|
خاتمی
:
از مردم سالاری فقط ديکتاتورها
و ديکتاتور مآبها میترسند.
اگر بايد دغدغه بروز ديکتاتوری را داشت - که بايد داشت - بايد سراغ
دستگاهها و زوايايی رفت که در آنها اختيار حتی نقض قانون اساسی هست، ولی ساز و کار
پاسخگو کردن آنها نيست.
لايحه اصلاح قانون انتخابات به مجلس ارايه شده است، تا با ضابط همند کردن امر انتخابات، جلو اعمال
سلايق به زيان مردم و تنگ کردن عرصه ی
انتخاب کردن و انتخاب شدن آنان گرفته شود.
متن سخنرانی خاتمی در ارائهی گزارش اقتصادی
و نظارت بر عملکرد سال دوم برنامهی سوم توسعه
به مجلس
حضور در برابر نمايندگان ارجمند ملت را مغتنم
میشمارم و خداوند بزرگ را سپاس میگزارم که به ما توفيق داد تا سرمايه اعتماد
مردم را با نظارت نمايندگان محترم و پاسخگويی به ملت شريف و آگاه ايران در مسير
تلاش برای اعتلای ميهن اسلامی به کار گيريم.
نخستين گزارش نظارتی برنامه سوم توسعه اقتصادی،
اجتماعی و فرهنگی در آبان ماه سال گذشته در صحن علنی مجلس شورای اسلامی ارايه شد و
اينک طبق وظيفهی قانونی، گزارش دوم را عرضه میدارم. در گزارش نخست گفتم که
"نظام نظارتی توسعهای، سبب افزايش آگاهی مستمر مردم و نمايندگان آنها از کم
و کيف برنامهها و عملکردهاست و در يک نظام تعاملی، اين آگاهی، موجب حضور بيشتر
مردم در عرصه ها و صحنهها و مشارکت جويی آنها در امر خطير توسعه خواهد شد. امروز
هم به وجه ديگری از همين ضرورت میپردازم.
رسم اين است و از آن نيز گريزی نيست که در ارايه
گزارش، بيشتر بر امور کمی شده و بر اعداد و ارقام تکيه میشود و "گزارش
اقتصادی و نظارت بر عملکرد سال دوم برنامه سوم توسعه (۱۳۸۰) که در دو جلد و هر يک
در ۱۷ بخش تدوين شده است، از اين جهت طبق قاعده رفتار کرده است. داوری درست و
جامع درباره کار يک دولت و يک نظام هم شايد به زمان بيشتری از يک سال و دو سال و
چند سال نياز داشته باشد و آنکه داوری میکند هم نه خود دولت، بلکه ملت و صاحب
نظران خردمند و مودب و منصف هستند، اما به هر حال اجازه میخواهم پيش از ورود به
بيان رئوس کمی اين گزارش اشارتی به کامروايیها و ناکامیهايی که بيشتر جنبه کيفی
دارد بپردازم، گرچه نظرم بر اين است که اگر کارشناسان همت کنند بسياری از اين امور
را نيز میتوان به صورت کمی و قابل ارزيابی ارايه کرد.
در منش اصيل اسلامی، حاکمان و قدرتمندان نه تنها در
برابر ذات باری تعالی، که در برابر يکايک مردم مسوولند و مردم حق دارند که از
صاحبان قدرت سوال و بازخواست کنند و جامعه مطلوب امام علی (ع) جامعهای است که در
آن مظلوم بدون لکنت زبان و با دليری و عزت بتواند از حق خود در برابر ظالم دفاع
کند و آنرا به درستی بستاند و نيز مسووليت حکومت در برابر مردم يک اصل بنيادين
مردم سالاری است که بدون آن امکان تحقق دموکراسی نيست. امروز به ياری خدا ما
میخواهيم جمهوری اسلامی را مستقر کنيم، نظامی که هم بر پايه ارزشهای استوار دين
خدا و هم در چارچوب موازين مردم سالاری حرکت کند و طبيعی است که اگر قدرت در برابر
خدا و مردم مسوول است، آنجا که قدرت بيشتر است، مسووليت هم بيشتر است.
