پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۲ - ۲۰ نوامبر ۲۰۰

اتحاديه ملی دانشجويان وفارغ التحصيلان ايران

« يکم آذر ماه عزای ملی »

 

هم ميهنان آزاده ايران ، شب نخستين ماه آذر ۱۳۷۷ ، آوای طبل خشونت بار ديگر به صدا در آمد . کمپانی خشونت قراردادی ديگر امضا کرد . اين بار فرزندان آزادی ، داريوش و پروانه فروهر ، مغضوب مقربان درگاه ديکتاتوری گشتند .اين بار نيز آنان ، خصلت تند خويی را تلويحا با خصال يک انسان واقعی مترادف شمردند .بيست و پنج ضربه دشنه برای غيور زن ايرانی « پروانه فروهر » و دوازده ضربه ديگر برای ميهن پرست و دبير کل حزب ملت ايران « داريوش فروهر » ، هرگونه نشان مردمی را از ديدگان هيأت حاکمه روبيد .

به راستی که اين گونه حرکت آنها را می توان با نحوهعملکردی که حکومتگران در قرون وسطا نسبت به مخالفين خود داشته اند قابل قياس دانست .

هموطنان ، بد خواهان ايران زمين در قتل و عام و سرکوب انديشمندان به قله رفيعی رسيده اند که هرگز نه تا آن روز و تا امروز کس ديگری به آن دست نيافته است . قراين آشکار اين مدعا تلاش آقای ناصر زرافشان وکيل بازماندگان قتلهای زنجيره ای برای تهيه ليست چند نفره ای است که در زير نمايان می گردد .

۱- سيد خسرو بشارتی: از متفکرين مذهبی که در زمينه بعضی از اعتقادات شيعه مانند زيارت و شفاعت ، نظرات انتقادی داشته است . وی را در پائيز سال۶۹ برای ادای توضيح به دادگاه انقلاب احضار کردند اما پس از مدتی او در جاده کن در حاليکه گلوله به مغزش شليک شده بود کشف شد.۲- دکتر تختی و همسر و دو فرزندش در سال ۷۲ در خانه اشان واقع در خيابان پاسداران به طرز فجيعی کشته شدند .۳- سعيدی سير جانی :در ۲۳ اسفند ۷۲ از طرف وزارت اطلاعات دستگير شده و در ۶ آذر ۷۳ به وسيله تزريق به قتل رسيد . آنگاه به نوشته يکی از فعالين کانون نويسندگان

( چند نفر از ما را احضار کردند و گفتند ما نمی خواستيم ! ايشان خودشان مردند ! حالا هم ختم نمی گيريد ، مجلس ياد بود هم نمی گذاريد ، صدايتان بلند نشود .)۴- محمد حسن برازنده : در تاريخ ۱۴/۱۰/۱۳۷۳ از منزل به قصد شرکت در جلسه هفتگی قرآن خارج می شود ودر ساعت ۱۱ شب پس از پايان جلسه محل را به قصد منزل ترک می کند و صبح روز بعد ، جنازه او در کنار اتومبيلش در حوالی خيابان فلسطين پيدا می شود در حالی که برروی دستش آثار دستبند و در پشت و پهلوی او آثار ضربه ديده می شد .۵- ملا محمد ربيعی (ماموستا ربيعی ) امام جمعه اهل سنت کرمانشاه با تزريق و ايست قلبی به قتل رسيده و جسد او را در خيابان رها کردند.۶- ماموستا فاروق فرساد اهل سقز از شاگردان احمد مفتی زاده . در سال ۷۴ در تبعيدگاه خود ، به روش تزريقی به قتل رسيد .۷- شيخ محمد غيايی ، امام جمعه اهل سنت بندر عباس که به روش تزريقی به قتل می رسد .۸- دکتر احمد صياد : انديشمند و استاد دانشگاه ، پس از بازگشت از سفر دوبی در فرودگاه بندر عباس دستگير و چند روز بعد ، جسد وی در فلکه ميناب بندر عباس کشف می شود .۹- کاظمی ،استاد دانشگاه و از متفکرين اهل تسنن که در سال ۷۴ به قتل می رسد .۱۰- احمد مير علايی : نويسنده و مترجم .تاريخ ۲/۸/۷۳ در اصفهان به قتل می رسد.او ساعت ۷:۴۵ دقيقه صبح از خانه بيرون می آيد ساعت ۸:۰۰ صبح در کتابفروشی اش با کسی قرار داشته است که هرگز به اين قرار نمی رسد،همان روز در ساعت ۲ بعد از ظهر در دانشکده پزشکی اصفهان سخنرانی داشته که کسانی خبر می دهند اين سخنرانی لغو شده است و هرگز معلوم نشد چه کسانی اين اطلاع را داده اند .ساعت ۱۱ شب از طرف نيروی انتظامی به خانواده او خبر می دهند که جسد او کشف شده است .علت مرگ ايست قلبی در نتيجه تزريق الکل بوده.الکل را از ناحيه دست به او تزريق کرده بودند ودر کنار جسد او نيز دو بطری حاوی مشروب گذارده بودند .

