شنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۲ - ۱۳ دسامبر ۲۰۰۳

ریشه یابی و بررسی علل وقوع «جنبش 21 آذر» در آذربایجان

محمد مهراب

نوید آذربایجان. اورميه)  شماره326- 22 آذر 1382-13  دسامبر 2003 (

اشاره :

بررسی وقوع حادثه تاریخی قیام مردم آذربایجان در 21 آذر 1324 به رهبری سید جعفر پیشه‌وری تحت عنوان فرقة دمكرات امری بسیار مهم و در عین حال پرداختن به آن بدور از غرض ورزیها و تعصبات كور ظرافت‌ خاصی را می‌طلبد و در این رهگذر است كه رویدادها و روخدادهای تاریخی ایران و جهان از نگاههای تیزبین تاریخ نویسان و مورخان بدور نمانده است. جریان 21 آذر از جهات گوناگون قابل نقد و بررسی است كه صد البته در سایة این نقدهاست كه نقاط ضعف و قوت آن برای همگان عیان می‌گردد و برای نسل جدید امروزی مایه درس و عبرت می‌باشد هرچند در این مختصر ما بر ان نیستیم كه این حادثه تاریخی را بطور كامل ریشه یابی و مورد نقد و بررسی قرار دهیم ولی پرداختن به علل و عوامل بروز آن و اما و اگرهای آن بطور اختصار خالی از لطف نخواهد بود آنچه در ذیل می‌آید تاملی است بر حادثه 21 آذر آذربایجان در سال 1324 می‌باشد كه از نظر خوانندگان می‌گذرد.

سرویس اجتماعی

مردم ایران طی قرنهای متمادی علیه ستمگران داخلی و خارجی در راه استقلال ، آزادی دوشادوش یكدیگر مبارزه و فعالیت كرده‌اند.در جنبش رهائی بخش ایران ، مردم آذربایجان پیوسته نقش برجسته‌ای داشته است از آنجمله در پیشرفت جنبش مشروطه ( 1906 ـ 1911 ) مبارزات قهرمانانه مردم آذربایجان علیه استبداد نقش بزرگی ایفا كرده در سالهای 1917 ـ 1920 جنبش دمكراتیك تحت رهبری شیخ محمد خیابانی در آذربایجان پدیدار شد كه بنو به خود نقش خود را در افشاء استعمار و ارتجاع فئودالی در كشور ما ایفاء نمود. زحمتكشان آذربایجان در تكامل جنبش كارگری و قیام‌های گیلان و خراسان نیز نقش فعالی داشته‌اند.

پس از سرنگونی دیكتاتوری رضا میرپنچ و شكست سیاست ارتجاعی وی در ایران امكاناتی برای تشكل نیروهای داخلی و جان گرفتن جنبش رهائی بخش و دمكراتیك به وجود آمد.پیروزی تاریخی مردم شوروی در جنگ دوم جهانی علیه نازیسم آلمان ، فاشیسم ایتالیا و میلیتاریسم ژاپن تناسب نیروها را بسود نیروهای هوادار استقلال ملی و دمكراسی تغییر داد.

جنبش ملی و كارگری گسترش و اوجی بی سابقه یافت. مردم كشورهای مستقل و وابسته برای نیل به استقلال ملی دست به مباررات وسیع زدند. نیروهای مترقی ایران نیز با استفاده از این شرایط مساعد و برای جلوگیری از احیاء دیكتاتوری و برای استوار كردن دمكراسی در كشور به مبارزه برخاستند و برای این منظور سودمند بود كه در داخل كشور نقطه اتكائی برای مبارزات دمكراتیك و ضد امپریالیستی به وجود آید.

در آن ایام آذربایجان برای ایجاد چنین نقطه اتكائی دارای شرایط مساعدتری بود. این شرایط عبارت بود از : شدت مبارزه بین دهقانان آذربایجان و فئودالها كه حتی گاه به شكل مبارزه مسلحانه درمی‌آمد. وجود ستم ملی مضاعف به مردم آذربایجان ، سنن انقلابی زحمتكشان این سامان ، و سرانجام این نكته كه امپریالیسم امكان مداخله مستقیم در آذربایجان نداشت. از اینرو تشكیل یك سازمان سیاسی در آذربایجان كه به تكیه گاه اجتماعی وسیعی متكی باشد و بتواند طبق شرایط موجود در محل عمل نماید موافق مصلحت بود. در سالهای 1324 ـ 1325 جنبش دمكراتیك آذربایجان دامنه یافت و حزب دمكرات آذربایجان تشكیل شد.

