانی در محل باشگاه مطبوعات شهر حاضر شد و جايزه خودرا دريافت کرد.

در اين يک سال، از سخنرانی در اسلو به هنگام دريافت جايزه نوبل تا به امروز ، کم نبودند کسانی که بر شيرين عبادی خرده میگرفتند که چرا چنين نگفت و چنان گفت ، چنين نکرد و چنان کرد و چرا آنجا کوتاه آمد و چرا اينجا واکنش مناسب نداشت... سخنرانی خانم عبادی در هانوور آلمان گويی جمع بندی يک سال حرف و عمل او بود، بیآنکه او خود قصد چنين جمع بندی را داشته باشد. با آرامش و تسلط بيشتر در جمع نسبتا کوچک حاضران حاضر شد و سخنانش را روشنتر از هر زمان ديگر روی مسائل مبتلابه کشور متمرکز کرد.

شيرين عبادی همراه خانم «کلوديا روت» رهبر حزب سبزهای آلمان و مسئول امور حقوق بشر در پارلمان آن کشور و خانم «بريگته سيپريز» وزير دادگستری آلمان وارد محل برگزاری مراسم شد. سر هر ميزی رفت و مهرش را با همه تقسيم کرد. علی الخصوص با ايرانيان. در سخنرانیاش گفت «به يگديگر مهر به ورزيد ، محبت تنها کالايی است که با خرج کردن کم نمیشود» و خود نيز چنين کرد. از يوسفی اشکوری ، اکبر گنجی ، ناصر زرافشان ، هدی صابر ، تقی رحمانی ، رضا عليجانی، عباس عبدی و ديگر زندانيان سياسی نام برد و نگرانی اش را در مورد وضعيت حقوق بشر در ايران ابراز داشت.

خانم عبادی در جايی از سخنانش اعلام کرد: من به عنوان مدافع حقوق بشر در کنار تنی چند از همکاران و همفکران خود مبادرت به تاسيس يک انجمن غيرانتفاعی و مستقل کرديم و حول سه محور فعاليت میکنيم:

۱- دفاع رايگان از متهمين سياسی و عقيدتی

۲- حمايت از خانوادههای زندانيان سياسی

۳- اعلام موضع نسبت به نقض حقوق بشر و گزارش مستمر وضع حقوق بشر در ايران

شيرين عبادی بارديگر تاکيد کرد ما میتوانيم مسلمان باشيم و به دموکراسی احترام بگذاريم ، ما میتوانيم مسلمان باشيم و حقوق بشر را رعايت کنيم. اسلام دين برابری است و با ديکتاتوری مخالف است... مردم مسلمان نبايد فريب مستبدان و زورگويان را بخورند...

او تاکيد کرد: دمکراسی معنای يکسانی دارد و شرق و غرب ومسيحی و مسلمان ندارد. از فلسطين گفت و از خاورميانه در خون بخاطر نفتاش. از زنان و تبعض جنسی در ايران و اينکه جنبش فمينستی در ايران عمق و وسعت زيادی يافته است...

يورک گوستر رئيس باشگاه مطبوعاتهانوور درباره شيرين عبادی گفت: شيرين عبادی نويسنده ، حقوقدان و مهمتر از همه مدافع حقوق بشر است. او نماينده جهانی مسلمانان و نماينده بسياری ازايرانيان است. و خانم عبادی در آغاز سخنرانیاش اظهار داشت: جايزه اهدايی شما را با کمال ميل میپذيريم و اين انگشتری را چون شيئی مقدس همه جا با خودم خواهم داشت. اين نمايانگر تمدن و مهربانی شما آلمان هاست... (گزارشی از سخنرانی خانم عبادی متعاقبا منتشر خواهد شد.)

بيش از ۱۷۰ نفر ايرانی در سالن حضور دارند و شمار زيادی از شخصيتهای سياسی ، علمی و فرهنگی آلمانی. در فضای سالن يگانگی و مهر موج میزند و کسی خودرا در آن ميان بيگانه نمیيابد. هر يک از ايرانيان حاضر در اين سالن شايد بيش از ۱۵ سال عمر خودرا در اين سرزمين گذراندهاند و دلبستگیهايی نيز به اين فرهنگ پيدا کردهاند و اين خود صميميتی به فضای ميهمانی میدهد.

در ميان اين جمع صميمی تنها يک نفر را میبينم که تنهاست. جوانی که ريش انبوهی دارد و ظاهرش میگويد مسلمان مومن و معتقدی است. نمیدانم کيست. شايد... کسی به او اعتنايی ندارد. لحظهای کوتاه با شرين عبادی سخن میگويد و اين شايد تنها تماس او با سايرين در چند ساعت طول مراسم بود. احساس دردناکی بايد باشد اين فاصله و تنهايی در ميان اين جمع و اين همه ايرانی... براستی مسئول تنهايی او چه کسی است؟ ريش انبوه او؟ و يا مسلمان بودنش؟ و يا افکار وعقايدی که بر ذهنش چنگک زده اند؟...

در خارج از سالن نيز البته مراسمی برپا بود! گروهی ۶۰ - ۷۰ نفره در فاصلهای از درب وردی سالن مراسم ايستاده و با پلاکارت و بدون پلاکارت در مخالفت با اهدای جايزه به شيرين عبادی تظاهرات میکردند. چيزی شبيه به آنچه سال پيش در اسلو به هنگام به اعطا جايزه به خانم عبادی اتفاق افتاد.

