|
در پاسخ به اظهارات سخنگوی قوه
قضائیه
محمدعلی جداری فروغی:
رسيدگی به پرونده زرافشان
مطابق قوانين
دادرسی نبود!
**رسما موافقت میکنم احکام صادره در مرحلهی بدوی و
تجديدنظر و همچنين دفاعيات ما که به صورت لايحه در مرحلهی تجديد نظر خواهی تقديم
دادگاه شده و نيز لايحهی تقديمی به دادستانی کل کشور تواما چاپ و منتشر و در معرض
قضاوت افکار عمومی علیالخصوص حقوقدانان محترم قرار گيرد
**به عنوان وکيل
ناصر زرافشان آمادگی دارم که به صورت کتبی و يا مناظره عمومی پاسخهای لازم را از
ديدگاه قانونی بدهم و جامعه و محافل حقوقی قضات کنند.
محمدعلی جداری فروغی، وکيل مدافع ناصر زرافشان، به اظهارات
ديروز سخنگوی قوه قضاييه در خصوص پرونده موکلش، پاسخ داد.
وی طی تماسی با خبرگزاری دانشجويان ايران با ابراز اين عقيده
که سخنگوی محترم قوه قضاييه ظاهرا در اين مصاحبه به عنوان نماينده و وکيل رييس قوه
قضاييه و رييس دادگاه صادر کنندهی رای اظهاراتی بيان نموده و اقدامات آنان را
تاييد کرده است، پاسخهای خود را به شرح زير ارائه کرده است:
۱ طبق اصل ۱۷۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی « برای رسيدگی به
جرايم مربوط به وظايف خاص نظامی، يا انتظامی اعضای ارتش، ژاندارمری، شهربانی و
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، محاکم نظامی مطابق قانون تشکيل میگردد ولی به جرايم
عمومی آنان يا جرايمی که در مقام ضابط دادگستری مرتکب شوند، در محاکم عمومی رسيدگی
می شود.» سخنگوی قوه قضاييه تاييد و تاکيد کرده است که « در رسيدگی به اين پرونده
رييس قوه قضاييه برای يکی از قضات شاغل در سازمان قضايی بر اساس اختيار قانونی خود
ابلاغ دادرسی دادگاه عمومی و انقلاب صادر کرده است.» به نظر من از ديدگاه حقوقی،
قاضی ايستاده (بازپرس نظامی) در سازمان قضايی نيروهای مسلح قانونا نمیتواند به
اتهاماتی که صرفا در حيطهی اختيارات دادگاه عمومی و يا انقلاب است رسيدگی کند و
صدور ابلاغ ويژه در اين زمينه بر خلاف اصل ۱۷۲ قانون اساسی و ساير قوانين است.
۲ پروندهی تشکيل شده طبق کلاسهبندی پروندههای سازمان قضايی
نيروهای مسلح و محل تشکيل دادگاه نيز در سازمان قضايی نيروهای مسلح بوده (اتاق
بازپرسی شعبهی ۱۳) بوده است . کليهی احضارنامههای دعوت برای شرکت در جلسات
دادرسی از طريق احضارنامههای سازمان قضايی نيروهای مسلح انجام و به وسيلهی مامورين
اين سازمان ابلاغ شده است . دادنامه ی صادره فاقد شماره میباشد و
شمارهی کلاسهی پرونده هم در آن ذکر نشده است. در دادنامهی صادره، نام و
نامخانواگی قاضی، ذکر نشده و فقط صفحهی آخر آن امضا شده است. حتی به علت نداشتن
مهر شعبهی اول دادگاه عمومی تهران در شعبهی ۱۳ بازپرسی سازمان قضايی نيروهای
مسلح، صفحات دادنامه ابلاغ شده، با مهر برابر اصل ممهور نگرديده است و همچنين به
دليل اينکه در شعبهی ۱۳ بازپرسی نظامی دفتر ثبت مربوط به درخواست تجديد نظر خواهی
از آرای صادره وجود نداشته است. همچنين رسيدی ممهور به مهر و امضای قاضی ويژه
سازمان قضايی نيروهای مسلح به اين جانب داده شده است .
