درباره
ي رفراندوم
بينا داراب
زند
مدتها سعي كرديم تا توجه
دوستان رسانه اي خود را به مسأله ي رفراندوم جلب كرده و در اين مورد توضيحاتي را
ارائه دهيم. البته نهايتا توجه ايشان جلب شد اما زمان ترتيب دادن مصاحبه ها ما را
از ياد بردند و در عوض با اساتيدي چون داريوش همايون و دكتر خوانساري به تبادل نظر
پرداختند . بيان نشدن نظرات ما شايد مسأله ي مهمي نبود ليكن دوري اين اساتيد از
ايران و شرايط مشخص مبارزه باعث شد تا طرح رفراندوم به صورت انتزاعي مطرح شده و
باعث تشويش در نظرات گردد. گويا ميتوان به طرح رفراندوم مجرد از كل پروسه ي
جايگزيني رسيدگي كرد . اگر كمي دقت كنيم خواهيم ديد كه سؤالات مربوط به طرح كميته
ي اقدام براي همه پرسي به دليل چنين برخورد مجردي به قضيه ي رفراندوم بوده كه باعث
بروز مشكلاتي چند شده است در ادامه سعي ميكنم آنچه دوستان رسانه اي از ما دريغ
كردند را در اين مقاله ي كوتاه جبران كنم... طرح رفراندومي كه سالهاست مطرح ميكنيم
تنها بخشي از كل پروسه ي جايگزيني حكومت مطلقه با حكومتي دموكراتيك بوده كه تنها
با روشن كردن جايگاه آن ميتواند معني و مفهوم واقعي خود را ظاهر سازد. رفراندوم
چيزي دو« دم» است يعني هم تاكتيك جنبش دموكراتيك بوده و هم استراتژي مرحله اي
ماست، رفراندوم به مثابه تاكتيك را در مقاله اي به نام« اتحاد براي كدام همه پرسي»
در تاريخ اسفند 81 در شماره ي اول نشريه ي 18 تير در مقابل هياهو و شعار رضا پهلوي
( اتحاد براي همه پرسي) مطرح كرديم و گفتيم درست است كه رفراندوم به مثابه تاكتيك
خود را به شكل يك هدف كوتاه مدت نشان داده اما جنبه ي ابزاري آن كه متحد كننده ي
نيروهاي سياسي با تمايلات متفاوت و اكثريت مردم ايران است براي ما مهمتر است از
همين زاويه به طرح رفراندوم براي تعيين نوع حكومت خرده گرفتيم و متذكر شديم كه در
چنين حالتي رفراندوم نه تنها متحد كننده نخواهد بود بلكه باعث تفرقه ي انواع
جمهوري خواهان و سلطنت طلبان از يكديگر خواهد شد. اما رفراندوم به مثابه يك
استراتژي مرحله اي را در بيانيه اي مستقل به نام « قدرت به رأي مردم، رفراندوم» در
تيرماه 82 طرح كرديم . در اين بيانيه راهكار خود را براي جايگزيني حكومت مطلقه با
حكومتي دموكراتيك ارائه داديم و دوباره اين طرح را در « منشور پيشنهادي حزب.... »
منتشر كرديم.
به طور كلي بيان داشتيم
كه رفراندوم تنها زماني كارساز است كه شوراي ائتلاف اپوزسيون براي رهبري مبارزات
مردمي تا لحظه ي فروپاشي حكومت مطلقه تشكيل و مستقر شده باشد.
يعني مبارزات مردمي به
رهبري شوراي ائتلاف به نقطه اي رسيده باشد كه سلب مشروعيت از حكومت مطلقه و انتقال
قدرت به حكومت موقت جايگزين به مثابه ضرورتي در مقابل ما قرار گيرد پس ديدگاه ما
از طرح رفراندوم اول به مثابه يك تاكتيك و استفاده ي ابزاري از آن براي متحد كردن
گروههاي مختلف سياسي و توده هاي مردمي و دوم به مثابه استراتژي مرحله اي به عنوان
ابزاري براي انتقال مشروعيت حكومتي، از حكومت مطلقه به حكومت دموكراتيك است.
