|
مصاحبه با یک «نماینده مجلس
» به شیوه روزنامه کیهان
«مرا تيرباران کنيد »
( روزنامه کیهان )
آدمی که تا از در داخل شد با غيرمستقيم ترين لهجه دنيا ما را
تهديد کرد که اگر بخواهيم مصاحبه مضحکانه ای تحويل بدهيم شکايت می کند، آدمی که بدون
هيچ اطلاعاتی در مورد اينترنت، رئيس ديتا در يک مملکت ۶۰ميليونی شود، آدمی که
بيشتر از خود فردوسی روی شاهنامه کار کرده باشد، آدمی که شماره عکس هايش را در
آرشيو کيهان حفظ باشد؛ آدمی که پژوپرشيا را بفروشد و قرض انتخابات را بدهد يا
پرداخت ۶۵۰هزارتومان پول تلفنش را آنقدر معطل کند که تلفنش را قطع کنند، آدمی که
بدش نيايد فيلم بازی کند به شرط اينکه حس نگيرد، آدمی که از بوی گاز بدش بيايد،
آدمی که کليد کرده رئيس جمهور شود، آدمی که زود زود گريه می کند، آدمی که خودش
خواننده است ولی هنوز کاست به بازار نداده، آدمی که وجود هرگونه خالکوبی را روی
بدنش به شدت تکذيب کند و با اخم بگويد «مگر من لات سرگذرم که معرکه گيری کنم»...؛
اين آدم ويژه ططری است، نماينده محترم مردم کرمانشاه.
گفت وگو را با اين فرض شروع کردم که هيچ چيز قابل اعتنا و
اعتمادی درباره ططری نمی دانم. اينکه شايد شنيده ها و خوانده های پيشين ما درباره
او آميخته ای از واقعيت و خلاف واقع باشد را مفروض انگاشتم و پذيرفتم که تنها با
ذهنی پالوده از رسوبات گذشته می توان به گوشه ای از حقيقت دست يافت.
اين گفت وگو از نوع گفت وگوهای رايج و معمول صفحه «گفت وگو»
نيست، چون سوژه مصاحبه مرد ويژه ای است که هيبت و هيأتش به تنهايی برای دگرگونی
هرکار ژورناليستی از پيش تعيين شده ای کفايت می کند.
ططری براستی دارای ابعاد ويژه شخصيتی است. ططری کم رأی
نياورده است. مردم کرمانشاه که اتفاقی او را انتخاب نکرده اند. او و مردم شريفی که
او را برگزيده اند قابل پژوهشند. شناخت او و مردمی که شايد فقط و فقط درپی يک جو
صداقت به ططری رأی داده اند برای برنامه ريزان ما واجب است.
ططری در طول گفت وگو هم خنديد هم شاکی شد ولی با محبت بود.
حتی وقتی از او چيزهايی پرسيدم که خودم هم يک کمی عرق کردم، باز خوب جواب داد.
بنظرم دل صافی داشت. شايد از خيلی آرسن لوپن های خوش تيپی که در گوشه و کنار جا
خوش کرده اند سالمتر است.
... و ططری رفت. چای ننوشيد و رفت. تشنه بود از بس که حرف زده
بود. دست پسرش را گرفت و رفت و من به اين پرسش فکر کردم: آدمی که ده بار مصاحبه
کرده و خودش ديده است هر کس گفت وگويش را خوانده، خنديده، چرا باز هم مصاحبه می
کند؟
شما دوست داريد مصاحبه را از کجا شروع کنيم؟!
- از هر جا که دوست داشته باشيد، در خدمتيم.
بچه کدام محله ايد؟!
- من در ديوان گلزار بهشت، در صفحه نخست تمام زندگی ام را
نوشته ام. اگر بخواهم دوباره بگويم، تکرار زياد هم خوب نيست. من کرمانشاهی هستم،
بچه خود کرمانشاه.
عرض کردم بچه کدام محله کرمانشاهيد؟!
