واشنگتن پست:

ديک چنی نقطه​ی اتکای سياست خارجی بوش است

 

"ديک چنی ترجيح می​دهد محتاطانه عمل کند و نقاط برجسته و حساس را به ديگران واگذار کند. اما اواخر آگوست زمانی که بوش در مزرعه خود در تگزاس به سر می​برد، اين چنی بود که پيشگام جمع​آوری شکايات و اعتراض​ها از سياست دولت در قبال آمريکا شد."

به گزارش ايسنا، گلن کسلرو پيتراسلوين، تحليل​گران واشنگتن پست در بررسی نقش چنی در دولت آمريکا با اشاره به مطلب فوق می​افزايد: "ديک چنی، معاون رييس جمهور آمريکا در جلسه سالانه يادبود جنگجويان جنگ​های خارج از کشور در ناشويل گفت: «اگر آمريکا قادر به پيشگيری از حادثه ۱۱ سپتامبر بود، ما ديگر حرفی نداشتيم. حالا نبايد از حمله​ی ديگری که شايد به مراتب مخرب​تر باشد جلوگيری کنيم. ما می​دانيم هيچ سوالی باقی نمی​ماند. اين ملت در سايه تروريست و يا حکومت​های تروريستی نمی​تواند زندگی کند.»

سخنرانی چنی که پر از اشارات تاريخی و ابطال بحران​های دولت بود در زمانی ايراد شد که دولت از سوی عملکرد سياسی و مذاکره درباره​ی عراق به سوی برداشتن گام​های جنگ تغيير مسير داده بود. شايد بتوان از اين طريق فهميد که چنی تا چه اندازه در سياست​ گذاری​های خارجی آمريکا نقش دارد.

از سوی ديگر، کالين پاول، وزير امور خارجه​ی آمريکا، در ميان سران دولت از مقبوليت خاصی برخوردار است. همچنين دونالد رامسفلد، وزير دفاع آمريکا، به دليل داشتن سخنرانی​های گاه​گاه خود تبديل به چهره​ای تلويزيونی شده است.

هر چند کونداليزا رايس، مشاور امنيت ملی بوش همواره در کنار بوش است، اما در داخل کاخ سفيد، چنی در دفتر کوچک اما پر قدرت خود تکيه​ گاه و نقطه​ی اتکای سياست خارجی بوش می​باشد.

پس از برخورد هواپيماها به ساختمان​های مراکز تجارت​ جهانی و پنتاگون، چنی از قدرت خود که قابل قياس با هيچ يک از معاونان رياست جمهوری در جهان مدرن نيست، جنگ با تروريسم را رهبری کرد.

اکنون، در آستانه​ی جنگ با عراق، نفوذ چنی بار ديگر آشکار می​شود.

گستاخی و اعتماد به نفس چنی و تبليغات گسترده درباره​ی سياست خارجی آمريکا به روش​های مختلف عصر حاضر برای بوش را مشخص کرده است. در جنگ​های سخت و شديد داخلی، نظر چنی، مبنی بر اينکه آمريکا که اکنون در پشت نيروهای قوی نظامی خود پنهان شده، بايد مثالی برای جهان باشد، اغلب بر ديگر نظرات برتری داشته است.

موضع چنی در قبال اهميت برخورد با عراق و سلاح​های کشتار جمعی آن، پس از ۱۱ سپتامبر به دليل آسيب پذيری و هشدارهای افزون سازمان​های جاسوسی تغييرات اساسی يافت.

پائول ولفوويتز، معاون وزير دفاع آمريکا می​گويد: «او از هوشيارترين کسانی است که من می​شناسم.»

وی معتقد است خطرهای زياد و جدی از جانب تروريست​ها آمريکا را تهديد می​کند که ۱۱ سپتامبر نقطه​ی آغاز آن بوده است.

وی می​گويد: «چنی با دستيابی به اطلاعات گسترده درباره​ی عراق به طور کل و القاعده به خصوص تحت تاثير قرار گرفته است.»

دنيس بی راس، مدير موسسه سياست خاورميانه و نماينده بوش پدر و کلينتون در خاورميانه می​گويد: «او توانست وفاق کلی را بر لزوم برخورد با صدام ايجاد کند. واضح است که اين موضع از جانب وزارت امور خارجه نيامده است.»

موضع آشکار چنی کمک موثری در شکل گيری ديدگاه بوش داشته است. او متنفذترين فرد در کنار رييس جمهور می​باشد.

نفوذ چنی بدون مناقشه و بگومگو نبوده است. دولت​های قبلی، وزير امور خارجه يا مشاور امنيت ملی اغلب قدرت متنفذ و شکل​ دهنده سياست خارجی بوده است. اما اين نقش​ها امروز بسيار مبهم و گنگ شده است و همين اختلاف​ها بر مناقشات سياسی دولت کاملا مشهود است.

مقام​های کنگره می​گويند، برخلاف پاول يا رامسفلد، آنها هيچ التزام قانونی برای قبول نظرات چنی ندارند.

