شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۳ - ۲ اکتبرر ۲۰۰۴

دو هفتهی ديگر، دادگاه فاجعهی پاکدشت؛

پدر يکی از مقتولان: مرگ فقير صدا ندارد...

·         «همسايه و مادرم ديده بودند که احسان با دوچرخهاش به همراه علی (برادر کوچک بيجه) رفته است. بعدازظهر، هر چه منتظر ماندم احسان نيامد. از آنجايی که مادرم ديده بود احسان به همراه علی رفته، همان روز به نيروی انتظامی پاکدشت اطلاع داديم اما توجهی نشد؛ هر چه گفتيم احسان به همراه علی رفته است، ما به آنها شک داريم به حرفهای ما توجهی نشد؛ از گم شدن احسان در حدود ۲۰ روز میگذشت و نزديک تعطيلات فروردين ماه شده بوديم؛ آنقدر پيگيری کرديم که علی و برادرش، بيجه را به پاسگاه بردند اما بعد از سه ماه آزادشان کردند».

 

در حالی که از برگزاری دادگاه رسيدگی به اتهامات عاملان فاجعهی پاکدشت در هفتههای آينده خبر میرسد، خانوادههای قربانيان، قصاص متهمان و اشد مجازات را میخواهند و حتی اين نيز راضیشان نمیکند؛ آنها جلوگيری از وقوع حوادث مشابه را خواهانند.

به گزارش خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) امروز بيش از يک ماه از قتل سه قربانی آخر فاجعهی پاکدشت و مطبوعاتی شدن آن پس از گذشت ۱۸ ماه از قتل اولين کودک در اين منطقه میگذرد. قتل عام ۲۰ کودک در مدت زمان ۱۸ ماه و فرار ۹ کودک از چنگال جانيان اين پرونده، در شرايطی افکار عمومی را به خود مشغول کرده است که بيش از دو هفته از دستور مستقيم رييسجمهور و رييس قوهی قضاييه برای شناسايی دستگاههايی که در کشف اين ماجرا کوتاهی کردهاند، میگذرد.

در حالی که خانوادههای قربانيان فاجعه پاکدشت نسبت به بیتوجهی مسوولان به شکايات و گزارشهای آنها درمورد مفقود شدن فرزندانشان گله میکنند و حتی عنوان میکنند که متهم اصلی پرونده را معرفی کردهاند و او پس از ۳ ماه حبس آزاد شده، در اظهار نظر برخی مسوولان قضايی، يکی از دلايل دير کشف شدن اين جنايات، عدم ارائه گزارش خانوادهها و حاشيهنشينی و فقر مردمان اين ناحيه عنوان شده است.

اگرچه فقر در فرنون آباد، خاتون آباد، قيام دشت و حصار امير - منطقهای که در شعاع چند کيلومتری پايتخت، قرار دارد - اولين صحنهای است که هر تازه واردی با آن مواجه میشود و بیشک نمیتوان منکر رابطهی فقر و ميزان افزايش جرائم شد اما بيان اين مطالب از سوی يک مقام مسوول که چون ناحيه، حاشيه نشين بوده و يا خانوادهها به موقع مفقود شدن کودکانشان را گزارش ندادهاند، جنايات دير کشف شده است، اين پرسش را به ذهن متبادر میکند که مسوول امنيت شهروندان کيست؟ تکليف حقوق شهروندان چه میشود؟ و بالاخره اين که آيا امکان وقوع چنين فاجعهای در اين مدت زمانی و با اين شدت در يک منطقهی مرفهنشين هم وجود دارد؟

عمق فاجعهی پاکدشت و قتل کودکانی که پس از تعرض، اجسادشان نيز به آتش کشيده شده است، شايد به مراتب کمتر از فاجعه پاسخگو نبودن مسوولانی باشد که پس از حساس شدن افکار عمومی نسبت به اين حادثه، به دنبال رفع اتهام از سازمان و نهاد متبوعشان بوده و هستند.

