|
بررسی لوايح پيشنهادی رييس جمهور
محسن يحيوی: حاکم شدن استبداد، نتيجهی
تصويب لايحهی تبيين اختيارات رييسجمهور است
عرب سرخی : چگونه میشود که نظارت استصوابی استبداد نيست اما تذکر رييسجمهور
ديکتاتوری است؟
شاهیعربلو: لوايح اخير مشکلی را حل
نمیکنند؛ هر دو طرف سياسیکاری میکنند.
عليرضا نوری: لايحهی اختيارات رييسجمهور،
مادهی خلاف قانون ندارد
مجيد فراهانی: تصويب لوايح رييس جمهور،
تضمينکننده پيشبرد اصلاحات است
غلامحسين برزگر :لايحه
اختيارات رييسجمهور به تذکرات وی ضمانت اجرايی میدهد
حبيبزاده: اعلام علنی تخلفات ناقضين قانون
اساسی در صحن مجلس منعی ندارد
کواکبيان: لايحه تبيين اختيارات رييس
جمهور، سه اشکال اساسی دارد
قائممقام جامعهی اسلامی مهندسين گفت: در صورت تصويب لايحهی
تبيين اختيارات رييسجمهور، استبداد سياسی در کشور حکمفرما خواهد شد؛ همچنين بايد
فاتحهی دستگاه قضايی را خواند.
به گزارش ايسنا، محسن يحيوی، قائممقام جامعهی اسلامی
مهندسين در ميزگرد بررسی لوايح پيشنهادی رييسجمهور در محل خبرگزاری دانشجويان
ايران (ايسنا) با بيان اين مطلب عنوان کرد: نيروهای هوادار آقای خاتمی پس از
پيروزی ايشان در انتخابات دوم خرداد به جای بهرهبرداری از تمام اختيارات
رييسجمهور برای حل مشکلات مردم تلاش کردند ارگانهای خارج از نظارت دولت را به
زير مجموعههای آن تبديل کنند، از اين رو در ابتدا اعلام کردند که مجلس بايد زير
نظر رييسجمهور باشد و حتی در دوران مجلس پنجم بحثی مطرح شد مبنی بر اينکه
رييسجمهور بايد حق انحلال مجلس را داشته باشد.
وی افزود: نيروهای هوادار خاتمی در ادامهی تلاش خود بيان
کردند که ارگانهايی نظير قوهی قضاييه، شورای نگهبان، بسيج و سپاه هم بايد زير
نظر رييسجمهور باشد تا ايشان بتواند برنامههايش را محقق کند.
يحيوی با بيان اينکه هواداران خاتمی از طريق فشار از پايين و
چانهزنی در بالا به دنبال افزايش اختيارات رييسجمهور بودند، اظهار کرد: آنها پس
از پيروزی در مجلس ششم، تحکيم وحدت را بر محيط دانشگاهها حاکم و از آن به عنوان
نوک پيکان برای رسيدن به اهدافشان استفاده کردند.
وی ادامه داد: هواداران خاتمی تمامی تلاششان را برای تحت فشار
گذاشتن نظام به کار بردند تا از اين طريق مسوولان نظام را به پذيرش خواستههای خود
وادار کنند و در اين راستا حوادث ۱۸ تيرماه به وجود آمد که بعدها ماهيت اين حرکت
مشخص شد.
اين فعال سياسی در ادامه تاکيد کرد: تمامی اين حرکتها برای
بسط سلطه بر تمامی ارکان نظام انجام گرفت، ولی با توجه به اينکه چنين حرکتهايی
زمينهی مردمی نداشت با شکست مواجه شد.
قائم مقام جامعهی اسلامی مهندسين خاطرنشان کرد: پس از شکست
تلاشها برای سلطه بر ارکان نظام، بحث خروج از حاکميت مطرح شد تا آشفتگی در نظام
ايجاد شود. اين افراد تصور اوليهشان اين بود که با خارج شدن از حاکميت، در کشور
بحران ايجاد میشود ولی کشورمان بارها اين امتحان پس داده است و اين امر تحقق پيدا
نخواهد کرد، زيرا بارها ديدهايم که تمامی نمايندگان مجلس در موقعيتهای حساس
تبعيت حزبی ندارند، بلکه مسووليت اخلاقی و ملی خود را مد نظر قرار میدهند.
وی دربارهی لايحهی تبيين اختيارات رييسجمهور نيز گفت: اگر
شکی در تفسير قانون اساسی وجود دارد به مجلس ارتباط پيدا نمیکند. تفسير قانون
اساسی بر عهدهی شورای نگهبان است و اين مساله در حد و حدود مجلس نيست.
يحيوی تصريح کرد: مادهی ۱۴ اين لايحه مخالف اصول قانون اساسی
و استقلال قواست؛ همچنين استقلال قوهی قضاييه را نقض میکند.
يحيوی افزود: آنچه که در اين لايحه مطرح شده است به هيچ وجه
تبيين اختيارات نيست. بلکه گرفتن اختيارات جديد است و استقلال قوا را از بين خواهد
برد.
نمايندهی پيشين مجلس شورای اسلامی دربارهی لايحهی اصلاح
قانون انتخابات هم بيان کرد: نظارت بر انتخابات بايد از سوی مرجعی مستقل انجام
شود. اگر ما بخشی از اختيارات نظارتی شورای نگهبان را به قوهی مجريه بدهيم، خود،
نقض غرض است و اهداف مورد نظر قانونگذار و تبيين کنندهی قانون اساسی را برای صحت
انتخابات و حفظ حقوق مردم خدشهدار میکند.
يحيوی تاکيد کرد: از نظر اولويتبندیها، مشکلات مملکت در اين
دو لايحه لحاظ نشده است. بنابراين لوايح نه تنها مشکلات مردم را حل نمیکنند بلکه
خود مشکلساز خواهند بود.
وی در پايان گفت: اين دو لايحه به مسائل گذشته متصل است و به
نظر میرسد چنين حرکات و تلاشهايی تا عملی شدن بسط تسلط بر تمامی ارکان نظام
ادامه پيدا کند. طرفداران اين تلاشها میخواهند با طرح اين لوايح ناتوانیهای خود
را به دليل عدم رعايت اصل شايستهسالاری توجيه کنند و اين مشکلات را به گردن
ديگران بيندازند.
