جمعه ۱۰ مهر ۱۳۸۳ - ۱ اکتبرر ۲۰۰۴

مصاحبه دويچه وله با مهرداد درويشپور؛

درباره پديده دکتر آهورا، مدعی نجات مردم ايران

 

دويچه وله: يکشنبه گذشته چند هزار نفر از مردم ايران در شهرهای مختلف در مخالفت با جمهوری اسلامی دست به تظاهرات زدند. اين تظاهرات در پی دعوت چهرهای تلويزيونی به نام دکتر اهورا پيروز خالقی يزدی انجام گرفت، که مقيم کاليفرنيای امريکاست. دکتر اهورا اعلام کرده است که در روز دهم مهر ماه به ايران میرود و با رفتن او به کشور ديگر اثری از جمهوری اسلامی نخواهد بود. وی موضوع بحث گروههايی از مردم ناراضی در ايران است و بسياری با ناباوری و در عين حال اميد از خود میپرسند که آيا واقعا ممکن است که اهورا آنها را نجات دهد؟ در باره اين پديده صدای آلمان گفتگويی داشته است با دکتر مهرداد درويشپورو استاد جامعهشناسی دانشگاه استکهلم، سوئد.

 

مصاحبه گر: کيواندخت قهاری

 

دويچه وله: آقای دکتر مهرداد درويش پور، نام دکتر اهورا مشهور به »هخا« چهره ی تلويزيونی ايرانی مقيم کاليفرنيا که می خواهد برای نجات مردم راهی ايران شود، اين روزها در رسانه های ايرانی و سايت های فارسی زبان مطرح است و البته بيشتر به طنز از آن ياد می کنند. در عين حال گفته می شود که چندهزار نفر از مردم در تهران و شهرهای ديگر به دعوت دکتر اهورا در مخالفت با جمهوری اسلامی دست به تظاهرات زده اند. شما اين پديده را به عنوان جامعه شناس چگونه می بينيد؟

مهرداد درويش پور: اصولا در جامعه شناسی سياسی گفته می شود، زمانی که يک حاکميت سياسی يا گروههای اپوزيسيون آن حکومت قادر به جلب اعتماد مردم نباشند، زمينه ی گسترش آنچه که اکنون به عنوان حزب ناراضيان شناخته شده است، ايجاد می شود. در جامعه ی قبل نيز ما با اين پديده رو به رو هستيم. برای مثال، می بينيم بسياری از آنچه که به عنوان گروههای راست افراطی يا گروههای پوپوليستی نام برده می شود، جريانهايی هستند که زمانی می توانند مردم را عميقا به سمت خود جلب کنند و نقش موثری در حيات سياسی جامعه پيدا کنند که مردم به شدت ناراضی هستند، و نه فقط از حکومت سياسی وقت، بلکه از اپوزيسيون. در چنين شرايطی که مردم هيچ نقطه ی اميدی و هيچ راه حل سياسی کلاسيک و جاافتاده ای نمی بينند با هر ندا يا صدايی که بتواند آنها را با صدايی متفاوت از صداهای رسمی سياسی جلب کند، به آن گرايش پيدا می کنند. بايد گفت که نوعی استيصال و بی قدرتی کامل، و نوعی عجز و درماندگی در پس اين تمايل وجود دارد و فکر می کنم مردم ايران هم با توجه به اينکه با بن بستهای سياسی جامعه ما رو به رو هستند و می بينند که هيچ راه حلی هم پيدا نشده، نه در ميان نيروهای اپوزيسيون و نه در خود جامعه، برای حل مشکل ايران و تغيير نظام سياسی، از اين رو به يک پديده ی منجی گونه روی آورده اند، به کسی که سعی می کند با پيام های غيرمتعارف نوعی قهرمان و ناجی ملت شود. به نظر من اين اساسا استيصال و ضعفی که در جامعه وجود دارد، موجب اين رويکرد شده است.

 

دويچه وله: آقای درويش پور، چه نزديکیای ميان اين پديده که می خواهد با نام اهورا، خدای نيکی در دين زرتشت، به نجات مردم بيايد و انديشه ی دينی در قالب ظهور مهدی می بينيد؟

مهرداد درويش پور: وجه مشترکی که در اين دو می توانيم جستجو کنيم، انتظارکشيدن يک روز موعود است. انديشه ی بازگشت مهدی خود نوعی قهرمانپروری ست، نوعی به دنبال منجی گشتن است و مردمی که بر اين پندارند که نمی توانند شرايطی را تغيير بدهند، مگر اينکه دستی نيرومند، يک ناجی، يک قهرمان روزی در ميدان ظاهر شود و بتواند مردم را از درد و رنجهايشان خلاص کند. اين تفکر اهورا و خدای نيکی هم زمينه ای مشترکی دارد و به نوعی سعی می کند از همان باورهای دينی مردم استفاده کند، برای اينکه اين تفکر را القا کند که آن منجی، آن مهدی موعود اين بار در قالب يک اهورا ظهور کرده است. در عين حال از آنجايی که مردم کمتر تمايل به انديشه ی اسلامی دارند، قالبهای پيشااسلامی، بويژه قالبهای زرتشتی، محمل مناسبتری برای تبليغ اين نوع باورهايی که هم مذهبی گونه اند و هم منجی گرايانه می شود.

