جيمی کارتر، برنده جايزه صلح نوبل

ايمرکرتژ ، برنده نوبل ادبى ۲۰۰۲

 

باب چاندی خبرنگار بی بی سی

جيمی کارتر از روسای جمهور پيشين آمريکا برنده جايزه صلح نوبل سال جاری شده است.

کميته نوبل در اسلو از "ده ها سال تلاش بی وقفه آقای کارتر در يافتن راه های مسالمت آميز برای بحران های بين المللی، ارتقاء دمکراسی و حقوق بشر و همچنين ترويج توسعه اقتصادی و اجتماعی" ستايش کرد.

اين کميته اضافه کرده است:"در وضعيتی که تهديدهای استفاده از زور همه جهان را فراگرفته، کارتر به اين اصل پايبند ماند که مناقشات را تا حد ممکن بايد از طريق ميانجيگری و همکاری بين المللی مبتنی بر قوانين بين الملل، احترام به حقوق بشر و توسعه اقتصادی حل کرد."

آقای کارتر که زمانی به عنوان يک رئيس جمهور ضعيف مورد تمسخر قرار داشت، وجهه خود را ترميم کرده و اکنون به خاطر موفقيت در ميانجيگری برای حل مناقشه های بين المللی، جايزه صلح نوبل را دريافت کرده است.

انتخاب "جيمز ارل کارتر" به عنوان سی و نهمين رئيس جمهور آمريکا در سال ۱۹۷۷ نويد بخش آينده ای نوين و درخشان بود.

او به عنوان مزرعه دار ناشناخته ای از ايالت جورجيا با سلاح صداقت و با شعار "به من اعتماد کنيد" به رياست جمهوری رسيد.

درحالی که آمريکا هنوز از شوک رسوايی انتخاباتی واترگيت خارج نشده بود، شعارهای کارتر جذابيت زيادی داشت.

او با سنت شکنی بی سابقه ای اصرار داشت که "جيمی" خطاب شود و در روز تحليف رياست جمهوری، او و همسرش "رزالين" دست در دست يکديگر فاصله چند صدمتری کنگره تا کاخ سفيد را پياده طی کردند.

اما کارتر تنها پس از يک دوره چهارساله از قدرت کنار رفت و پس از سال ۱۹۳۲ به نخستين رئيس جمهور آمريکا بدل شد که در انتخابلات برای دوره دوم رياست جمهوری شکست می خورد.

البته اين تنها حادثه تحقيرآميزی نبود که او به عنوان رئيس جمهور متحمل شد. در داخل کشور، بحران نفت باعث تورم شديد و بيکاری گسترده شده بود و او تقلا داشت آمريکايی ها را قانع کند برنامه رياضت اقتصادی او را بپذيرند.

در خارج از کشور، تلاش های او برای دنبال کردن يک سياست خارجی اخلاقی علی رغم آغازی اميدوارکننده ناکام ماند.

اوج رياست جمهوری کارتر امضای پيمان کمپ ديويد در سال ۱۹۷۸ بود که براساس آن مصر کشور اسرائيل را به رسميت شناخت.

اما حوادث بعدی به شدت به ضرر کارتر تمام شد. نخست، شاه ايران سقوط کرد و ۶۶ آمريکايی در تهران به گروگان گرفته شدند و پس از آن نيروهای شوروی سابق به افغانستان حمله کردند.

در پی اين حمله دولت کارتر بازی های المپيک سال ۱۹۸۰ مسکو را تحريم کرد اما اين تحريم ها آنقدر مورد حمايت جامعه جهانی قرار نگرفت که به لغو بازی ها منجر شود.

کارتر روابط ديپلماتيک آمريکا با ايران را قطع کرد و تحريم هايی تجاری عليه اين کشور اعمال کرد.

اما عموم مردم آمريکا باور نمی کردند که او به قدر کافی سرسختی نشان داده است و به اين ترتيب او محبوبيت خود را از دست داد. زمانی که تلاش او برای نجات گروگان ها ناکام ماند، وضع کارتر حتی بدتر هم شد.

ايران در اقدامی که وضعيت کارتر را بغرنج تر ساخت، آزادی گروگان ها را تا پس از سوگند رونالد ريگان، رئيس جمهور جديد، به تاخير انداخت.

اما جيمی کارتر پس از ترک قدرت، به جای خوشگذرانی در زمين های گلف يا دست زدن به سخنرانی های پرسود که روسای جمهور آمريکا معمولا پس از پايان دوره خود می کنند، با استفاده از شان و مقام خود به عنوان رئيس جمهور سابق و استفاده از فضايلی مثل صداقت، به ميانجيگری برای حل بحران های بين المللی تحت لوای "مرکز کارتر" که پس از ترک قدرت بنياد گذاشته بود، دست زد.

او با تلاشی خستگی ناپذير در پشت صحنه تلاش کرده است مانع به بن بست رسيدن فرآيند صلح خاور ميانه شود. او "کيم ايل سونگ"، ديکتاتور سابق کره شمالی را قانع کرد با کره جنوبی مذاکره کند.

او هدايت هياتی را به عهده داشت که رهبران هائيتی را قانع کرد قدرت را واگذار کنند و در بوسنی به ايجاد آتش بسی که به پيمان صلح منجر شد کمک کرد.

او با افزودن بخشی به نام "نظارت بر انتخابات" به موسسه کارتر به پيشرفت دمکراسی در کشورهايی که با آن نا آشنا بودند کمک کرد.