عرب سرخی : چگونه میشود که نظارت استصوابی استبداد نيست اما تذکر رييسجمهور
ديکتاتوری است؟
کسانی که میخواهند رای مردم را از طريق رد صلاحيت در اختيار
بگيرند به رای آنان اعتقادی ندارند، زيرا اگر اعتقاد داشتند به آن احترام
میگذاشتند.
به گزارش خبرنگار ايسنا، فيضالله عرب سرخی، عضو سازمان
مجاهدين انقلاب اسلامی در ميزگرد بررسی لايحهی پيشنهادی رييسجمهور که صبح امروز
در خبرگزاری دانشجويان ايران برگزار شد، گفت: مصاحبهی اخير رييسجمهور حاوی نکاتی
بود که از جمله مهمترين آن نکات، نحوهی ارائهی دو لايحه در باب اصلاح قانون
انتخابات و تبيين اختيارات رييسجمهور است؛ اما هيچ کس اين برداشت را ندارد که اين
دو مساله تمام مشکل پيش روی خاتمی است، در حقيقت اين بار اول و دوم نيست که اصلاح
قانون انتخابات مشمول اصلاح شده است. اين اصلاح نيز مانند گذشته اما با کمی تفاوت
در جهتگيریها انجام شده است.
وی ادامه داد: در اين مباحث مانند احراز صلاحيت از سوی شورای
نگهبان و هم شفافتر شدن قانون در مقام عمل چه در بحث اجرايی و چه بحث نظارتی، در
قانون بندهايی داريم که به هر شکل توسط مجری يا ناظر قابل تفسير است؛ مشکل اين است
که با تغيير ناظر يا مجری، مصاديق نيز تغيير میکنند. بنابراين قانون بايد به
شفافيت برسد تا برداشتها نيز حداقلی شود. همچنين واژههايی در قانون اساسی کشدار
هستند و در مقام عمل نيز مشکلساز میشوند؛ مجلس بايد دربارهی اين تعابير کشدار
فکری کنند، در حقيقت اين تشخيص بايد در قانون اساسی مشخص شود نه اينکه تشخيص به
دستگاهها و افراد داده شود.
اين عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی تصريح کرد: بسياری از
مناقشههای موجود در انتخابات بر سر برداشتهای متفاوت از قانون است، پس اين مساله
بايد در ذيل لايحهی ارائه شده به مجلس حل شود. ما نبايد اجازه پيدا کنيم که با
تشخيص خود دربارهی صلاحيت يا عدم صلاحيت صحبت کنيم. در حقيقت گزارشهای افراد خارج
از جريان قانونی بايد از مدار بحث خارج شود تا بتوانيم در اين زمينه قانونی داشته
باشيم.
عرب سرخی افزود: در يک قانون شفاف نه دستگاه مجری میتواند
برداشت اختصاصی داشته باشد و نه ناظر میتواند شيوههای خاص را تحميل کند. اگر اين
قانون با اصلاحات خود متضمن نتيجهای باشد رييس جمهور به خواستهی خود دست
میيابد. ما بايد از نظارت تعريف داشته باشيم، نوع نظارت فرق نمیکند بلکه بحث بر
سر اين است که نظارت بايد قانونمند باشد.
وی ادامه داد: در بحث تبيين اختيارات رياست جمهوری موافقيم که
خاتمی در پی گسترش و افزايش اختيارات نبوده بکله خاتمی میگويد اجرای قانون از سوی
رييس جمهور يک اصل است و فکر میکند اين قانون پاسخگو نيست، پس سعی میکند امکان
اجرايی قانون را نيز داشته باشد. اگر رييس جمهور مسوول اجرای قانون اساسی است پس
بايد در هر قوهای نظارت کند، در حقيقت شاهبيت اين لايحه نحوهی نظارت است و ديگر
اينکه اگر تخلف صورت گرفت بتواند آن را متوقف کند. پس نحوهی نظارت رييس جمهور بر
دستگاهها در مقام اجرای قانون اساسی و دادن حکم توقف به موارد نقض قانون اساسی از
موارد مهم مطرح شده در لايحهی رييسجمهور است.
عربسرخی در پاسخ به اين سوال که به چه دليل رييس جمهور، خود
اين دو لايحه را تقديم مجلس کرده و اگراين دو لايحه تصويب شود چه تاثيری در روند
حرکت اصلاحات خواهد گذاشت، گفت: در قانون اساسی مسووليت اجرايی قانون اساسی به غير
از بندهای مربوط به رهبری بر عهدهی رييس جمهور گذاشته شده است، در بحث انتخابات،
مسووليت شورای نگهبان، نظارت بر انتخابات است. دوستانی در تبيين اين دو مساله در
باب مسووليت رييسجمهور میگويند مسووليت او اجرايی است و اشاره میکنند که بايد
نظارت کند و اين نظارت حتما بايد غيراستصوابی باشد، يعنی هيچ کس نبايد مداخله کند
زيرا هر نوع مداخله به معنای تداخل قوا خواهد بود، اما { از نظر آنها } دربارهی
شواری نگهبان اين نظارت را میشود به معنای دخالت در جزئیترين مسائل انتخابات
تعميم داد، بعد اسم اين میشود ديکتاتوری، اما اسم آن يکی میشود، تفکيک قوا.
وی ادامه داد: اينکه شورای نگهبان از نظر قانونی اختيار دارد
تا مصوباتی از مجلس را که تشخيص میدهد طبق شرع يا قانون اساسی نيست، رد کند،
استبداد نيست، اما اينکه رييس جمهور که مسوول اجرای قانون است تذکر داد يا نقض
قانون اساسی را متوقف کرد، ديکتاتوری است؟. ما در اين بحث به روشنی يک بام و دو
هوا را به خوبی مشاهده میکنيم. اگر نظارت را به مفهومی که مورد اشاره قرار گرفت،
قبول کرديم چرا نظارت سه قوه بر صدا و سيما را به اين ترتيب نمیپذيريم؟ چرا نظارت
بر امر انتخابات به اين ترتيب استصوابی است اما نظارت سه قوه بر صدا و سيما
استصوابی نيست؟ کدام تعبير در متن قانون اجازهی چنين تفسيری را میدهد؟ آيا گفت و
گوهای خبرگان قانون اساسی اجازهی چنين تفسيری را میدهد و يا اينکه چون اينجا در
اختيار جناح ماست پس بايد نظارت استصوابی باشد و چون جای ديگر در اختيار ما نيست
نبايد نظارت استصوابی باشد؟.