 

ورودی پاکدشت...

فقر و تبعيض، عريان و بیپروا خودنمايی میکند. در دو سوی جادهی ورامين و قبل از ورود به محدودهی پاکدشت بيلبردهای کنگرهی بزرگداشت ۴۵۰ شهيد شهرستان جلب توجه میکند و اين سوال در ذهن جای میگيرد که منطقهای که امروز از سوی برخی مقامات مسوول از آن به عنوان يکی از جرمخيزترين مناطق کشور ياد میشود، در گذشتهای نه چندان دور ۴۵۰ شهيد را در راه دفاع مقدس و دفاع از تماميت ارضی کشور تقديم کرده است و کمی دورتر در ورقهای تاريخ، قيام کفنپوشان ورامين در سال ۱۳۴۲ را به نام خود ثبت کرده است؛ پس اين محدوده علیرغم برخی اظهارات، از فرهنگ و شعور سياسی و اجتماعی بالايی برخوردار بوده است.

 

روستای فرنونآباد...

اولين قربانی فاجعه از اين روستاست که کار مردمانش خشتزنی است و با اينکه جزو فقيرترين مناطق است، در حادثهی زلزلهی بم با ۴ کاميون اجناس مورد نياز مردمزلزلهزده، به ياری آنها شتافتند اما کسی صدای درخواست کمک آنها را زمانیکه از مفقود شدن فرزندانشان میناليدند، نشنيد.

احمدرضا حذری کودک ۱۰ سالهای که ۲۳ اسفند سال ۸۱ در روز عاشورا با ذوق شرکت در مراسم زنجيرزنی امام حسين (ع) از مادرش خداحافظی میکند، اولين قربانی اين جنايات است.

نگاه مردم و اشارهی چشم آنها راهنمای خوبی است برای پيدا کردن منزل احمدرضا. مادر او با صدای لرزان و با گريه آخرين جملات پسرش را تکرار میکند.

پدر احمدرضا با حالتی عصبی میگويد «الان دور و بر ما شلوغ شده. آن موقع که گفتم بچهام گم شده هيچ کس به ما محل نداد. اما الان که بچههامون کشته شدند، مرتب به ما تسليت میگن».

"عاشورا بود؛ مراسم پايان يافته بود اما هنوز احمد نيامده بود. زنجير را به رفيقش داده بود و گفته بود «به مامانم بگو من با عموم رفتم»؛ احمد با برادرم هم نبود نگران شده بوديم ماشين گرفتيم و کل منطقه را گشتيم اما از احمد خبری نبود. رفتيم به پاسگاه مامازن (پاکدشت) هم اطلاع داديم، رفتيم شکايت کنيم؛ دو روز طول کشيد تا فقط بنويسند «اقدام شود»، مرتب میگفتم مسوول اين بخش کجاست میگفتند «جلسه» بعد از دو روز در جوابم گفتند «مواظب بچههای خودشان نيستند مزاحم ما میشوند»."

پدر احمدرضا ادامه داد: وقتی درخواستم را ديدند، گفتند «به ما مربوط نمیشود، بايد به تشخيص هويت برويد»، رفتم آنجا هم اعلام شکايت کردم، گفتند «به کسی شک داری؟» گفتم با کسی دشمنی ندارم. گفتند «پس خودت میدونی که بچهات کجاست برو از مفاسد اجتماعی پيدايش کن» زنجير را بردم آگاهی، گفتم شايد انگشتنگاری کنند و بفهمند چه کسی احمد را برده است اما کاری نکردند. چون دوست احمد گفته بود که او با عمويش رفته حتی از برادرم هم شکايت کردم اما الان به ما میگويند شما اصلا شکايت نکردی. ما به پاسگاه، به آگاهی، تشخيص هويت و دادسرا شکايت کرديم.»

