|
کولايی:
خروج
از حاکميت به منازعات مرگبار سياسی پايان خواهد داد
يدالله
اسلامی: محافظه کاران به شکلی غلط به مقابله با طرح خروج از حاکميت پرداختهاند
حسين
شريعتمداری: مدعيان خروج از حاکميت، به مبانی نظام اعتراض دارند
کولايی: خروج
از حاکميت به منازعات مرگبار سياسی پايان خواهد داد
عضو هيات رييسه فراکسيون دوم
خرداد مجلس گفت: به نظر میرسد که خروج از حاکميت به منازعات مرگبار سياسی که منافع
مردم و کشور را هدف قرار میدهد، پايان بخشد.
الهه کولايی، نمايندهی مردم
تهران در مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرنگار سرويس پارلمانی ايسنا گفت: در
طول ۵ سال گذشته پس از زمان رياست جمهوری خاتمی و برگزيده شدن جمعی از اصلاحطلبان
در مجلس، مردم اميدوار بودند که آنها بتوانند در شرايط عمومی کشور تغييرات مطلوبی
را ايجاد کنند. اميد به تغيير در شرايط عمومی کشور، از طريق پيشرفت برنامهی
اصلاحات در کنار سدسازی و مانع تراشی در اين مسير، همواره با اين سوال مواجه بوده
که آيا اصلاحات با بنبست مواجه شده يا اينکه اميدی به پيشرفت آن و برآورده شدن
انتظارات و خواستههای مردم وجود دارد؟
وی افزود: به طور طبيعی و قابل
پيشبينی، انتظار اصلاحطلبان از ورود به عرصهی رقابت سياسی، ايجاد وضعيت مناسب و
تحقق آرمانها و ايدههای مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران به منظور تحقق
توسعهی همه جانبه يعنی امکان شکوفا شدن و بروز توانايی ها و استعدادها برای رفع
نيازهای کلان کشور بوده است که متاسفانه با نتايج و پيامدهای قابل قبول همراه نشده
است.
اين فعال سياسی با بيان اينکه
تحقق توسعه، فرآيندی زمانبر و طولانی است، گفت: به وجود آمدن روندها و گرايشاتی
که اميدبخش بوده و امکان تغييرات مثبت در طول زمان را آشکار سازد، میتواند در
اين مسير مبنای تلاش و تحرک قرار گيرد.
کولايی با قبول اينکه موانعی
برای تحقق توسعه همه جانبه در ساختارهای مختلف کشور موجود است، گفت: در کنار اين
موانع ساختاری، مجموعهای از مشکلات سياسی و مانع تراشیهای سياسی، اقتصادی نيز
وجود داشته و دارد.
وی خاطرنشان کرد: اين موانع
ميسر شدهاند که امروز به شکلی جدی با مفهوم بنبست در اصلاحات مواجه شويم. به
گونهای که با تحليلهای گوناگون برای آن راهکارهايی ارائه میشود.
اين نمايندهی مجلس افزود:
چنانچه بپذيريم که اصلاحطلبان در کنار موانع ساختاری برآورده کردن انتظارات مردم با
فشارهای غير قابل مهار سياسی، از سوی مخالفان خود برای به بنبست کشيدن اصلاحات
نيز مواجه هستند، طبيعی است که تصميم به خروج از حاکميت در شرايط ايجاد انسداد
سياسی، تصميمی قابل پيشبينی باشد. چرا که تلقی منتفی بودن پيشبرد اصلاحات، انتظاری
عمومی از اصلاحطلبان ايجاد میکند که عرصه را به رقبای سياسی خود واگذار کنند.
وی افزود: به عبارت ديگر چنانچه
عزم راسخ مخالفان اصلاحات برای جلوگيری از به نتيجه رسيدن اصلاحطلبان (بدون در
نظر گرفتن ناکارآمديهای درونی آنان) به اثبات برسد، بدون ترديد خروج از حاکميت
تنها به معنی کنار کشيدن مادری است که احساس میکند تعارض او با دايه، به نابودی و
از ميان رفتن طفل منجر خواهد شد.
کولايی با اشاره به اينکه طی
۵ سال گذشته، منازعات سياسی، کشور را به طور فزايندهای به لبهی پرتگاه بسيار
خطرناکی سوق داده است، گفت: بر خلاف کشورهای ديگر جهان که رقابتهای مشابه در
چارچوب مصالح و منافع ملی و برای تامين خواستهها و ملاحظات گروهی و سياسی و البته
با در نظر گرفتن مصالح و منافع کشور، مردم و نظام صورت میگيرد، رقابتهای سياسی
ايران در چارچوب جريان تعاملات کشور، صورت نمیگيرد و کسانی حاضرند برای تامين
منافع خود، منافع مردم، کشور و نظام را فدا کنند.