عربسرخی گفت: اگر همين حرفها روشن در اختيار مردم قرار گيرد
نتيجهگيری در مورد آن خيلی سخت نيست. تاکيد دارم که دوستان ما نگويند که مردم
چنين يا چنان میگويند. مردم نظرشان را در آرايشان مشخصا اعلام میکنند. آنجايی که
مردم نظرشان را رسما اعلام میکنند پای صندوق های رای است، مردم در تمام
انتخاباتها به رقم تمام مسائل نظر خود را دادند، بنابراين نظر مردم روشن است. يعنی
نظر مردم از سوی نمايندگان منتخبشان اعلام میشود نه کس ديگری.
عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی تاکيد کرد: مردم يعنی
اکثريت در صندوق رای، دوستان مشاهده کنند که چه ميزان از کسانی که بحث رفراندوم را
مطرح میکنند انتقاد کردند. جناح اصلاحات گفته است اگر اين نظر ما پذيرفته نشود
برای اينکه ما نشان دهيم اين نظر مردم است آن را به رفراندوم میگذاريم، اين حرف
به خط گيری از آمريکا متهم شده، اما اينکه بخش قابل توجهی از کسانی که تصور
میشود رای میآورند، رد صلاحيت میشوند نبايد به جايی ربط داه شود و کاملا به
مردم ربط دارد؟. اگر کسی مشکل خود را با مردم در ميان گذاشت و از مردم خواست به
نفع او حرف بزنند و در راهپيمايی به نفع او شرکت کنند آيا غوغاسالاری است؟ اگر
کسانی اين اجتماع و راهپيمايی را بر هم زدند و فجايع را به راه انداختند چه
میشوند؟ مطبوعات را بايد تعطيل کنند و کسی حق اعتراض نداشته باشد و معنايش اين
است که قوهی قضاييه زير سوال رفته است؟ نبايد اين حق را برای رييس جمهور که ليدر
يک جناح سياسی و دارای رای مردم است قائل شويم که آنجايی که به تشخيص کارشناسان
فکر میکند نقض قانون اساسی صورت میگيرد دستور توقف دهد تا در يک مرجع صلاحيتدار
رسيدگی شود، آيا اگر اين حق را به رييس جمهور دهيم يعنی دعوت به ديکتاتوری
کردهايم. اتهاماتی که به نمايندگان مجلس زده شد و تيترهايی که عليه مجلس زدند اگر
عليه قوهی قضاييه زده میشد، آن روزنامه میتوانست حتی يک روز ادامهی انتشار
پيدا کند، حتی تذکر هم داده نشده، چگونه است که اگر به رييس جمهور ناسزايی گفته
شود نظام تضعيف نمیشود و مدعیالعموم نبايد شکايت کند اما اگر به هر کدام از
ارکان يک جناح سياسی کمترين خدشهای وارد شود، مدعیالعموم وظيفهی خود میداند که
دفاع کند.
وی تصريح کرد: کسانی که میخواهند مجلس را از طريق رد صلاحيت
در اختيار بگيرند به رای مردم معتقد نيستند اگر کسی معتقد به رای مردم باشد به رای
مردم احترام میگذارد، میتواند رای را قبول نداشته باشد اما احترام میگذارد و در
مسير رای مردم کارشکنی نمیکند.
عربسرخی خاطرنشان کرد: ما بايد تعاريف خود را از اختيارات،
دخالت، استبداد، مردم و رای آنان روشن کنيم. اگر اين تعاريف روشن بود ما امروز
گرفتار چنين مسائل و مشکلاتی نبوديم. اينکه اجازه ندهيم رای نمايندگان مردم تصويب
شود، خلاف است.
اين عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی تصريح کرد: با چه نگرشی
در اين دوره تمام رسانههای يک جناح قلع و قمع میشوند. اما يک نشريه از آن طرف
لطمه نخورده. نکتهی مورد نظر من اين است. اگر رسانههای دو طرف تعطيل میشدند
میگفتيم تبعيض نيست.
عربسرخی ادامه داد: برای اينکه بخواهيم به مسائل مردم
بپردازيم نيازمند فضايی هستيم که بتوان در آن فضا راجع به مسائل مردم حرف زد. اگر
قرار است بگويم اقتصاد مهمتر است يا سياست، مردم بايد اين را بگويند، نظر مردم را
هم بايد از رايشان فهميد.
شاهیعربلو: لوايح اخير مشکلی را حل نمیکنند؛ هر
دو طرف سياسیکاری میکنند
لايحهی اختيارات رييسجمهور سياسی و در جهت سرپوش گذاشتن بر
ضعف عملکردها و مديريتهاست؛ هيچ مشکلی را هم از مردم حل نمیکند.
به گزارش خبرنگار ايسنا، محمد شاهی عربلو نمايندهی مردم
هشترود در مجلس شورای اسلامی که در ميزگرد بررسی لوايح پيشنهادی رييسجمهور در
خبرگزاری دانشجويان ايران سخن میگفت، با بيان اين مطلب افزود: در مورد اصلاح
قانون انتخابات، متداول است که در هر دوره در زمان نزديک شدن انتخابات مجلس
اصلاحاتی میپذيرد. در اين دوره اين اصلاحات به شکل ديگری آمده و در قانون
انتخابات دو هدف عمده دنبال میشئد؛ هدف اول، نظارت استصوابی موجود در قانون فعلی
است که در اين لايحه تلاش شده به نحوی از اين استصواب کم شود، نه اينکه برداشته
شود.
