در خواست شاگردي
از استاد
باز هم
در باره
�فراخوان ملي
رفراندوم�
�� رضا
اکرمي����
ساعتي پيش
پاسخ
دردمندانه و
مسئولانه
استاد ارجمند
، آقاي دکتر
محمد ملکي به
استاد
بزرگوار ديگر
، آقاي علي
اصغر حاج سيد
جوادي را
خواندم . مطلبي
تحت عنوان �� سخني با
دوست �. در سايت
انتر نتي� عصر
نو�
�ضمن
دردآشنا ديدن
نگاه و نگرش ايشان
در نقد مقاله
جناب حاج سيد
جوادي ، نه
جائي براي خود
در اين مناظره
مي بينم و نه
قصد �پا برهنه
دويدن � در
گفتگوي بين دو
�دوست� .اما �ايشان
در پايان
مقاله خود به
اصولي اشاره
داشته اند� که اگر
چه با شناخت
از سابقه فکري
و مبارزاتي که
داشته اند
مورد سئوال
نبود ،اما عدم
صراحت�
آنها در
فراخواني که ايشان
هم از چهره هاي
اصلي امضاء
کننده آن مي
باشند
همانطور که مي
دانيم منشا
دامن زدن به
بحثها و حدس و
گمانهاي بسياري
گرديد که شايد
مي شد از وقوع
آن احتراز
کرد.
آقاي ملکي
در مقاله خود
ضمن بيان اين
حقيقت که با
انتشار
فراخوان در
وحله اول � هدف
شروع يك
گفتمان بين
گروهها بود
كه عملي شد � مي نويسند : � بايد با
كشاندن مردم
به صحنة
مبارزه و
فراهم ساختن
شرايطي كه
بتوان با
آزادي احزاب و
انتشار
روزنامههاي
همة نحلههاي
سياسي و فكري
و آزادي همة زندانيان
سياسي ـ
عقيدتي و در
اختيار همة گروهها
قرار گرفتن
رسانههاي
ارتباطجمعي
و نظارت احزاب
و سنديكاها و
مراجع بينالمللي
بر يك
انتخابات
آزاد موفق
شويم و اساسيترين
پايههاي
ساختاري نظام
سياسي آيندة
ايران را در
قانون اساسي
بر سه پاية
زير كه خواست
شما و ماست
بنا نهيم �
��������������� 1ـ
جمهوري
براساس مردمسالاري
و كثرتگرايي؛
2ـ جدايي دين
از دولت و
حكومت؛ 3ـ
دموكراسي
براساس آزادي
سياسي و عدالت
اجتماعي.�
ايشان
پيشتر براين
نکته درست نيز
انگشت گذاشته
اند که : � من
در اين
يادداشت
باصراحت ميگويم
يكي از خطقرمزها
ائتلاف يا
نزديك شدن به
سلطنتطلبهاست.
ما بارها گفتهايم
هركس كه
شناسنامة
ايراني دارد
حق دارد در مورد
آيندة ايران
بگويد و
بنويسد و
تصميم بگيرد.
ما از آزادي و
مردمسالاري
جز اين چيزي
نميفهميم.�
با
توجه به چنين
صراحت هائي و
با توجه به اينکه
لااقل در ميان
8 امضاء کننده
اوليه
فراخوان ، کسي
خلاف اين
سابقه و اين
نگرش را در
قبال � سلطنت
طلبان � بيان
نداشته است . آيا
جا نداشت و
هنوز هم جا
ندارد�
تا از شکاف
بزرگي که در
صفوف نيروهاي
جمهوريخواه
از همين منظر
ايجاد شده است
جلو گيري کرد
و بقول معروف �
در را بر
پاشنه درست
خود گذاشت � . و
به جاي نوشتن
توضيح و تفسير
هاي گوناگون ،
اما فردي ،
نسبت به تهيه
متني اقدام
کرد که ضمن پذيرش
حق تمام
شهروندان ايراني
در هر صحنه
دمکراتيک
انتخابات ، بر
اصول پايه اي يک
حکومت واقعا
دمکراتيک و
مردمسالار که
با توجه به
تمام سوابق
تاريخي کشور
ما� در
سنت سلطنت و
دستگاه شيخ ،
نشاني از آن
نبوده است ،
اقدام نمود.
بدون
ترديد نوشتن
متني بدين
مضمون ، امضاء
گرايشي از طيف
حاميان نظام
پادشاهي را به
همراه آندسته
از �جمهوريخواهان
�که همچنان دل
در گرو نوع تعديل
شده تري از
حکومت ديني
را��
دارند با خود
نخواهد داشت اما
يقينا در صفوف
جمهوريخواهان
دمکرات و لائيک
ايران ، پشتيبانان
پايدارتر و
مطمئن تري مي يابد.
نيروئي
که يقينا طالب
مداخله خارجي
در امور داخلي
خود نيست . و
طبعا از اين
زاويه از
امکانات پايگا
ههاي ثابت بيگانه
بر خوردار نيست
اما براي شما
و ما چه باک.
�اين نيرو
البته معمولا
علاقمند است
بر ظرفيت
مبارزات � و
مقاومتهاي �
مردمي غلو کند
، همه يا هيچ
بخواهد ، در
بسياري موارد
آرزوهاي خود
را جاي واقعيت
بگذارد . اما
آرمانخواه
است ، آماده
است به پاي
آرمانهاي
انسانيش جان
بگذارد ، �مردم
گراست از قدرت
گيري مردم نمي
هراسد ،اگر چه
تيغ سرکوب
جلاد، کمي پيش
از شما، بر
گردنش نشسته
است و راهي جز
از دور بر آ تش
دست داشتن در
پيش رويش باز
نبوده است ،و
البته به طور
ناصواب از
همگامي چون
شما هم بايد
بشنوند که � بسياري
از ايرانيهاي
مقيم خارج
مصداق كساني
هستند كه پاي
گود ايستاده و
مرتب دستور ميدهند
لنگش كن.�
اما فکر مي
کنم اکثريت
آنها � ودر اين
جا مرادم همان
بخش برنمرزيست
-� از جنس
همانهائي
هستند که
قربانيان
قتلهاي زنجيره
اي بودند و
همانهائي که ،
شجاعانه در
داخل ايران پا
پيش گذاشته اند
و بر ضرورت
نقطه پايان
گذاشتن ، بر اين
شب سياه پاي مي
فشارند.
جا دارد
به اين نيرو
تکيه شود . صداي
جمهوريخواهانه
، داخل و خارج
نشناسد . و به
اتفاق هم براي
بر پا داشتن
سه 3 اصلي که در
نامه اتان
اشاره داشته ايد
کمال همفکري و
همگامي را
بکار گيريم .
������ ��������������������������������������������رضا
اکرمي����
03/01/2005