يکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۲ – ۸ فوريه ٢٠٠۴

کودکانیکه از سر فقر به خيابانها رانده می شوند

 

پديده کودکان خيابانی محصول افزايش مهاجرت، گسترش حاشيهنشينی و صنعتی شدن جوامع در شهرهای بزرگ است و تهران نيز از اين قاعده مستثنی نيست. کودکان خيابانی بشدت در معرض آسيبهای اخلاقی و جسمانی هستند و در بسياری موارد توسط گروههای سازمانيافته جذب کارهای خلافکارانه میشوند.

 

 

سيد هادی صدرايی :

گروه اجتماعی، روزنامه اعتماد

 

تهران پايتخت کشور ما هر روز شاهد رفت و آمد کودکان خيابانی است . پسران و دختران کوچکی که فال حافظ، آدامسهای خارجی و شاخههای گل در دست دارند با لباسهای مندرس به طرف مردم میروند و برای فروش اجناس خود التماس میکنند.

براساس آمارها بيش از ۲۰ هزار کودک خيابانی ميهمان چهارراهها و خيابانهای شهر تهران هستند و هر روز دهها کودک به جمع آنان افزوده میشود.

پديده کودکان خيابانی محصول افزايش مهاجرت، گسترش حاشيهنشينی و صنعتی شدن جوامع در شهرهای بزرگ است و تهران نيز از اين قاعده مستثنی نيست. کودکان خيابانی بشدت در معرض آسيبهای اخلاقی و جسمانی هستند و در بسياری موارد توسط گروههای سازمانيافته جذب کارهای خلافکارانه میشوند.

براساس تحقيقی که سازمان بهزيستی در سال ۸۰ انجام داده،۸۷درصد کودکان خيابانی فاقد شغل هستند و در ميان ۱۳ درصد باقيمانده عمدهترين مشاغل کودکان خيابانی تکدیگری، پاک کردن شيشه اتومبيل، گلفروشی، روزنامه فروشی و وزنکشی ذکر شده است. در سال ۷۷ هياتی متشکل از دادگستری، بهزيستی، استانداری، نيروی انتظامی و دادگاه اطفال گردهم آمدند و با توافقنامهيی خانههای سبز و ريحانه را بنا نهادند. براين اساساس قرار شد کودکان خيابانی پس از جمعآوری و طبقهبندی و پيش از تعيين تکليف در خانههای سبز نگهداری شوند،اما پس از مدتی سازمانهای امضا کننده توافق به وظايف خود عمل نکردند و هر کدام از مسوؤوليت خود طفره رفتند، در واقع کودکان خيابانی موجودات بدی بودند که کسی پذيرای آنها نبود.

کودکان خيابانی محصول نابسامانیهای خانواده،جامعه و مدارس هستند در واقع کودکان بیسرپرست و بد سرپرستی را که دارای خانوادههای غير مسوؤول و يا بیپناه هستند و در جستوجوی وسيله بقای زندگی در شهرهای بزرگ به خيابانها میآيند کودکان خيابانی می نامند.

کودکان خيابانی از راه گدايی و کارهای غيرقانونی،مجرمانه و ناپسند مثل توزيع مواد مخدر يا دزدیهای کوچک امرار معاش میکنند و با اين کار بتدريج حرفهيی تر میشوند.

دختران خيابانی در سنين پايينتر از گدايی و مشاغل کاذب شروع میکنند و همراه با رشد سنی در معرض سوءاستفادههای جنسی قرار میگيرند. کارشناسان انگيزه فرار کودکان خيابانی را چنين برمیشمارند که در برخی خانوادهها معمولاص به علل سنتی کودکآزاری وجود دارد. تعداد زياد بچهها در خانواده و امکانات محدود، کتک زدن و آزار و اذيت سبب میشود تا با سر رسيدن آستانه تحمل کودک گريز از خانه آغاز شود.