وی گفت: متاسفانه در لوايحی که ارايه میشود، بحث بيرونی آن و
شائبههای مطبوعاتی بهگونهای ديگر است. در اينجا دولت نظارت استصوابی را در
لايحهی جديد قبول کرده است. منتهی مقداری از اين حدود اختيارات استصوابی را از
شورای نگهبان گرفته و به هيات اجرايی و وزارت کشور تضمين کرده است. پس کسانی که
مخالف نظارت استصوابی بودند در اينجا کاملا نظارت استصوابی را قبول کردند؛ زيرا
نظارت بدون استصواب، معنايی نخواهد داشت. مطلب دوم، نحوهی تعيين صلاحت
کانديداهاست. در اينجا تلاش شده شکل تاييد صلاحيتها از روال اثباتی به روال سلبی
تبديل شود و مادهی ۲۸ را بهگونهای اصلاح کردند که شورای نگهبان بايد عدم صلاحيت
کانديدا را احراز کند؛ در حالی که در قانون موجود، روال بر احراز صلاحيت فرد بوده
است و مستند را بر اصل برائت قرار دادند. در لايحهی تبيين اختيارات رياست جمهوری
هم به اين نحو است. در شايعاتی که در بيرون است تلاش میشود اينگونه وانمود شود
که مشکلات کشور به خاطر کمبود اختيارات رييسجمهور در قانون فعلی است و اين لايحه
ارايه شده که آن اختيارات را جبران کند و در نهايت اولا ناکارآمدیهای موجود در
سيستم اجرايی و نواقص موجود در کشور به خاطر کمبود قانون بوده است، نه به خاطر ضعف
مدريت و دوم اينکه نويدی باشد برای آينده که با اصلاح اين قانون مشکلات برطرف
شود؛ در حالی که لايحهی ارايه شده، اين نيست. لايحهی ارايه شده افزايش اختيارات
رياست جمهوری نيست بلکه تبيين حدود اختيارات رياست جمهوری در اصل ۱۱۳ قانون اساسی
و صحيح است، برای اينکه حدود اختيارات رييسجمهور تبيين شود به موجب قانون عادی
خواهد.
شاهی عربلو تصريح کرد: در مورد قانون انتخابات، روال اين
بوده است که هر دوره تجديد نظر میشود و اين طبيعی است. اين مساله مخصوص جناح خاصی
نيست و تمام جناحهايی که اکثريتی پيدا کردهاند اين روال را ادامه دادند. اين
قسمت طبيعی است. اما در قسمت دوم بايد گفت شعارهايی که جناح اکثريت فعلی در
انتخابات دادند چند شعار بود، آن روز حل مشکلات مردم را منوط به تحقق آن شعارها
میدانستند و سياست کاری برای آيندهی خود متصور میشدند که اگر در آينده در مجلس
موفق نبوديم، میتوانيم بسياری از مشکلات را به گردن وظايف شورای نگهبان که مانع
از مصوبات مجلس است بيندازيم . پيرو اين شعارها اين افراد را میتوان به دو دسته
تقسيم کرد؛ يک دسته میدانستند که اين شعارها و برداشتن نظارت استصوابی شورای
نگهبان عملی نيست و اگر برای مردم واضح شود که معنای برداشتن نظارت استصوابی يعنی
تکقطبی کردن قدرت انتخابات و سپردن آن به دست مجريان که قطعا آنها از طرف ديگر،
حرکات سياسی خود را شروع خواهند کرد و مطالبات مردم هم اين نيست. اين دوستان
میدانستند امکانپذير نيست و صرفا برای ايجاد موج جديد در انتخابات اين شعارها را
دادند. قشر دوم از اين گروه که به نام دوم خرداد مشهور هستند آنهايی بودند که فکر
میکردند اگر نماينده شدند میتوانند هر کاری انجام دهند.
اين نمايندهی مجلس شورای اسلامی تصريح کرد: در نظارت
استصوابی با وجود دو قطب قوی مجريان و ناظران انتخابات اين همه مشکلات داريم. اگر
تمام اختيارات به يک طرف داده شود اوضاع بدتر میشود و اين کار باعث میشود که
جمهوريت نظام و آرای مردم معنای خود را ازست بدهد. وی افزود: دليل دوم ارائهی
لايحه اين است که نمايندگانی که دوسال از نمايندگیشان گذشته و به قانون اساسی و
حدود اختيارات اطلاع پيدا کردهاند میخواهند بگويند ما گام عملی برداشتيم.
وی يکی از محسنات اين لايحه را اين گونه عنوان کرد: با
ارايهی اين لايحه ثابت کردند که نظارت بايد استصوابی بماند و دوم اينکه ثابت
کردند شعارهای که دادند مانند "نظارت استصوابی مانع است و ..." شعاری
بيش نبوده است. تغييراتی که دادند کاملا به ضرر نمايندگان و مردم است. آنجا که به
ضرر نمايندگان است مادهی ۲۸ است. اينها فکر کردند اگر اصل برائت را جاری کنند و بگويند
بايد عدم صلاحيت فرد را احراز کنيد، بهتر است اما بنده بايد بگويم خير، به هيچ
عنوان اينگونه نيست. ما در تاييد صلاحيت تا به حال دارای مشکل بوديم؛ يکی عدم
وفاداری به قانون اساسی و ولايت مطلقهی فقيه، شهرت به فساد و تجاهر به فسق و عدم
التزام و اعتقاد عملی به اسلام و جمهوری اسلامی بود. اين سه مورد همواره مورد
اختلاف شورای نگهبان و وزارت کشور بود. حال که لايحهی جديد را دادند آوردهاند که
تا به حال که ما التزام فرد به اسلام را ثابت میکرديم حال بايد عدم آن را اثبات
کنيم؛ يعنی ما بايد کنکاش کنيم که برای فرد، يک مدرکی درست کنيم. اگر مسالهی
جناحی در کار باشد اين کار بسيار راحت است. اين لايحه که ارايه شده هيچ مشکلی از
انتخابات را حل نمیکند و هيچکدام از شعارهای را که به مردم داده شده اثبات
نمیکند و صرفا عدم تحقق آن وعدهها و شعاری بودن آنها را به اثبات میرساند.
شاهی عربلو تصريح کرد: من نه طرفدار دولت هستم و نه طرفدار
قوهی قضاييه و شورای نگهبان . من طرفدار نظام هستم. هرکدام از اينها در چارچوب
نظام باشد شامل طرفداری میشود. ما بايد طرفدار مردم باشيم. اصل ۱۱۳ صراحت دارد.
اگر ما نظارت را بهطور استصوابی قبول داريم بايد اينجا هم قبول داشته باشيم.
