|
دکتر نوربخش رييس کل بانک
مرکزیدرگذشت
محسن نوربخش، از آغاز انقلاب تا
مرگ
دکتر نوربخش، رييس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ايران
درگذشت.
به گزارش ايسنا، در همين رابطه حجت الاسلام و المسلمين
سيدمحمد خاتمی، رييس جمهور، امروز در پيامی درگذشت دکتر محسن نوربخش رييس کل بانک
مرکزی جمهوری اسلامی ايران را به ملت، دولت و خانواده داغدارش تسليت گفت.
متن کامل پيام رييس جمهوری به اين شرح است:
اناالله و انااليه راجعون
خدمتگزار صديق، دانشمند و توانای ملت بزرگوار
ايران برادر عزيزم دکتر محسن نوربخش رييس کل بانک مرکزی به ديدار معبود شتافت.
فقدان اين عزيز خسارتی بزرگ برای همه ماست. اما در
برابر تقدير حضرت پروردگار خاضعانه تسيلم هستيم. خدمت بینظير او در همه لحظههای سخت
و آسانی که بر اين کشور گذشت هيچگاه از يادها نخواهد رفت.
من اين مصيبت سنگين را به مادر پرهيزگار و همسر وفادار
و با فرهنگ او و به فرزندان ارجمند و شايستهاش و به ملت و دولت ايران تسيلت عرض
میکنم. برای آن فقيد سعيد از درگاه خداوند منان علو درجات و برای همه بازمندگان
معزز صبر و اجر طلب میکنم.
سيد محمد خاتمی
محسن نوربخش، از آغاز انقلاب تا مرگ
مسعود بهنود - بی بی سی
محسن نوربخش، از جمله جوانان ايرانی مشغول به تحصيل
در دانشگاه های آمريکا بود که بعد از سقوط رژيم پادشاهی، وقتی تحصيلات خود را
پايان داد، با دريافت دکترای اقتصاد به تهران برگشت.
او که از خانواده ای اهل تجارت و مذهبی اهل اصفهان
بود، به دليل آشنائی با روحانيونی که به دنبال انقلاب وارد صحنه سياسی کشور شده بودند
خيلی زود در مقامی کليدی قرار گرفت و توانست در بيست و سه سال گذشته خود را در
همان وضعيت نگاه دارد.
اول بار نام محسن نوربخش زمانی بر زبان آمد که محمدعلی
رجائی، اولين نخست وزير به مقابله با اولين رييس جمهور ابوالحسن بنی صدر رفت و
صادق نوبری رييس انتخابی وی برای بانک مرکزی را که تحصيل کرده بانکداری در فرانسه
بود نپذيرفت و به جای او نوربخش را قرار داد که در چند مقاله نظريات اقتصادی بنی
صدر و تيم او را به نقد کشيده بود.
به اين ترتيب محسن نوربخش در دومين سال از تاسيس جمهوری
اسلامی در مقام رياست بانک مرکزی قرار گرفت و تا دومين روز از سال ۱۳۸۳ وقتی که به
مرگی ناگهانی از جهان رفت، همچنان در آن سمت بود. در اين فاصله، دوره ای به
نمايندگی مجلس و پنج سالی را به عنوان وزير اقتصاد و معاون اقتصادی رييس جمهور
هاشمی رفسنجانی گذراند اما باز به بانک مرکزی جمهوری اسلامی برگشت.
محسن نوربخش که در مجادله بين ابوالحسن بنی صدر و محمد
علی رجائی هوادار نظريه نخست وزير بود که می خواست بانک مرکزی را همسو با دولت و
به نوعی تحت کنترل دولت در آورد، در سال های بعد بر خلاف اين نظر اوليه خود، گام
هائی در جهت استقلال بانک مرکزی از دولت برداشت که جز با حمايت رهبران روحانی
امکان پذير نبود.
وی که هنگام مرگ ۵۹ داشت يک بار به مقام نخست وزيری
نزديک شد و يک بار نيز نام او به عنوان نامزد رياست جمهوری بر زبان ها جاری گشت و
در در تمام اين سال ها در بخش اقتصادی باقی ماند و فعاليت سياسی وی منحصر شد به
شرکت در تاسيس حزب کارگزاران سازندگی و عضويت شورای مرکزی آن که آن هم به دنبال زندانی
شدن غلامحسين کرباسچی عملا منتفی گرديد.
