|
رويداد:
ديدگاه مردم با پلمب يک مؤسسه
نظرسنجی
پلمپ نمی شود
محافظهکاران با نتايج حاصل از نظرسنجی عملا مخالفتی
ندارند، بلکه آنان از پيگيری اين موضوع توسط اصلاحطلبان نگران هستند
محافظهکاران میپسندند گفتوگو با آمريکا به شکل پنهان
و حتی با شيوههای غيررسمی از سوی طرف ايرانی انجام شود اما با اين شرط که اين
«طرف ايرانی» کسی يا جريانی جز آنها نباشد
نظرسنجی اخير سه مؤسسه پژوهشی معتبر درباره نظر مردم
ايران پيرامون روابط ايران و آمريکا، هفتهگذشته ابعادی تازهتری يافت و رسانههای
وابسته به محافظهکاران بهطور چشمگيری به بزرگنمايی آنچه که «رسوايی حاصل از يک
نظرسنجی ساختگی» میناميدند، پرداختند.
اولين نکته قابل توجه در جنگروانی رسانههای محافظهکار
که با همراهی بخشهايی از قدرت نيز مواجه شده است، برخورد تبليغاتی - قضايی با
تنها يکی از سه مؤسسه انجامدهنده اين نظرسنجی است.
در حالی که مؤسسه پژوهشهای علمی خرد همکاری دارد و مرکز
افکارسنجی دانشجويان ايران (ايسپا) وابسته به جهاد دانشگاهی نيز در انجام اين نظرسنجی
شرکت داشتهاند، و نتايج مشابه و نزديک به هم داشتهاند و حتی نتايج اين دو موسسه
در مقايسه با ديگری، لحاظ معيارهای مورد نظر محافظه کاران نامقبول تر است. اما
برخوردها تنها متوجه مؤسسه ملی پژوهش افکارعمومی شده که وابسته به وزارت فرهنگ و
ارشاد اسلامی است.
اين برخوردها تا آنجا پيشرفته که دوهفته پيش دفتر اين
مؤسسه پلمب شد و با وجود اعتراض وزير ارشاد، سخنگوی دولت و هيأت رئيسه مجلس، نه
تنها تاکنون فک پلمب صورت نگرفته بلکه طی چندين مرحله، تجهيزات، اسناد و مدارک مؤسسه
مذکور به دادگستری انتقال يافته است.
فراتر از اين، دادگستری تهران در اطلاعيهای که روزنامه
«کيهان» با ذوقزدگی از آن بهنام «روشدن اسناد رسوايی بزرگ» ياد کرد، اتهاماتی
عليه مبنای قانونی مؤسسه ملی پژوهش افکارعمومی و نيز «احمد بورقانی» معاون پيشين
وزارت ارشاد مطرح کرد.
طبق ادعاهای دادگستری تهران، نظرسنجی انجام شده دچار
اشکالاتی بوده است. آنطور که از اطلاعيه دادگستری بر میآيد، در اين زمينه بازرسیهايی
انجام شده چرا که ادعا شده است براساس برگهای نظرسنجی به محل طرح پرسشها مراجعه
و افراد، مورد سؤال قرارگرفتهاند.
اينکار، اقدامی کمسابقه است. چرا که از يکسو، امنيت
مؤسسات پژوهشی و به عبارتی امنيت پژوهش و پژوهشگری را از بين میبرد و بهويژه
مردم را از سرمايهگذاری در اين عرصه دور میسازد و از سوی ديگر، باعث کاهش ميل و
رغبت مردم از شرکت در نظرسنجی شده و يا آنها را ناچار به ارائه ديدگاههای دورغين
و محافظهکارانه مینمايد که با ديدگاه حاکم همخوانی داشته و هزينههايی را به
پاسخدهندگان تحميل نکند. امری که انجام نظرسنجی را غيرممکن يا بیثمر و احمقانه
میسازد.
يکی از اعضای فراکسيون مشارکت مجلس در نطق پيش از دستور
خود اين اقدام را «پلمب نهانخانه ذهن مردم» ناميد و نسبت به تبعات گسترده آن برای
جامعه و نظام سياسی هشدار داد.