رييسجمهور نبايد برای نظارت ممانعت اجرايی داشته باشد و اينکه لايحهای که ارايه
داده در اين چارچوب است و ممکن است اشکال هم داشته باشد. لايحهی اصلاح قانون
انتخاباتی که داده کاملا درست است و ممکن است ايراداتی داشته باشد. من اگر به جای
مجلس و شورای نگهبان باشم میگويم هر دوی اين لايحه تصويب شود اما اينها چه مشکلی
از مردم حل میکند. شما خروج از حاکميت را مطرح کرديد؛ به اين دليل که به وعدهها
عمل نکرديد. آيا اين لايحه آن وعدهها را محقق میکند. من به جای شورای نگهبان باشم
اين لايحه را تصويب میکنم. من به عنوان يک فرد ايرانی می گويم اين لايحه هيچ
مشکلی را حل نمیکند و هر دو طرف سياسیکاری میکنند. ما تا چه زمانی میخواهيم
مردم را زير سوال ببريم . اين لايحه سياسی بوده و در جهت سرپوش گذاشتن برای ضعف
عملکردها و مديريتهاست و هيچ مشکلی را از مشکلات مردم حل نخواهد کرد. مشکلات اين
نيست. ما بايد دست از طرفداری بیجا برداريم و حقايق را به مردم بگوييم و دولت و
مجلس را ملزم کنيم که به سمت خدمت به مردم بيايند. چرا اين لوايح به نام رياست
جمهوری میآيد. اين نشانهی اين است که اين لوايح با فشار جناحهای اکثريت تبيين
شده و برای اينکه شبهه را بردارد به نام رياست جمهوری به مجلس میآيد.
شاهی عربلو
گفت: روزی خواهد رسيد که همين جناح به اين مصوبه اعتراض خواهد کرد. مسالهی ديگر
اينکه بنده هيچگاه نديدم شورای نگهبان مانعی برای مصوبات باشد. ما در جامعه مشکل
اختيارات نداريم. دولت جمهوری اسلامی با اين قانون اگر دلی به بزرگی ملت ايران
داشته باشد میتواند مشکلات را حل کند.
عليرضا نوری: لايحهی اختيارات رييسجمهور، مادهی
خلاف قانون ندارد
عليرضا نوری، گفت: لايحهی اختيارات رييسجمهور، مادهی خلاف
قانونی ندارد و بعيد است که شورای نگهبان آن را رد کند.
وی در گفتوگو با خبرنگار پارلمانی ايسنا، افزود: رييسجمهور،
حق دارد راهکار عملی برای اختيارات خود ارايه کند. اگر رييس جمهور قرار است پاسدار
قانون اساسی باشد، بايد بتواند به قسم خود عمل کند.
وی با بيان اين که لايحهی اختيارات رييسجمهور بايد در مجلس
بررسی شود، گفت: فکر نمیکنم لايحهی پيشنهادی رييسجمهور رد شود. البته ممکن است
برخی از موارد آن اصلاح گردد.
رييس کميسيون بهداشت و درمان مجلس، اظهار داشت: نگاه ويژهای
بايد نسبت به شرايط کنونی کشور، نيازهای اجتماعی و مشکلات جامعه ايجاد شود. در
صورتی که لايحهی پيشنهادی خاتمی از سوی شورای نگهبان رد شود بعيد است ايشان
استعفا کند.
وی با اشاره به اين که قانون اساسی، شامل مفاهيم کلی است
تصريح کرد: جزييات مواد قانونی در قانون اساسی مشخص نمیشود و رييسجمهور میتواند
شرح وظايف خود را تبيين و برای اجرای قانون راهکار ارايه کند؛ به عنوان نمونه، در
قانون اساسی بهداشت برای همه ضروری دانسته شده است، ولی راهکار عملی آن در قانون
وزارت بهداشت آمده است.
نمايندهی مردم تهران در خانه ملت، اضافه کرد: قانون اساسی
برای اجرا بايد با قانون عادی پيوند داشته باشد.
مجيد فراهانی: تصويب لوايح رييس جمهور،
تضمينکننده پيشبرد اصلاحات است
استراتژی تفرقه بينداز و حکومت کند، همچنان در دستور کار
جريان اقتدارگرا برای به شکست کشاندن جنبش دفاع از مردم سالاری ملت ايران ادامه
دارد.
مجيد فراهانی، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ايران اسلامی در
گفتوگو با خبرنگار سياسی ايسنا افزود: شش ماه آتی جريان اصلاحطلبی ملت ايران، از
زوايای مختلف با ۵ سال گذشته دارای تفاوت جدی است و به نظر میرسد تکليف پيشرفت و
پيشبرد اصلاحات با توجه به فضايی که در حال حاضر در کشور شاهد هستيم، روشن خواهد
شد. شرايط تاريخی که در حال حاضر در آن بسر میبريم، با توجه به وضعيت سياسی کشور
و همچنين با توجه به عزم دولت و مجلس جهت پيشبرد اصلاحات، شرايطی را ايجاد کرده که
دو لايحهی مهم و سرنوشت سازی در دستور کار دولت و مجلس قرار دارد.
وی ، دو لايحهی مورد نظر رييس جمهور را نظر پذيرفته شدهی
مردم جهت تثبيت دموکراسی و مردمسالاری در کشور دانست و گفت: اگر مردمسالاری را
يک پروسه در نظر گيريم، آنچه مسلم است نهادينه شدن پايههای مردم سالاری و توسعه
سياسی در کشور است، و طبق نظر صاحبنظران و انديشمندان اين مساله زمان زيادی را
خواهد برد و در حقيقت صاحبنظران و انديشمندان معتقدند نهادينه شدن توسعه در کشور
فرآيندی است که حداقل ساليانی طول خواهد کشيد.
فراهانی، مساله اصلی را چگونگی پيشبرد اصلاحات در اين سالها
دانست و عنوان کرد: چگونگی پيشرفت اصلاحات در طی اين سالها مساله اصلی و مهمی
خواهد بود، همچنين اينکه چه شرايطی بايد در کشور حاکم باشد که با گذشت سالها اين
اطمينان برای مردم ايجاد شود تا اصلاحات مسير خاص خود را رفته و در نهايت ما گام
به گام به مردمسالاری نزديک تر شويم. به نظر میرسد بحث تضمين نافذ بودن رای مردم
در انتخابات مختلف و در حقيقت اينکه مردم بتوانند اين امکان را داشته باشند که
خارج از دست اندازیهای غير متعارف نظارت خود را آنگونه که بايد و شايد در محافل
منتخب ساری و جاری کنند، حداقل توقعی است که میتوان داشت ، بنابراين بحث تصويب
اين دو لايحه مانند پیريزی مبنای محکم پيشبرد اصلاحات در کشور خواهد بود، بنايی
که در صورت عدم پايهريزی هيچ تضمينی برای ادامهی حضور و نافذ بودن رای مردم و
پيشرفت اصلاحات در آينده کشور نخواهد بود و همچنين بر عکس در صورت تصويب اين دو
لايحه تضمينهای لازم و جدی برای پيشبرد اصلاحات و برداشتن گامهای بلندتر مردم
جهت رسيدن به توسعه در ابعاد مختلف قابل پيشبينی و بررسی است، به اين دليل به
نظر میرسد با توجه به عزم اصلاحطلبان جهت پيشبرد اين دو لايحه و ارائه اين دو لايحه
توسط دولت به مجلس و تصويب احتمالی آن در مجلس، در صورتی که مراجع ديگر در جهت
تثبيت حداقل مردم سالاری گام بر ندارند، طبيعتا اصلاحطلبان از تنها راهکار خود که
بحث رفراندوم و همه پرسی است، استفاده خواهند کرد.