خوشبختانه همانطور كه حدس مي زديم شعار مردمي رفراندوم و حمايت گسترده ي ملت ايران
از آن خود را به گروهها و عناصر سياسي ليبرال تحميل كرد و ديديم كه كميته ي اقدام
براي همه پرسي از همكاري نيروهاي دموكرات و ليبرال و راديكال تشكيل شد. درست است
كه اين دوستان كميته ي اقدام ، كم لطفي كرده و نام ما را به عنوان حاميان خود(؟!)
مطرح ساخته اند، ليكن چه باك؟
ما نه تشنه ي شهرت هستيم
و نه به حركات اجتماعي چون اختراعي كه بايد در دفاتر رسمي ثبت شود مينگريم، همين
كه توانستيم چنين اهرمي را براي اتحاد ملي ، كشف و مبلغ آن باشيم و آنقدر عمر كنيم
كه در طول زندگي خود شاهد وقوعش باشيم ميبايست كفايت كند.
پس ما از كميته اقدام
براي همه پرسي و طرح رفراندوم 60 ميليوني حمايت كرده و ميكنيم اما بايد دقت كرد كه
اين اقدام و طرح تنها ارضا كننده ي رفراندوم به مثابه تاكتيك است و نبايد بيش از
اين از آن انتظار داشت . بدين معني كه طرح رفراندوم 60 ميليوني تنها ابزاري است
براي متحد كردن نيروهاي مختلف سياسي اكثريت ملت ايران حول شعار رفراندوم و نه اجزاي
آن در موقعيت كنوني.اما در مورد رفراندوم به مثابه استراتژي مرحله اي بايد گفت كه
چنين طرحي نه در زمان حاكميت حكومت مطلقه و نه پس از آن قابل اجراست. بلكه اين
رفراندوم در نقطه ي انتقالي و به مثابه حلقه ي زنجيري در پروسه ي گذار از حكومت
مطلقه حاكميت دموكراتيك ضروريت خواهد يافت. اگر ما تمايلات اراده گرايانه ي خود را
كنار بگذاريم و پروسه ي جايگزيني را به مثابه يك روند عيني در نظر بگيريم خواهيم
ديد كه رفراندوم از طريق اراده ي ملي و جهاني خود را به ما تحميل خواهد كرد تا
زماني كه عدم مشروعيت حكومت مطلقه و تمايل ملي -
مردمي براي استقرار حكومت موقت را به اثبات آماري نرسانيم با چه مشروعيتي
اقدام به تصرف كرسيهاي بين المللي ، سفارتخانه ها ، وزارتخانه ها و كنترل نيروهاي
مسلح و امنيتي خواهيم كرد؟ آيا ميخواهيم دايره ي خبيث كسب مشروعيت از طريق زور و
اسلحه را تكرار كنيم و ديكتاتوري نظامي ديگري را مستقر سازيم؟
يا اينكه از طريق
رفراندومي مردمي به مشروعيت دموكراتيك رسيده و ايران را پس از يكصد سال مبارزه ي
دموكراسي خواهانه به هدف برسانيم؟ پس از كليه ي ملت ايران و بخصوص دوستان جبهه
دموكراتيك ايران كه سالها در ميانشان مبارزه كرديم و ميكنيم خواستاريم تا
مخالفتهاي فردگرايانه ي خود را كنار گذاشته و حامي اتحاد ملي ايرانيان حول محور
رفراندوم 60 ميليوني شوند. همچنين از كميته ي اقدام براي همه پرسي خواهانيم تا از
تحركاتي كه بوي سوء استفاده از چنين اتحادي را ميدهد پرهيز كرده تا خداي ناكرده
باعث شكست اين اقدام و دلسردي دوباره ي ملت شريف ايران نشود.
بينا داراب زند/ زندان
اوين/ 25آذر 1383