شنبه ۳۰ فروردين ۱۳۸۲ - ۱۹ آوريل ۲۰۰۳
سلاحهای کشتار جمعی عراق کجا هستند؟

سلاحهای کشتار جمعی عراق کجا هستند؟

سلاح هايی که باعث پيروزی در نبرد عراق شد

 

با سقوط بغداد و رژيم صدام حسين در عراق سؤال اصلی برای مخالفان جنگ با عراق در آمريکا و در سراسر جهان اينست که سلاح های کشتار جمعی عراق کجا هستند؟

مقامات آمريکائی می گويند پيدا کردن اين سلاح ها نياز به به زمان و همکاری مردم محلی دارد و بازرسان تسليحاتی سازمان ملل اعلام آمادگی کرده اند تا برای از سرگيری بازرسيها به عراق بازگردند.

برای نيروهای آمريکائی در عراق اولويت ها در حال حاضر برقراری نظم و پيدا کردن سلاح های کشتار جمعی حکومت صدام حسين است.

به گفته دونالد رامسفلد، وزير دفاع آمريکا، اولين کار نيروهای آمريکائی يافتن و از کار انداختن سلاح های کشتار جمعی عراق است که آن هم به عقيده او ممکن است به زمان زيادی نياز داشته باشد.

آقای رامسفلد در گفتگوئی با کارمندان پنتاگون موفقيت در اين کار را موکول به همکاری مردم و مطلعين عراقی دانست.

وی گفت کليد برنامه های تسليحاتی هسته ای، شيميائی و بيولوژيکی عراق به دست عراقی هاست و افزود:" من فکر نمی کنم ما خودمان بتوانيم چيزی پيدا کنيم. به نظر من اتفاقی که پيش خواهد آمد اين است که ما با اشخاصی برخورد خواهيم کرد که ما را به محل درست هدايت کنند. کار پيدا کردن سلاح های کشتار جمعی مثل پيدا کردن گنج نيست که شما همه جا را به اميد پيدا کردن چيزی بگرديد."

آقای رامسفلد در پاسخ سؤال يکی از کارکنان پنتاگون که پرسيد چطور می شود جلوی اين اتهام را که اگر سلاحی هم پيدا بشود ايالات متحده خودش آنها را تعبيه کرده گرفت، گفت به اعتقاد او وارد کردن چنين اتهام هائی محتمل است و ايالات متحده هم کار چندانی برای مقابله با آنها نمی تواند بکند.

وی افزود در روزهای اخير تعداد زيادی کارشناس تسليحات به مناطقی که ايالات متحده مظنون به وجود سلاح های کشتار جمعی است رفته اند. وزير دفاع آمريکا گفت:" اين افراد تعليمات لازم برای جستجوی دقيق در اين زمينه را ديده اند اما اين موضوع مانع آن نخواهد شد که بعضی کشورها و بعضی افراد مدعی شوند، البته به غلط، که اين سلاح ها را ما تعبيه کرده ايم."

تا به حال نشانه ای از تمايل به بازگرداندن هيأت بازرسان تسليحاتی سازمان ملل به عراق از جانب ايالات متحده ديده نشده است اما هانس بليکس رئيس اين هيأت روز پنجشنبه (۱۷ آوريل) گفت که کارشناسان او آماده اند در ظرف دو هفته از زمانی که شورای امنيت از آنها بخواهد به عراق بازگردند. به گفته آقای بليکس اين کارشناس ها که هنوز در استخدام سازمان ملل هستند در خانه هاشان منتظر شروع مجدد کارند.

اکثر اعضای شورای امنيت سازمان ملل مايلند بازرسی های تسليحاتی در عراق تحت نظارت سازمان ملل باشد. يکی از پيش شرط های رفع تحريم اقتصادی بر عليه عراق، که ايالات متحده خواهان آنست، خلع اين کشور از سلاح های کشتار جمعی است که بايد به تأييد هيأت بازرسان سازمان ملل رسيده باشد.