در گفتگوی کوتاهم با شيرين عبادی سئوالهايم را با همين "مخالفان" شروع کردم...

 

ماهباز: پشت در عدهای در مخالفت اهدای جايزه به شما شعار میدهند همانهايی که در نروژ هم بودند. در مورد اين عده چه فکر میکنيد؟

شيرين عبادی: من اين آزادی را برای همه افراد قائل هستم که عقايد خودشان را بيان کنند. بنابراين اينکه عدهای مخالف من هستند خيلی طبيعی است. اما آنچه مرا به تعجب وامی دارد اين است که چرا اينها مخالف هستند. در ايران عدهای از بنيادگرايان مخالف من هستند و من میدانم چرا ، اما کسانی که در خارج زندگی میکنند و جزو روشنفکران هستند ، آنها بگويند چرا مخالفند. من از شما خواهش میکنم نطق امشب مرا چاپ کنيد و بپرسيد اگر آنها جای من بودند و بجای من جايزه را میبردند آيا بيشتر از اين میگفتند؟ و اگر میخواستند در ايران فعاليت کنند بيشتر از اين میکردند؟ توجه داشته باشيد وضعيت من با کسانی که در ابتدا داخل حکومت بودند و بعد به خاطر از دست دادن مشاغل خودشان آزاديخواه شدند فرق میکند. من هرگز داخل حکومت نبودم. حتی ده شاهی از حکومت کسب درآمد نکردهام. من همواره يک وکيل مدافع مستقل بودم که چوب استقلال خودم را خوردهام. سئوال من اين است آن کسی که خود را روشنفکر میداند و حاضر میشود در شب سرد تاريک بيايد و جلوی در بياستد و بگويد با اعطای جايزه به من مخالف است ، اگر خودش اين جايزه را میگرفت چه نطقی میکرد؟ غير از نقطی که من امشب کردم؟

 

ماهباز: آيا شرايط کاری خودرا بعد از دريافت جايزه نوبل تغيير دادهايد ، آيا مسائل زنان در ايران برای شما همچنان اهميت دارند؟ اينگونه به نظر میرسد که اولويت را برای مسائل ديگری دادهايد...

شيرين عبادی: الان هم مسائل زنان برايم اهميت ويژهای دارند. اساسا دمکراسی و حقوق زنان دو کفه يک ترازو هستند. آيا شما کشوری را سراغ داريد که وضعيت حقوق زنان خراب باشد اما دموکراسی خوب باشد؟ بنابراين يکی از شاخصهای دموکراسی در هر کشوری وضعيت حقوق زنان است. از اين لحاظ وضعيت حقوقی زنان برايم بسيار حائز اهميت است اما توجه داشته باشيد من قبل از جايزه نوبل سخنرانهايم در ايران و يا در خارج ازايران برای ايرانیها بود اما اين جايزه خوشبختانه يا متاسفانه به من يک وجهه بين المللی داده. جاهايی که از من دعوت میکنند غالبا غير ايرانی هستند و برای آنها جذاب نيست که فقط مشکلات ايرانيان را بگويم ، بلکه بايد مشکلات بين المللی را هم بگويم. و طبيعی است که مشکلات ايران هم خارج از مشکلات بين المللی نيست. وقتی از مسائل خاورميانه صحبت میکنم ايران هم مدنظرم است. وقتی از مشکلات جهان اسلام صحبت میکنم ايران هم داخل در اين مسئله است. اما همه هموطنان من بدانند که در داخل ايران مسائل ومشکلات ايران را مطرح میکنم. در خارج ازايران اگر مستمعين من ايرانی باشند بازهم من مسائل ايران را مطرح میکنم اما اگر قرار باشد مستمعين من غير ايرانی باشد برای آنها جالب توجه نخواهد بود که من فقط مشکلات ايران را مطرح کنم. من مجبورم در اينجا مسايل را از ديد بينالمللی مورد توجه قرار دهم.

 

ماهباز: وضعيت زندگیتان با توجه به شرايط جديدتان چگونه است؟ چقدر فشارکار رويتان است؟

شيرين عبادی: خيلی زياد. در حقيقت تاريخ برايم خيلی زود ورق میخورد. حتی گاهی اوقات متوجه گذشت ايام نمیشوم. من سفرهای زيادی بايد بروم در عين حال سعی میکنم که به کارم در ايران صدمه نخورد. به همين دليل سعی میکنم حداقل يک هفته در ماه درايران باشم و تمام کار سی روز را در يک هفته انجام دهم. خوب طبيعی است که خيلی فشرده کار میکنم. وقتی در سفر هستم هم کار میکنم. مثلا از وقتی به آلمان آمدم يک صبح به دلخواه خودم آزاد نبودم. میتوانستم سفرم را به آلمان طولانیتر بکنم و کمی به استراحت بپردازم اما در آن صورت از بقيه برنامهام باز میماندم. بنابراين فعلا قرار است تا کار کنيم به شرط بقاء و حيات. روزگاران آتی هم کمی فرصت استراحت داشته باشم.

 

ماهباز: در ايران چه مسائلی شما را مورد تهديد قرار میدهد؟

شيرين عبادی: در حقيقيت من از ده سال قبل تاکنون مورد تهديدات کتبی و تلفنی قرار میگرفتم. الان هم وضع فرق نکرده است و همچنان تهديدات ادامه دارد اما ياد گرفتم به اين تهديدات ترتيب اثر ندهم و در کارم اثر نداشته باشد.