|
احمد باطبی:
بارها درخواست اعادهی دادرسی دادهام
اما پذيرفته نشده است
حتی تا چند جلسهی دادگاه، هيچ اتهامی به من تفهيم
نشد. فقط در ملاقاتی با خانوادهام هفت مورد اتهامی را عنوان کرده بودند که تبليغ
عليه نظام، تشويش اذهان عمومی، نشر اکاذيب، توهين به رهبری، ايجاد و هدايت تجمعات
غيرقانونی و عضويت در اين تشکلها از جملهی اين اتهامات بود.
احمد باطبی از پیگيریهای نمايندگان مجلس درخصوص رسيدگی به
وضعيت دانشجويان زندانی قدردانی کرد.
وی که از زندانيان حوادث کوی دانشگاه تيرماه سال ۷۸ است و
هماکنون روزهای پايانی مرخصی يکماههی خود را میگذراند در گفت و گو با خبرنگار
حقوقی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) به تشريح نحوهی رسيدگی به پروندهی خود
از زمان بازداشت تا کنون پرداخت.
باطبی در ابتدای اين گفت و گو ضمن تاکيد بر تعهد اخلاقی خود
به نمايندگانی که اسباب مرخصی وی را فراهم کرده بودند، تصريح کرد که اين افراد از
نمايندگان جنبش دانشجويی در مجلس شورای اسلامی هستند و من به آنها قول دادهام در
اين يک ماه مصاحبه نکنم.
وی با اشاره به زمان دستگيری خود، اظهار داشت: من در ۲۳ تير
۷۸ دستگير و بهطور اتفاقی، با دستگيرشدگان ديگری در آن موقع به نيروی انتظامی
منتقل شدم ؛ اما پس از مدتی به زندان توحيد انتقال يافتم.
باطبی ادامه داد: يک روز هم مرا به شعبهی ۶ دادگاه انقلاب
بردند و محاکمهام چند دقيقه طول کشيد و من نمیدانستم که اين جلسه، جلسهی دادگاه
است و گمان میکردم اين بخش، قسمتی از جلسهی بازجويی است و به همين دليل هم
مقاومت کرده و به سوالات قاضی پاسخ نمیدادم.
وی در ادامه در خصوص اتهامات خود خاطرنشان کرد: حتی تا چند
جلسهی دادگاه، هيچ اتهامی به من تفهيم نشد. فقط در ملاقاتی با خانوادهام هفت
مورد اتهامی را عنوان کرده بودند که تبليغ عليه نظام، تشويش اذهان عمومی، نشر
اکاذيب، توهين به رهبری، ايجاد و هدايت تجمعات غيرقانونی و عضويت در اين تشکلها
از جملهی اين اتهامات بود.
وی درخصوص رويهی صدور حکمش و مراحلی که در اينباره طی شده
بود، مدعی شد: در دادگاه، برگهی تاکردهای را به من داده و خواستند که امضا کنم و
پس از امضا متوجه شدم که اين برگه، حکم اعدام بوده است. بنابراين متن حکم را
نخواندم. اين حکم به ديوان عالی کشور رفته و تاييد شد اما چند ماه بعد، حکم شکست و
به ۱۵ سال حبس تبديل شد. از اين ۱۵ سال، ۵ سال حبس تعليقی بود اما به اين دليل با
تعدادی که با من در زندان بودند در اعتراض به اين رای، اعتصاب غذا کرديم که پس از
آن نيز همان ۵ سال را به حبس قطعی بدل کردند که در مجموع حکم ۱۵ سال حبس قطعی
اعلام شد.
احمد باطبی در پاسخ به سوالی درخصوص مرخصی يک ماههی خود گفت:
از اين موضوع در زندان هيچ اطلاعی نداشتم. اين مرخصی يکماهه نيز يکدفعه به من
اعلام شد. قبل از خروج از زندان نيز هيچ سفارشی بهطور رسمی درخصوص نحوهی گذران
اين يک ماه به من نشد. پس از آزادی نيز متوجه شدم که اين مرخصی به دنبال
پیگيریهای تعدادی از نمايندگان مجلس صورت گرفته است.
وی همچنين با اشاره به شرايط زندان اوين و حضور ۳ سالهی خود
در آنجا گفت: من مدتی در انفرادی بودم. پس از آن به بند عمومی منتقل شدم. فضای
حاکم بر بند عمومی به هيچ وجه مناسب نبود. در آن بند، برخی از اعضای منتسب به حزب
ملت ، تعدادی از نويسندگان نشريهی موج، نوری و شمسالواعظين نيز حضور داشتند اما
پس از مدتی نيز فضا تغيير کرد. در ابتدا به غير از روزنامههای "کيهان"
و "اطلاعات" روزنامهی ديگری به دست ما نمیرسيد اما پس از سال ۷۹ ،
روزنامههای "ايران" و "همشهری" نيز توزيع میشد.
باطبی افزود: پس از مدتی تغييراتی در اين بند صورت گرفت و
زندانيان سياسی و نظامی به يک بخش رفتند که به نوعی از اقشار فرهنگی و دانشگاهی
محسوب میشدند. پس از آن نيز شرايط بهتر شد. کاستهای مجاز موسيقی و کتاب نيز از
طريق زندان در اختيار ما قرار میگرفت و نيز امکانات ورزشی زندان بيشتر شد.
باطبی خاطرنشان کرد که در حال حاضر در زندان در حال تحصيل در
رشتهی علوم اجتماعی از طريق دانشگاه پيام نور است.
وی در پاسخ به اين سوال که آيا امکان اعادهی دادرسی برايش
وجود دارد يا خير، ابراز داشت: تمام راههای پروندهی من قانونا بسته شده است و
تنها راه درخواست اعادهی دادرسی از طريق دادستانی کل کشور است. اين درخواست بارها
از طريق من داده شده، اما پذيرفته نشده است. حتی اين موضوع را در ديدار آيتالله
نمازی، دادستان کل کشور از زندان اوين نيز مطرح کردم.
باطبی با ابراز اين عقيده که تمام فعاليتهای وی در چارچوب
قانون و در حوزهی جنبش دانشجويی بوده است، گفت: اگرچه در تشکلهای دانشجويی عضو
نبودهام اما گروههايی که در آنها فعاليت میکردم گروههای قانونی و دارای مجوز
بودند.
باطبی که سفری را به عنوان وکيل مدافع خود در زمان رسيدگی به
پروندهاش معرفی کرده بود، اظهار داشت که در هيچيک از مراحل دادرسی پرونده، سفری
را به عنوان وکيل من نپذيرفتند و پس از فوت وی نيز هنوز وکيلی برای خود نگرفتهام.
.
|