در اواسط سال 1324 شمسی ارتجاع علیه نهضت كارگری و دمكراتیك دست به هجوم زد و حملات خود را متوجه فعالین سیاسی نمود. عده كثیری از فعالین را توقیف و تصفیه ارتجاعی ارتش آغاز گردید و عده‌ای از افسران بازداشت و مطبوعات توقیف گردیدند. طبقه حاكم از اجرای بموقع انتخابات پانزدهمین دوره مجلس شورای ملی سر باز زد. در اینموقع مردم ایران بر سر دو راهی قرار گرفتند تسلیم مجدد به دیكتاتوری یا مقاومت جدی در قبال آن ولی آذربایجان راه دوم را برگزید. آذربایجان آماده می‌شد تا بار دیگر حماسه مشروطیت را تكرار كند. ستارخان و باقرخان در مشروطیت حماسه آفریدند. آذربایجان می‌پنداشت كه می‌بایست بار دیگر دین خود را به ایران ادا كند. ولی افسوس صفحة تاریخ بگونه‌ای دیگر رقم خورد.در این ایام فرقه دمكرات آذربایجان خواستار آن شد كه انتخابات انجمن‌های ایالتی و ولایتی بی‌درنگ آغاز شود. سازمان فرقه بسرعت در آذربایجان بسط یافت و قشرهای وسیع را فرا گرفت. طبق تصمیم فرقه دمكرات آذربایجان دسته‌های فدائی از میان دهقانان تشكیل و به خلع سلاح ژاندارمهای زورگو، رشوه خوار دست زد .

جنبش دمكراتیك آذربایجان در اوایل خواستی جز تشكیل انجمن‌های ایالتی و ولایتی نداشت . ولی وقتی دولت مركزی نسبت به تمام خواستهای نهضت بی اعتنا ماند ، كنگره ملی مردم آذربایجان 29 ـ 30 ابان 1324 ) در تبریز خود را مجلس موسسان نامید و تصمیم گرفت مجلس ملی آذربایجان را تاسیس نماید. انتخابات دمكراتیك انجام گرفت و مجلس ملی در 21 آذر 1324 افتتاح یافت و پیشه‌وری صدر فرقة دمكرات آذربایجان را مامور تشكیل حكومت نمود. روسای ارگان نظامی دولت مركزی در تبریز تسلیم و طبق موافقتنامه خلع سلاح شدند و قدرت دولت مركزی در آذربایجان برچیده شد.

نیروی محرك عمده جنبش 21 آذر عبارت بودند از كارگران، دهقانان ، روشنفكران و پیشه‌وران نیز در این جنبش شركت موثر داشتند. جنبش نسبت به جلب بورژوازی و ملاكان كوچك و متوسط نیز توجه لازم را نمود و همه این نیروها را علیه بورژوازی بزرگ مرتجع فئودالها تجهیز كرد.جنبش ملی آذربایجان برپایه تشكیلاتی و پشتیبانی قشرهای دمكراتیك مردم پدید شد و در دستگاه ارتجاعی دولت ازجهت سازمان و قوانین و مقررات تحولات عمیق بسود مردم ایجاد و مبارزه در راه دمكراسی و علیه امپریالیسم و استعمار و ارتجاع، تامین حق تعیین سرنوشت مردم آذربایجان با حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران ، تابع ساختن جنبش دمكراتیك آذربایجان به منافع انقلاب ، تبدیل آذربایجان به تكیه گاهی برای ایران بود.ولی افسوس و دریغ كه نیرنگ سیاسی و دسیسه‌های دولت مركزی ، جنبش 21 آذر را دچار سردرگمی كرد. دولت مركزی بظاهر تن به كرنش سیاسی داد و مجبور به عقب نشینی شد و با مذاكرات مسالمت آمیز موافقت كرد. مذاكرات در خرداد ماه و شهریور 1325 انجام شد.و موافقت نامه رسمی در 23 خرداد 1325 بین دولت مركزی و حكومت ملی آذربایجان امضا گردید.

دولت مركزی در تصویب نامه دولتی مورخ 3 اردیبهشت 1325 و نیز موافقتنامه مورخ 23 خرداد خود خصلت دمكراتیك جنبش 21 آذر تایید كرد و آنرا برسمیت شناخت و اشاعه اصول دمكراسی را در سراسر ایران متعهد گردید. حكومت ملی آذربایجان نیز موافقت كرد كه در سطح انجمن ایالتی و حكومت ملی در سطح استانداری قرار گیرد. حكومت ملی آذربایجان اقدامات لازم را بعمل آورد تا ارتش مردمی تحت اختیار وزارت جنگ قرار گیرد.

