شيرين عبادی:
مردم ايران خواهان تغيير وضعييت خود ازطريق مسالمت
آميز و به شيوه دمكراتيك هستند
- " مردمی كه
جوانانشان در زندان ها به سر می برند. و دريك كلام مردم جامعه استبداد زده،
چه استبداد دينی و چه استبداد سياسی، نمی توانند و نمی خواهند پشتيبان
حكومت های خود باشند.”
- زنان آگاه ايراني به اين چنين قوانين تبعيض آميزی
معترض هستند. به همين دليل جنبش فمينيستی در ايران عمق و وسعت زيادی يافته
است”.
- تعدادی از خبرنگاران، نويسندگان، و
مترجمين ما در زندان هستند كه دراينجا گرامی ميدارم ياد يوسفی اشكوری، صابر،
رحمانی، عليجانی، زرافشان، گنجی، عبدی و ديگر افرادی كه برای آزادی و در راه
آزادی هم اكنون در بند بسر ميبرند.”
- مردم ايران خواهان تغيير وضعييت خود ازطريق
مسالمت آميز و به شيوه دمكراتيك هستند و در اين راه حاضر به هر نوع فداكاری
نيز هستند. شاهد اين ادعا تعداد زندانيان سياسی در ايران است.”
مريم انصاری
(صدایآلمان)
كلوپ مطبوعاتی هانوفر پنجشنبه شب (هفتم اكتبر ۲۰۰۴)
طی مراسمی باشكوه جايزه لايبزنيتز رينگ را به خانم شرين عبادی اهدا كرد. اين جايزه
به نشانه قدردانی از تلاش های شجاعانه و بی دريغ خانم عبادی در دفاع از حقوق
كودكان، زنان و دفاع از حقوق بشر در ايران به او تقديم شد. خانم عبادی در اين
مراسم پيرامون وضعيت حقوق بشر در ايران سخنرانی كرد.
شيرين
عبادی سخنرانی خود را با نگاهی به اوضاع بحرانی خاورميانه آغاز كرد. منطقه ای كه
دستخوش آشوب و هرج و مرج است و در آتش جنگ می سوزد. و به طرح هائی اشاره نمود كه
در آنها سخن از تغيير نقشه خاورميانه ميرود. طرح هائی كه به گفته عبادی در پوشش
حقوق بشر و دموكراسی عرضه می شوند و هدفشان تنها غارت سرمايه های ملی اين منطقه
است. او نخستين عامل چنين تهاجمی را وجود استبداد و فقر مردمی دانست كه گرسنه اند
و از آزادی های فردی محروم.
”مردمی كه
جوانانشان در زندان ها به سر می برند. و دريك كلام مردم جامعه استبداد زده، چه
استبداد دينی و چه استبداد سياسی، نمی توانند و نمی خواهند پشتيبان حكومت های
خود باشند.”
خانم
عبادی علت اغتشاش را فقدان دموكراسی در منطقه دانست و گفت: اين نه تنها به تهاجم
نظامی ميدان می دهد، بلكه سرچشمه تروريسم نيز هست. منطقه ای كه حكومت هايش از
اسلام دستاويزی برای سركوب مردم ساخته اند:
”آنها استدلال
می كنند كه اسلام با دموكراسی همخوانی ندارد و چون مردم آن ها مسلمان هستند و
حكومت های اسلامی خود را نماينده و حافظ مذهب مردم می دانند، بايد فقط به قواعد
اسلامی عمل كنند و نه بر اساس ضوابط دموكراسی و البته در نزد اين گروه اسلام فقط
تفسيری است كه حكومت ها از مذهب دارند و تفسير ساير مسلمانان و روشنفكران ديني
يكسره باطل و مردود است. چنين حكومت هائی هر انتقادی را كه به عملكرد دستگاههای
دولتی وارد شود مساوی با انتقاد به مذهب دانسته و مخالفين خود را مرتد و واجب
القتل معرفی می كنند”.
شيرين
عبادی ريشه اين استبداد را تفكری دانست كه خواستگاه دموكراسی و آزادی را متعلق به
غرب می داند و قابليت انطباق با فرهنگ اسلامی و شرقی را در آن نمی يابد و با همين
استدلال آزادی خواهان ملی را با مهر خائن به زندان می افكند. به نظر خانم عبادی اين حكومت ها برای توجيه
نظرات خود به واژه هائی چون دموكراسی اسلامی يا حقوق بشر اسلامی متوسل می شوند.