پاسخگويی دولت و الزام آن به گزارش مرتب به مجلس
شورای اسلامی که مظهر اراده ملی و حضور مردم در صحنه سرنوشت است، امری است مهم
برای پاسداشت جمهوری اسلامی ايران که با کمال تاسف از درون و بيرون با تهديدهای
جدی روبرو است. در ميان واژههايی که در حوزه علوم و امور سياسی رايج است شايد
بدآهنگتر و دلگير کنندهتر از واژه ديکتاتوری و خودکامگی نداشته باشيم. بارها در
برابر اين سوال که نظرم را درباره دموکراسی پرسيدهاند، پاسخ دادهام که دموکراسی
ممکن است عيبهايی نيز داشته باشد، همانگونه که صاحب نظران در خود غرب هم آنرا
بيان کردهاند و اصولا هيچ کار بشری بیعيب و نقص نيست، اما پرسش کامل کننده اين
است که بديل دموکراسی چيست؟
به نظرم هيچ خردمندی و هيچ مومن خداپرستی که برای
انسان و بندگان خدا نيز حق و حرمت قايل است، لحظهای در ترجيح دموکراسی بر تماميت
خواهی، خودکامگی و استبداد ترديدی نمیکند و اين واقعيت تاريخ است که در مسير
تکامل خود دست کم به لحاظ نظری همه بشريت را به نقطه حساسی رسانده است که ساز و
کار بهبود زندگی بشر را، استقرار مردم سالاری در درون حوزه ملی و اصلاح روابط
بينالمللی بر اساس حق و حرمت داشتن همه ملتها و نيز پايبندی به عدالت به عنوان
معيار رابطه در درون يک جامعه و در ارتباط جوامع با يکديگر ببينند. قوام مردم
سالاری هم به اين است که قدرت از مردم برآيد و در برابر مردم مسوول باشد و حيثيتی
جز خدمت معنوی و مادی به مردم نداشته باشد و در جمهوری اسلامی نيز ما همين را
میخواهيم. با افزودن اين نکته که اين راه کار موثر بشری که حاصل تجربهای ممتد و
هزينههای فراوان است، مويد به تاييدات آموزشهای اسلامی و شيوه و سنت و سيرت
پيامبر اکرم (ص) و جانشينان شايسته و بر حق اوست.
همين جا بگويم که اگر بنا است گزارشی از خدمات دولت
و رياست جمهوری داده شود، آن خدمت اين است که از يک سو در دنيای آشفته کنونی و در
نظام غيرعادلانه، روابط بينالمللی و باجگيریها و يکجانبه نگریهای قدرتهای
بزرگ و از سوی ديگر بينشهای افراطی تنگ واپسگرا که احيانا به نام دين و اسلام هم
عرضه میشود و عرصه را بر ذهن و زندگی جهانيان و به خصوص مسلمانان تنگ میکند، اين
توفيق را به ياری خداوند يافتهايم که ضمن دفاع از اصول و ارزشهای دينی و فرهنگی
خود، چهرهای دوست داشتنی، منطقی، مردم گرا، عدالتخواه و در عين حال مدافع عزت و
سربلندی و استقلال ميهن و ملت از دين عرضه کنيم. امری که نه تنها در ميان
مسلمانان، به خصوص نسلهای فرهيخته آن از جذابيت فراوانی برخوردار بوده است، بلکه
علی رغم همه بدخواهیها و دشمن کامیها توانسته است افکار عمومی را تا حد زيادی در
غرب نيز تحت تاثير قرار دهد.
آيا آنان که از رييس جمهور سوال میکنند که برای
اسلام و وجاهت نظام و ... چه کرده است، حاضرند به انصاف اين دستاورد مهم را مورد
تاييد قرار دهند و عملا نيز آنرا تقويت کنند؟ يا خواسته و ناخواسته در مسير عمل
جرياناتی مشکوک قرار خواهند گرفت که برای ستاندن انتقام خود از ملت و احيانا
انقلاب حاضرند به هر بهانه و اقدامی چهره منور انقلاب اسلامی و ملت بزرگوار و نظام
مظلوم ما را چهرهای خشن و ناسازگار با معيارهای اخلاقی و انسانی نشان دهند و
بيشترين خدمت را به جنگ افروزان و توسعه طلبانی بکنند که برای عمل کردن به برنامه
خود ابتدا بايد افکار عمومی را به خصوص در کشورهای خود عليه آنچه آن را دشمن معرفی
میکنند تحريک و بسيج کنند؟
در عرصه بينالمللی میتوان به تفصيل از
دستاوردهايی که در جهت تقويت انقلاب و دفاع از اسلام و ايران بوده است سخن گفت و
مستندا بيان داشت سياست خارجی ما در اين دوران در جهت دفاع از منافع اساسی در عين
حال برای تنش زدايی، دور کردن بحرانها و خطرات و تهديدها و نيز تامين آسانتر و
ارزانتر بسياری از نيازها توفيق فراوان داشته است و به درستی کوشيدهام تا براساس
سه اصل حکمت، عزت، مصلحت که از سياستهای کلی مورد تاييد و تاکيد رهبری معظم است
حرکت کنيم و حتی میتوانيم به جرات اعلام کنيم که منافع مادی يا کم کردن هزينههای
مالی که از اين ناحيه نصيب دولت و ملت شده است در خور توجه است، متاسفانه کار فنی
درستی در اين باب صورت نگرفته است، حتی میتوانستيم منافع مادی به دست آمده از اين
ناحيه را، کمی شده به اطلاع ملت شريف و شما نمايندگان عزيز برسانيم که اميدوارم
بخش اقتصادی وزارت امور خارجه با همکاری سازمان مديريت و برنامهريزی، سياهه اين
اقلام را برای گزارش و گزارشهای آينده تهيه کنند.
