چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۳ - ۶ اکتبرر ۲۰۰۴

گفتگو فيروزه مهاجر با نبا سليم از سازمان افق جديد برای زنان در عراق

ما زنان مسئوليت سنگينی برای ترويج صلح داريم

·         زن عراقی گرچه در زمان صدام نمی توانست جنبش مستقلی را به وجود آورد، اما در سطح منطقه از تحصيلات خوبی برخوردار بود. جنگ ۱۹۹۱ و تحريم بعدی سيستم های حمايت اجتماعی عمومی و خصوصی را از بين برد. حالا ديگر هيچ چيزی نيست. ما مدام کارگاه آموزشی داريم، و گردهمايی هايی در داخل و خارج عراق که روی صلح، رهبری و تصميم گيری و قدرت يابی زنان متمرکز هستند. از ۴ تا ۶ اوت امسال اولين گردهمايی بزرگ مان را در بغداد، در مورد کنوانسيون ها و قطعنامه های بين المللی مرتبط با زنان، داشتيم که خيلی خوب بود.

 

تريبون فمينيستی ايران:

 

نبا سليم حميد البراک (Naba Saleem Hamid Albarrak) يکی از شرکت کنندگان در نشست سازمان های غير دولتی زنان جنوب-جنوب: پکن +۱۰ بود که از ۶ تا ۸ مهرماه جاری در تهران برگزار شد. نبا در دانشگاه بغداد زيست شناسی درس می دهد. او در ۱۹۴۶ و کربلا متولد شده است و دوره دکترای بيولوژی را در لندان گذرانده. بنيانگذار سازمان غير دولتی افق جديد برای زنان (New Horizon for Woman- NHCW) است. مصاحبه زير در طول نشست انجام شده است.

 

ف. نبا چرا همه خانم های تحصيل کرده عراقی بيولوژی خوانده اند؟

ن. مثلا کی؟

 

ف. يکی که در فهرست امريکايی ها سازنده سلاح های ميکروبی معرفی شده بود! دکترهدی صالح مهدی امش و آن يکی.

ن. دکتر طه؟

 

ف. بله، دکتر طه. چرا همه بيولوژی می خوانند؟

ن. نمی دانم. وقتی من وارد کالج علو م شدم تقريبا ۹۰% دانشجويان رشته بيولوژی دختر بودند و ۱۰% پسر.

حالا هم تعداد دخترها سر کلاس های من بيشتر از پسرهاست. من علوم دوست داشتم اما از پزشکی خوشم نمی آمد. خب، بايد يک رشته ای مثل اين را می خواندم ديگر.

 

ف. قبل از تحريم چکار می کرديد؟

ن. درس می دادم و تحقيق می کردم. بعدش هم همين طور. منتها بعد از تحريم دانشجويان بايد پول کتاب می دادند و قبلش کتاب هاشان مجانی بود.

 

ف. من شنيده ام هزينه اياب و ذهاب هم با دولت بوده. يعنی در مقاله ای که يک زن استاد انستيتوی مطالعات عرب و اسلام در دانشگاهی انگليسی نوشته بود خواندم که "بهترين ايام حقوق زنان در عراق دهه ۷۰ و۸۰ بوده". به نظرش همين امکانات از جمله مجانی سوار اتوبوس شدن دليل خوبی است که بگوييم وضع زن ها در آن ايام خوب بوده.

ن. اما دليل قانع کننده ای نيست. و به هر حال اياب و ذهاب مجانی نبود و کسی مجانی سوار اتوبوس نمی شد. آموزش تا سال ۱۹۹۱ مجانی بود اما بعد پولی شد. چون با تحريم ارزش دينار عراقی هم ۱۰ هزار بار کمتر شد ديگر بايد برای همه خدمات پول می پرداختيم.

 

ف. شما عضو فدراسيون زنان عراقی يا ليگ زنان عراقی نبوديد؟

ن. نه. فدراسيون که وابسته به حزب بعث بود. ليگ زنان هم وقتی تاسيس شد من ۶- ۵ ساله بودم. و با قدرت گرفتن حزب بعث منحل شد.

 

ف. دبيرکل فدراسيون عمومی زنان را امريکايی ها به زندان انداختند؟

ن. نه، گمان نمی کنم. خيلی چيزها که درباره عراق نوشته می شود پايه و اساس ندارد، مثل قضيه سلاح های ميکروبی. من هم شنيده ام که دبيرکل فدراسيون فرار کرده به نيوزيلند و ۶ ميليون هم پول دزديده.

 

ف. خب بگذاريد چيزهايی که شنيده ام با شما چک کنم. شنيده ام که هم فدراسيون و هم ليگ دوباره فعال شده اند. البته دومی هنوز هم خارج از عراق انگار فعال تر است.

ن. واقعا اين طورنيست. من در سال گذشته سازمان غير دولتی «افق جديد برای زنان» را تاسيس کردم و از آن موقع تا به حال تماس های زيادی با ساير گروه های زنان در عراق داشته ايم اما از اين دوتا خبری نشنيده ام. غير از اين معاون سازمان غير دولتی «زنان مستقل عراقی» (Independent Iraqi Women-IIW) هم هستم و آن جا هم خبری از اين ها نبوده، اما سازمان های غير دولتی زنان ديگری هستند که ۹۰% بعد از سال ۲۰۰۳ تاسيس شده اند. چند تايی هم بعد از جنگ خليج در خارج تشکيل شدند.