در آبان سال ۱۳۶۰ که موضوع انتخاب نخست وزير به مسئله
ای بين رييس جمهور خامنه ای و مجلس تبديل شده بود و اکثريت نمايندگان مجلس به
پايداری محمد خاتمی نماينده اردکان علی اکبر ولايتی را که اولين انتخاب رييس جمهور
جديد بود نپذيرفت و دومين پيشنهاد او محمد غرضی هم به مانع برخورد به نوشته هاشمی
رفسنجانی در خاطرات خود "قرار شد دکتر محسن نوربخش رييس بانک مرکزی[ برای
نخست وزيری] مطرح شود چون امام گفته اند که بهتر است حزبی نباشد که اتهام انحصار
طلبی وارد نشود."
ولی سرانجام با انتخاب ميرحسين موسوی به بحرانی که
در اولين روزهای رياست جمهوری علی خامنه ای بين مجلس و وی ايجاد شده بود پايان داده
شد و نام محسن نوربخش بار ديگر زمانی به ميان آمد که گروه های سياسی به دنبال جانشينی
برای هاشمی رفسنجانی می گشتند و اکثر اعضای دولت پس از نوميد شدن از شرکت حسن
حبيبی و غلامحسين کرباسچی به فکر محسن نوربخش افتادند که حوادث بهار سال ۱۳۷۶ کار
را به انتخاب محمد خاتمی کشاند.
دوران دشوار جنگ با عراق که سه سال آن کشور تحت محاصره
اقتصادی آمريکا با کمبود شديد منابع ارزی پولی و ارزی برای تامين مايحتاج عمومی و
نيازهای نظامی روبرو شده بود محسن نوربخش در جست و جوی دادن انضباطی به سياست های
پولی کشور با دولت ميرحسين موسوی به اختلاف رسيد و جای خود را به جواد ايروانی داد
که منتخب جناح چپ بود و خود با شرکت در انتخابات مجلس در فهرستی جا گرفت که نام
هاشمی رفسنجانی در صدر آن بود و با ۶۶۶ هزار رای از مردم تهران به مجلس رفت.
نوربخش با پايان جنگ و آغاز رياست جمهوری هاشمی رفسنجانی
به عنوان وزير دارائی و امور اقتصادی وارد کابينه وی شد اما مجلس پنجم که جناح
محافظه کار در آن اکثريت يافته بود وی را در مقام وزارت نپذيرفت و به فاصله چند
دقيقه از سوی هاشمی رفسنجانی به معاونت اقتصادی رييس جمهور انتخاب شد، مقامی که
چندی بعد با رفتن وی از پست های اجرائی حذف شد و نوربخش بار ديگر به رياست بانک مرکزی
جمهوری اسلامی منصوب گرديد.
تحت رياست محسن نوربخش، بانک مرکزی جمهوری اسلامی هم
دوران پائين آمدن روز به روز ارزش پول ملی ايران را تجربه کرد و هم در شش ساله آخر،
دوران ثابت نگاه داشتن ارزش ريال در مقابل پول های معتبر جهانی. در هر دو دوره وی
با شدت از سياست های پولی جمهوری دفاع کرد.
در دو سال اخير نوربخش از جانب هر دو جناح سياسی مورد
انتقاد قرار گرفت. هواداران اصلاحات مايل بودند شخصی که هماهنگی بيشتری با سياست
های اقتصادی دولت داشته باشد در آن مقام قرار گيرد و جناح محافظه کار هم به جهت
تاکيد نوربخش بر سياست های کنترل حجم پول و انضباط پولی از وی راضی نبود.
به اعتقاد بسياری از ناظران سياسی تضاد بين سياست های
دولت و بانک مرکزی به اوج خود رسيده بود و چنان که بارها شايع شد، نوربخش مجبور می
شد پستی را که با مخالفت های مقطعی هر دو جناح سياسی کشور حفظ کرده بود ترک کند که
در دومين روز فروردين مرگ به سراغش آمد و به علت سکته قلبی درگذشت
|