مقام​های وزارت امور خارجه از جانب​ داری​های گاه​گاه چنی از رامسفلد نگران هستند و پاول اغلب به دليل ناتوانی در ممانعت از مناقشات سياسی، به خصوص در مسائل خاورميانه و عراق مورد انتقاد قرار می​گيرد.

برخی مقام​ها معتقدند که رايس نيز از نفوذ چنی در عذاب است و معتقد می​باشد که چنی حتی در امور امنيت ملی دخالت دارد. يکی از مقام​های دولت می​گويد: «من در کاخ سفيد شنيدم که گفته می​شد، اين شرايط اختلال در سياست خارجی را باعث می​شود.»

مقام​های کاخ سفيد و کارمندان چنی اين اظهارات را رد کرده و می​گويند، رييس جمهور از تنش​های به وجود آمده از جانب مشاوران سياست خارجی که در دولت قبلی همکاری نزديکی با چنی داشته​اند نگران است.

ولفوويتز می​گويد: «حقيقت اين است که برآورد ميزان برنده شدن وزارت دفاع يا امور خارجه در اين جنگ بسيار مشکل است.»

يک مقام کاخ سفيد می​گويد: «چنی و دفتر او نيروهای شيطان نيستند. بلکه آنها با ديدگاه​های واقع بينانه بر چگونگی دفاع از آمريکا و منافع آمريکا متمرکز شده​اند.»

زمانی که بوش، چنی را به عنوان دستيار خود در سال ۲۰۰۰ برگزيد او فقط يک ستوان بود که با واشنگتن ارتباطات خوب و موثری داشت و قبلا به عنوان يکی از روسای دفاتر کاخ سفيد، رهبر جمهوری خواهان در کنگره و وزير دفاع انجام وظيفه کرده بود.

چنی پس از ورود به دفترش، ۱۴ متخصص سياست خارجی را به کار گرفت و به قول مقام​ها يک « مينی شورای امنيت» تشکيل داد. دفتر چنی، يک رزمناو پر تحرک است که قادر به مانور در اطراف ناوهای هواپيما بر وزارت دفاع و وزارت امور خارجه است.

مقام​های خارجی، از جمله ۱۷ رييس جمهور و نخست وزير سال جاری طی سفر خود به واشنگتن با چنی ديدار کردند. ارزش ديدار با وی زمانی آشکار شد که چنی ديدار خود را با وزير امور خارجه قزاقستان به دليل آزاد نشدن يک ترکمن ناراضی لغو کرد. دولت قزاق بلافاصله تصميم به آزادی اين فرد گرفت.

اگرچه ال​گور نيز ستادی به همين ابعاد چنی در زمان بوش پدر داشت، اما گور اغلب بر مسائل خاص نظير گرم شدن هوا يا کميسيون​های روسيه يا سياست​های آفريقای جنوبی متمرکز بود.

چنی به عمد از هرگونه اقدام مستقيم در سياست خارجی پرهيز کرد؛ به همين دليل آزادی عمل برای پرسه زدن در اطراف مسايل سياسی و اعمال اثری پر قدرت بر تصميم گيری​های بوش را يافت.

به گفته مقام​ها چنی هرگز آشکارا بر روی يک مسئله داخلی انگشت نمی​گذارد در عوض توصيه​های خود را برای رييس جمهور نگاه می​دارد، به پرسيدن سوال​های جزيی اکتفا می​کند و با روشی سقراطی نقاط ضعف بحث را به نمايش می​گذارد.

به گفته​ يکی از دستياران، او بحث را به حاشيه می​کشاند و اغلب اوقات جواب تمام سئوال​ها را از قبل می​داند.

يک ديپلمات خارجی که اغلب با چنی ديدار می​کند می​گويد، او سئوال​های دقيقی می​پرسد و به ندرت نظر خود را ابراز می​داد. او از ديدارها برای جمع آوری اطلاعات استفاده می​کند. در اين ديدارها هرگز از احساسات و نظرات خود حرفی نمی​زند.

به عقيده چنی، ايالات متحده آمريکا هيچ عذر خواهی به دليل اينکه ابر قدرت جهان است، به دنيا مديون نيست، در حقيقت به دليل همين قدرت مسئوليت دارد که با قدرت عمل کند و جهانی را که در نظر آمريکايی​ها است بسازد.

چنی در سخنرانی خود در اوايل ماه جاری گفت: «تاريخ بار ديگر از آمريکا خواسته است از قدرت خود برای دفاع از آزادی استفاده کند. ما اين وظيفه را قبول کرديم و از درستی کار خود مطمئنيم و اطمينان داريم که پيروزی از آن ما است.»

در بهار گذشته با افزايش درگيری​های خاورميانه، چنی با نظر پاول مبنی بر تمرکز بر حل درگيری​های فلسطينيان و اسراييلی​ها و سپس حل مسئله عراق موافقت داشت. اما به عقيده برخی پس از سفر به منطقه در ماه مارس که هرگز صلحی همراه نداشت، تصميمی جديدی گرفت؛ پرونده خاورميانه بار ديگر به بعد موکول شد. اکنون چنی فقط چهار کلمه دارد؛ جنگ، جنگ، جنگ​، جنگ."