وی در پاسخ به اين سوال که چرا
برخی طرح خروج از حاکميت را در امتداد واقعهی ۱۸ تير میدانند، گفت: چنانچه در
برخورد با طرح خروج از حاکميت به حوادث ۱۸ تير استناد شود، روشن خواهد شد که اين
حوادث را چه کسانی، با چه روشها و شيوههايی به وجود آوردهاند، چرا که برای مردم
اينگونه مسائل بسيار روشن است. تفسير خروج از حاکميت به خروج از نظام و خروج از
چارچوب قانون اساسی، ضرورتا هيچ ارتباطی با فاجعهی ۱۸ تير ندارد و تنها نوعی تفسير
و بيان نوعی احتمال غير قابل اثبات است.
وی تاکيد کرد که برای بسياری
از اصلاحطلبان، خروج از حاکميت تنها به مفهوم واگذار کردن عرصه به رقيب برای حفظ
منافع و مصالح کشور است و نه خروج از چارچوبهای قانونی و رسمی نظام.
کولايی گفت: به نظر میرسد اين
خروج میتواند به منازعات مهلک و زيانبار سياسی که منافع مردم و کشور را هدف قرار
گرفته است، پايان دهد.
اين نمايندهی مجلس شورای اسلامی
گفت: منازعات سياسی موجود تا حد متضرر کردن منافع مردم و مصالح کشور و نظام تنزل
يافته است و خروج از حاکميت، ايدهای برای خروج از اين وضعيت است که بايد با دقت و
وسواس بيشتری به آن توجه کرد.
وی تغيير استراتژی محافظهکاران
در قبال طرح خروج از حاکميت از تفسير به بلوف سياسی تا تلقی فرصت را مستقيما با
فضای کنونی سياسی کشور مرتبط دانست که اصلاحطلبان به عهد خود با مردم وفا دارند و
علیرغم همهی نارسايیهای ساختاری تلاش خود را به کار میگيرند تا خواستههای
مردم تامين شود.
کولايی يادآور شد: کسانی که
تامين اين خواستهها را با منافع خود در تعارض میبينند نيز، تلاشهايشان را برای
مقابله با اصلاحطلبان، افزودهاند.
وی متصور شد که تحليلهای اينچنينی
بايد در چارچوب شرايط موجود، وضعيت حاکم بر کشور و نگرانیهايی که در کشور مشهود
است، بررسی شود. بنابراين میتوان نتيجه گرفت محافظهکاران، اصلاحطلبان را در
وفای عهد خود به مردم، راسخ يافتهاند که اينگونه تحليلها را مطرح میسازند و
قصد دارند تا به ادامهی سياستهای خود که مطمئنا زيانها و صدمات سنگين و غير
قابل جبران برای کشور به همراه دارد بپردازند و توجيهی برای آن داشته باشند.
يدالله
اسلامی: محافظه کاران به شکلی غلط به مقابله با طرح خروج از حاکميت پرداختهاند
بحث خروج از حاکميت نه در ميان
اصلاح طلبان و نه در ميان محافظهکاران جدی و همگانی نشده است.
دکتر يدالله اسلامی، عضو مجمع
نمايندگان ادوار مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرنگار سياسی ايسنا افزود:
اولين بار عباس عبدی، بحث خروج از حاکميت را مطرح کرد که با واکنشهای متفاوتی مواجه
شد.
وی با بيان اينکه برخی در اين
ميان خروج از حاکميت را خروج بر حاکميت میدانند، افزود: بحث خروج از حاکميت هنوز
نه در ميان اصلاح طلبان و نه در اردوگاه محافظهکاران، جدی و همگانی نيست. مطرح
کنندگان اين طرح معتقدند که اگر نتوان از طريق قانونی ،از ظرفيتهای موجود به نفع
مردم استفاده کرد و چنانچه اصلاح طلبان نتوانند با بکارگيری ظرفيتهای موجود تعهدات
خود را نسبت به مردم انجام دهند و در جهت تامين مطالبات عمومی گام بردارند، حضور و
وجودشان در حاکميت فايدهای ندارد و شرايط همواره در جهت افزايش هزينههای مردم
خواهد بود و در نهايت هم سودی عايد مردم نمیشود.