مادر احمدرضا نيز میگويد: «ما فقيريم، فرشمان کهنه است. بابای احمدرضا کارگر است. انگار بچهی فقرا که بميره کسی هيچ چی نمیفهمه؛ بچهی من عاشق امام حسين (ع) بود اما آقای «...» افسر وقت پرونده، به من گفت بیخودی مزاحم شدی، خودت میدونی بچهات کجاست. بيجه بچهی من را در چاه انداخته بود شايد اگر آن موقع دنبالش میگشتند، حداقل نيمه جان پيدايش میکردند.» و پدر احمد در تاييد اظهارات همسرش میگويد: «الان ما را تحويل میگيرند. خدا شاهد است آن موقع هيچ کس ما را تحويل نمیگرفت. مرگ فقير صدا ندارد. اگر يکی از اين بچهها، بچههای بالا شهر بود، خيلی سريع قاتل را پيدا میکردند.»

پيش از اين برخی از مسوولان گفته بودند که والدين کودکان افغانی به علت حضور غيرقانونی در کشور، در ارتباط با مفقود شدن کودکانشان گزارشی به نيروهای انتظامی ندادهاند اما دو خانوادهی افغانی در راهروی دادسرای پاکدشت حاضر شده بودند.

«حوا»، مادر حميد جعفری، نوجوان ​​۱۲ سالهی افغانی که مفقود شدن کودکش را سال گذشته اطلاع داده بود، گفت: وقتی در ادارهی آگاهی گفتم بچهام گم شده گفتند شايد بچهات زير آشغالها مانده است. چون حميد من آشغال جمع میکرد و از توی آنها اگر آهن يا حلبی پيدا میکرد، میفروخت. به دادگستری پاکدشت هم شکايت کردم. هنوز جنازهی پسرم رو پيدا نکردند، فقط محمد بيجه اعتراف کرده که پسرم من را هم کشته است.

يک مرد افغانی ديگر که خود را پدر «محمد» يکی از مقتولان اين پرونده معرفی کرد، نيز به خبرنگار ايسنا میگويد: من هم پس از گم شدن پسرم از همان اول به پاسگاه اطلاع دادم اما هيچکس توجهی نکرد. به ما گفتند «اگر به کسی شک داری بيارش».

«محسن. خ» نوجوان ۱۵ سالهای که سال گذشته و پس از دزديده شدن توسط «محمد» معروف به بيجه توانسته بود از دست وی بگريزد، نيز برای اعلام شکايت عليه متهم رديف اول جنايات پاکدشت، به دادسرای اين منطقه مراجعه کرد.

وی که موفق به فرار از دست متهم پرونده پاکدشت شده بود، پس از مواجههی حضوری با «محمد»، شخصی که متهم به قتل تعدادی از کودکان پاکدشتی است، وی را شناسائی کرد.

اين نوجوان پس از رهايی از دست متهم پرونده، در پاسگاه مامازن شکايت میکند؛ شايد اگر اين پرونده آن زمان مورد رسيدگی و توجه مسوولان مربوطه قرار میگرفت شايد با راهنمايیهای اين نوجوان، عاملان حادثه، حدود ۸ ماه پيش شناسايی میشدند و حتی اگر اقدامات پدر احسان زارع، کودک ۱۱ سالهای که در تاريخ ۲۹/۱۱/۸۲ با ترفند برادر کوچک بيجه به قتلگاه رفته بود، نيز مورد توجه جدی واقع میشد، باز هم شايد امروز با جنايتی به اين وسعت روبه رو نبوديم.

پدر احسان با اعلام شکايت عليه خانوادهی بيجه موفق شده بود که در حدود ۳ ماه، برادر کوچک بيچه، پدر و خود بيجه را تحت نظارت نيروهای انتظامی و امنيتی قرار دهد اما آنها با اين استدلال که بينهای عليهشان وجود نداشته، آزاد میشوند.

 

خاتونآباد...