- سرچشمه بوديم، ۲۲ بهمن بوديم. محله های مختلف بوديم. يک جا
نبوديم. ولی بزرگ شده شهر کرمانشاه هستم.
پدر و مادر شما نگفتند می روی تهران، يکسری خطرهايی در کمين
است. مواظب باش؟!
- پدرم در جوانی جوانمرگ شد. ده سالم بود. ولی کسی که دارد
وارد يک قضيه ای می شود به قول مرحوم فردوسی:
عنان بزرگی هر آنکس که جست
نخستين به خونش دست بايست شست
هيچ کاری در دنيا بدون خطر نيست. خانه داری هم خطر دارد.
بهترين راه اين است که هميشه به پيشواز خطر برويم.
گويا علاوه بر تحصيلات حوزوی و ادبيات، در رشته تاريخ هم
مطالعاتی داريد.
- بله. در رشته تاريخ هم اطلاعاتی دارم. بخصوص علم رجال غرب
ايران.
در چه زمينه ای بيشتر تخصص داريد؟!
- من در زمينه ادبيات فارسی- کردی به زبانهای مختلف و با لهجه
های مخصوص مسلط هستم. کتابها به زبانهای مختلف نوشته ام. سال ۶۲ در ايران مناجات
نامه نوشتم. در رشته تاريخ هم در حد توانم اطلاعات دارم. مخصوصا سی سال در شاهنامه
فردوسی کار کردم. در اين مملکت آنچنان کاری نشده. اگر کاری کنيم می توانيم از نظر
زبان و ادبيات و اينها مشکلی نداشته باشيم.
از سوابق سياسی تان بگوئيد...
- از وقتی خودم را شناختم به دليل مسايل سياسی سربازی نرفتم
تا الان که شده ام نماينده. از همان سالهای ۴۵-۴۴ وارد مسائل سياسی شدم. در
کردستان و کرمانشاه و ايلام و... دستگير شدم و چند ماهی فراری بودم. در تمام
تظاهرات ها هم شرکت داشتيم. عکس های من در کيهان هست. اگر خواستيد شماره اش را می
دهم. با حضور در بسيج عشايری جلوی خيلی از حرکات دشمن که می خواست سه روزه تهران
را بگيرد گرفتيم. بسيج عشايری جلوی تمام راههای صعب العبور را گرفت و بزرگترين
حماسه ها را آفريد و به حول و قوه خدا دشمن را زمين گير کرد. مسئول تبليغات عشايری
هم بودم. کارهای زيادی داشتم. بعد هم که وارد کار نمايندگی شدم. در دوره چهارم هم
با بالاترين رأی بعنوان نفر اول در کرمانشاه وارد مجلس شدم. در مجلس کارهايی کرديم
و هويت مردم را برگشت داديم.
چرا کميسيون انرژی را برای فعاليتتان انتخاب کرديد؟!
- چون کرمانشاه دارای پالايشگاههای قديمی است نزديک ۸۰-۷۰سال
قدمت دارد. الان خيلی از ميدانهای نفتی و گازی همينطور بلااستفاده است. از جمله
نفت شهر که در زمان گذشته ۱۳ ميدان داشت که اکثر چاههايش را تخريب کرده اند و تنها
سه چاهش فعال است. يا عراق که از ميدان نفتی خودش برداشت می کند ولی مال ما تعطيل
بود و دارد فعال می شود.
الان گازکشی کرمانشاه به کجا کشيده؟!
- الان خوب است و دارند کار می کنند.
يعنی به کجا کشيده؟
- ديگر نزديک تمام شدن است. با شدت تمام به دنبالش هستند.
باتوجه به اينکه يکسری از منابع نفتی و فسيلی ما دارد کم کم
فاتحه اش خوانده می شود، شما بعنوان عضوکميسيون انرژی چه راهکاری برای سوخت های
جايگزين ارائه کرده ايد؟!
