|
ورجاوند:
نبايد اجازه داد عدهای برای تثبيت قدرت
خود،
از دين استفاده ابزاری کنند
دنيای امروز بطور کامل در جهت دور گشتن از
حکومتهای مذهبی حرکت میکند و جوامعی که خود را از اين ساختار و حرکت دور نگاه
داشتهاند پديده مذهب در آن جوامع ابعاد تلطيف کننده و انسان ساز خود را تقويت
ساخته است.
نبايد اجازه داد عدهای برای تثبيت قدرت خود از دين، استفاده
ابزاری کنند و بر افرادی که اجازهی اين سوء استفاده را نمیدهند، برچسب مرتد
بزنند.
دکتر ورجاوند، پژوهشگر و استاد دانشگاه در گفتوگو با
خبرنگار سياسی ايسنا با بيان اين مطلب افزود: از دير هنگام زمانی که با پديدهی
فرهنگ و تمدن بشری برخورد میکنيم پديدهی دين وجود داشته و تحولات و دگرگونيهايی
يافته و سرانجام به مرحلهای رسيده که ما با اديان يکتاپرسی برخورد میکنيم. مساله
دين يکی از مهمترين ارکان ساختار فرهنگی تمام جوامع بشری با نگرشهای خاص خود بوده
است. بنابراين شما جامعهای را نمیيابيد که فرهنگ آن جامعه با پديدهی مذهب درگير
نبوده و بخش قابل ملاحظهای از جوامع به پديدهی مذهب نگريسته نباشند.
وی ادامه داد: مذهب در طول زمان، عوارض و مسائل خاص خود را
داشته است، يعنی تا زمانی که در تمام نقاط دنيا پديده مذهب به عنوان يک پديدهی
ارتباط دهندهی بين فرد و در عين حال تلطيف کننده روابط اجتماعی بوده و با ايجاد
برخی ضوابط در قالب اين اديان، ضوابطی که از سوی جامعه پذيرفته شده بوده و نيازی
به جريانی به نام حکومت نبوده که بخواهد موجبات به اجرا درآوردن آن را در چارچوب
ضوابط و قوانين و در نتيجه متولی گری به مرحلهی اجرا در بياورد، توانسته عامل
بسيار تاثيرگذاری در جوامع باشد، اما به طور کلی در طول زمان در هر سرزمينی که
کسانی به نام دين، حکومت را در اختيار گرفتند همواره مساله ساز بوده و معنويت و
روح عرفانی دين به مقدار بسيار زيادی از موقعيت والای خود نزول کرده است زيرا که
مردم خود را در قبال ارتباط قلبی با مبدائی که مورد حرمتشان بوده و هست نديده و
کسانی را میبينند که در چارچوب اعتقادات مربوط به جامعه ضوابطی را با فشار در جهت
تثبيت موقعيت دنيای خود تحميل میکنند.
ورجاوند، تصريح کرد: بنابراين در طول زمان شاهد هستيم روزگاری
در دنيای غرب کليسا حاکميت مطلق داشت و فجايعی در طول آن دوران به وقوع پيوست.
بنابراين تمام کسانی که اعتقاد دارند پديدهی دين میتواند به عنوان يک وجدان آگاه
در جامعه نقش موثری داشته و بتواند به جامعه از بعد معنوی توانايی دهد و نقشی را
بر عهده گيرد که جامعه در ناخودآگاه خود احساس کند بايد بدور از تجاوز به ديگران و
در خدمت آنها و در جهت ياری رساندن و دور گشتن از پليدیها گام برداشته و زندگی
کنند، توجه داشته باشند که اين امر ميسر نمیشود مگر اينکه جامعه گروهی را در کسوت
يک روحانی زرتشتی، يهودی، عيسوی و يا مسلمان متولی اعمال حاکميت نبيند. زيرا هرگاه
چنين پديدهای بوجود آمده جز مقاطعی خاص به جای اينکه شاهد رشد و شکوفايی و عمق
بخشيدن به پديدهی مذهب در جامعه بوده و افراد آن جامعه را به هم نزديکتر و در صفا
و صلح و تسامح ببينيم، شاهد اين هستيم که بخش قابل ملاحظهای از جامعه به
موضعگيری پرداخته و در نتيجه حاکمانی که میخواهند به نام دين حکومت کنند به
اعمال خشونت میپردازند، که اين امر موجب میشود که در جامعه حالت گريز بوجود
آيد.
اين استاد دانشگاه و پژوهشگر ادامه داد: دنيای امروز بطور
کامل در جهت دور گشتن از حکومتهای مذهبی حرکت میکند و جوامعی که خود را از اين
ساختار و حرکت دور نگاه داشتهاند پديده مذهب در آن جوامع ابعاد تلطيف کننده و
انسان ساز خود را تقويت ساخته است.