۳ در اظهارات سخنگوی قوه قضاييه، آمده است: « مثلا محل تشکيل
يکی از شعب دادگاه عمومی تهران در وزارت کار است؛ آيا اين دادگاه وابسته به وزارت
کار محسوب میشود؟» در پاسخ ايشان بايد گفت که اگر وزير کار با حکم ويژه به سمت
رياست اين دادگاه محسوب شود به نظر من اين دادگاه هم از لحاظ حقوقی صلاحيت رسيدگی
ندارد زيرا بیطرف نيست. بنابراين به صرف اينکه در زير دادنامه، دادرس شعبهی ۶
دادگاه انقلاب و دادرس شعبهی اول دادگاه عمومی ذکر شود، از نظر قانونی دليل بر آن
نيست که اصول قانون اساسی و ساير قوانين دقيقا اجرا شده و دادگاهی صاحب صلاحيت
تشکيل و اقدام به محاکمه نموده است.
۴ در قسمتی ديگر سخنگوی قوه قضاييه اعلام نموده « صرفا محل
تشکيل اين دادگاه عمومی در سازمان قضايی نيروهای مسلح بوده و الا رسيدگی پرونده
ارتباطی به سازمان قضايی نداشته است.» در اين باره بايد گفت، شاکی پرونده سازمان
قضايی نيروهای مسلح، و قاضی رسيدگی کننده به پرونده طبق تاييد سخنگوی قوه قضاييه
از قضات سازمان قضايی نيروهای مسلح بوده است. مامورينی که به منزل و دفتر کار موکل
جهت بازرسی مراجعه کردهاند و به عنوان اتهام برای موکل مشروب و اسلحه پيدا
کردهاند، از پرسنل تحت اختيار سازمان قضايی نيروهای مسلح بوده و در چنين شرايطی
رسيدگی به عمل آمده است. اگر به زعم سخنگوی محترم قوه قضاييه « اصولا بنای دستگاه
قضايی بر اين نيست که کاری خلاف روال قانونی انجام شود » من از ايشان میپرسم، پس
اگر اين، روال قانونی است، خلاف روال قانونی کدام است؟
وکيل مدافع زرافشان در بخش پنجم اظهارات خود اشاره کرد:
سخنگوی قوه قضاييه گفتهاند « اگر خود محکوم عليه يا وکلای ايشان درخواست کنند،
جهت روشن شدن اذهان عمومی، خصوصا حقوقدانان دستگاه قضايی آمادگی دارد عين حکم
صادره را در اختيار رسانههای جمعی قرار دهد» در اين باره بايد اشاره کنم در حال
حاضر از پروندهی دکتر زرافشان، فقط رسما و قانونا، يک وکيل دادگستری دفاع میکند
که بنده هستم و دکتر زرافشان در اين پرونده فقط يک وکيل دارد و اين جانب به وکالت
از طرف موکلم، رسما موافقت میکنم احکام صادره در مرحلهی بدوی و تجديدنظر و
همچنين دفاعيات ما که به صورت لايحه در مرحلهی تجديد نظر خواهی تقديم دادگاه شده
و نيز لايحهی تقديمی به دادستانی کل کشور تواما چاپ و منتشر و در معرض قضاوت
افکار عمومی علیالخصوص حقوقدانان محترم قرار گيرد و ضمنا سخنگوی محترم قوه قضاييه
- که اينک به نظر من به وکالت و نمايندگی مسوولين اين قوه اظهاراتی عنوان کردهاند
- من نيز به عنوان وکيل ناصر زرافشان آمادگی دارم که به صورت کتبی و يا مناظره
عمومی پاسخهای لازم را از ديدگاه قانونی بدهم و جامعه و محافل حقوقی قضات کنند.
جداری فروغی افزود: من اميدوارم در اجرای ماده ۲۶۸ قانون آيين
دادرسی کيفری دادستانی کل کشور با ملاحظهی دفاعيات و لوايح و مستندات پرونده به
اين نتيجه برسد که رای خلاف بين قانون و شرع صادر شده و در ديوان عالی کشور اين
حکم نقض شود.
وی ادامه
داد: در جامعهی اسلامی ما به پيروی از قضاوتهای مولا علی (ع) اگر حقوق يک شهروند
در مقابل حاکميت حفظ شود و حاکميت در چهارچوب قانون به دفاعيات آن شهروند عادی
توجه کند و حکم در چارچوب قانون صادر کند باعث افتخار دستگاه قضايی خواهد بود و
پرواز کبوترهای صلح و پيامآوران عدالت را برفراز دستگاه قضايی شاهد خواهيم بود.
|