اين در حالی است که بهنظر میرسد محافظهکاران در اقدام
اخير خود همانند موارد قبل، به تنها موضوعی که توجه نداشتهاند منافع جامعه و نظام
سياسی است.
عملکرد و رويکرد رسانههای وابسته به محافظهکاران بهويژه
در ماههای اخير، اين تحليل را تقويت میکند که مسأله اصلی برای محافظهکاران درست
يا غلط بودن نتايج نظرسنجی نيست. بلکه دغدغه آنها ورود و فعاليت اصلاحطلبان حاضر
در دولت و مجلس در حيطهای است که آنان، ملک طلق خود میدانند.
يادآوری اين تجربه نيز خالی از لطف نيست که در اوايل
سالجاری رخ داد، زمانی که با اوجگيری انتقادهای اصلاحطلبان و بهويژه اعضای
کميسيون امنيت ملی مجلس از انجام برخی مذاکرات پنهان ميان برخی چهرههای مخالف
اصلاحات با آمريکا، دادگستری تهران با صدور اطلاعيهای هرگونه «بحث جانبدارانه» از
مذاکره با آمريکا را ممنوع کرد و بلافاصله پس از آن نسبت به طرح برخی اظهارنظرهای
کارشناسی که مسأله «جانبداری» در آنها مطرح نبود، حساسيت نشان دادند که البته پس
از مدتکوتاهی همانطور که انتظار میرفت مسکوت ماند.
با اين حال، خواست محافظهکاران محقق نشد. چرا که عملا
امکان عدم اظهارنظر درباره موضوعی که مسألهای مهم در سياست خارجی و حتی مسائل
داخلی کشور محسوب میشود، وجود نداشت.
نمونه بارز اين مسأله گفتوگوی مفصل «محمدجواد لاريجانی»
بود که در فاصله کمی با اطلاعيه دادگستری صورت گرفت. اظهارات وی که «معاون
بينالملل قوه قضائيه» است، آشکارا «جانبدارانه» مینمود. بهطوری که روزنامه
اصلاحطلب «نوروز» برای آن که متهم به درج مطالب جانبدارانه درباره مذاکره با
آمريکا نشود، بهجای کلمه «آمريکا» در متن خبری خود از علامت ]...[ استفاده کرد.
اين در حالی بود که اقدام دادگستری تهران غيراز آن که
عملی نبود، مبنای حقوقی نيز نداشت.
در حالی که ابتدا عنوان میشد اين اطلاعيه بنابه درخواست
شورایعالی امنيت ملی منتشر شده است، اما در هفته قوه قضائيه آقای «هادی مروی»
معاون هاشمی شاهرودی اعلام کرد که مبنای صدور اين اطلاعيه تنها يک «شايعه» بوده
است!
بعدها مقامات دادگستری تهران و از جمله «عباسعلی عليزاده»
رئيس آن، گفتند که اين مسأله ارتباطی با شورایعالی امنيت ملی ندارد و مخالفت مقام
رهبری با موضوع مذاکره دليل اصلی صدور اطلاعيه بوده است.
شکاف درون قوه قضائيه و موضعگيریهای متفاوت مقامهای
مختلف آن که بايد بر اساس قانون يکسان سخن بگويند، همچنان موضوع را با ابهام مواجه
ساخت تا زمانی که «سيدمحمد خاتمی» در کنفرانس خبری خود به مناسبت هفته دولت صراحتا
با اين اطلاعيه مخالفت کرد و بهعنوان رئيس شورایعالی امنيت ملی اعلام کرد که اين
شورا، مصوبهای درباره ممنوعيت اظهارنظر درباره مذاکره با آمريکا نداشته است.
مسأله حمله آمريکا به عراق که اخيرا احتمال آن شدت يافته
است ابعاد خاصی به ماجرای ايران و آمريکا بخشيده است خصوصا آن که تجربه افغانستان
هم پيشروی هر دو طرف قرار دارد.