وی تاکيد کرد: بنابراين تمام کسانی که معتقدند نبايد گروهی به
نام دين در جامعه حکومت کنند بيش از آنکه که در فکر موضعگيری در مقابل حکومتگران
باشند، نگران حفظ اصالت و معنويت و ارزشهای والای دين هستند و میخواهند پديدهی
دين در جامعه در شرايطی حضور داشته باشد که کسی بدور از هر نوع هراس و تنها در
پيوند با خدا و اعتقادات مذهبی خود بتواند احساس مطبوعی داشته باشد و خود را
انسانی والاتر و نزديکتر به خدا احساس کند و همچنين احساس کند که میتواند در
چارچوب يک زندگی معنوی با توانمندی ادامهی حيات دهد تا هم در اين دنيا احساس
آرامش کند و هم در جهان واپسين روحش را در آرامش کامل ببيند. پس نبايد اجازه داد
کسانی که میخواهند به نام دين تثبيت موقعيت و قدرت کنند، بتوانند بر کسانی که
اعتقاد دارند که نبايد دين به عنوان ابزار حکومت در آيد مارک دين گريز بودن را
بزنند. بسياری از کسانی که در اين راستا حرکت میکنند معتقد به اين اصل هستند که
بايد ترتيبی داد که جامعه بتواند بيش از پيش در شرايط خاص امروز جهان با معنويت
دين آشنايی بيشتری پيدا کند، زيرا حاصل اين مساله میتواند دنيا را از بسياری از
پليدیها دور نگه دارد.
ورجاوند، گفت: بطور عمده کسانی که میکوشند دين حکومتی بوجود
آورند، تصور میکنند از اين طريق میتوانند که قدرت سلطه گرانه حکومتی خود را بهتر
تثبيت کنند و بلافاصله بر کسانی که سخنانی خارج از ديدگاه و منافع آنها میگويند،
انگهای مختلفی وارد میسازند که اين امر خطر بسيار بزرگی را به دنبال دارد. به
ويژه در جامعهی امروز اين مساله می تواند بسيار فاجعهآميز باشد که همهی آنچه را
که يک حکومت دينی انجام میدهد و نارسائیهايی را که به وجود میآورد از چشم آن
حکومت دينی میبينند و لطمهی بزرگ آن متوجه پديدهی دين میشود و حالت دين گريزی
را در جامعه بوجود میآورد . اين پديدهای است که به عنوان يک واقعيت میتواند
جامعه را از بعد معنوی به مقدار زياد دور کند. بنابراين کسانی که آگاهانه اين کار
را میکنند بايد در آينده پاسخگو باشند و آن کسانی که ناآگاهانه بر مبنای خلوص نيت
و اعتقادات متعصبانه در قبال اين مساله به تلاش میپردازند بايد تعمق بيشتری داشته
باشند تا بدانند جامعهای میتواند در چارچوب يک حرکت انسان ساز و در پيوند با
معنويت الهی حرکت کند که اين جامعه خود را در يک فضای باز و آزاد احساس کند.
وی ادامه داد: به دليل مشکلات مختلفی که در جوامع مختلف از
جمله جامعه ايران وجود دارد و ما روز به روز با بسياری از نابسامانیها و معضلات
مواجه هستيم کسانی نبايد با نام حکومت دينی اين تصور و ذهنيت را در جامعه بوجود
آورند که تمام نارسائیها به دليل حکومت دينی است. اگر در يک جامعهای آزادی لازم
فراهم آمد و گروهی نظير آنچه که الان در کشور به عنوان يک شورا وجود دارند، نگفتند
که دين داری انسانها بايد برای ما ثابت شود و ما ۱۲ نفر بايد برايمان محقق شود که
اين انسان اصول دين را رعايت میکند و ...، چنين ساختاری میتواند شرايط بحرانی را
بوجود آورد. اگر در يک جامعهی باز و آزاد کسانی که بر روی مسائل مذهبی تکيه و
تاکيد دارند و نکات مختلف را برای جامعه بازگو میکنند، ولی به گونهای ديگر
مسالهای است که ما در کشور شاهد آن هستيم و همانطور که گفتم شمار زيادی از کسانی
که در جامعهی ايران نگران اوضاع هستند، به اين دليل است که استنباط آنها از دين
اين است که دين میتواند جامعه را از بسياری از نادرستیها دور بدارد، اما به شرط
اينکه جامعه احساس کند که در پذيرش و انجام تکليف زير فشار ساختاری نيست که او آن
ساختار را به عنوان ساختار حاکمانی بداند که دين را به عنوان ابزار حکومت برای
تثبيت موقعيت خود برگزيدند.
|