خنده بر طايفه صد در صدی ها

 

مسعود بهنود

آن چه را ديشب نوشتم حاصل شد، نتيجه انتخابات عراق اعلام گرديد. تلويزيون عراق که از صبح ترانه و سرود های ميهنی پخش می کرد و عکس و فيلم هائی از صدام حسين در روزها و سال های مختلف با لباس ها و کلاه های گونه گون نشان می داد و لابلای آن تصويرهائی از جورچ بوش و کاخ سفيد واشنگتن را که با ترفند های کامپيوتری لرزان و مواج شده بودند، و مجسمه های سنگی صدام محکم و با ابهت با مشت های قوی در حال کوبيدن استکبار و صهيونيسم، يعنی که آن ها دارند می لرزند و می افتند و صدام حسين محکم پا برجاست. تمام روز دوربين های تلويزيون در بين مردم شهرهای بزرگ و گاهی روستاها در گردش بود و همه جا مردم با کسوت های مختلف حتی در محله اعيان نشين الکبير، کنار دجله خانم ها و آقايانی شيک در حال رقص خيابانی، چنان که جوانانی با موهای مشکی به هم پيچيده و شلوار های گشاد نشان داده می شدند. فاصله برنامه ها، بيشتر فيلم های جنگی و ميهنی مربوط به جنگ با ايران بود و پيروزی ها و ميدان قادسيه که آذين بسته شده بود. البته گه گاه فيلم هائی از حمله ارتش عراق به کويت. بيشتر صدام حسين با عنوان هائی مانند شمشير اسلام، قلب تپنده اسلام، شکارچی قلب اعراب، برپادارنده سنت های رسول الله در چفيه و عقال در حالی که در پشت سرش پرچم الله اکبر باد می خورد.

و اين روز شادمانی و يايکوبی که هنرمندان مشهوری هم با ترانه های ويژه ای که برای اين روز تهيه شده بود در آن شرکت داشتند، نمايش پرخرجی بود برای نشان دادن محبوبيت قاعد کبير. تا سرانجام گوينده تلويزيون بغداد موفق شد که با مرکز قرائت آرا تماس بگيرد و مژده دهد که انتخابات به پايان رسيده و در نتيجه .... او سکوتی کرد و با فرياد و رديف کردن القاب و عناوينی عجيب که صدام حسين را در مرتبه اوليا و سرداران و بزرگان تاريخ بشری قرار می داد به ملت عربی بشارت داد که صد در صد آری صد در صد شرکت کنندگان در انتخابات کبير به قاعد کبير رای داده اند و اين انتخابات نسبت به انتخابات شش سال پيش نکته ای تعيين کننده داشته. در انتخابات سال ۹۶ حدود ۹۹.۹۶ در صد آرا به نفع صدام حسين بود و در انتخابات امروز حتی يک رای نه هم خوانده نشد.

نمايشی چنين اول، تصور می رود برای به فکر واداشتن غربی ها برپا شده تا در سر خيال حمله به عراق را نپزند و با ديدن تصاويری از مردم کوچه و خيابان های عراق که تفنگ در دست گرفته و به آسمان شليک می کردند بدانند و آگاه باشند که با مردمی مصمم و آماده روبرو هستند. اما اين تصور غلطی است چرا که هدف غربی ها نيستند. آن ها بلافاصله در بخش های خبری خود به مردم خبر دادند که در اين انتخابات تنها يک نامزد وجود داشته و آن هم صدام حسين بوده و پيداست که در مسابقه ای بی رقيب چه اتفاق می افتد، ديگر آن که برگ های رای از روز قبل توسط کميته های حزب بعث و کلانتری های هر محله بين مردم توزيع شده بود رای هائی که شماره ای بر آن ثبت بود و به هر کس داده می شد نامش نوشته می شد و به اين ترتيب اگر خدای ناکرده کسی رای نه به صندوق می انداخت قابل شناسائی بود و سرنوشت کسانی که چنين کنند در عراق پيداست و ساده ترين اتهامشان جاسوسی بار صهيونيسم و دشمن بزرگ آمريکا و کمترين مجازاتشان حلقه های دار است و ...