در عرصه داخلی نيز علی رغم فشارها، مشکلات و محدوديتها
و با اعتراف به بسياری از کاستيها و ناکاميها بايد بگويم که اگر به ديده انصاف به
امور نگريسته شود، دستاوردهای فراوانی داشتهايم، هر چند به واقع، تواناييها و
خوبيها از آن ملت هوشمند، مومن و شکيبای ايران بوده و هست. ملتی که با اتکا به او
میتوان بر بلندترين بامهای جهان سياست زده و قدرت مدار امروز ايستاد و از عدالت،
از صلح و از گفت و گو صحبت کرد و به اعتبار اوست که اين ندا میتواند در قلب و جان
و وجدان بشر امروز جا بگيرد و حتی اقبال انديشمندان و متفکران و خيرخواهان سبب شود
که بسياری از سياستمداران نيز ولو به اکراه، لااقل در مقام قول و کلام آن را تاييد
کنند. آری دستاوردها همگی از آن ملت است، اما درک مطالبات ملت و حرکت در مسير
خواست او نيز موهبتی است که نصيب همه ملتها و قدرتها نمیشود و درعين حال بايد
اعتراف کنيم که کاستيها، نارواييها و نارساييها عمدتا ناشی از ناکاردانی، عدم
استفاده از فرصتها و نقص تدبيرهای همه بخشها و اجزا حکومت به معنی عام آن بوده
است. البته اين هم امر غريبی نيست، زيرا برای استقرار نظام جمهوری اسلامی و مردم
سالاری سازگار با موازين دينی و پيدا کردن جايگاه والای خود در عرصه تاريخ و جهان
امروز تازه کار بودهايم و هستيم و برای رسيدن به هفت شهر عشق هنوز اندر خم يک
کوچهايم، لذا بايد همبستگی ملی، صبر و درايت و تدبير و هماهنگی مدد کنند تا
بتوانيم با هزينه کمتر و شتاب بيشتر اين راه طولانی و پرفراز و نشيب را طی کنيم.
من معتقدم جلب و جذب نظر انديشه و عاطفه نسل جوان و
نوپای ايران به هر دليل به سوی دولت و نظام امر مهمی بوده است که اگر همچنان بر آن
پافشاری شود نه تنها نظام ما از بحران رهايی يافته است. بلکه بزرگترين فرصت برای
بهرهگيری از اين نيروی شاداب، پرتوان و رو به آينده نيز فراهم آمده است؛ به شرط اينکه
اول کاری نکنيم يا نکنند که اميد جامعه، به خصوص نسل جوان به پويايی، تحرک و اصلاح
پذيری نظام از درون از بين برود، ثانيا زمينه برخورداری معنوی و مادی جامعه به
خصوص نسل جوان را از يک زندگی آبرومند و مطمئن فراهم آوريم. از جمله برای ايجاد
تحصيل، تحقيق، کار، اشتغال و امنيت زمينه سازی بهتر و بيشتری کنيم.
در آغاز از مردم سالاری گفتم و حال هم میگويم که
راز و رمز سربلندی ما در اهتمام به اين امر است که در قانون اساسی ما نيز به درستی
و با استحکام آمده است، واقعيت آن است که از مردم سالاری فقط ديکتاتورها و ديکتاتور
مآبها میترسند. به اين سبب من خوشحالم که حتی در ايراد به لوايح رييس جمهوری که
به مجلس داده شده است، شديدا روی نقد و رد ديکتاتوری سخن گفته شده است و خوشحالی
مضاعف اين است که احيانا اين سخن از سوی کسانی گفته شده است که اگر نگوييم دلايل،
دست کم شائبههای فراوانی در گفتار و رفتار آنان وجود دارد که مردم سالاری را
مردود میدانند.
طبيعی است که آنچه از سوی مردم و نخبگان جامعه شنيده
میشود، مذمت ديکتاتوری است که امر مبارکی است. اما همه میدانند در نظامی که رييس
جمهوری آن بر اساس قانون اساسی در برابر مردم، مجلس و رهبری مسوول است و نيز
راهکارهای روشن و محکم برای نظارت و برخورد با او وجود دارد، امکان ديکتاتوری
نيست. اگر بايد دغدغه بروز ديکتاتوری را داشت - که بايد داشت - بايد سراغ دستگاهها
و زوايايی رفت که در آنها اختيار حتی نقض قانون اساسی هست، ولی ساز و کار پاسخگو کردن
آنها نيست. از سوی ديگر شخص رييس جمهور که تنها کسی است که مستقيما و در بالاترين
سطح از مردم برای اداره امور رای میگيرد طبق حکمت درست رعايت شده در قانون اساسی
به نمايندگی مستقيم از اين ملت و به عنوان مظهر ارادهی ملی، حق، بلکه وظيفه دارد
که پاسدار قانون اساسی باشد و مسووليت اجرای قانون اساسی به صراحت به او و به شخص
او در قانون اساسی اعطا شده است و به تبع آن، حق، بلکه وظيفه دارد که راهکارهای
منطقی عملی شدن اين مسووليت را بيابد و طی کند و با کسانی که قانون اساسی را نقض
میکنند به نمايندگی از ملت برخورد مناسب داشته باشد.
ديکتاتوری در اثر زير پا نهادن قانون پديد میآيد و
در نظام مردم سالار دينی هيچ جزيرهی امنی برای نقض قانون و بیاعتنايی به آن
نبايد وجود داشته باشد. رييس جمهور مسوول اجرای قانون اساسی است و علاقه و حق هم
ندارد که از اين مسووليت مهم دينی، قانونی و شرعی خود صرف نظر کند و پيمان خود با
ملت و سوگند خود در برابر خدا را بشکند، البته رييس جمهور هم موظف به رعايت قانون
اساسی است و منابع و مراجع متعددی میتوانند و بايد بر کار او نظارت داشته باشند.