اين فعال سياسی تصريح کرد: مطرح
کنندگان اين طرح با اين ديدگاه قصد دارند که حکومت را به کسانی واگذار کنند که
مدعيند بهتر میتوانند، عمل کنند و با حاکميت يکپارچه اعمال قدرت کرده، به پيش روند
و در اين ميان مردم آسيب نبينند.
اسلامی گفت: در مقابل اين ديدگاه،
محافظه کاران بدون توجه به جوانب، با ساده سازی کردن فضا و ورود به بحثهای
تبليغاتی، اين امر را معادل برخورد با نظام، ايجاد تنگنا و ضرورت برخورد با
کسانيکه مبتکر اين تفکرند، قلمداد کردند.
وی اين نوع برخورد را نشان دهندهی
آن دانست که عمق اين موضوع به درستی در ميان محافظهکاران درک نشده است و گفت: به
نظر من تيتر يکی از روزنامههای عصر در اين مورد که طرح مذکور بر ملا شده نيز
نمايانگر سراسيمهگی و فضاسازی برای مقابله با اين طرح است.
به اعتقاد وی، اين بحث هنوز
در ميان اصلاح طلبان نيز به شکل دامنهدار و هماهنگ مطرح نشده و به شکل منظم به آن
پرداخته نشده است و در جبههی اصلاح طلبان حداقل در شرايط فعلی به عنوان يک برنامهی
عملی قلمداد نشده است.البته طرح اين موضوع سبب جلب توجه شده است.
عضو مجمع نمايندگان ادوار مجلس،
با مهم قلمداد کردن توجه به مطالبات مردم و تامين حقوق عمومی گفت: اگر به سرعت و
فوريت اقدامی انجام نشود و تنگناهای موجود با قاطعيت و سرعت توسط عوامل دستاندرکار
حکومت، برطرف نشود، عوارض غيرقابل پيش بينی بروز خواهد کرد.
وی تفسير کسانيکه ۱۸ تير را
نمودی از طرح خروج از حاکميت میدانند را رد کرد و گفت: لباس شخصیها و حمله کنندگان
به خوابگاهها، ۱۸ تير را ساماندهی کرده بودند.
اسلامی تغيير تفسير محافظهکاران
از طرح خروج از حاکميت را از بلوف سياسی به فرصت، نوعی، فرار به جلو تلقی کرد و
افزود: تمامی عواملی که با نفوذ در هر قسمتی و با استفاده از رانتهای فراوان باعث
بوجود آمدن فضاهای نامناسب شده و جلوی دستيابی مردم به حقوقشان را گرفتهاند و فضا
را به نحوی که مردم دچار سرخوردگی شوند شکل دادهاند، بايد شناسايی شوند.
وی با بيان اينکه اين افراد
بايد در هر اردوگاهی و با هر شعاری شناسايی شوند، گفت: کسانيکه گمان میکنند با ممانعت
از دستيابی به حقوق مردم، به حفظ نظام کمک میکنند، غافلند که به ايجاد گسستهای
شديد اجتماعی، دامن میزنند که به هيچ وجه به نفع نظام نيست.
اين فعال سياسی با طرح اين پرسش
که چه کسانی در فعال کردن اين شکافها، نقش مستقيم يا غيرمستقيم دارند؟ گفت: با يک
بررسی تاريخی در نهضتهای تشکيل شده در صد سال اخير و عوامل شکست آنها، حقايق
بسياری اشکار میشود و دستهای آشکار و پنهان بسياری شناسايی خواهند شد که حتی در
پناه شعارهای بسيار عوامل فريبانه در جهت تضييع حقوق مردم و فراهم آوردن زمينه
برای نفوذ بيگانگان گام بر میدارند.
اسلامی با بيان اينکه نوع شعار
نمیتواند ملاک باشد، گفت: نتيجهای که بر شعارها مترتب است و حوادثی که با وجود
اين شعارها بوجود میآيد، معنای بسزايی در جهان امروز دارد.
وی افزود: کسانيکه شرايط جلوگيری
از تامين حقوق مردم را به نفع خود ساماندهی میکنند و نمیگذارند که از راههای
مسالمت جويانه و با تکيه بر ظرفيت های موجود قانونی، مردم احساس امنيت، مشارکتی و
تامين مطالباتشان را داشته باشند، بزرگترين خدمت را به کسانی میکنند که نظام را
فاقد توانايی اصلاحی میدانند.