مردم آذربایجان در برابر نیروهای مسلحی كه تحت عنوان نظارت بر جریات انتخابات دوره پانزدهم مجلس از طرف دولت مركزی به آذربایجان آمده بودند مقاومتی نكردند.طبق موافقتنامه رسمی، دولت مركزی میبایست تعهدات خود را اجرا كند و از آنجمله 75 درصد در آمد آذربایجان را به آذربایجان اختصاص دهد و زبان آذربایجانی را در كنار زبان فارسی در آذربایجان برسمیت بشناسد و فعالیت قانونی فرقه دمكرات آذربایجان را تامین نماید و اصلاحات دموكراتیك آذربایجان را در ایران تعمیم دهد. ولی دولت مركزی پس از قبول این تعهدات ، نیروهای خود را بنام نظارت بر انتخابات به آذربایجان گسیل داشت. فرقه دمكرات آذربایجان با اطمینان از موافقتنامه دولت مركزی و برای میدان ندادن به توطئه امپریالیست‌ها در مورد تجزیه ایران و حفظ صلح و با محاسبه شرایط آنروزی ایران و جهان مقاومت مسلحانه را مصلحت نشمرد.

دولت مركزی بر عكس موافقتنامه رسمی آذربایجان را زیرپا گذاشت و نیروهای مسلح اعزامی به آذربایجان جنبش مردم را با آتش و آهن به خاك و خون كشید.كه این مهم شرایط لازم را جهت به انحراف كشیدن جنبش ملی را فراهم نمود كه پرداختن به آن در این مختصر نمی‌گنجد ولی در ذیل به مشروح سخنرانی سید جعفر پیشه‌وری در خصوص مسئله آذربایجان و ایران كه در نشریه آذربایجان به تاریخ 9 خرداد 1325 چاپ گردیده اشاره می‌گردد :

سخنرانی سید جعفر پیشه‌وری

نشریه آذربایجان به تاریخ 9 خرداد 1325

همزمانی جنبش ملی ، دمكراتیك ما با خاتمه جنگ بزرگ جهانی موجب گفتگوها و هیاهوهای شدیدی در بازار سیاست جهانی گشته است. محافل دیپلوماتیك و مطبوعاتی دول كوچك و بزرگ میكوشند ـ مانند هر مسئله دیگری  جهت تامین منافع خود و برای گل آلود كردن آب و ماهی گرفتن از ان ، شایعات حیرت آور و خبرهای شگفت انگیزی درباره نهضت دموكراتیك ما ساخته و به خورد بشریت بدهند.در حقیقت نیز نهضت آذربایجان كه امری مربوط به تكامل و تعالی داخلی ایران است توسط سیاستمداران سودجو از پشه‌ای به فیلی تبدیل گردانیده شده و در چشم جهانیان بصورت یك ماجرای عظیم بین المللی در آورده شده است.

آژانس‌های مستقیم و غیر مستقیم مقاماتی كه برای در اسارت نگاهداشتن ملتهای ضعیف مكیدن خون ملتهای عقب مانده و مستعمره كردن كشورهای انان تلاش می‌كنند. حتی نمی‌خواهند از فكر بوجود آوردن یك ماجرای بزرگ جنگی از این موضوع نیز صرفنظر كنند. ما نمی‌توانیم نطقهای آقای حسین علاء كه خود را سفیر ایران میداند و نطقهای دایه‌های مهربانتر از مادر یعنی نمایندگان انگلیس و آمریكا در شورای امنیت را ساده تلقی كنیم. اینجا نقض حق ملتهای ضعیف در تعیین سرنوشت خود توسط نیروهای متحد ارتجاء داخلی و خارجی به شكل خشنی خودنمائی میكند.

حسین علاء با نطق خود بعنوان نماینده حقیقی خائنین و وطن فروشی‌های دست پرورده امیرپالیستها در كشورهای ضعیف از آشكار كردن سیمای حقیقی خود شرم نمیكند. این رفتار پست او را نیز نمایندگان دول بزرگ سازمان میدهند و از این طریق حتی از جریحه‌دار كردن مردم صلح جوی ایران نیز خودداری نمیكنند.