تمام راديو تلويزيون های اروپا و آمريکا همزمان باپخش خبر نتيجه انتخابات عراق، اين نکته را هم يادآوری کردند که نمونه های تاريخی ديگر برای انتخاباتی که در آن صد در صد آرا نصيب کسی شده است مربوط است به موسولينی، هيتلر و چائوسشکو ديکتاتور رومانی. اگر هم نسل جوان تاريخ نخوانده باشد برايشان گفته می شود که پايان کار آن سه تن چه شد: هيتلر وقتی آلمان ويران شده بود خود را در پناهگاهش در برچسگادن کشت، موسولينی در زمانی که مردم ايتاليا عليه او برخاسته بودند دوستش هيتلر را تنها گذاشت و حالی که در لباس مبدل قصد فرار به سويس را داشت به دست گروه های مسلح افتاد و به اتفاق همسرش در کنار ديواری تيرباران شد و چائوشسکو که از همه به روزگار ما نزديکتر است شش ماه پس از آن انتخاباتی که صد در صد آرا را به دست آورده بود، وقتی از برابر موج فراگير شورش مردم گريخت، به دست به جان آمده ها افتاد و در چادری به محاکمه کشيده شد که فيلم آن پس از چند ماه اول بار در تلويزيون فرانسه پخش شد لرزان و متعجب بود، همسرش از جوانانی که او را محاکمه می کردند می خواست که به اين پيرمرد رحم کنند و ...

پخش آن فيلم ها و آن سابقه تاريخی در رسانه های غربی اثری را که دستگاه رهبری عراق می طلبد در افکارعمومی آن ها نگذاشت و نمی گذارد. باور نکنيد که کسی را به فکر انداخت و يا از خيالی منصرف کرد. می ماند مردم عراق که همه اين ها برای فريفتن آن ها هزينه شده بود که روزی را با ترانه و تعطيلی گذراندند. صدام و حاميانش تصور می کنند که مردم عراق از جنسی ديگرند نه شبيه افغان ها و نه شبيه هيچ کس ديگر در جهان، عادت داده شده اند که به عمق هيچ ماجرائی فکر نکنند و چيزی نپرسند. نگويند که چرا به ايران حمله برديم و چه به دست آورديم، نپرسند که حاصل حمله و فتح کبير کويت چه بود، نگويند که چرا سی سال است کسی را تکريم می کنيم که جز سختی و درد و مصيبت به ما نداده است. نه که نپرسيده اند و نگفته اند، به زندان نيفتاده، جان نباخته اند و آواره نشده اند. گوينده تلويزيون سی. ان . ان با لحنی طعنه آميز در کنار يکی از صحنه های رقص خيابانی می گويد اين انتخابات و پيروزی آنچنان که جهان می شناسد نيست اين نوع مخصوصی است نوع عراقی انتخابات. در همين زمان فخری خواننده مشهور عراقی با لباسی قرمز رنگ و سينه باز در يک بلندی در حالی که باد حرير او را می برد می خواند و از ميان لبان به شدت سرخش کلماتی نثار کسی می شود که عکس بزرگی از او در تمام صحنه را پر کرده، صدام حسين. فخری تمام عاشقانه های ادب عرب را به کار می گيرد و مردمانی فقير نشسته در قهوه خانه ها تخته نردی در پيش و نی قليانی بر لب چشم به تلويزيون دوخته و لبخند می زنند. چون تو سر سبز شوی سبز شود جمله جهان.

می توان تصور کرد که در يکی از پنجاه کاخی که صدام در همين دوران جنگ و محاصره اقتصادی و فقر و کشته شدن سالی صدهزار کودک از بی داروئی و بی غذائی ساخته ، امشب چشنی بزرگ برپاست و کسانی جمع آمده اند که پيروزی صد در صدی را به صدام تبريک بگويند. از آن سو جوج بوش هم در مجلسی مجلل که اعضای مهم کنگره و سران سرمايه داری جهانی در آن شرکت دارند ضمن تشکر از کنگره که به او اختيار حمله بی خبر به عراق را داد می گويد که اميدوار است نيازی به جنگ نباشد ولی به هر حال صد در صد صدام حسين و حکومت او بايد بروند. در ميان اين دو جشن، مردم نشسته اند هم مردمی از عراق و هم آمريکا و شايد بتوان گفت همه دنيا که از حاصل اين بازی جز زيان در انتظارشان نيست. بيشتری فارغ از اين که در کجای جهانند شب هنگام خسته و خرد و خراب به خانه ای می روند که در آن نه که جشنی برپا نيست که مجالی هم برای انديشيدن به شعبده ها نيست. مولانا فرمود :

 

طوطيان فلکی جمله شکرخواره شوند

در زمانی که بخنديم بديشان من و تو

اين عجب تر که من و تو به يکی کنج خراب

هم در اين دم به عراقيم و خراسان من و تو