عضو نمايندگان ادوار مجلس گفت:
اين افراد با ساده سازی طرح خروج از حاکميت، آن را يک طرح ابتدايی میانگارند و
زمينههای ايجاد اين طرح را بررسی نمیکنند و قصد ندارند که با ديگران همگام شده و
در جهت تامين حقوق مردم، گام بردارند يا اينکه آزادیهای مصرح در قانون اساسی را برای
همهی مردم فراهم کنند اينان نمیخواهند مطبوعات و احزاب آزاد را فراهم آورند تا
گرايش مردم به درون کشور افزوده شود.
به اعتقاد وی، محافظه کاران
به شکلی غلط به مقابله با طرح خروج از حاکميت پرداختهاند .
وی ادامه داد: چنانچه مطرح شود
که چه کسانی از رانتها استفاده کردهاند و قدرتهای اقتصادی در دست چه کسانی متمرکز
است، روشن خواهد شد که عوامل اقتصادی در اختيار چه افراد و گروههای خاص قرار گرفته
است.
وی پرسيد: آيا اين افراد واقعا
به دنبال ريشهيابی مسايل فوق و تامين حقوق مردم هستند؟ و افزود: اگر به واقع
اينگونه بود پايداری نظام حفظ میشد و هرگز طرح خروج از حاکميت مطرح نمیشد.
حسين
شريعتمداری: مدعيان خروج از حاکميت، به مبانی نظام اعتراض دارند
به اعتقاد حسين شريعتمداری،
خروج از حاکميت از جمله شگردهای ستون پنجم است که مطرح کنندگان به عنوان چراغ سبزی
به آمريکا، آن را مطرح کردهاند.
مدير مسوول روزنامهی کيهان
در گفت و گو با خبرنگار ايسنا با بيان اين نظر که خروج از حاکميت اعلام جنگ با نظام
بوده و بزرگتر از ظرفيت مدعيانش است، آن را با استعفا متفاوت دانست و گفت: مدعيان
خروج از حاکميت ، به مبانی نظام اعتراض دارند در حالی که استعفا، به معنای کناره
گيری از مسووليت است که ناشی از عواملی نظير احساس ناتوانی در انجام مسووليت می
باشد . خستگی از کار، علاقه به فعاليت در عرصهی ديگر و يا اعتراض و انتقاد به گردش
کار و روند جاری امور- بیآنکه اعتراضی بر مبنای نظام داشته باشند- از جمله عواملی
است که به استعفا منجر میشود. بنابراين به نظر من تهديد به خروج از حاکميت اعلام
دشمنی و ستيز با نظام است.
به اعتقاد وی، نه تنها اين افراد
بايد از حاکميت خارج شوند بلکه بايد به عنوان کسانی که در امانت مردم، خيانت کردهاند
تحت پيگرد قانونی قرار گيرند و بهای خيانتشان را همراه با هزينهای که نظام از
جانب مردم برای حضور آنان در حاکميت پرداخت کرده است، به بيتالمال برگردانند.
شريعتمداری خاطرنشان کرد: در
عرف سياسی، خروج از حاکميت از جمله شگردهای شناخته شده ستون پنجم است. دشمن در دو
حالت عوامل نفوذی خود را در تئوری خروج از حاکميت به کار میگيرد. حالت اول آنکه
دشمن عوامل نفوذی خود را بیعرصه و ناکارآمد میبيند و از آنها به عنوان کالای
خارج از مصرف بهرهبرداری میکند و با طرح تئوری خروج از حاکميت، از يک سو، ستون
پنجم بیخاصيتش را به دور انداخته و از سوی ديگر زمينهای برای ايجاد تنش اجتماعی
و سياسی را فراهم می آورد.
وی با متهم کردن نهضت آزادی
به عنوان يکی از مصاديق اين حالت و با نفوذی خواندن آنها مدعی شد: زمانی که آمريکايیها
از کارآمدی اين گروه نااميد شدند از آنها به عنوان ستون پنجم ارتش عراق
بهرهبرداری کردند و آنان را با ذلت دور ريختند. اگر چه مجددا امروزه به آنها دل
بستهاند ولی دلبستگیاشان در حد صدور بيانيه و مخالفت خوانی عليه نظام است.
اين فعال سياسی گفت: در حالت
دوم، ستون پنجم دشمن با هدف اينکه پس از مدتی تهديد به خروج کند و مقبوليت نظام را
زير سوال برد، به درون حاکميت نفوذ داده میشود. اين حالت معمولا زمانی روی میدهد
که دشمن برای مقابله با نظام، طرح و توطئهای دارد.