او در بيانيه ای مشهور، انتخابات سال ۱۹۸۹ پاناما تحت حاکميت ژنرال نوريگا را محکوم کرد. او به دانيل اورتگا توصيه کرد در نيکاراگوئه انتخاباتی عادلانه برگزار کند، که البته اين توصيه ها به شکست اورتگا منجر شد.

مقام و مرتبه جهانی کارتر در حال حاضر چنان است که فيدل کاسترو علی رغم آن که می دانست کارتر از سابقه حقوق مدنی رهبر کوبا انتقاد خواهد کرد، به او اجازه داد به طور زنده از تلويزيون برای مردم کوبا سخنرانی کند.

مزرعه دار سختکوش

جيمی کارتر در کودکی مجبور بود ساعات طولانی در مزرعه کار کند و زندگی در خانه نيز بسيار دشوار بود. نزديک ترين همسايگان او در آن زمان سياه پوستانی بودند که برای مزرعه آنها کار می کردند و به صميمی ترين دوستان او بدل شدند.

زمانی که پدر کارتر در اثر سرطان درگذشت، او حرفه خود در نيروی دريايی را که برای ۷ سال دنبال کرده بود رها کرد تا کنترل مزرعه خانوادگی را به عهده بگيرد. در جريان مزرعه داری بخت با او ياری کرد و به ثروت رسيد.

اين وضع باعث شد بتواند به عنوان فرماندار جورجيا انتخاب شود که او از آن به عنوان تخته پرشی برای رسيدن به کاخ سفيد استفاده کرد.

البته کارتر منتقدانی نيز دارد. برخی از سازمان های غيردولتی او را متهم کرده اند که اغلب راسا اقدام می کند و تعهد او نسبت به پروژه های بلندمدت را زير سوال برده اند.

اما در مجموع، جيمی کارتر دستاوردهای زيادی برای افتخار کردن دارد و برنده جايزه صلح نوبل، که زمانی در واشنگتن مورد تمسخر قرار می گرفت، اکنون در جهان به عنوان بهترين رئيس جمهور سابق آمريکا مورد ستايش قرار می گيرد.

 

 

ايمرکرتژ ، برنده نوبل ادبى ۲۰۰۲

»ايمرکرتژ« رمان​نويس مجار که ​در ​نوجوانى ​از اردوگاههاى آشوويتس جان سالم به در برده​است، پنجشنبه ​شب ​ازسوى آکادمى سلطنتى سوئد به​عنوان برنده جايزه نوبل ادبيات امسال اعلام شد. به گزارش آسوشيتدپرس آکادمى سلطنتى سوئد انتخاب وى را به خاطر نوشتن آثارى دانست که مويد تجربه شکننده افراد در برابر خودسرى​هاى وحشيانه تاريخ بوده و يادآورشد که نوشته​هاى کرتژ مبين امکان توانايى ​زيستن ​و انديشيدن افراد در عصرى است که فرد توسط جامعه شديدا سرکوب مى​شود. کرتژ که۲ ۷سال دارد ​در بوداپست به دنيا آمد و در سال ۱۹۴۴ به اردوگاههاى آشوويتس در ​لهستان تحت اشغال نازى​ها فرستاده شد و از آنجا به اردوگاه بوخن والت در ​آلمان منتقل و در سال ۱۹۴۵از آنجا آزاد شد. »بى​ايمان« نخستين اثر او و ​نخستين بخش از تريلوژى بودکه بازتابى از واقعيت يهودکشى نازيسم به شمار ​مى​آمد. اين کتاب که در سال ۱۹۷۵ به چاپ رسيد از زبان راوى جوانى نوشته ​شده که به اردوگاههاى کار اجبارى فرستاده مى​شود اما به​رغم شرايط ​دشوار محيط، خود را باشدايد تطبيق مى​دهد و زنده​مى ماند. برپايه گزارش آسوشيتد پرس  اگرچه اين اثر به يک اتوبيوگرافى شباهت دارد اما کرتژ اصرار مى ورزد که آثارش داستان زندگى او نبوده​اند و با اين که خود شخصا واقعه يهودکشى را تجربه کرده اما هيچ​گاه اتوبيوگرافى ننوشته​است.

تريلوژى کرتژ با »شکست فاحش« که در سال ۱۹۸۸ به چاپ رسيد دنبال شد و »کاديش براى کودک به دنيا نيامده«سومين حلقه از اين تريلوژى ​دردناک بود که در قالب يک رمان کوتاه به چاپ رسيد. بنابراين گزارش کرتژ پس از بازگشت به مجارستان در اواخر ​دهه ​۱۹۴۰ به​عنوان روزنامه​نگار در روزنامه »ويلاگوساگ« مشغول به کار شد و ​به نوشتن داستان​هاى کوتاه، مقالات، نمايشنامه و ترجمه​هاى ادبى و فلسفى ​از زبان آلمانى به مجارى پرداخت؛ ديگر آثار داستانى اين نويسنده عبارتند از »يهودى​کشى به عنوان فرهنگ«، »لحظات سکوت«، »هنگامى که جوخه ​اعدام تفنگ​ها را پرمى کنند« و »زبان تبعيدى«. گفتنى است کرتژ که تنها دو اثر او به زبان انگليسى ترجمه شده​اند ​تنها نويسنده مجارستانى است که موفق به دريافت جايزه نوبل شده​است. ​آکادمى سلطنتى سوئد اين جايزه يک ميليون دلارى را در روز ۱۰دسامبر همزمان ​با سالروز مرگ آلفرد نوبل صنعتگر و مخترع سوئدى ديناميت به اين ​نويسنده اعطا مى کند.

( روزنامه ايران )