انگار دويده ام هر روز و هر سال و هي فرسنگ ها با يادها و چهره ها بيگانه شده ام. خاكستري شد ه اند يادهاي مانده در ذهنم كه صدا ها را گم مي كنم و مي ترسم از فردا كه ناتوان
از تصور همين يادهاي كهنه باشم.
سينا حافظی - سيدني