اما در زمينه دفاع از حقوق و آزاديهای مردم که صاحب
اصلی انقلاب و به نص قانون اساسی دارای حق برای حکومت بر سرنوشت خويشاند نيز گرچه
هنوز راههای ناپيموده فراوانی پيش روی ماست، اما تحقق اين حق مسلم، پيش و بيش از
هر چيز در گرو بيداری، حضور و اهتمام خود ملت و فراهم آمدن همه شرايط تاريخی و
فرهنگی و سياسی و اجتماعی آن است، و انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمينی (ره)
که واقعه بزرگ روزگار ماست از يک سو حاصل اين بيداری و شناخت و تصميم اين ملت است
و از سوی ديگر گشاينده باب مردم سالاری دينی در کشوری است که قرنها از سلطه بيداد
و استبداد و تحقير و تبعيض استعمار رنج برده و در نتيجه عقب مانده است.
اما رسيدن به اهداف والای انقلاب اسلامی، مستلزم
صبوری و بردباری و تحمل مشکلات و برداشتن گام به گام موانع از سر راه اين مسير
تاريخی است. مردم ما نشان دادهاند که استقرار مردم سالاری دينی را يک حق ستاندنی
و نيز آن را فرايند يا پروسهای به حساب میآورند که بايد در طول زمان محقق شود،
نه يک طرح يا پروژهای که بدون حضور مردم و در زمان کوتاه اجرا میگردد. در عين
حال همه مردم به خصوص ما حاکمان بايد هوشيار باشيم که اين حق بزرگ و زمينهی
ممتازی را که برای استقرار آن فراهم آمده است و در معرض آسيبهای درونی و بيرونی
نيز هست، مغتنم بشماريم و در جهت نهادينه شدن آن از هيچ کوششی فروگذار نکنيم.
در کشور ما به سنت ديرپای حاکميت استبداد، دولت
همواره در برابر مردم بوده است و خواستهای خود را به هر قيمت و با زور به مردم
تحميل کرده است، تحول بنيادينی که پس از انقلاب پديد آمده است مبارک و در واقع از
مهمترين دستاوردهای اين انقلاب است که دولت و حکومت از آن مردم، در خدمت مردم و
تحت نظارت مردم است.
در اين مسير، اين دولت با مردم عهد موکد ديگری کرده
است که در حد توان در تامين حق انتخاب، آزادی در چارچوب قانون و توسعه سياسی همگام
با توسعه اقتصادی و علمی تلاش کند و کدام افتخار از اين بالاتر که دولت و شخص رييس
جمهور همانطور که بارها گفتهام در وفای به عهد خود با سعه صدر بيشترين فشارها را،
انتقادها را و بیوفاييها را تحمل کرده است.
معتقديم و به اين اصل پايبنديم که اگر اين مردم بزرگ
را نمايندگی میکنيم و اگر پاسدار اسلام و انقلاب و مصلحت ملت و ميهن هستيم و در
ازای اختيارات و قدرتی که به نام مردم به دست آوردهايم بايد بيشترين انتقادها و
حتی ناسزاها را تحمل کنيم تا انشاالله همه اجزا و ارکان نظام و تمام ملت ما بهتر و
بيشتر بياموزند که چگونه بايد مردم سالاری را پاس دارند و اين وجههی همت دولت
امروز دستاورد کوچکی نيست. به همان اندازه که برخوردهای يکجانبه و تند و قانون گيز
در خور ملامت و نيز موجب تاسف است، تحمل دولت در برابر حتی ناسزاگوييها، دست کم
برای خود ما موجب افتخار است. اين راه به ياری خدا ادامه خواهد يافت و دمی در
برابر تهديدها و فشارها از تصميم در دفاع از حق و آزادی قانونی مردم و زمينهسازی
اجرای بهتر حق حاکميت ملت بر سرنوشت خود منصرف نخواهيم شد. به دليل اينکه انتخابات
مهمترين مظهر مردم سالاری و بستر حاکميت مردم بر سرنوشت خويش است در وفای به عهد
محکم با خدا و مردم، لايحه اصلاح قانون انتخابات به مجلس ارايه شده است، تا با حفظ
جايگاه و پايگاه همه نهادهای قانونی در انجام اختيارات و وظايف خود هرچه بيشتر با
ضابطهمند کردن امر انتخابات، جلو اعمال سلايق به زيان مردم و تنگ کردن عرصهی
انتخاب کردن و انتخاب شدن آنان گرفته شود و خدا را سپاسگزارم که فضای باز برای بحث
و فحص و نقد و ايراد درباره مهمترين حقوق مردم و مصالح کشور اين روزها بازتر شده
است، هرچند که معتقدم طرفين قضيه، احيانا از دايره انصاف بيرون میروند و گاه ادب
و اخلاق که مهمترين سرمايه آدمی و هدف بعثت پيامبران الهی است در اين موارد رعايت
نمیشود، ولی از اصل بحث نبايد ترسيد بلکه بايد آن را زمينه بهبود امور، اصلاح
پيشنهادها و تشخيص های خود در جهت انجام وظايف شرعی و ملی و تامين مصلحت جامعه و
کشور قرار داد.