 

دويچه وله: دکتر اهورا، که به گفته ی خود دکترايش را در رشته ی نجات مردم ايران دارد، از اسم ها و مفهومهايی در گفته های خود استفاده می کند، که تداعی گر دوره ی سلطنت شاهان پيش از اسلام است. شما الان اشاره کرديد. در مورد اين مفهومها چه می گوييد؟ استفاده از اين مفهومها با چه هدفی می تواند صورت بگيرد و چه تاثيری می تواند بر بخشی از بينندگان آن کانال تلويزيونی بگذارد؟

مهرداد درويش پور: اساسا اين واقعيت که حاکميت جمهوری اسلامی با کارنامه ی بسيار منفیای که از خود به جای گذاشته، نوعی دلزدگی عميق نسبت به دين اسلام را در اذهان عمومی ايجاد کرده است. مضافا بر اينکه حکومت اسلامی يکی از شالوده های ايدئولوژيکاش بر انکار قوميت ايرانی، بر انکار تاريخ ايران است و به جای برجسته تر کردن پيشينه ی تاريخی ملت، ريشه های تاريخی ملت سعی می کند بيشتر بر مفهوم امت اسلامی انگشت بگذارد، بنابراين تمام انديشه ها و گرايشهايی که در تقابل با اين مفهوم اسلامی کردن ملت ايران سعی می کنند بر ريشه های تاريخی اين ملت تاکيد کنند و از ادبيات، از سمبولها و از نامهايی که استفاده می کنند که به دوران پيش از اسلام برمی گردد و در تاريخ ايران ريشه دارد، طبيعتا می توانند نوعی جذابيت برای مردم ايجاد کنند و رويکرد به آن از طرف مردم نوعی دهن کجی به حکومتی باشد که اصولا تاريخ گذشته ی اين ملت را يکسره انکار می کند. به اين ترتيب به گمان من، ايشان هوشمندانه سعی می کند از اين تمايل جامعه به ريشه يابی گذشته ی خود، برجسته تر کردن تاريخ گذشته ی خود استفاده کند و در پرتو اين روانشناسی ميل مردم و جامعه سعی می کند اين انديشه ی منجی گری و يا قهرمانگرايی را اشاعه بدهد.

 

دويچه وله: آقای درويش پور، در اين رابطه آينده را چگونه می بينيد؟

مهرداد درويش پور: اين واقعيت، يک زنگ خطر جدی برای جامعه ی اپوزيسيون است، برای تمام روشنفکران و برای تمام جامعه شناسان که سطح عجز و استيصال مردم تا چه حدی ست و چرا مردمی که اگر اراده کنند، می توانند چهره های برجسته ای از اراده ی ملی را به نمايش بگذارند، چگونه در اين وضعيت مستاصلی که قرار گرفته اند، چنين رويکردی را به سمت فردی که شايد در نزد بسياری پيامها و اداهايش نوعی عوامفريبی سياسی تلقی می شود، چگونه توانسته چنين ملتی را جلب کند. با اين همه به رغم اينکه اين نشانگر آن چيزی ست که من پيش تر از آن به عنوان، قرار گرفتن جامعه ايران در آستانه ی سقوطی روانی، نام بردم که جلو های گوناگونی را به خود گرفته است و من اين پديده را هم در اين رابطه ارزيابی می کنم، يعنی چگونه جامعه هيچ نوع مفری برای رهايی پيدا نمی کند و به هر دستاويزی متوسل می شود که به دور از هر نوع خردگرايی ست، با اين همه به گمان من در يک روند تاريخی تمايل به خردگرايی در جامعه ی ما رشد بيشتری يافته و تجربيات ديگر کشورها هم نشان می دهد که اين نوع پديده های پوپوليستی، پديده هايی موقت و گذرا هستند و من اميدوارم که چه جامعه ی روشنفکری، چه نيروهای اپوزيسيون جامعه ی ما بتوانند با نزديکترشدن به مردم و ارائه ی يک بديل نيرومند دمکراتيک اين امکان را فراهم کنند که مردم برای خلاصی از دست جمهوری اسلامی، به سمت بديل های دمکراتيک روی بياورند تا آنکه به سمت انديشه ها و افرادی که به نوعی در واقع تجربه ی منجی مذهبی را وعده می دهند، و به نوعی بيشتر به يک خرافه شبيه هستند تا يک نياز اجتماعی و يا يک ضرورت اجتماعی که قادر به پاسخگويی باشد. بدين ترتيب فکر می کنم در آينده اين پديده رنگ و موضوعيت خودش را از دست خواهد داد، گرچه فعاليت نيروهای روشنفکر و اپوزيسيون در اين زمينه نقش بسيار مهمی دارد.

 

دويچه وله: چنانچه من مطلع شدم، گويا نيروهای انتظامی چندان کاری به کار تظاهرکنندگان نداشته اند. ارزيابی شما از اين موضوع چيست؟

مهرداد درويش پور: به همين دليل که اين جريان معنايی معجزه گرايانه دارد و جدی نيست و اگر حکومت اين جريان را سرکوب کند به سرعت تبديل به پلاتفرم سياسی خواهد شد. در حاليکه فکر می کنم، حکومت اين هوشياری را نشان داده و سعی کرده اند که اساسا اين ماجرا به يک هويت سياسی تبديل نشود و تنها به حادثه ای گذرا بدل شود.