پدر احسان زارع به جد پيگير مفقود شدن فرزندش بوده و امروز نسبت به عملکرد نيروی انتظامی و پليس برای شناسايی عاملان قتل عام کودکان اين محدوده منتقد است؛ از اينکه به گفته و شکايتش در رابطه با اينکه بيجه و خانوادهاش در ربايش کودکان اين منطقه مقصر هستند، توجهی نشده، به شدت معترض است.

پدر احسان ماجرای مفقود شدن فرزندش و پيگيریهای خود را بيان میکند...

«همسايه و مادرم ديده بودند که احسان با دوچرخهاش به همراه علی (برادر کوچک بيجه) رفته است. بعدازظهر، هر چه منتظر ماندم احسان نيامد. از آنجايی که مادرم ديده بود احسان به همراه علی رفته، همان روز به نيروی انتظامی پاکدشت اطلاع داديم اما توجهی نشد؛ هر چه گفتيم احسان به همراه علی رفته است، ما به آنها شک داريم به حرفهای ما توجهی نشد؛ از گم شدن احسان در حدود ۲۰ روز میگذشت و نزديک تعطيلات فروردين ماه شده بوديم؛ آنقدر پيگيری کرديم که علی و برادرش، بيجه را به پاسگاه بردند اما بعد از سه ماه آزادشان کردند».

«فقط يک نفر به من بگويد چطور کسی سه ماه در بازداشت است اما هيچ کس نمیفهمد که اين آدم تا حالا چه غلط هايی کرده است؟ ما از اين خانواده شاکی بوديم. چه کسی با چه حقی اين آدم را آزاد کرده است؟ انصافا اگر درست و حسابی از برادر کوچک بيجه پرس و جو میشد، بچهای که ۱۰ ساله است خيلی سريع میگفت که تا حالا چه کارهايی کرده است؟»

«وقتی احسان گم شد بلندگو دستم گرفتم داد زدم، مردم اينجا بچهها گم میشوند، هر کسی احسان را پيدا کند، مژدگانی میدهم آمدند به من گفتند میخواهی آشوب به پا کنی».

احسان يک بار به مادرش گفته بود که علی برادر کوچک بيجه به همکلاسیهايش گفته است «اگر کسی شما را بکشد و در چاه بياندازد، شماها میترسيد يا نه؟» «اگر از اين بچه درست و حسابی تحقيق میشد، حداقل بچههای بعدی کشته نمیشدند».

دو کوچه بالاتر، خانهی محمد، کودک ۸ سالهای که است که گفته میشود اولين قربانی منطقهی خاتون آباد است. پدر و مادر محمد برای پيگيری به فرمانداری رفتهاند.

پدربزرگ محمد با بغض میگويد: «محمد تنها ۸ سالش بود. وقتی فهميديم که گم شده رفتيم پاسگاه گفتيم مامور بدهيد تا دنبال محمد بگرديم؛ گفتند ۲ تا مامور داريم اگر يکی را به شما بدهيم چه کسی در پاسگاه بماند؟ اگر به کسی شک داريد بياوريد اينجا.» «خدا میداند که هيچ کس به داد ما نرسيد.»

قيام دشت...

وحيد امنی، کيوان خسروی، احمد عظيمی و ميلاد امنپور، چهار کودکی هستند که در محدودهی قيام دشت به قتل رسيدهاند و البته چهار کودک ديگر نيز از مرگ گريختهاند.

مادر وحيد دربارهی گم شدن پسرش میگويد: «۹ ماه پيش بود وحيد وقتی کارنامهی قبولی مدرسهاش را گرفت، باباش يک ۵۰۰ تومانی جايزه داد، رفت تا خرج کند؛ هر چقدر که منتظر مانديم، نيامد. رفتيم پاسگاه گفتيم که بچهی ما گم شده، پاسگاه گفت «به ما مربوط نيست بايد برويد آگاهی»، بعد از سه روز به ما مامور دادند تا کارخانههای اطراف را بگرديم اما هيچ خبری از وحيد نبود؛ به ما گفتند احتمالا وحيد را به افغانستان بردهاند؛ تا زاهدان و مشهد رفتيم اما خبری نشد. اصلا فکر نمیکرديم وحيد را کشته باشند؛ ما با کسی دشمنی نداشتيم».