مهمترين مبنا و منظر سنجش و پيشبرد امور کشور در
همهی امور کشور در همهی زمينهها همين است. نمیتوان پاسخگويی به خواست تاريخی
ملت و تجلی مستمر آن در آرای مکرر مردم را مغفول گذاشت. مردم آنگاه که صاحب حق و
آزاد شمرده شوند، هر مشکل و سختی را با اميد و نشاط پس سر مینهند. اگر مساله
تاريخی و اصلی کشور ما استقرار مردم سالاری حاکميت قانون و پاسخگو کردن قدرت است
که هست و اگر خواست عمومی مردم پيشبرد اصلاحات در اين سو هست که هست، بايد انجام
اين مسووليت تاريخی را در همهی عرصههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سياسی جستجو
کرد. جامعهای که در آن آزادی، عدالت، اخلاق و مردم سالاری مبنا و معيار نباشد، در
اقتصاد و صنعت همانقدر عقب میافتد که در عرصههای سياسی و فرهنگ. بر اين اساس
اجزای توسعه ی همه جانبهی کشور را بايد در پيوند با يکديگر و در پاسخگويی به
خواست تاريخی مردم ببينيم و بسنجيم.
گزارش اقتصادی و نظارت بر عملکرد سال دوم برنامهی
سوم توسعه را نيز که امروز تقديم مجلس محترم شورای اسلامی شده است، بايد با همين
مبنا و رويکرد مورد ارزيابی قرار داد. دولت کارآمد، دولتی است که بتواند خواست
جامعه و مسووليت خويش را در قالب برنامههای واقع گرايانه به پيش برد و خود اصلاح
کنندهی کاستیهای امور بر اساس موازين برنامهای منابع توسعه، محدوديت و موانع در
سطوح ملی و بينالمللی باشد.
گزارش تفصيلی، چگونگی نظارت بر عملکرد سال دوم
برنامه را در حوزههای فرابخشی و بخشی به تفکيک نشان داده است. من با توجه به اين
تفصيل و تفکيک از پرداختن به دستاوردها، قوتها و ضعفهای هر بخشی به طور خاص
پرهيز میکنم و ارزيابیها، نقدها و پيشنهادهای کميسيونها و نمايندگان محترم را
در اين سطوح بر اساس امعان نظر به دو گزارش فرابخشی و بخشی طلب مینمايم.
از نظر ما کاميابیها و ناکامیها در هر بخش
بیتاثير از زمينههای ديگر نيست و به يقين بر ساير زمينهها نيز اثر گذاشته است.
در "ميثاق مشترک اعضای دولت" که به هنگام شروع به کار دولت تدوين شد و
هر يک از وزيران را طبق اصل ۱۳۷ قانون اساسی در برابر مصوبات هيات دولت مسوول
دانست، بر اين ضرورت تاکيد شد که مبنای تدوين برنامه در هر بخش توجه به
جهتگيریهای اساسی و راهبردهای ملی است" به اين سبب من به اختصار به برخی
سرفصل ها و شاخصهای کمی که میتواند همين جهت گيريهای اساسی و راهبردهای ملی را
فراتر از هر بخش در عملکرد برنامهی سوم نشان دهد، میپردازم.
اکنون به اختصار نمونههايی از شاخصهای عملکرد
برنامه سوم در سال ۱۳۸۰ را بيان میکنم:
در زمينهی جمعيت بازار کار و اشتغال: در سال ۱۳۸۰،
جمعيت کشور با نرخ رشدی معادل ۶/۱ درصد در سال، به ۶۴ ميليون و ۵۷۳ هزار تن
رسيد.
رشد جمعيت کشور در دو دهه قبل، تحولات اساسی در
ساختار جمعيت و عرضه نيروی کار را باعث گرديده، به گونهای که عرضه نيروی کار طی
دوره ۵ ساله ۱۳۷۵ - ۱۳۸۰ تقريبا ۵/۱ برابر دوره طولانی ۱۳۴۵ - ۱۳۷۵ شده است.
در سالهای ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ به ترتيب ۴۱۰ هزار و ۴۶۰
هزار فرصت شغلی جديد ايجاد شده است. نرخ بيکاری کشور حسب گزارش مرکز آمار ايران
۲/۱۴ درصد بوده است.
در زمينهی آموزشی، فرهنگی، علوم و فناوری: پوشش
نظام آموزش رسمی کشور، به سطح ۷/۱۹ ميليون نفر رسيد که در برگيرندهی ۳۰ درصد
جمعيت کشور است که افزايش ضريب ظاهری در راهنمايی و متوسطه تا حد ۹۸ درصد و ۷۸
درصد و گسترش پوششهای آموزشی در فعاليتهای نهضت سواد آموزی از جمله اقدامات در
اين زمينه است.
