|
جهانی بی جنگ بسازيم!
هادی
شمس حائری هلند.
لجاجت
امريکا برای حمله به عراق جهان را بين دو راهی جنگ يا صلخ قرار داده است.
اين بار بر
خلاف ۱۰ سال قبل که امريکا توانست تقريبا تمامی کشورها را عليه عراق با خود همراه سازد
و يک بسيج جهانی عليه صدام بوجود آورد، حتی در بدست آوردن حمايت متحدين غربی خود
عاجز مانده و هنوز نتوانسته آن ها را متقاعد سازد.
کشورهای
اروپای غربی بجز کشور انگلستان تقريبا همگی مخالف حمله يکطرفه امريکا به عراق می
باشند، اين مخالفت هر روز طرفداران بيشتری در بين کشورها و سازمانها و نهادهای
اجتماعی به دست می آورد.
تظاهرات ضد
جنگ شنبه ۲۸ سپتامبر در شهر لندن بزرگترين تظاهرات از اين نوع در تاريخ کشور
انگلستان بشمار می رود. خبر گزاری ها تعداد جمعيت را حتی تا نيم ميليون تخمين زده
اند. تعداد گروه ها و سازمانها و احزابی که در اين تظاهرات شرکت کرده بودند بسيار
زياد و متنوع بود. شرکت کنندگان در اين گردهمايی همگی در مذمت جنگ و راه حل های
صلح آميز تاکيد کرده اند. شهر دار لندن آقای ليوينگستون يکی از چندين سخنرانانی
بود که خطاب به حاضرين به شدت به امريکا و سياست مقابله با عراق حمله کرد و گفت:«
اين ماجرا از ۱۰ سال پيش آغاز شده است و در واقع اين جنگی بر سر نفت است». او
افزود :«اين جنگ هيچ ربطی به حقوق بشر و يا سلاح های کشتار جمعی ندارد» او تأکيد
کرد:«در منطقه فقط يک کشور است که دارای سلاح هسته ای است و آن اسرائيل است نه
عراق». او دولت انگليس را سگ امريکا لقب داد. (راديو بی بی سی)
نکته قابل
توجه و مهم اين تظاهرات، حمايت تظاهر گنندگان از مردم فلسطين و انتقاد شديد از
اريل شارون و همچنين سکوت امريکا از وجود سلاح های کشتار جمعی در اسرائيل می باشد
که يک پيروزی برای مردم فلسطين به شمار می رود. تظاهر کنندگان با شعار اسرائيل
رايش چهارم است و بوش، بلر، سرمايه داری، محور شرارتند اعتراض خود را بيان کردند،
و اين درک سياسی وهوشمندانه مردم انگليس از مسائل پشت پرده را نشان می دهد.
مخالفت با
جنگ حتی در درون حکومت امريکا نيز بالا گرفته و دمکرات ها، مخالفت خود را با سياست
های بوش پسر در حمله به عراق ابراز داشته اند.
اين که وجود
صدام به خاطر رفتار جاه طلبانه و ديکتاتورمآبانه اش عامل تحريک افکار عمومی جهان
گرديده حرفی نيست، اما امريکا برای دستيابی به اهداف اقتصادی در منطقه که نفت محور
اصلی آن است عراق را بهانه قرار داده است.
طبق بعضی
اسناد که روزنامه ها غربی منتشر کرده اند هدف امريکا تعيير نقشه جعرافيای خاور
ميانه است و حتی صحبت از تجزيه بخش نفت خيز عربستان در ميان است.
مخالفت دولت
ها و از جمله مخالفت دولتمردان امريکائی با جنگ را بايد با مخالفت اقشار و توده
های اجتماعی و سازمانهای حقوق بشری و محيط زيست فرق گذاشت زيرا ماهيت اين دو نوع
مخالفت يکسان نيست. اما به هر حال بايد از نفس مخالفت با جنگ حتی اگر اهداف انسانی
هم پشت آن قرار نداشته باشد استقبال کرد و آن را در جهت آرمانهای بشری تقويت نمود.
برای دور
کردن جنگ در جهان، روشنفکران و گروه های حقوق بشری و ضد جنگ و همه سازمانهای سياسی
مترقی بايد تلاش کنند و افکار عمومی را به طرق مختلف حول ضديت با جنگ بسيج نمايند
و هدف از جنگ را که اساسا نياز سيری نا پذير سرمايه داری برای فروش تسليحات نظامی
و تسلط بر منابع کشور های فقير است برای مردم افشا کنند.
بسيج افکار
عمومی شهروندان اروپائی و امريکائی عليه جنگ تنها راه جلوگيری از جنگ است دولتهای
قلدر و متجاوز از تهديد نظامی و تروريستی ترسی به خود راه نمی دهند بلکه آن را
برای اهداف توسعه طلبانه خود مغتنم می شمارند. ترس دولتمردان غربی از مردمی است که
می بايد در دور بعدی به آنان رأی دهند، تنها پاشنه آشيل اين دولتها آراء مردم است.
بايد برای مردم روشن ساخت که ملت ها هيچ سودی از جنگ نمی برند و تنها نفع جنگ عايد
سرمايه داری و دشمنان مردم می شود. جنگ ويتنام که بعلت فشار های داخلی مردم امريکا
منجر به پايان يافتن آن شد تجربه خوبی در اختيارما می گذارد.
مخالفت با
جنگ و خشونت بايد همه جانبه و جهان شمول باشد. نمی توان تنها با جنگ دولتها و يا
جنگ دولت ها عليه ملت ها مخالف بود اما در مقابل ساير گروه های جنگ طلب و تروريست
بی تفاوت بود. بايد در کنار مبارزه با جنگ، قباحت مبارزات مسلحانه که انسان را از
دو طرف هدف کشتن قرار می دهد نيز به مبارزه برخاست. بايد از سازمانهای مسلحانه کار
و تروريستی خواست که برای مبارزه به روش های متمدنانه و انسانی تر روی آورند.
تروريسم يکی از مبانی تحريک افکار عمومی توسط دولتهای سوء استفاده گراست، ما بايد
دست آن ها را از اين حربه کوتاه کنيم.
بايد راه حل
سلاح را برای حل مسائل، در کليه جوانب به حد اقل رساند. وقتی که هدف و وسيله از يک
جنس باشند، وقتی کشتن انسان به هر دليل مجاز نباشد، وقتی اعدام تحت هر عنوانی ممنوع
باشد و وقتی که خون ريزی عملی وحشيانه قلمداد شود آن وقت حل معضلات و مفاسد
اجتماعی، راه حل های علمی، ريشه ای و متمدنانه پيدا خواهند کرد.
ما می
توانيم و بايد جهانی بی جنگ و صلح آميز داشته باشيم. تظاهرات ضد جنگ در انگلستان
پيش درآمد اين نويد است. بايد آن را توسعه و گسترش داد و حاميان بيشتری در ميان
ملل جهان بدست آورد.
به اميد آن
روز.
۳۰ سپتامبر
۲۰۰۲
|