«رفتيم روزنامه ...، برای اينکه عکس پسرم را بدهيم چاپ کنند تا شايد پيدا شود، گفتند ۹۰۰ هزار تومان برای صفحهی اول و ۶۰۰ هزار تومان برای ديگر صفحههای میگيرند. ديگر پول نداشتيم که بدهيم، بابای وحيد کارگر است؛ فقط عکس وحيد را به در و ديوار چسبانديم.»

کيوان، ميلاد و احمد سه قربانی آخر محمد بيجه و علی باغی، سه کودکی که در روز روشن توسط علی، متهم رديف دوم دزديده شدهاند، همگی بچههای يک محل هستند.

پدر احمد، کودک ۹ سالهی افغان که به همراه پدر کيوان، علی باغی را دستگير کرده است، دربارهی گم شدن احمد و چگونگی دستگيری علی باغی میگويد: «تاريخ ۱۰/۶ امسال بود، احمد رفته بود کوچه با بچهها بازی کند. غروب که شد، ديديم احمد هنوز نيامده است، همان موقع دو تا بچهی ديگر در اين کوچه هم گم شده بودند. رفتيم پاسگاه گفتيم. به ما گفتند «شما هم بگرديد ما هم میگرديم». هر کس هر اطلاعی پيدا کرد به ديگری خبر بدهد.

ساعت نزديکهای ۳۰/۹ شب بود؛ دنبال بچهها میگشتيم، علی باغی با چند نفر سر موتور چاه ايستاده بود، از او پرسيديم چند تا بچه اين طرفها نديدی. علی گفت: مگر هر چی و هر کسی که گم شود، اينجا میآيد؟ مگر من مامور بچههای شما هستم؟ همان موقع به علی شک کرديم. رفتيم پيش بچههايی که از دست علی فرار کرده بودند، چند تا از بچههای کوچه وقتی علی را ديدند، گفتند که او همان آدمی بوده که بچهها را برده است. علی همانجايی ايستاده بود که طفلهای معصوم ما را آنجا کشته و آتش زده بودند.

پدر کيوان، کودک ۹ سالهای که تنها يک هفته از محلهای در تهران به قيام دشت آمده بودند، از اينکه کسی به حرفهای پدر احسان که بيجه را معرفی کرده بود، توجه نکرده، گلهمند و عصبی است.

«کيوان در اين کوچه غريب بود و کسی را نمیشناخت وقتی بعد از نيم ساعت به خانه نيامد نگران شديم. رفتم پاسگاه اطلاع دادم چند تا از بچهها که ديده بودند علی بچهها را برده است نشانی قيافهی علی را دادند و او را گرفتيم».

عدهای از اهالی اين محله مدعی هستند که چون پدر ميلاد آخرين طعمهی بيجه، از ماموران نيروی انتظامی بوده است، اين فجايع کشف شده وگرنه ممکن بود اين جنايات ادامه داشته باشد.

معاونان دو مدرسه در مناطق فرنون آباد و خاتون آباد، از کمبود امکانات در محدودهی پاکدشت گلهمند هستند.

از آنها دربارهی ارتقاء سطح آگاهی دانشآموزان سوال شد. آنها گفتند که بعد از وقوع اين فاجعه با بچهها خيلی صحبت کردهاند که مراقب باشند. اما پيش از اين فجايع، از آموزش و آگاهی دادن خبری نبود.

يکی از دانشآموزان مدرسه نيز میگويد که بعد از اين واقعه، پليسی برای آموزش آنها به مدرسه آمده است.

برخی از اين دانشآموزان میگفتند که برادر کوچک بيجه با اين بهانه که برادرش «کفتری دارد که سيگار میکشد»، بچهها را با خود همراه میکرده است.