 

ف. شما در «افق جديد برای زنان» چه می کنيد؟

ن. کار ما شخصيت سازی دختران دانشجوست. کمک می کنيم که اين بحران فعلی را در همبستگی با جامعه خود بگذرانند. به دخترها آموزش می دهيم، آموزش حقوق شان در خانواده، جامعه محلی، و جامعه جهانی.

 

ف. در «زنان مستقل عراق» چه می کنيد؟

ن. با جنگ و تروريسم مقابله می کنيم که مضارشان پيش چشممان است. زن عراقی گرچه در زمان صدام نمی توانست جنبش مستقلی را به وجود آورد، اما در سطح منطقه از تحصيلات خوبی برخوردار بود. جنگ ۱۹۹۱ و تحريم بعدی سيستم های حمايت اجتماعی عمومی و خصوصی را از بين برد. حالا ديگر هيچ چيزی نيست. ما مدام کارگاه آموزشی داريم، و گردهمايی هايی در داخل و خارج عراق که روی صلح، رهبری و تصميم گيری و قدرت يابی زنان متمرکز هستند. از ۴ تا ۶ اوت امسال اولين گردهمايی بزرگ مان را در بغداد، در مورد کنوانسيون ها و قطعنامه های بين المللی مرتبط با زنان، داشتيم که خيلی خوب بود. اخيرا هم در کنفرانس "زن و صلح آفرينی"(women and Peace Building) که از ۳ تا ۱۲ سپتامبر در فنلاند برگزار شد شرکت داشتم. همزمان با آن نشست پکن+۱۰ هم بود. کنفرانسی هم بود به نام "يک هزار و يک قدم برای توان يابی زنان" که UNICEM برگزار کننده اش بود. ما زنان مسئوليت سنگينی برای ترويج صلح داريم و به خاطر آن بايد توان مان را بالا ببريم. ما زنان عراقی با تجربه حکومت نظامی صدام و حالا هم حضور نظامی امريکايی ها و بقيه می دانيم که صلح با صلح به دست می آيد و با جنگ هيچ چيز به دست نمی آيد. ما برای صلح و ترويج فرهنگ صلح فعاليت می کنيم.و عليه خشونت، از محيط خانه گرفته تا جامعه جهانی.

 

ف. شما در صحبت هاتان غير از آن حرکت بلند شدن و عذر خواهی از همه حاضران برای جنگ عراق-ايران اين را هم گفتيد که حمله نظامی امريکا يک جنبه مثبت داشته و آن آزادی بيان است که به زنان داده.

اما من فکر می کنم هزار برابر بيشتر زنان امريکايی موظف اند که بلند شوند و از شما به خاطر بلاهايی که حمله نظامی امريکا به سرتان آورده عذرخواهی کنند. خودشان هم قبول دارند که در اين مدت جز زير پا گذاشتن حقوق زنان به همان روش قديمی کاری نکرده اند. و در ضمن آزادی بيان وقتی امنيت آن قدر کم باشد که نتوان از خانه بيرون رفت و نه به بهداشت دسترسی باشد و نه به آموزش چه فايده ای دارد؟

ن. من هم با شما موافقم. من هم وقتی به ايران می آمدم فکر نمی کردم که برای جنگی که يک نفر باعث آن بوده، چون آن يک نفر رئيس جمهور عراق بوده و من هم عراقی ام از شماها معذرت خواهم خواست. در واقع اين سفر از لحاظ سياسی، غير از آموختن بسياری چيزها از مهمانان خارجی و خواهران ايرانی تاثير سياسی روی من داشت. وقتی آمدم ايران خيلی حالم خوب نبود. فکرهايی می کردم و بعد که آمدم به هر که گفتم عراقی هستم ديدم که سر تکان می دهد و متاسف است و آن وقت احساسم عوض شد، يک رشد سياسی پيدا کردم. فکر کردم همه چيز گذشته و ما بايد با هم صلح را بنا کنيم.

ما هم آزادی بيان داريم و اين خودش يک امکان است که قبلا نداشتيم و حالا بايد ببينيم که با آن چکار می توانيم بکنيم. و در ضمن دانشجويان دختر تا جايی که می توانند، حتی در معيت والدين شان، سر کلاس ها حاضر می شوند. هنوز هم تعدادشان بيش از پسرهاست. بنابراين امکان استفاده از آزادی بيان هست.

 

ف. آيا کار با جوانان اين اميد را به شما می دهد که ديگر کسی در عراق زير بار حکومتی يک نفری نرود؟

ن. بله. با توجه به رويدادها زنان رشد خيلی بيشتری کرده اند اما البته نه همه. مثل هرجای ديگر.

من دو بچه دارم. مادر خيلی جدی و دلسوزی هستم. پخت و پز و دوخت و دوز و باغبانی و نظافت خانه همه در ده سال گذشته با خودم بوده، به اضافه تدريس در دانشگاه. از همه اين ها چيزهايی ياد گرفته ام. دوران سختی بوده اما اگر عراق بايد از داخل درست شود و به دست عراقی ها، ما همه متکی به خود بودن را بايد ياد بگيريم. آزادی بيان برای ياد گرفتن درس های بعدی زمينه خوبی است.

 

ف. شکست ها و موفقيت های کار در اين دو NGO چه بوده است؟

ن. موفقيت ها خيلی بيشتر است. روابط اجتماعی خيلی مهم است، حتی روی مسائل سياسی. و بعد، اين سفر سه روزه به ايران برای من خيلی خوب بود. خيلی چيزها ياد گرفتم. هم در سطح شخصی و هم به عنوان زن فعال. بايد از همه شماها تشکر کنم.

 

ف. ما هم از شما متشکريم که آمديد و چند درس ظريف با ارزش به ما آموختيد.