وی
گفت: ”حال آن كه دموكراسی معنا و مفهومی واحد دارد، در شرق و غرب يكسان است و
اسلامی و مسيحی هم ندارد”.
عبادی
ايجاد جبهه ای واحد از روشنفكران مسلمان را صرفنظر از مرزبندی هاي سياسی شان طلايه
دموكراسی در خاورميانه دانست. جبهه ای كه به قول او نامی ندارد، بدون رهبری است و
اداره مركزی و شعبي ندارد، بلكه:
”
جايگاه
آن در فلب هر مسلمانی است كه تاب تحمل ستم را نداشته باشد و حاضر نيست هر سخن يا
عملی را به نام اسلام قبول كند.”
اودر
ادامه سخنان خود به وضعيت حقوق بشر در ايران اشاره كرد و گفت كه دولت ايران عليرغم
آن كه به ميثاق های بين المللی حقوق مدنی، سياسي، اقتصادی و اجتماعی پيوسته و
متعهد اجرای آن ها شده است، اما قوانين ملی آن با اهداف اين ميثاق ها همخوانی
ندارد كه يكی از نمونه های بارز آن تبعيض جنسی است. او در اين مورد به قوانينی
استناد كرد كه حقوق زن را پايمال می كنند. از جمله قانون تعدد زوجات، قانون طلاق،
يا قانونی كه بر اساس آن ارزش جان زن نيم ارزش جان مرد است و شهادت او نيز به همين
ترتيب. و افزود:
”زنان آگاه
ايراني به اين چنين قوانين تبعيض آميزی معترض هستند. به همين دليل جنبش فمينيستی
در ايران عمق و وسعت زيادی يافته است”.
خانم
عبادی همچنين به تبعيَض مذهبی در قوانين حاكم بر ايران اشاره كرد و محروميت هائی
كه ساير مذاهب يا ساير فرقه های اسلامی از آن رنج می برند. و نه فقط اين كه مذاهبی
چون بهائيت يا بودائی اصولا به رسميت شناخته نمی شوند.
اوج
سخنان خانم عبادی در آنجا بود كه به آزدی بيان در ايران پرداخت و به بسته شدن بيش
از نود روزنامه ظرف دو سال اخير اشاره كرد و اينكه:
”تعدادی از
خبرنگاران، نويسندگان، و مترجمين ما در زندان هستند كه دراينجا گرامی ميدارم
ياد يوسفی اشكوری، صابر، رحمانی، عليجانی، زرافشان، گنجی، عبدی و ديگر افرادی كه
برای آزادی و در راه آزادی هم اكنون در بند بسر ميبرند.”
خانم
عبادی در برابر جمع سياستمداران و خبرنگاران آلمانی گفت در ايران دموكراسی كامل
نيست و در اين رابطه نحوه برگزاری انتخابات مجلس هفتم را مثال زد و اين كه برگزاری
غير دموكراتيك اين انتخابات منجر به كاهش چشمگير شركت كنندگان در آن شد اودر اينجا بر خواست مردم ايران تاكيد ورزيد:
”مردم ايران
خواهان تغيير وضعييت خود ازطريق مسالمت آميز و به شيوه دمكراتيك هستند و در اين
راه حاضر به هر نوع فداكاری نيز هستند. شاهد اين ادعا تعداد زندانيان سياسی در
ايران است.”
عبادی
دليل ناكام ماندن برنامه گفت و گوی تمدن های آقای خاتمی را وجود تنگ نظری هاي
بنيادگرايانه دانست و گفت كه حتی اگر فرد يا گروهی نخواستند يا نتوانستند به وعده
های انتخاباتی خود عمل كنند، اما:
”مردم مطالبات
خود را كه همانا اصلاحات است فراموش نكرده اند و كماكان در مورد احياَ حقوق خود
كوشا هستند.”
خانم
عبادی با كمك تعدادی از همكاران خود مبادرت به ايجاد انجمنی غير انتفاعی كرده است
كه هدف آن دفاع رايگان از متهمان سياسی، حمايت از خانواده های آنان و اعلام موضع
نسبت به موارد نقض حقوق بشر و تهيه مستمر گزارش وضعيت حقوق بشر در ايران است. همچنين
خانم عبادی گفت كه هفته قبل گزارش اين انجمن ازوضعيت حقوق بشر در شش ماه گذشته در
ايران منتشر شده است. او در مصاحبه مطبوعاتی خود اعلام كرد كه در اعتراض به اعدام
جوانان زير ۱۸ سال در روز بيست و نهم آبان ماه در پارك لاله تهران سخنرانی خواهد
داشت.