«محمد» معروف به بيجه به همراه «علی»، دو شخصی که متهم به قتل ​​۲۰ کودک پاکدشتی هستند، اواسط هفتهی گذشته در دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان پاکدشت مورد بازجويی قرار گرفتند و به سوالات «مظفری، دادستان شهرستان پاکدشت» پاسخ دادند.

در جلسهی بازپرسی، پدر و برادر کوچک «بيجه» به همراه صاحب کار مجموعهی کورههای آجرپزی که خانوادهی محمد در آن مشغول به کار و زندگی بودند نيز مورد بازجويی قرار گرفتند.

خبرنگار ايسنا از پدر بيجه دربارهی جنايات پسرش سوال میکند اما او مدعی است که از کارهای پسرش بیخبر بوده است؛ او منکر بردن هيزم برای بيجه جهت به آتش کشيدن اجساد کودکان میشود و اين در حالی است که بسياری از اجساد سوخته شدهی قربانيان از محل زندگی خانوادهی بيجه، پيدا شده است و پدر بيجه به پنهانکاری اعمال پسرش متهم شده است.

خانوادههای قربانيان جنايات پاکدشت در صحبتهايشان دائما بر لزوم مجازات متهمان فاجعه تاکيد میکنند و میخواهند که متهمان را خود به مجازاتشان برسانند؛ اما تنها قصاص و مجازات متهمان، آنها را راضی نمیکند، اين خانوادهها میخواهند که ديگر در هيچ کجای ايران اين اتفاقات رخ ندهد.

از سوی ديگر مظفری، دادستان عمومی و انقلاب شهرستان پاکدشت به خبرنگار ايسنا گفت: با دقت و ظرافت تمام کليهی زوايای فجايع اخير مورد بررسی است و با تکميل تحقيقات نتايج به اطلاع عموم خواهد رسيد.

اما بنا به گفتهی معاون امنيتی- انتظامی وزير کشور که با حکم وزير کشور مسوول بررسی و ارايهی گزارش از جنايت منطقهی پاکدشت شده است، بررسی جزييات حادثه و جوانب ديگر آن همچنان ادامه دارد.

معاون امنيتی- انتظامی وزير کشور تاکيد کرد که با هر مقامی در نيروی انتظامی، دستگاه قضايی و با هر کارمندی در ردههای اداری فرمانداری يا استانداری که قصوری داشته باشد، از بعد مديريتی برخورد و در صورت ارتکاب جرم به محاکم قضايی معرفی خواهد شد. دستگاههايی که در اين حادثه نمره منفی از خود به جا گذاشته يا سهمی از قصور را داشتهاند، عواملشان مورد بازخواست قرار میگيرند.

او در عين حال تاکيد دارد که نبايد با شکستن کل هر دستگاه، اقتدار آن را زير سوال برد و اگر بخواهيم قصور را به عهده دستگاه خاصی متوجه کينم، کار درستی نخواهد بود.

گزارش حادثهی پاکدشت به همراه نظريهی کميته کارشناسی علاوه بر رييسجمهور، برای رييس قوه قضاييه، وزير اطلاعات و استاندار تهران نيز ارسال شده که بعضا بايد اقداماتی را در خصوص آن انجام دهند و زوايايی از حادثه را روشن و گزارش کنند.

با اين حال تحقيقات دربارهی اين حادثه ادامه دارد و قرار است که هيات ويژهی ۵ نفره قضات در پروندهی پاکدشت نيز امروز گزارش خود را به رييس قوهی قضاييه ارائه دهند و قاصران احتمالی در اين قضيه را معرفی کنند.

بنا به گفتهی مسوولان قضايی تا دو هفتهی ديگر دادگاه رسيدگی به اتهامات متهمان پروندهی جنايات پاکدشت برگزار خواهد شد.

گزارش از خبرنگار ايسنا؛ معصومه طهماسبیزاده