۱۱- فخر السادات برقمی در اسفند ۷۴ در قم در خانه مسکونی اش با طناب و با سيم حلق آويز گشته بود .۱۲- مولوی عبدالملک ملازاده و مولوی جمشيد زهی از روحانيون اهل تسنن بلوچستان در سال ۷۴ و در جريان انتخابات مجلس پنجم و در کراچی پاکستان ترور می شوند قبل از ترور ، مولوی عبدالملک در ايران زندانی بوده. ۱۳- سال ۷۴ در اصفهان دو کشيش به اسامی کشيش ديباج و کشيش ميکائيليان ربوده شده و بعد اجساد آنها قطعه قطعه شده در فريزر کشف شدند .۱۴- در سال ۷۴ دکتر عبدالعزيزی بجد ، استاد دانشگاه زاهدان پس از سخنرانی انتقادی درباره سريال امام علی ربوده شد و سپس جسد او در بيابانهای زاهدان و اتومبيل او در کنار اداره اطلاعات استان پيدا شد .۱۵- در تاريخ ۱۷/۵/۷۵راننده اتوبوس حامل ۲۱ نفر از نويسندگان که عازم ارمنستان بود، کوشيد اتوبوس را به طرف دره پرتاب و خود صحنه را ترک کند اما هوشياری بعضی از سرنشينان و بی دقتی راننده مانع اجرای نقشه شد .راننده آن اتوبوس در حال حاضر جزء متهمين پرونده قتهای زنجيره ای می باشد . ۱۶- در شهريور سال ۷۵ جواد صفار در مشهد پس از خروج از منزل به قصد رفتن به محل کار مفقودمی شود .جواد صفار قبلا نيزسابقه فعاليت سياسی داشته مدتی را نيز در زندان سپری کرده بود.۱۷- جلال مبين زاده در مهر ماه ۷۵ به وسيله سرنشينان اتومبيلی از محل کار خود ربوده می شود و تا کنون خبری از او نيست .۱۸- زهرا افتخاری در سال ۷۵ پس از خروج از محل کار خود به شهادت کسبهمحل به وسيله سرنشينان اتومبيلی با زور و ارعاب ربوده می شود و از آن پس تاکنون خبری از او به دست نيامده است . ۱۹- مرتضی عليان نجف آبادی از فعالين مذهبی از روز جمعه ۱۸/۱۰/۷۵ از خانه با اتومبيل خارج گشته و تاکنون مفقود می باشد .۲۰- امير غفوری ، در روز دوم بهمن ماه سال ۷۵ هنگامی که به محل کار خود می رفته مفقود و تاکنون اثری از وی نمی باشد .۲۱- سيد محمود ميلانی ( شوهر خواهر امير غفوری ) در روز ۲۳ فروردين ۷۶ در مشهد هنگام عزيمت از محل کار خود به منزل ،به وسيله سرنشينان اتومبيلی ربوده می شود . نگهبان ساختمان می گويد ماشينی پای او توقف کرده و بلافاصله دو نفر پياده شده و با ضرب و شتم او را سوار و سريعا حرکت کردند .۲۲- مجيد رنجبر تنها قربانی اين آدم ربايی ها در مشهد بود که با مقاومت خود و کمک اهالی خيابان سعدی مشهد از دست آدم ربايان گريخت .هفت نفر اخير سابقه فعاليت سياسی و زندان نيز داشته اند و پس از تحمل محکوميت قانونی و آزادی ،مجددا ربوده می شوند .در حال حاضر از سرنوشت آنها اطلاعی در دست نيست .۲۳- فرج سرکوهی : نويسنده . در سيزدهم آبان ماه ۷۵ ربوده شد که قرار بود جسد او در آلمان رها شودکه پيش از قتل ، با نامه ای که به آلمان فرستاد و ماجرا بر ملاشد جان به در برد .