|
احمد قابل:
کسانی که از بحث خروج از حاکميت آشفته شدهاند،
میدانند ملت آنها را نمیخواهد
"خروج
از حاکميت" در شرايط فعلی جامعه به معنای اعتراض به کسانی است که علیرغم
اصرار مردم بر خواستههايشان در برابر اختيارات نهادهای قانونی، با برداشتهای
غيرقانونی سد ساختهاند و راه خدمت به ملت را مسدود کردهاند.
حجتالاسلام احمد قابل، در گفت و گو با خبرنگار
سياسی ايسنا در مورد معنای "خروج از حاکميت" با بيان مطلب فوق افزود:
خروج از حاکميت به اين معناست که کسانی که نمیتوانند تعهدات قانونی خودشان در
برابر ملت را عملی کنند ، با صداقت به مردم بگويند که توانايی انجام تعهدات را
ندارند، که دليل اين عدم توانايی ، میتواند نبود ساز و کار مناسب قانونی ، وجود
موانع خاص و يا ناتوانی خود فرد باشد و اين به معنای صداقت در امانت است.
وی ادامه داد: در وضعيتی که برخی به زبان حال و قال،
حضور اصلاحطلبان را در حکومت، حضور نفوذيها و آنها را فاقد صلاحيت میدانند و
حتی میگويند که ماندن اصلاحطلبان در مناصب حکومتی، حرام است، چه دليلی دارد که
اين افراد بمانند، بدون اينکه امکان انجام کاری را داشته باشند و مردم گمان کنند
که توانايی و عرضهی انجام کار را ندارند؟ بنابراين آنان با اين خروج میخواهند به
مردم بگويند که ما عزم انجام کار را داريم ولی ديگران نمیگذارند و اين امری طبيعی
است.
اين محقق، با انتقاد از رويهی دوگانهی جناح راست
در قبال بحث خروج از حاکميت، گفت: برخی آقايان از يک طرف اصلاحطلبان را به نفوذی،
آمريکايی و وطنفروش بودن متهم میکنند و میگويند که اينها بايد از مصادر امور
کنار روند و از طرف ديگر، وقتی بحث خروج از حاکميت مطرح میشود، گويا احساس
میکنند، حرف اشتباهی زدهاند و خارج شدن اصلاحطلبان را تهديد تلقی میکنند.
وی با بيان اين اعتقاد که سخنان و نوشتههای جناح
مقابل اصلاحات را پر از تناقض میداند، رويهی فوق را نيز يکی از همين تناقضها
دانست و تصريح کرد: من معتقدم رقيب ما خردمند است اما در مقام عمل از روشهای
غيرعاقلانهای استفاده میکند که نتيجهبخش نيست و حتی خودشان را نيز به مقاصدشان
نمیرساند و در پی آن، هستی ملت هم میسوزد و من نمیدانم اين افراد میخواهند چه
نتيجهای از اين روند بسيار خسارتبار بگيرند.
قابل افزود: کسانی که امروز "خروج از
حاکميت" را حرکتی خوارجگونه و خروج بر حاکميت مینامند ، عمری است که
اينگونه میانديشند. ۲۳ سال است که با همين تلقی، کار را به جايی رساندهاند که
وقتی سخن از رفراندوم میشود ، لرزه بر اندامشان میافتد؛ چرا که مطمئناند ملت،
آنها را نمیخواهند ، اگر مطمئن نبودند اينچنين از طرح "خروج از حاکميت"
اصلاحطلبان آشفته نمیشدند و لااقل قبول میکردند ميزان اقبال مردم به خود را
بسنجند.
وی با تاييد اينکه "خروج از حاکميت"
میتواند برای کشور تهديد محسوب شود، تصريح کرد: درست است که اگر عدهای خودشان را
از مسووليت کارهای انجام نشده، کنار بکشند برای کشور تهديد به حساب میآيد ولی مگر
کار نکردن و در واقع عدم امکان انجام مسووليت، خطری برای نظام نيست؟ حداقل حسنی که
اين مساله دارد اين است که در صورت خروج از حاکميت عدهای، ملت میگويند آنها
میخواستند کار کنند ولی جلويشان گرفته شد اما اگر مردم از اينها نيز مايوس شوند،
توجهاشان به خارج از کشور معطوف خواهد شد.
اين محقق با بيان اينکه حتی اگر محافظهکاران، حضور
اصلاحطلبان را خسارت میدانند به هر حال بايد بين بد و بدتر، بد را انتخاب کند،
افزود: انسان هميشه در مقابل خير و شر قرار نمیگيرد که خير را انتخاب کند و به
قول حضرت علی (ع) عاقل کسی نيست که بين خير و شر تفاوت بگذارد و خير را انتخاب
کند، بلکه عاقل کسی است که بين دو شر، نافعترين را برای خود و ديگران انتخاب کند
و امروز وقت امتحان است که چه محافظهکاران و چه اصلاحطلبان بايد با عقل و درايت
و متحد و متفق با هم تصميمی به نفع ملت و کشور و ديانت بگيريم.
وی تصريح کرد: البته نمیشود صحبت از وحدت کرد ولی
گروهی همهگونه ابزار شقاق و جدايی و وحشت را به جای وحدت به کار ببرد، تهديد کند،
زندانی کند و ... و از اين طريق بخواهد وحدت ايجاد کنند که مطمئنا چنين راهی منطبق
با عقل و منطق نيست.
قابل درباره استراتژی و عملکرد محافظهکاران در صورت
تحقق خروج از حاکميت، گفت: من معتقدم عملکرد اين افراد، قابل پيشبينی نيست؛ چون
رفتارشان براساس منطق نيست و از روشهای نامعقول استفاده میکنند.
وی در توضيح راهحل اصولگرايانه که برخی در مقابل
بحث "خروج از حاکميت" مطرح میکنند، گفت: دنيای امروز از اصولگرايی که
مد نظر برخی آقايان است، به بنيادگرايی تعبير میکند و من فکر میکنم مقصود آنها
از اصولگرايی، همان مطالبی است که در رسانههايشان مطرح کردند و آن، تبديل جمهوری
اسلامی به حکومت اسلامی است؛ چرا که احساس کردهاند لفظ جمهوريت برايشان ايجاد
دردسر کرده و اگر آن را بردارند، انتخابات و ديگر مظاهر جمهوريت از بين رفته و همه
چيز با دستور از بالا شکل می گيرد و بالاخره حکومتی حقيقتا مطلقه ايجاد می شود و
اين به نفع آنهاست.
وی در پايان گفت: به اعتقاد من حتی يک ساعت بقای در
مسووليت بدون رضايت ملت، هم شرعا حرام است و هم عقلا ممنوع و بنده اين موضوع را با
مستندات دينی اثبات میکنم.
|