به اعتقاد وی، مطرح کنندگان
تئوری خروج از حاکميت از هر دو دسته هستند. به عبارت ديگر نتوانستهاند ماموريتی را
که بر عهدهاشان بوده را به خوبی انجام دهند و برای دشمن حذف آنان، به معنی دور ريختنشان
است. ولی ادعای خروج از حاکميت از جانب برخی ديگر با تهديدهای آمريکا عليه نظام
جمهوری اسلامی ايران مرتبط است.
مدير مسوول روزنامهی کيهان،
دليل اين امر را آن دانست که پس از تهديد نظامی بوش عليه جمهوری اسلامی ايران،
تئوری خروج از حاکميت مطرح شد. مقامات آمريکايی در گفتههای خود تاکيد میکردند که
حتی برخی از اصلاحطلبان نيز از کارآمدی نظام اسلامی دلسرد شده و به آن
بیاعتمادند و قصد دارند که نظام اسلامی را در تحقق خواستههای مردم ناکارآمد جلوه
دهند.
وی افزود: در اين راستا، بوش
از اين شرايط، به عنوان زمينهای برای توجيه تهديد نظامی آمريکا عليه جمهوری اسلامی
ايران بهرهبرداری میکند.
به اعتقاد وی، بسياری از مطرح
کنندگان طرح خروج از حاکميت، اين پروژه را به عنوان چراغسبزی به آمريکا مطرح کردهاند.
مطابق تجربههای شناخته شده و آنچه که در عرف سياسی متداول است، معمولا خروج از
حاکميت مقدمهی خروج بر حاکميت و عليه حاکميت است که در اظهارات مدعيان اين طرح
نيز مشهود است.
شريعتمداری، با بيان اينکه اين
افراد دچار توهم بزرگی شدهاند، درباره نظر برخی که ماجرای ۱۸ تير را نمادی از خروج
از حاکميت دانستهاند، گفت: ماجرای ۱۸ تير نيز توطئهای عليه نظام بود. کانونی که
به ستون پنجم ماموريت میدهد از هر ماجرايی سوءاستفاده میکند. همچنان که در ۱۸
تير نيز به همين ترتيب از بیخبری برخی از نيروهای خودی نيز سوء استفاده کردند.
وی با بيان اينکه امکان بر ملا
کردن اهداف سوء مطرح کنندگان خروج از حاکميت در رسانهها از دو طريق وجود دارد،گفت:
گام اول رديابی آشکار تحرکات ستون پنجم است. از آنجا که ستون پنجم زير لوای
نيروهای خودی به دنبال اهداف دشمن است، زمانی که همخوانی بين اهداف اعلام شده ی
دشمن عليه نظام با مواضع و عملکرد برخی گروهها مشهود است، ابتدا بايد نسبت به مواضع
آنها به عنوان ستون پنجم نفاق، ترديد داشت. زيرا اين احتمال وجود دارد که همخوانی و
همراهی آنان با اهداف دشمن، برخاسته از کم دانی و بیخبری آنان باشد.
اين روزنامهنگار يادآور شد:
بايد بررسی شود که همخوانی آنان به علت نقش ستون پنجمی ايشان يا ناشی از کج فهمی
آنان است.
وی روش ديگر بر ملا کردن خطاهای
مطرح کنندگان خروج از حاکميت را فعاليت دستگاههای اطلاعاتی و امنيتی کشور دانست
که بايد کانونهای اصلی توطئه را شناسايی کنند.
اين فعال سياسی با بيان اينکه
شناسايی اين کانونها، کار دشواری نيست، گفت: به ويژه امروزه آنان با اين توهم که
زمينه را مساعد تلقی کردهاند از گوشه نشينی خارج شده و به ميدانهای اصلی سرک می
کشند، بنابراين میتوان
از اين طريق، به راحتی آنان
را شناسايی کرد.
شريعتمداری در پايان گفت: افراد
اندکی در کانون اين توطئه هستند و حضور اندکی در صحنهی سياسی دارند، و از بیدقتی
ناشی از عملکرد برخی نيروهای خودی، بهره میجويند. پس از شناسايی آنان، بايد به
عنوان عوامل ستون پنجم دشمن با آنان برخورد کرد و کمترين غفلت در اين زمينه،
آسيبهای جدی را در برخواهد داشت.
|