در بخش آموزش عالی رشد تعداد دانشجويان در سال ۱۳۸۰
به ميزان ۵ درصد از اهداف برنامه جلوتر بوده است. تدوين لايحهی اصلاحات ساختاری،
در حوزه علوم، تحقيقات و فناوری از جمله اقدامات راهبردی سال ۱۳۸۰ میباشد. تمرکز
در سياستها و اولويتگذاريهای ملی، در حوزههای علوم، تحقيقات و فناوری، تفويض
اختيارات به دانشگاهها و استقلال علمی و عملياتی به دانشگاهها و مراکز تحقيقاتی در
سال ۱۳۸۰ مورد توجه قرار گرفته است. در اين سال توليد علمی کشور بر اساس مقالات
علمی انتشار يافته در سطح بينالمللی از بالاترين شتاب در سطح جهانی برخوردار بوده
است و رشد تحصيلات تکميلی به ميزان ۳۰ درصد و روند اصلاح هرم هيات علمی دانشگاهها
مطابق برنامه پيش رفته است.
بودجه اعتبارات تحقيقات اطلاع رسانی و انفورماتيک در
سال ۱۳۸۰ حدود ۹/۳ برابرافزايش يافته است.
تعداد عناوين کتاب با رشد ۳۰ درصد نسبت به سال
۱۳۷۹ به ۶۶۰/۳۱ عنوان در سال ۱۳۸۰ رسيده است و تعداد موسسات فرهنگی - هنری از
۹۸۵ درسال ۱۳۷۹ به ۱۵۷۱ موسسه در سال ۱۳۸۰ رسيده است و در همين سال طرح تکريم
هنرمندان پيش کسوت و حمايت مالی از هنرمندان معمر به مرحلهی اجرا درآمده است.
در زمينه جهانگردی ۴/۱ ميليون نفر جهانگرد وارد
کشور شدهاند. با افزايش اعتبارات جاری بخش تربيت بدنی به ميزان ۳۴ درصد و ۳۶
درصد، بسط و توسعه ظرفيتهای ورزشی وجههی همت ملت بوده است.
در زمينهی رشد توليد ناخالص و تشکيل سرمايه: در
حاليکه ميانگين رشد توليد ناخالص داخلی طی دوره ۱۳۷۶ - ۱۳۸۰ حدود ۴ درصد بوده
است، رشد اقتصادی در سال ۱۳۸۰ بدون در نظر گرفتن نفت حدود ۶ درصد و با لحاظ کاهش
قيمت نفت، ۸/۴ درصد شده است.
در سالهای ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ عملکرد کل تشکيل سرمايه
ثابت و تشکيل سرمايه بخش خصوصی بيشتر از ارقام برنامه و ليکن عملکرد تشکيل سرمايه
بخشی دولتی کمتر از ارقام برنامهای متناظر با آن بوده است.
مهمترين چالشهای پيش روی اقتصاد کشور در عرصه رشد
اقتصادی و بهرهوری و تشکيل سرمايه، وابستگی به درآمدهای ارزی حاصل از نفت، کمبود
پس انداز ناخالص داخلی، نبود محيط امن و مناسب برای سرمايهگذاری و قوانين متنوع و
متضاد است که برای حل و فصل آن عزم و همکاری مجموعهی نظام را طلب میکند.
در زمينه درآمدهای دولت، نظام مالياتی و بودجه: عملکرد
سال ۱۳۸۰ بيانگر اين است که ۷/۹۱ درصد کل درآمدها محقق شده است. درصد تحقق اجزای
درآمدهای دولت بدين گونه بوده است؛ ۵/۸۵ درصد تحقق درآمدهای مالياتی، ۴/۱۰۷ درصد
در درآمدهای نفت و ۶/۵۸ درصد در ساير درآمدها.
در زمينهی سياستهای پولی و ارزی و مالی: عملکرد
سال ۱۳۸۰ بيانگر اين است که نرخ رشد نقدينگی بيشتر از متوسط نرخ رشد نقدينگی در
برنامه بوده است وليکن با اقدامات دولت در زمينههای انضباطی مالی (دولت) فروش
اوراق مشارکت و همچنين پشتوانه منابع ارزی در حساب ذخيره ارزی کشور در مجموع سبب
شده است که اکثر متغيرهای مالی در سال ۱۳۸۰ عملکردی مطابق برنامه داشته باشند.
ثبات نرخ ارز در بازار آزاد در حدود ۸۰۰۰ ريال به ازای هر دلار، نرخ تورم ۴/۱۱
درصدی و رشد اقتصادی ۸/۴ درصدی مويد اين مطلب است.
تراز حساب جاری که از اقلام اصلی تراز پرداخت است در
سال ۱۳۸۰ نسبت به سال قبل خود ۴/۷ ميليارد دلار کاهش يافت وليکن همانند سالهای
۱۳۷۸ و ۱۳۷۹ از مازاد برخوردار بوده و رقم آن در سال ۱۳۸۰ به ۲/۵ ميليارد دلار
رسيده است. تراز بازرگانی که در برگيرنده ورود و خروج کالا در کشور است، در سال
۱۳۸۰ با ۷/۷ ميليارد دلار کاهش نسبت به سال قبل، مازادی معادل ۶/۵ ميليارد دلار
داشته است.
تعهدات قطعی کشور در سال ۱۳۸۰ معادل هفت ميليارد و
هشتاد و يک ميليون دلار بوده که ۸۷۲ ميليون دلار نسبت به سال قبل کاهش يافته است.