- ما بايد کمتر از نفت استفاده کنيم چون در آينده هم نفت به
صرفه نيست. ما بايد شروع کنيم و از گاز استفاده کنيم. بايد سعی کنيم از منابع آبی
مان هم استفاده کنيم.
شما برای اينکه حالا مثلا از سيستم بادی استفاده کنيم راهکار
تدوين شده و تبيين شده ای هم داريد؟!
- ما از دوچيز تا الان آنچنان استفاده نکرده ايم. يکی منابع
آبی و ديگری منابع بادی. مثلا در کشور هلند که ما رفتيم و ديديم اينها ده هزار
آسياب بادی داشتند و بيشتر از آنها استفاده می کنند.
ما هم خوشبختانه کشوری هستيم که ازنظر باد مشکل آنچنانی
نداريم. بايد راجع به آب و باد، اين دو صنعت مهم، حرکت مهم انجام بدهيم. ما در
آينده جنگ نفت نداريم، جنگ آب داريم. در غرب ايران در سال ۷ميليارد و ۵۰۰ميليون
مترمکعب آب از کشور خارج می شود.
چه کرده ايد؟
- ۱۸سدی که قرار است انشاء ا... بزنند هم برق توليد می کنند و
هم از خروج آبها جلوگيری می کنند.
شما فکر می کنيد چند سال ديگر سدها ساخته می شوند؟
- با تشريف فرمايی آقای کروبی و جلساتی که تشکيل شد بين وزير
نيرو و رئيس مجلس، قرار شد صددرصد برای اين سدهای ملی بودجه تخصيص بدهند. اگر کار
بکنند خيلی سريع انجام می شود.
شما در جريان آخرين اعلاميه منتشره از سوی آژانس بين المللی
انرژی هستيد؟!
- من چون ۱۲-۱۰ روزی منطقه بودم در جريان نيستم.
فکر می کنيد وقتی در عالم اقتصاد يک سمبوسه فروش کارت ۵۰۰مجلس
می گيرد و مشاوره به نمايندگان هم می دهد ممکن است در سياست هم بعضی ها يک شبه راه
صدساله بروند!
- علاج واقعه را بايد قبل از وقوع کرد. بايد از حوادثی که می
خواهد پيش بيايدجلوگيری کنيم. نه اينکه بگذاريم پيدا بشود بعد از آن بت بتراشيم.
اگر بنده خواستم اشتباهی کنم سريع بايد به من تذکر بدهند که راه تو اين نيست. وقتی
به من تذکر دادند من هم دست و پايم را جمع می کنم. از بزرگمهر بگويم که به
انوشيروان نصيحت کرد سه چيز حکومت را به اضمحلال می رساند: می گويد «سرتخت شاهان
بپيچد سه کار. نخستين ز بيدادگر شهريار». «دوم فرومايگان را برکشد، ز مرد خردمند
برتر کشد» «سوم با مال و خويشی کند، بکوشد به دنيا و بيشی کند.» وقتی ما آمديم و
مقام ها را به افراد بی لياقت داديم آن روز، روز بلا و مصيبت برای مردم است.
سالها پيش در مخابرات، شما از طرف مهندس غرضی مأمور شديد که
تحت عنوان مشاور در امور ديتا انجام وظيفه کنيد. آن موقع بتازگی اينترنت به ايران
راه پيدا کرده بود. خودتان آن موقع که مسئول اينترنت بوديد با آن کار می کرديد؟!
- نه! چون من مسئوليت داشتم. ما که ماشين نويس نيستيم. در آن
زمان داشتم يک کتاب تاريخی می نوشتم.
الان ميان وسايل شخصی تان کامپيوتر هم داريد؟
- بله
چند سال است خريده ايد؟!
- دوسال.
شما الان با اينترنت کار می کنيد؟
- بله، کم و بيش
بيشتر به چه سايت هايی سر می زنيد؟!
- علم خوبی است ولی من کمتر خودم را با آن درگير کرده ام.
با هتل برج العرب آشنايی داريد؟!