آقای بليکس روز گذشته ابراز اميدواری کرد که واشنگتن به اهميت حضور بازرسان سازمان ملل پی ببرد و از آنها برای بازگشت به عراق دعوت کند. وی گفت:" آمريکائی ها تا به حال هيچ سلاح کشتار جمعی پيدا نکرده اند. فکر می کنم در يک مرحله آنها احتياج داشته باشند که يک مرجع معتبر بين المللی يافته های آنها را تأييد کند."

رئيس بازرسان تسليحاتی سازمان ملل در مورد اين که آيا به نظر او عراق واقعا سلاح کشتار جمعی داشته يا نه گفت پس از شروع جنگ اندکی بر اعتقادش به اين که عراق چنين سلاح هائی نداشته اضافه شده است.

 

سلاح هايی که باعث پيروزی در نبرد عراق شد

گری ايسون خبرنگار بی بی سی

جنگ عليه حکومت صدام حسين، بيش از هر زمان در گذشته، به کمک مهمات دقيق هدايت شونده يا بمب های "هوشمند" به پيروزی رسيد.

هرچند پيشروی سريع نيروهای زمينی، نقشی تعيين کننده داشت، مسير پيشروی اين نيروها با بمباران مواضع لشکرها و مراکز فرماندهی عراق از قبل همواره شده بود.

 

دقت مهمات

اين جنگ بيش از هر چيز جنگ بمب های "جی دم" (Jdam يا Joint Direct Attack Munition) بود.

"جی دم" يک بمب معمولی پانصد يا هزار کيلويی است که با تعبيه تجهيزاتی در انتهای آن، به بمبی "هوشمند" بدل می شود.

اين تجهيزات شامل ملخ هايی است که توسط ماهواره و سيستم های داخلی کنترل می شود و به بمب امکان مانور می دهد.

اين وسيله، بمب را به يک سلاح دقيق با ضريب خطای ۱۲ متر يا کمتر (نسبت به هدف)، تبديل می کند.

بمب های "جی دم" به طراحان عمليات نظامی دو برتری مهم دادند:

# کاهش خطر انهدام ناحيه اطراف هدف يا "خسارات جانبی."

# امکان استفاده از تعداد بسيار کمتری بمب برای نابودی يک هدف.

به گفته يک فرمانده آمريکايی، در مواردی که از اهداف بمباران شده عکس برداری شد ۹۹ درصد بمب ها به هدف خورد.

يک امتياز ديگر اين بمب ها، هزينه نسبتا پايين آنها در مقايسه با ساير سلاح هاست. اين بمب حدود ۲۰ هزار دلار هزينه دارد.

در مقابل، هر فروند موشک کروز، يک ميليون دلار برای ارتش آمريکا هزينه دارد که عمدتا از ناوهای جنگی آن کشور در خليج فارس پرتاب می شد.

در پايان جنگ بيش از ۷۵۰ عدد از اين موشک ها پرتاب شده بود.

 

بمب "ضدپناهگاه"

نخستين حملات عليه بغداد به وسيله دو هواپيمای اف-۱۱۷ با بمب حدودا ۹۰۰ کيلوگرمی "ضدپناهگاه" (Bunker Busting) انجام شد.

اين نوع بمب در گذشته هرگز به کار گرفته نشده بودند و توسط ليزر، ماهواره و سيستم های داخلی هدايت می شود.

کاربرد اين بمب ها چنان که از نام آن پيداست تخريب پناهگاه های مستحکم زير زمينی است. در شب اول جنگ، ارتش آمريکا پس از دريافت اطلاعاتی داير بر محل پنهان شدن صدام، آنجا را با اين بمب ها هدف قرار داد.

نيروهای آمريکايی همچنين از بمب های خوشه ای هدايت شونده برای کوبيدن تشکيلات زرهی عراق در جنوب بغداد استفاده کردند.

به گفته ارتش آمريکا، در مجموع، ۷۰ درصد از ۱۸ هزار بمب و موشک به کارگرفته شده در عراق از نوع هدايت شونده دقيق بود.

به عبارت ديگر، يک سوم سلاح های جنگی آمريکا از نوع بمب های "کور" بود.