اینك پس از انتشار اعلامیه صریح و آشكار دولت ایران مبنی بر تائید و تصدیق خروج ارتش سرخ از ایران ، حسین علا در یك ارگان رسمی مانند شورای امنیت برخلاف اطلاعیه رسمی دولت (متبوع) خود حركت كرده و میكوشد مسئله را در شورای امنیت نگهدارد. او نشان میدهد كه در ایران غیر از دولت رسمی دولت دیگری نیز وجود دارد كه (علاء) با اتكاء با آن میكوشد به استقلال و حق حاكمیت ملت خاتمه دهد.

خروج كامل نیروهای اتحاد شوروی از ایران چنان حقیقتی است كه حتی دیپلماتهائیكه شورای امنیت را بدرجه شورای غیر امنیت تنزل داده‌اند قادر به انكار صریح آن نیستند این نیز یك حقیقت انكارناپذیر است كه گفتگوهائیكه علیرغم این موضوع در شورای امنیت جریان دارند فی نفسه كاری بسیار مشكوك و خطرناكند.

واقعا رفتار آقایانی كه در شورای امنیت نشسته‌اند آن اندازه سبك و بیمزه است كه حتی انسانهای ساده نیز اغشته بودن این رفتارها به غرض‌های زهر آلود را احساس میكنند. روشن است كه ما بعنوان عضوی از عالم بشریت نمی‌توانیم به سیاستهای مرموزی كه جهان را بطرف دریای خون جدیدی سوق میدهد با خونسردی نگاه كنیم ولی جانب مورد توجه و علاقه ما اساس آن بخشی است كه مستقیما به وطن ما مربوط می‌شود.ما همیشه گفته‌ایم و اكنون نیز صریحا میگوئیم : ما بطور جدی به ایران و تمامیت ارضی آن علاقمندیم. اگر از طرفی خدشه‌ای به آن وارد شود شاید جدی‌تر و فداكارانه‌تر از ساكنان ایالتهای دیگر ایران برای جلوگیری از آن خدشه اقدام خواهیم كرد. با اینحال هرگز حاضر نیستیم از دفاع از مسئله زبان و آداب و رسوم وخصوصیاتمان بشرط آنكه كشورمان یعنی ایران را خدشه دار نكند صرف نظر كنیم. در اینجا چیزیكه مغایر با قانون و حاكمیت خلقهای ایران باشد وجود ندارد. برعكس اگر ما خود را با دست آوردمان اداره كنیم شاید این امر بتواند به تكامل و تعالی ایران رشد بیشتری دهد . نهضت ملی مان دیگر از چهارچوب ملی خارج شده و مقام هماهنگی جنبش دموكراتیك ایران را احراز كرده است. اكنون دیگر عموم مردم ایران شروع به درك این موضوع و معنای حقیقی ان كرده‌اند.

گفتگوهای آغاز شده در تهران موجب روشن شدن ابهامات وسوء تفاهماتی كه دشمنان ما با طرق و بهانه‌های گوناگون ایجاد كرده‌اند گشته و حسن تفاهمی میان خلق آذربایجان و ایرانیان خارج از آذربایجان بوجود اورده است. این حسن تفاهمات علیرغم تلاشهای مذبوحانه مرتجعین داخلی و خارجی روز بروز عمیقر میگردد و نتایج مثبتی می‌دهد.در چنین شرایطی هیاهوی خارجیان و تلاش آنان برای تبدیل این مسئله ساده به یك مسئله جهانی ، جز هدفی پنهانی علیه ایران چیز دیگری نمی‌تواند باشد.

كسانیكه تا دیروز از وارد كردن هیچ تهمت و افترائی بما ابا نمیكردند امروز میكوشند با معرفی آذربایجان بعنوان یك دولت مستقل و با دروغپردازیهای گوناگون درباره انتشار نهضت ما در سراسر ایران ، افكار جهانیان را تیره سازند.ما در همان روزهای آغاز جنبش دموكراتیكمان نوشته بودیم كه «دهان بعضی‌ها بیهوده آب نیفتند «از این نمد برای آنها كلاهی نمیشود » آذربایجان هر چه هم كه بخواهد بشرط ماندن در داخل ایران بالاخره ما بهر زبانی كه سخن بگوئیم ، هر هدفی كه داشته باشیم براساس ایرانی بودن و ماندن در چهارچوب ایران خواهد بود.