اين عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ايران اسلامی، افزود: در
صورتی که به هر دليل اين امکان ايجاد نشود که نظر مردم در ارتباط با اين دو مساله
سرنوشت ساز و تاريخی پرسيده شود، طبيعتا هيچ زمينهای برای حضور مجدد اصلاح طلبان
در عرصههای حاکميت برای پيشبرد اصلاحات باقی نخواهد بود .
فراهانی، تصريح کرد: شرايط به گونهای است که اصلاح طلبان
بايد فکر جدی برای پيشبرد و باز گذاشتن راه مردم جهت ادامهی اصلاحات بينديشند.
وی ادامه داد: مساله بعدی بحث تهديدات آمريکا عليه عراق است،
به هر حال ما به عنوان جمهوری اسلامی ايران بايد از رهگذر منافع ملی در عرصهی
سياست خارجی ببينيم و بينديشيم و طبيعی است که سياست خارجی ما ادامهی سياست داخلی
ماست. به هر ميزان که مولفههای مردمسالاری در کشور تثبيت و نهادينه شده باشد، به
همان ميزان فاصله ميان مردم و حاکميت برداشته شده و تهديدات خارجی از کشور رخت
برخواهد بست، زيرا در کشوری که بين ملت، مردم و حاکميت فاصله نباشد و مردم حاکميت
را منتخب خود بدانند ، هيچ قدرت خارجی جسارت برخورد با چنين ملت و حاکميتی نخواهد
داشت، بنابراين برای اينکه ما تهديدات خارجی را نسبت به خود به حداقل برسانيم،
بايد تمام توجهمان به وضعيت داخلی کشور و استحکام مبانی مردم سالاری و توسعه سياسی
و پيشرفت اجتماعی در کشور و برداشتن فاصله ميان ملت و حاکميت باشد به نحوی که مردم
احساس کنند که تمام ارکان حکومت و نظام ازآن آنهاست.
وی ادامه داد: از هر زاويهای که بنگريم چارهای جز تعميق
مبانی مردمسالاری و تضمين ادامهی حاکميت مردمسالار کشور و تعميق مولفههای يک
حکومت مردمی منتخب مردم در تمام عرصهها نداريم.
اين عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ايران اسلامی، افزود: شکاف
تاريخی موجود در کشور ما، شکاف ميان مردمسالاری و اقتدارگرايی و تماميتخواهی است
يعنی تمام جريانات سياسی به ميزانی که تکليف خود را با اين مقوله ومولفه و شکاف
مشخص کنند به همان ميزان پايگاه خود را در افکار عمومی محکم يا تضعيف خواهند کرد
به اين دليل اميدواريم گروههای مختلف سياسی و جريانات مختلف از اين منظر نوسازی
سياسی را در دستور کار خودقرار دهند و تمام جريانات سياسی به اين نتيجه برسند که
راهی به جز همراهی با ملت ايران و به رسميت شناختن حق مردم در تعيين سرنوشتشان
وجود ندارد.
فراهانی، ادامه داد: اصلاحطلبان بايد تمام تلاش خود را در
جهت پيشبرد اين آرمانها بکار گيرند. استراتژی دومی که جريانات سياسی منتسب به
اقتدارگراران پيش خواهند گرفت، بحث ايجاد شکاف و تفرقه بين جريانات و گروهها و
ديدگاههای اصلاحطلب در جامعه است. از گذشته شاهد بوديم که جريان اقتدارگرا به
درستی چهار محور اساسی جنبش اصلاح طلبی مردم يعنی جنبش دانشجويی، مطبوعات،
روشنفکران و احزاب و گروههای سياسی منتسب به جنبش اصلاحی را به اختلافات در تمام
سطوح بکشاند .
وی در پايان اظهار داشت: استراتژی تفرقه بينداز و حکومت کن،
همچنان در دستور کار جريان اقتدارگرا برای به شکست کشاندن جنبش دفاع از مردم
سالاری ملت ايران وجود دارد.
غلامحسين برزگر :لايحه
اختيارات رييسجمهور به تذکرات وی ضمانت اجرايی میدهد
يک عضو کميسيون امنيت ملی
و سياست خارجی مجلس ششم، خطاب به برخی نهادها و گروهها، آنها را نسبت به خطرات
منطقه و تهديدات عليه کشورمان هشدار داد.
غلامحسين برزگر عضو کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی
دربارهی لايحهی اختيارات رياست جمهوری به خبرنگار پارلمانی ايسنا گفت: لايحهای
که از سوی دولت به مجلس ارايه شد دربارهی تضمين اختيارات رياست جمهوری است و اين
امر چيز جديدی نيست و اختيارات زيادی را برای رياست جمهوری به ارمغان نمیآورد
بلکه اختيارات مصرح در قانون اساسی را ضمانت اجرايی میدهد تا تذکر رياست جمهوری
ضمانت اجرايی داشته باشد، نه اينکه در مواردی که ديده شده خاتمی تذکری بدهد و هيچ
ترتيب اثری داده نشده است.
وقتی به رياست جمهوری اختياراتی را دادهاند بايد ضمانت
اجرايی آن را هم در نظر بگيرد.
وی با انتقاد از برخی اختلافاتی که بين قوا و گروهها ايجاد
شده، يادآور شد: دوستان ما بايد مقداری وضعيت منطقه و مسايل بينالمللی اطراف
کشورمان را بيشتر در نظر بگيرند. اگر بناست که وفاق ملی دنبال شود بايد به تهديدات
خارجی توجه کرد و آن را دست کم نگرفت، قرار نيست که هر قوه برای خود يک ساز بزند.