۲۴- دکتر احمد تفضلی : در ۲۴ دی ماه ۷۵ هنگامی که با اتومبيل خود از دانشگاه به خانه اش می رفت حدود ساعت ۲ بعد از ظهر نزديک خانه اش در شميران نا پديد شد . حدود ساعت ۹ شب مامورين گشت پاسگاه انتظامی باغ فيض جسد او را در کنار اتومبيلش پيدا کردند .در حالی که پای او از چند جا شکسته بود .۲۵- صانعی و همسرش نيز در اواخر سال ۷۸ مفقود شده بودند که پس از چند روز جنازه آنها کشف شد . صانعی در يک مؤسسه تحقيقات تاريخی کار می کرد . قابل ذکر است قبل از اين اتفاق وزارت اطلاعات در چند نوبت او را احضار و از اوتحقيق کرده بود. ۲۶- دکتر غفار حبيبی ، استاد دانشگاه و از فعالين کانون نويسندگان که در بيستم آبان ماه سال ۷۵ به قتل رسيد.۲۷- ابراهيم زال زاده مدير مؤسسه نشر ابتکار در ۵/۱۲/۷۵ ناپديد شد و در اوايل فروردين ۷۶ جسد او در بيابانهای يافت آباد پيدا شد .۲۸- عباس نوائی در يکی از روزهای ماه رمضان سال ۷۶ ناپديد گشت . او در اواسط سال ۶۶ از زندان سپاه آزاد شده بود و ديگر فعاليتی نداشت اما تحت نظر بود و بايستی هر ماه خود را معرفی می کرد .۲۹- حميد حاجی زاده ،شاعر و نويسنده آزاده کرمان به همراه کودک ۹ ساله اش ( کارون ) در خانه اشان قطعه قطعه شده بودند .۳۰- پيروز دوانی : از فعالين سياسی و فرهنگی در تاريخ ۳/۶/۷۷ از هنگامی که قصد رفتن به منزل داشت تاکنون اثری از او در دست نيست .۳۱- دکتر مجيد شريف در ۲۸ آبان با لباس گرمکن برای ورزش از خانه خارج شد و ديگر هرگز برنگشت . خانواده اش روز چهارشنبه چهارم آذر ۷۷ جسد او را در پزشکی قانونی شناسايی کردند ،۳۲- محمد مختاری در روز ۱۲ آذر ۷۷ هنگامی که برای خريد مايحتاج روزانه از منزل خارج شد ناپديد و جسد او صبح جمعه ۱۳ آذر ماه و بوسيله يک راننده رهگذر در امين آباد شهر ری پيدا شد .۳۳- محمد جعفر پوينده در روز چهارشنبه ۱۸ آذر۷۷ در خيابان ايرانشهر ربوده شد و روز شنبه ۲۱ آذر پاسگاه انتظامی شهريار از کشف جسد او در بادامک شهريار اطلاع داد .

اين ها بخشی از اسامی قربانيان سياسی مافيای خشونت است . والا قتلهای ديگری مانند فاطمه قائم مقامی ، سيامک سنجری ، دکتر بختيار و دهها آزاد انديش ديگر نيز وجود دارند که گفته می شود کار همين جماعت طالب قدرت است.

اتحاديه ملی دانشجويان وفارغ التحصيلان ايران ، يک آذر را سمبل خشونت گری نظام حاکم و روز عزای ملی می خواند و تشکيل اعتراضات گسترده در اين زمينه را به معنای نداشتن اشتراک مساعی با تفکرات حکومتی بر می شمرد . قابل ذکر است اين تشکل با تمام نيرو و هماهنگ با حزب ملت ايران روز جمعه به مناسبت ۱ آذر تجمعی را در حسينيه ارشاد رأس ساعت ۲ تا ۵ بعد ازظهر برگزار می کند .

 

اتحاديه ملی دانشجويان وفارغ التحصيلان ايران

متشکل از : کميته دفاع دانشجويان از زندانيان سياسی

سازمان دانشجويان روشنفکر ايران

سازمان ملی دانش آموزان ايران