پديده فرار کودکان از خانه به دلايل تربيتی و نيز شرايط آسانتر برای خروج از محل زندگی در مورد پسران بيش از دختران مشاهده میشود. اگر اين کودکان به محص فرار از خانه در شهر مقصد آشنايی نداشته باشند از شانس کمتری برای سالم بازگشتن به خانه برخوردارند. اما تنها دليل فرار کردن کودک، خانواده نيست. گاه تلويزيون به عنوان يک محرک شرايط محل زندگی و گاه مدرسه عامل تحريک است و گريز از مدرسه گريز از خانه را به دنبال خواهدداشت.

مسلماص پديده کودکان خيابانی نشانه جابهجايی جمعيت از مناطق محروم به توسعه يافته است.چون اين کودکان نيمی از انقلاب صنعتی و تحولات اجتماعی به خانوادههايشان رسيده از فرط فشار و به دليل کمبود امکانات خدماتی و رفاهی به سمت شهرها آمدهاند.

در بحث مهاجرت ،جمعيتی که از جامعه محرومتر به شهر میآيد بايد بتواند تطبيق پذيری بين رفتار و الگوهای شهری پيدا کند و زمانی که اين اتفاق نيفتد محصول آن افزايش ناهنجاریهای اجتماعی و به دنبال آن افزايش کودکان خيابانی است.

همچنين پديده کودکان خيابانی نتيجه سياستهای اقتصادی تورمزايی است که از پايان دهه ۶۰ آغاز شد و هماکنون نيز ادامه دارد. در واقع کافی نبودن درآمد خانوادههای شهری موجبات ايجاد و تکثير کودکان خيابانی طی دهههای ۷۰ و ۸۰ را فراهم آورده و دولت بايد حساسيت بيشتری در اين زمينه داشته باشد.

روزانه ۲۰ تا ۲۵ کودک خيابانی وارد تهران میشوند و بيشترين فراوانی اين کودکان مربوط به استانهای خراسان،کرمانشاه ،کردستان و لرستان است.

يکی از راهحل های معضلات کودکان خيابانی برنامهريزی درازمدت کوشش برای توزيع عادلانه درآمد و ايجاد نهادهای مردمی حمايت از حقوق کودکان است. همچنين سازمانهايی مطمئن جهت ساماندهی کودکان خيابانی و نيز تربيت و حمايت از بچههای بیپناه و بد سرپرست بايد ايجاد شود. ولی از آموزش و پرورش میتوان به عنوان مهمترين نهاد در اين زمينه نام برد.

از سوی ديگر اگر میخواهيم در آينده مجرمان کمتر و خشونت کمتری را شاهد باشيم از هم اکنون بايد قربانيان خشونت را ساماندهی کنيم. هزينههای اندک امروز میتواند از هزينههای گزاف آينده در حوزه عمومی جلوگيری کند چرا که اين کودکان فردا افراد خطرناکی خواهندشد که همين اعمال را با ديگران انجام خواهند داد.

از سويی آموزش و پرورش به عنوان مهمترين نهاد در اين زمينه است و میتواند نقش مهمی را ايفا کند. آنها میتوانند براحتی آثار داغ و گرسنگی و آزار را تشخيص و گزارش دهند و مددکارها با شناسايی خانوادههای کجرفتار،فرزندان اين خانوادهها را به مقامات صالح،پليس يا شعبههای بهزيستی معرفی کنند.

کودکان خيابانی ،حاصل فقر اجتماعی هستند برخی خانوادهها به علت نداشتن هزينه مخارج فرزندانشان آنها را وادار به کار میکنند و اکنون در فصل سرمای زمستان کودکان در گوشه و کنار پايتخت ايران بسيار فراوانند که شب را به صبح میگذرانند و درد و رنج سرما را به دوش میکشند.

براستی در کشوری چون ايران وجود چنين کودکانی قابل فهم است . البته بايد به يک نکته توجه کرد که هيچ راهحلی برای ساماندهی اين کودکان وجود ندارد و تنها شناخت کودکان خيابانی و پی بردن به وجود و علل افزايش آنها است.