در شرايط کنونی و با حساس شدن مسائل منطقه، اين ديدگاه
تقويت شده که بدون بحث و گفتوگو درباره چگونگی رايزنی با ايالات متحده آمريکا
بهعنوان يکی از دو طرف اصلی مناقشه عراق، نمیتوان دستاورد مناسبی از بحران
پيشرو را برای ايران متصور شد.
اين موضوع هنگامی قابل توجهتر میشود که در هفته گذشته
«ناجی صبری» وزير خارجه عراق که طرف منفعل و تحتفشار در مناقشه اخير است، به
تهران آمد و با مقامات ايرانی مذاکره کرد و مورد استقبال محافظه کاران قرار گرفت.
با اين حال، طيف تندرو جناح محافظهکار که در اقدامات
تبليغی خود میکوشد تا از مذاکره با آمريکا يک «تابو» بسازد، حتی با سفر «جک
استراو» وزير خارجه انگليس که متحد اصلی آمريکا در مناقشه با عراق است، برخوردی منفی
داشت که سرمقالهها و يادداشتهای دو روزنامه «کيهان» و در آستانه سفر استراو به
تهران نمايانگر اين مسأله بود.
در چنين شرايطی، طبيعی بود که انتشار يک نظرسنجی که ديدگاه
متفاوت مردم ايران در قبال موضوع مذاکره با آمريکا را نشان دهد، خشم محافظهکاران
و بهويژه جريان افراطی و اقتدارگرايی که در دوسال اخير، سکان هدايت اين جريان را
دراختيار گرفته است، برانگيزد.
به عبارت دقيقتر میتوان گفت که محافظهکاران با نتايج
حاصل از نظرسنجی اخير عملا مخالفتی ندارند.
برخی معتقدند محافظهکاران تا بهحال آشکار کردهاند
که میپسندند گفتوگو با آمريکا به شکل پنهان و حتی با شيوههای غيررسمی از سوی طرف
ايرانی انجام شود اما با اين شرط که اين «طرف ايرانی» کسی يا جريانی جز آنها نباشد.
ولی برای اين منظور راهها برای آنها تاکنون هموار نشده است.
اين در حالی است که طبق خبری که مدتی پيش توسط سايت اينترنتی
«امروز» منتشر شد و تا بهحال از سوی مسؤولان يا دستگاههای ايرانی تکذيب نشده
است، مقامات واشنگتن از طريق شرکت نفتی آمريکايی «کونکو» به طرف ايرانی خود پيام
دادهاند که با هيچ فرد يا نهادی درون حاکميت ايران که جزو بخش انتخابی قدرت نباشد،
مذاکره نخواهد کرد.
اين در حالی است که طبق نظرسنجی اخير، مردم ايران با
وجود بیاعتمادی به دولت آمريکا، مذاکره با اين کشور را لازم میدانند و اين مسأله
نشانگر درايت شهروندان ايرانی است.
چرا که اين ديدگاه، نوعی «واقعبينی» را نشان میدهد
و برخلاف آنچه که محافظهکاران میکوشند تا نشان دهند، تمايل مردم ايران به مذاکره
با آمريکا از زوايه «ضرورت» و «واقعيت» است و نه به دليل «شيفتگی» و «خودباختگی».
دقيقا همين مسأله نيز بخشی ديگر از خشم و واکنش محافظهکاران
را توجيه میکند. نظر معتبری که شهروندان ايرانی در اينباره دادهاند، به روشنی
ميزان مقبوليت شعارها و تحليلهای محافظهکاران را نشان میدهد و مشخص میسازد که
با وجود همه اقدامات تبليغی و ارائه تحليلهای يکجانبه از سوی تريبونها و
رسانههای رسمی، شهروندان نظری متمايز را ارائه میدهند که کمترين حد تأثيرپذيری
از تبليغات رسمی در آن به چشم میخورد.
آنچه روشن است اين ديدگاه متمايز و در، همانگونه که از
تبليغات رسمی و پرحجم تبليغاتی در سالهای اخير تأثير نپذيرفته است، با تبليغات جنجالی
و اقدامات قضايی اخير نيز تغيير نمیکند.
|