در زمينهی توزيع درآمد و يارانهها: طی دوره ۸۰ -
۱۳۷۶ شاخص رفاه اجتماعی به دليل افزايش درآمد سالانه و ثبات نسبی توزيع کلی درآمد
همواره رو به بهبود بوده است. اين شاخص طی دوره ۱۳۷۸ - ۱۳۸۰ به طور متوسط سالانه
۷ درصد بهبود يافته وميزان کل يارانه از رشدی به ميزان ۱۴ درصد در سال ۱۳۸۰
برخوردار بوده است.
اميد است مجلس محترم با تصويب نظام جامع تامين
اجتماعی، دولت را در راهبرد مهم هدفمند کردن يارانه که مد نظر لايحه نظام جامع
تامين اجتماعی است، ياری رساند.
در جهت حسن عملکرد قانون برنامه سوم و نيز اهتمام به
امر تمرکز زدايی:
علاوه بر ارتقا توسعهای کلان شورای برنامهريزی و
توسعه استان و تشکيل کار گروههای تخصصی در استانها، طی سال ۱۳۸۰ شاهد افزايش سهم
درآمدهای استانی بودهايم. رشد افزايش اعتبارات استانی از ۱۰ درصد در سال ۱۳۷۸
به ۸/۱۹ در سال ۱۳۸۰ گواه اين امر است.
در زمينهی امور زيربنايی: طرحهای بيع متقابل
فازهای ۲ و ۳ ميدان پارس جنوبی به بهرهبرداری رسيد. با هماهنگی در اوپک از
ضربات قيمت نفت کاسته شد و ضمن حفظ سهم بازار نفت ايران، درآمد کشور به حداکثر
رسيد.
طی دو سال ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ بالغ بر ۴/۱ ميليون خانوار
از گاز طبيعی در نقاط شهری کشور به ۷۴ درصد رسيد.
طی سالهای ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ افزون بر ۲۱۳۴ مگاوات به
ظرفيت نيروگاههای کشور افزوده شد.
ضريب نفوذ تلفن ثابت از رشد ۳۴/۱۳ درصدی در سال ۷۸
به ۸۷/۱۶ درصدی در سال ۱۳۸۰ برخوردار گرديد در سال ۱۳۸۰ بالغ بر يک ميليون و
۴۰۰ هزار تلفن ثابت و يک ميليون و ۱۲۴ هزار تلفن همراه به متقاضيان واگذار شد.
برخورداری بالغ بر ۳۸۳۰ روستا از امکانات مخابراتی از دستاوردهای اين سال است.
در سال ۱۳۸۰ در مجموع ۳۹۵ ميليون تن کالا و بيش از
۴۱۸ ميليون نفر مسافر در شبکه حمل و نقل بين شهری کشور جابجا شد.
بسط و توسعه و زمينهسازی برای توسعه راه آهن شهری
در تهران و ۶ شهر بزرگ کشور در کنار توجه جدی به تامين آب سالم و قابل شرب
روستاها و شهرها و اولويت دادن به ايجاد و توسعه تاسيسات فاضلاب شهری از
دستاوردهای ديگر سال ۱۳۸۰ است.
در زمينهی امور توليدی: در برنامهی تامين آب ۸/۹۹
درصد، در اجرای شبکه اصلی و مدرن و تلفيقی آب ۹۷ درصد، در برنامه اصلاح و مرمت
شبکههای اصلی موجود ۷۵ درصد، در برنامه شبکههای فرعی آب معادل ۶/۹۵ درصد، در
برنامه مهندسی رودخانهها و سواحل ۵/۸۴ درصد از اهداف برنامه در سال ۱۳۸۰ تحقق
يافته است.
ميزان توليد محصولات زراعی در سال ۱۳۸۰ حدود ۵/۴۶
ميليون تن بوده که از رشدی به ميزان ۴ درصد نسبت به سال ۱۳۷۹ برخوردار بوده است.
به دليل خشکسالی و کمبودسرمايهگذاری کافی ۱/۷۷ درصد از اهداف برنامه محقق گرديد.
توليد محصولات باغی نيز با ۶/۱۳ ميليون تن از هدف
برنامه که ۱/۱۲ ميليون تن بود پيشی گرفت. توليد شير و تخم مرغ به ترتيب ۷/۵
ميليون تن و ۱/۵ ميليون تن از اهداف برنامه جلوتر بوده است.آمار توليد گوشت شاهد
کاهش۲ درصدی بود که از مهمترين دليل آن خشکسالیهای مزمن در چند سال گذشته بوده
است.
ارزش افزوده بخش صنعت و معدن به قيمت ثابت طی سال
۱۳۸۰ حدود ۱۰ درصد رشد داشته است که نسبت به رقم ۶/۷ درصد مورد نظر برنامه،
حاکی از رونق نسبی فعاليت صنعتی کشور است. صادرات کالاهای معدنی به ميزان ۱۵۷
ميليون دلار به دو برابر سال ۱۳۷۹ رسيده است.