ما بارها گفته‌ایم « مسئله آذربایجان بایستی فقط در آذربایجان و با دخالت مستقیم خلق آذربایجان حل شود. این حق مشروع و قانونی ایران و آذربایجان موضوعی نیست كه به شورای امنیت مربوط باشد. اگر قرار باشد كه شورای امنیت در اختلافات داخلی تمام كشورها دخالت كند. آنوقت ما ایرانیان نیز به اعتبار عضویت مان در ملل متحد خواهان آن هستیم كه بر اعتصابات روزافزون امریكا نظارت كنیم.(بنظر ما) اختیارات گسترده رئیس جمهور آمریكا را از یكسو موجب خدشه‌دار گشتن صلح و امنیت جهانی و از سوی دیگر ضربه‌ای بزرگ به نظام دموكراسی جهانی ارزیابی كرده ، از شورای امنیت تقاضای محدود كردن این اختیارات را داریم. از آنجا كه ما ملت كوچكی هستیم این قبیل ادعاهای ما میتواند خنده‌دار بنظر رسد. ولی مداخله استرالیا در امور داخلی دولت ایران دخالت استرالیائی كه هنوز دارای استقلال حقیقی نیست و شایستگی خود را برای داشتن استقلال هنوز نشان نداده است در امور داخلی ایرانی كه دارای چندین هزار سال تاریخ و استقلال است اگر مسخره نیست پس چیست؟

سیاست نو استعماری آمریكا و حرص و ولعی كه این كشور برای انحصار نفت جهان بهر قیمت از خود نشان میدهد از آنجا كه بشریت را بسوی خطرهای مهلك سوق می‌دهد. با جنبش ساده و طبیعی مردم صلحجوی ما نیز مخالفت می ورزد. این موجب افتخار ما در برابر بشریت است و یك سقوط اخلاقی برای آن دیپلماتها و نمایندگان مطبوعاتی است كه به اشاره انگشت شركتهای نفتی حركت می‌كنند.

اكنون كسی از آمریكائیها نمیپرسد كه با چه صلاحیت و براساس كدام قرار نیروهای آمریكائی وارد خاك ایران بیطرف شده بود؟ متخصصین آمریكائی با چه صلاحیتی خود را مجاز می‌دانستند برخلاف وظایفشان در امور داخلی ایران دخالت كنند؟ شوراتسكف كیست ؟ از جان ایرانیان چه می‌خواهد؟ كارهای خلاف قانون دكتر میلیسیو و سایر متخصصان آمریكائی هنوز از خاطر مردم ایران پاك نشده است. اكنون ما دایه‌های مهربانتر از مادر لازم نداریم. ما كشور خود را هزاران سال با دست خود اداره كرده‌ایم و بعد از انهم اداره خواهیم كرد. هیچ نیروی خارجی نمی‌تواند ما را از این حق مشروع خود محروم كند. حركت خیانت آمیز حسین علاء مسئله تازه‌ای برای مردم ما نیست. ما از نقشه‌هایی كه نیروهای ارتجاعی تحت حمایت بیگانگان در پایتخت كشورمان اجرا میكنند ، بی اطلاع نیستیم و دیر یا زود باید تكلیف مردم ایران با این عناصر روشن شود. اینها میكوشند در ایران دریائی از خون بپا كنند. اینها آدمهای خود فروخته‌ای هستند كه میكوشند استقلال ما را از میان ببرند و ثروتهای طبیعی ما را به بیگانگان تقدیم كنند. حركت غیر مسئولانه حسین علاء متوجه تاریكتر كردن هر چه بیشتر فضاست.

اگر اعمال حسین علاء وزیر دربار سابق واقعا بفرمان مقامات غیر مسئول باشد پس او قانون اساسی ایران را زیر پا نهاده است و بنظر ما ملت ایران نمی تواند با این موضوع با خونسردی برخورد نماید.در صورتیكه پرده از روی این صحنه برداشته شود آنگاه كار بجاهای باریكی خواهد كشید و بنظر ما این به سود ایران نیست. اكنون باید كشور به تمام معنی دموكراتیك شود و این دموكراسی بدون دعوا و خونریزی در سرتاسر ایران عملی گردد. ما اكنون در كنار حفظ آزادی داخلی و ملی خود بسوی این هدف حركت میكنیم. ما برای ماندن در داخل ایران و شریك بودن در سرنوشت ملت ایران هزاران دلیل و برهان در دست داریم. خاطر دایه‌های مهربانتر از مادر جمع باشد. آذربایجان هرگز بفكر جدا شدن از ایران نبوده و نخواهد بود ولی امور خودش را خود اداره خواهد كرد.