بايد بدانيم که منافع ملی ما در خطر است و انقلاب اسلامی ما هر روز بيشتر تهديد
میشود.
نمايندهی مردم سپيدان تصريح کرد: در کشورمان همگرايی لازم
را نداشتهايم. با توجه به اينکه تهديدات عليه کشورمان هر روز شديدتر میشود،
متاسفانه دايما شعار هم گرايی داده میشود ولی در عمل، ما چيزی نمیبينيم.
وی در پايان با اشاره به برخی نظرات مبنی بر اهميت لوايح
ارايه شده از سوی خاتمی يادآور شد: در جايی بايد اين قضايا حل شود. اگر بنا شود که
مديريت کلان ما بيشتر در مباحث سياسی و شعاری باشد، با توجه به خستگی مردم از
شعارها و نياز به همگرايی در مديريت کلان کشور بايد جايی مشکل حل شود. بايد ديد که
نياز مردم چيست تا به آن رسيدگی کرد. تبعيضها، اختلافات طبقاتی و مسايلی
اينچنينی، مردم را خسته کرده است، به همين دليل پرداختن به موضعگيریهای شعاری
بايد يک جايی تمام شود.
حبيبزاده: اعلام علنی تخلفات ناقضين قانون اساسی
در صحن مجلس منعی ندارد
يک حقوقدان متذکر شد: اعلام تخلفات ناقضان قانون اساسی در صحن
علنی مجلس با توجه به اينکه يک اقدام پيشگيرانه از سوی کسانی است که ممکن است در
آينده مرتکب اين تخلف شوند، منعی ندارد.
دکتر محمد جعفر حبيبزاده، عضو هيات علمی دانشگاه تربيت مدرس
در گفتوگو با خبرنگار حقوقی ايسنا در تشريح ابعاد مختلف لايحهی اصلاحی
رييسجمهور برای قانون تبيين اختيارات خود، اظهار داشت: اينکه براساس اصل ۵۷ قانون
اساسی قوای سهگانه زير نظر ولايت امر است مانعی در اجرای وظايف رييسجمهور براساس
اصل ۱۱۳ قانون اساسی نيست.
درواقع رييس جمهور در اجرای اصل ۱۱۳ به عنوان مسوول اجرای
قانون اساسی وظايفی دارد که برای اجرای اين وظايف میتواند از اهرمهای نظارتی و
بازرسی استفاده کند.
وی تصريح کرد: اگر اين اهرمها در اختيار رييسجمهور قرار
نگيرد نمیتوان انتظار داشت که ايشان به وظيفهی خود عمل کند. اهرمهايی که در
ماده ۱۳ پيشنهادی مطرح شده حداقلهايی است که بايد تحقق پيدا کند تا رييسجمهور
وظيفه مذکور در اصل ۱۱۳ را اجرا کند.
اين حقوقدان تاکيد کرد: به نظر میرسد محدود کردن رييسجمهور
به اهرم مذکور خلاف اطلاق و عموم اصل ۱۱۳ قانون اساسی است و رييسجمهور میتواند
از هر طريقی که مصلحت میداند اين وظيفه را اجرا کند بديهی است راههايی که
رييسجمهور انتخاب میکنند راههای متعارف حقوقی است.
محمد جعفر حبيبزاده در ادامه اظهار داشت: وقتی رييسجمهور
سوگند ياد میکند که قانون اساسی و حقوق و آزادیهای مردم را پاس دارد بايد
روشهای اجرايی آن را پيشرو داشته باشد.
وی در ادامه اظهار داشت: اگر قرار باشد، ساير قوا نسبت به
اختيارات قانونی رييسجمهور در اجرای قانون اساسی تمکين نکنند، چه توقعی از مردم
وجود دارد که آنها حرمت قانون را رعايت کنند رعايت قانون به وسيلهی مسوولين قوای
سه گانه موجب تشويق و ترغيب شهروندان به رعايت قانون و حرمت آن میشود.
مدرس دانشگاه تربيت مدرس گفت: ماده ۴ پيشنهادی يک روش نظارتی
است که مردم از طريق آن متوجه ناقضين قانون اساسی میشوند از طرف ديگر يک اقدام
پيشگيرانه جهت نقض قانون اساسی به وسيلهی کسانی است که ممکن است در آينده مرتکب
اين تخلف شوند لذا، لحاظ بازدارندگی بسيار مهم است و چون ضامن رعايت قانون و حقوق
مردم است، اعلام علنی متخلفين در مجلس هيچ منعی ندارد.
کواکبيان: لايحه تبيين اختيارات
رييس جمهور، سه اشکال اساسی دارد
نيت خاتمی از ارايهی لوايحش، خالصانه است ولی چندان دردی را
از جامعه و اصلاحات درمان نخواهد کرد.
دکتر مصطفی کواکبيان، دبيرکل حزب مردمسالاری در گفت و گو با
خبرنگار سياسی ايسنا افزود: لايحهای که شامل ۴ ماده و ۳ تبصره است و به مجلس
شورای اسلامی تقديم شده، تا حد زيادی میتواند برای مقابله با متخلفين از اصول
قانون اساسی و کسانی که آن را نقض میکنند، مفيد باشد و در مجموع اين لايحه اثربخش
خواهد بود و از تخلفات جلوگيری خواهد کرد.
به اعتقاد وی، اين لايحه چنانچه در مجلس تصويب شود، احتمالا
در مرحله بعد با مشکلاتی مواجه خواهد شد.
مديرمسوول روزنامهی مردمسالاری افزود: در اين لايحه آمده
است که رييسجمهور میتواند دستور توقف تصميماتی که در دستگاههای ديگر گرفته شده
و به تشخيص وی يا هيات پيگيری و نظارت بر اجرای قانون اساسی ، خلاف قانون اساسی
است را بدهد که اين امر سنخيت چندانی با اصل تفکيک و استقلال قوا ندارد . مسووليت
اجرايی قانون اساسی که بر عهدهی رييسجمهور است به معنی جلوگيری از تخلفات است
اما اينکه شيوهی اين امر با صدور توقف تصميمات امکانپذير است يا نه، جای تامل
دارد.