در زمينهی سياستهای زيست محيطی: در سال ۱۳۸۰،
تدوين طرحهای مديريت مناطق، اقدامات اساسی در بخش کاهش آلودگی هوای شهرهای بزرگ
از جمله تهران، اراک، تبريز و مشهد، تعيين ۲/۱ ميليون هکتار از جنگلهای کشور به
عنوان جنگلهای حفاظت شده از جمله اقدامات اساسی در اين زمينه بوده است.
در زمينهی اصلاح ساختار اداری و مديريت؛ حرکت و
فعاليت در جهت کاهش تصدیگری، تقويت اعمال حاکميت دولت، منطقی کردن اندازه دولت،
افزايش بهرهوری و کارآيی و نيروی انسانی و مديريت بخش دولتی و بهينه سازی ترکيب
نيروی انسانی دولت از جمله فعاليتهای سال ۱۳۸۰ بوده است.
در زمينهی امور اجتماعی: طی سال ۱۳۸۰ مرگ و مير
اطفال زير ۵ سال به ۳۸ در هزار و زير يک سال به کمتر از ۳۸ در هزار رسيد و سطح
پوشش واکسيانسيون به مرز ۱۰۰ درصد نزديک شد.
بالغ بر ۳۴۳۶ تخت جديد به امکانات بيمارستانی کشور
افزوده شد.
در زمينه برنامه حمايتی؛ دولت از طريق تامين اعتبار،
توسط سازمان بهزيستی و کميته امداد، امکان حمايت مستمر مالی اجتماعی و فرهنگی از
حدود ۵ ميليون نفر را فراهم ساخت.
سطح پوشش بيمههای اجتماعی، تاپايان سال ۱۳۸۰ به
۶۶.۳ درصد رسيد. پوشش بيمه درمانی به ۵/۹۷ درصد و پوشش بيمه شدگان قانون تامين
اجتماعی به ۳۶.۴ ميليون نفر و ساير صندوقهای بيمهای به حدود ۱۰ ميليون نفر
رسيده است.
افزايش بودجه جاری و تدارکاتی و تامين تجهيزات
نيروهای نظامی و انتظامی در قبال تهديدهای پيرامونی و بالا بردن ضريب امنيت کشور
که از سال ۱۳۷۶ شروع شد در سال ۱۳۸۰ نيز از توجه بالايی برخوردار گرديد.
در زمينهی عمرانی: در سال ۱۳۸۰ موافقتنامههای
شرح عمليات عمرانی تعداد ۱۷۸۴ طرح ملی مبادله گرديد که مبلغ ۳۲ هزار و ۱۶
ميليارد ريال از محل درآمد عمومی و ۳۵ هزار و ۳۸۳ ميليارد ريال از محل ساير
منافع برای اجرای اين عمليات در نظر گرفته شد.
نتايج ارزيابی طرحهای عمرانی بيانگر اين است که
برای اتمام بيش از ۹۰۰۰ طزرح ملی و ۴۵۰۰۰ پروژه استانی که از برنامه دوم تاکنون
ناتمام مانده است، کشور حدود ۳۶۷ هزار ميليارد ريال اعتبار نياز دارد، لذا عزم
جدی دولت و لزوم همکاری مجلس محترم در اتمام اين طرحها و پروژهها که موجبات
افزايش توليد و اشتغال را فراهم میسازد يکی از الزامات اساسی است و الزام ديگر
خودداری از شروع طرحهای جديد میباشد.
آنچه آمد، تصويری فشرده از عملکرد دولت در مسير
اجرای برنامهی سوم توسعه بود که با تکيه بر برخی شاخصهای اصلی فرابخشی عرضه شد.
همين شاخصها هم به خوبی نشان میدهد که دولت با حفظ همان جهت و هدف مردم سالارانه
و با تحمل بسياری از ناملايمات و جفاها و در ميانهای از تنشها و موقعيتهای هراس
انگيز بينالمللی توانسته است گامهای موثری بردارد. خوشبختانه بهبود شاخصهای
برنامه و در اغلب زمينهها تحقق يافته است. اميد آنکه اثار آن نيز در زندگی مردم
ملموس و مشهود شود. ايران اسلامی و سربلند؛ سرمايهها و قابليتهای معنوی و مادی
فراوان برای جهش، توسعه و پيشرفت همه جانبه دارد. بايد اين ضرورت و فرصت را همگان
دريابند. تلاش و اعمال رای و نظر حق ملتهاست، اين حق را بايد محترم بدانيم.
دولت خود را ملزم به برآوردن اين حق در حد توان خود
میداند. دشواریها، نقدها و حتی دشنامها در راه خدمت به اين مردم سربلند و صبور
ناچيز است، به شرط آنکه موانع انجام خدمت در عمل از ميان برداشته شود. ما بر جفای
دوست و دشمن در راه خدمت صبوريم، اما برای پاسخگويی به حقوق اساسی مردم مزاحمتها
و تاخيرها را بر نمیتابيم.
البته در اين راه، شيوهی ما هميشه اين بوده است که:
با دل خونين لب خندان بياور همچو جام نی گرت زخمی
رسد آيی چو چنگ اندر خروش
تا نگردی آشنا زين پرده رمزی نشنوی گوش نامحرم نباشد
جای پيغام سروش
والسلام عليکم و رحمهالله و برکاته
|