در يک مورد، يک هواپيمای بی-۲ آمريکا که از پايگاه خود در ميزوری برخاسته بود تا سفر رفت و برگشت بدون وقفه ۳۴ ساعته به عراق را طی کند، حدود ۸۰ بمب حدودا ۲۵۰ کيلوگرمی بر يک پايگاه نظامی عراق تخليه کرد.

 

برتری زمينی

در زمين نيز تانک های آمريکايی "ام ۱ آبرامز" و تانک های بريتانيايی "چلنجر ۲" نيز برتری مطلق خود را بر تانک های "تی ۷۲" و "تی ۵۵" عراق ثابت کردند.

تفنگداران دريايی و نيروهای زمينی نيز از پشتيبانی هليکوپترهای آپاچی و کبرا برخوردار بودند.

اما نيروهای تحت رهبری آمريکا همچنين از عنصر کليدی ديگری برخوردار بودند که عراق فاقد آن بود: "سی ۴ آی اس آر".

اين عبارت مخفف "فرماندهی، کنترل، ارتباطات، کامپيوتر، اطلاعات امنيتی، نظارت و تجسس" است که شامل توانايی يک ارتش در پی بردن به رويدادهای ميدان نبرد و کمک به برنامه ريزی برای عمليات می شود.

هواپيماهای نظارتی و تجسسی نيروهای ائتلافی در آسمان عراق، فعاليت بيست و چهارساعته داشتند تا به فرماندهان، تصويری از زمين ارائه دهند.

بيش از ۵۰ ماهواره در دسترس آنها بود، که بخشی از آنها برای کنترل سلاح های هدايت شونده و بخشی برای تهيه تصاويری از زمين به کار گرفته می شد.

همچنين هواپيماهای "کنترل هوايی پيشگام" از جمله، هواپيمای "پريدتور"، ميدان نبرد و مواضع عراقی ها را بی وقفه زير نظر داشتند و ضمن شناسايی اهداف تازه، هواپيماهای جنگنده را برای بمباران آنها هدايت می کردند.

عمليات شبانه

برتری نظامی ديگر نيروهای تحت رهبری آمريکا "تسلط شبانه" آنها بر ميدان نبرد بود که به کمک تجهيزات پيشرفته برای ديد در شب، چه توسط سربازان و چه توسط تانک ها و هواپيماها عملی شد.

اين توانايی، به ويژه برای نيروهای ويژه که در سراسر عراق پياده شده بودند حياتی بود.

از جمله وظايف اين نيروها، تهيه اطلاعاتی درباره اهداف تازه و تحويل آن به هواپيماهای جنگنده بود.

يکی ديگر از ابعاد اين جنگ، عمليات روانی بود که طی آن بيش از ۴۳ ميليون اطلاعيه پيش از جنگ و در جريان آن از آسمان برای نيروهای عراق پخش شد.

به نظر می رسيد بسياری از سربازان عراقی "پيام نيروهای اطلاعاتی" را درک کردند و به جای جنگ، سلاح هايشان را زمين گذاشتند و به خانه هايشان بازگشتند.

يکی از موفقيت های غيرمنتظره نيروهای ائتلافی، تسخير ميادين نفت جنوب عراق به شکل دست نخورده و سالم بود. انتظار می رفت دولت صدام حسين اين چاه ها را به آتش بکشد.

يک فرمانده آمريکايی گفت که در واقع بسياری از اين چاه ها با مواد منفجره سيم کشی شده بود اما حتی اگر عراق قصد انفجار آنها را می داشت نيز شکست می خورد چون فلکه خط لوله نفتی توسط آمريکايی بسته شده بود.

او گفت وقتی کارمندان صنايع نفتی عراق مورد مصاحبه قرار گرفتند گفتند: "ما اطلاعيه های شما را خوانده بوديم. ما پيام های راديويی شما را شنيده بوديم. ما می فهميم که حفظ تاسيسات نفتی برای آينده ما مهم است. به اين دليل، برای حفاظت از جان خود از دستورات رژيم اطاعت کرديم، اما اطمينان حاصل کرديم در عمل خسارتی جدی متوجه ميادين نفتی نشود."