کواکبيان ادامه داد: در اين لايحه ارجاع به مرجع قضايی صالح
عنوان شده تا تشخيص صحت اين امر در آن داده شود و چنانچه اين مرجع ، نظر مخالفی
با نظر رييسجمهور داشت و آن را خلاف قانون اساسی ندانست، هيات کارشناسی ديگری
مرکب از چند تن از حقوقدانان مجلس و حقوقدانانی که از سوی هيات وزيران تعيين
میشوند، تا به نحوی قضايا را حل و فصل کنند.
کواکبيان گفت: بايد تشکيل اين هيات در قانون اساسی پيشبينی
شود؛ چرا که اين امر در وظايف و اختيارات رييسجمهور نمیگنجد و قانون اساسی بايد
مشخصا شيوهی تشکيل چنين هياتی را بيان کند.
به اعتقاد وی، اين لايحه سه اشکال اساسی دارد؛ يکی اينکه طبق
اين لايحه، رييسجمهور میتواند راسا توسط مادهی ۱۴ دستور توقف تصميمات و اقدامات
عليه قانون اساسی را صادر کند که اگر در رابطه با مجلس، قوه قضاييه و يا نهادهای
زير نظر رهبری باشد، هيچ تطابق با تفکيک قوا و وجاهت قانونی ندارد مگر آنکه
مسؤوليت اجرای قانون اساسی در اصول آن به صورت شفافتری تعريف شود که شامل موارد
مطرح شده نيز گردد. ديگر آنکه تشکيل هياتی با ساز و کار خاص از سوی رييسجمهور،
نبايد در قوانين عادی پيش بينی شود بلکه بايد در قانون اساسی قيد گردد . اشکال
ديگری که در اين لايحه آمده آنکه رييسجمهور بايد گزارش تخلفات را به مجلس ارايه
دهد که در اين صورت نقش نهادهای ديگر حکومتی نظير قوه قضاييه که بايد در جريان
تخلفات باشند، ناديده گرفته میشود. مضاف بر اينکه در اين لايحه آمده که
رييسجمهور از طريق تعيين بودجهای خاص نسبت به جبران لطمات وارده به شهروندان به
جهت نقض حقوق اساسی شناخته شدهی آنها از قانون اساسی اقداماتی کند که به نظر
زايد میرسد و بايد در قانون بودجهی سالانه قيد شود.
به اعتقاد وی، عمدهترين اشکال، ارجاع درخواست نقض قانون
اساسی توسط رييس جمهور به شعبهای خاص در ديوان عالی کشور است . تذکر، اصلاح،
تشکيل هيات، خواستار توقف تصميمات شدن و ارجاع آن به دادگاه صحيح است ولی اينکه
دادگاهی با ترکيب خاصی عمل کند، نبايد در قوانين عادی بگنجد.
مديرمسوول روزنامهی مردمسالاری گفت: بحث اين لايحه ، افزايش
اختيارات رييسجمهور نيست؛ چراکه اختيارات رييسجمهور را قانون اساسی تعيين میکند
و مجلس شورای اسلامی صلاحيت آن را ندارد که برخلاف قانون اساسی، چيزی را تصويب
کند. مضاف بر آنکه شورای نگهبان هر تصميمی را برخلاف قانون اساسی رد خواهد کرد.
وی با بيان اينکه پيامد اين لايحه افزايش اختيارات
رييسجمهور خواهد بود، گفت: ارايهی لايحهای مبنی بر افزايش اختيارات رييسجمهور
از سوی وی، در چارچوب قانون اساسی نيست.
اين فعال سياسی درباره تبعات سياسی احتمالی ارايهی اين لايحه
و رد احتمالی آن از سوی شورای نگهبان ، گفت: تنها در صورتی که دو طرف قاطعانه بر
نظر خود پافشاری کنند، چالشهايی را در پی خواهد داشت ولی چنانچه همگی به قانون
روی آورده و بحثها باندی و جناحی و غيرمنطقی پيش گرفته نشود، بحرانی به وجود
نخواهد آمد.
کواکبيان با بيان اينکه شايعاتی مبنی بر استعفای خاتمی در
صورت رد لوايح را نبايد چندان جدی گرفت و يا ملاک قرار داد، گفت: هدف خاتمی از
ارايهی اين لوايح، بسيار خالصانه است و قصد آن بوده که در بحث مسووليت اجرايی
بايد اقدام جدی صورت بگيرد تا در صورت عدم توجه به تذکرات، اقدامی صورت بگيرد؛
هرچند جناح محافظهکار، اين اقدامات را پوششی برای مخفی کردن ناکارآمدیهای گذشته
بداند و يا اينکه افراطيون اصلاحطلب با پيشبينی رد اين لوايح قصد خروج از
حاکميت و يا برگزاری رفراندوم را داشته باشند.
وی با بيان ديدگاهی که معتقد است اين اقدامات، نوعی جنگ قدرت
و سرگرم کردن مردم است، اشاره کرد: براساس اين ديدگاه، چنين اموری، نفعی برای
برآوردن مطالبات مردم نداشته و نه تنها منجر به تحقق اهداف اصلاحات نمیشود بلکه
سبب تاخير در روند اصلاحات نيز میشود.
اين استاد دانشگاه، در مجموع گفت : ديدگاه خاتمی بايد با کار
کارشناسی دقيقتری پيش رود و عواقب و مراتب پس از آن در نظر گرفته شود.
به اعتقاد وی چنانچه کارآمدی دستگاه اجرايی افزايش نيابد،
اميد چندانی نمیتوان به جناح طرفدار خاتمی در آيندهی سياسی کشور داشت.
وی در عين حال متذکر شد که اين ناکارآمدی را نبايد تنها مربوط
به وجود موانع دانست بلکه بخشی از آن مربوط به بیلياقتی و بیکفايتی برخی
دستاندرکاران مربوط است. بنابراين بايد اين روند اصلاح شود تا ارتباط فضای سياسی
آينده با جناح طرفدار خاتمی، شفاف شود.
دبيرکل حزب مردمسالاری در پايان تصريح کرد: اصلاحات، راه
خودش را پيش میبرد و حتی اگر مدعيان طرفداری از آن قصد ايجاد وقفهای در روند آن
داشته باشند، موفق نشده و مردم برای تحقق مطالبات خود به پيش خواهند رفت؛ چرا که
مردم از تحقق مطالبات خود دستبردار نيستند .
|