- نخير
در مورد شما يکسری شايعاتی هست. مثلا می گويند شما يک
مهمانسرايی ساخته ايد که هرکسی از حوزه انتخابی تان می خواهد بيايد تهران و شما را
ببيند ديگر به هتل نرود در همان مهمانسرای شما مستقر می شود.
- به خدا من نساخته ام همچين چيزی را، ولی يک حسينيه گلی در
کرمانشاه دارم.
شما پژو پرشيا را از مجلس گرفتيد؟!
- حالا گرفته باشم هم که همان سرويس اول فروختيمش داديم به
جای قرض انتخابات. اصلا من ماشين ندارم!
پس الان با چی آمديد اينجا؟!
- با ماشينی که مال يکی از دوستان است.
خانه شما چند متر است؟!
- ۱۸۳ متر. يعنی ۱۷۳ متر.
کجا هست؟!
- در يک منطقه فقيرنشين.
شايع است که شما هم کم ولخرجی نکرده ايد و هميشه تبليغات
انتخاباتی زودهنگامی را برگزار می کنيد. راست می گويند؟!
- بنده الحمدالله در هيچ انتخاباتی هيچ ولخرجی نکردم. ندارم
که ولخرجی کنم. دوستان ما اکثرا از افراد فقير هستند. شما فرض بفرمائيد يک نفر
رفته کارگری کرده و با پولش يک نهار داده و دوستانش را دعوت کرده است. ما ارتباطی
با آدمهای سرمايه دار و گردنکش واينجور چيزها نداريم.
هزينه انتخاباتی شما حدودا چقدر شد؟!
- نمی دانم چقدر شد ولی چيزی که می دانم اين است که در
انتخابات ضرر نکردم.
هيچ می دانيد يکی از نامزدهای انتخاباتی گنبد، آنقدر قرض بالا
آورد که مجبور شد يکی از طلبکارهايش را هم به قتل برساند و چندی قبل هم اعدام شد؟
- من خبر نداشتم. بنده برای انتخابات چندان ارزش قائل نيستم
که بيايم خودم را ذليل کنم.
با اين حال شما هم لااقل پرشيا را که خودتان فرموديد بابت قرض
انتخابات داديد، رفت.
- بله، اتفاقا فروختمش سيزده و پانصد.
شده تا حالا برای خرج پسر يا تهيه جهيزيه دخترتان مشکل داشته
باشيد؟!
- بله. اصولا من خودم در تنگنا هستم. گاهی شهريه دانشگاه فشار
می آورد.
هر دو فرزند شما دانشجو هستند؟
- بله.
چه رشته ای می خوانند؟
يکی علوم سياسی و ديگری علوم تاريخی.
درباره موضوع «آقازاده ها» صحبتی داريد؟
- من نظرم اين است که پدران، بچه هايشان را کنترل کنند تا در
هيچگونه فعاليت تجاری دخالت نکنند، چون اينها بچه هايی هستند که نازپرورده هستند و
هيچ سختی نديده اند. تجارت بايد دست تاجر باشد.
چرا فيش تلفن شما بيش از ۶۰۰هزارتومان شده؟
- هر کسی می آيد زنگ می زند. اين ديگر موبايل نيست، تلفن خانه
است. ما عشايريم، خجالت می کشيم بگوئيم زنگ نزنيد. امروز هم تلفن مان را قطع
کردند. الان هم شد ششصدوپنجاه هزارتومان قرض. پنجاه هزارتومان هم اضافه شد.
اگر روزی روزگاری به شما پيشنهاد شود که در سرزمين خودتان يک
فيلم حماسی بازی کنيد و در نقش خودتان هم ظاهر شويد، قبول می کنيد؟!
- چه عيبی دارد. هيچ مانعی نيست. اتفاقا اينجوری يک کار ملی
انجام می دهم. اگر عوضش نکنند...
اگر قرار باشد فيلم بازی کنيد، می توانيد «حس» بگيريد و در
قالب شخصيتی که نقش او را بعهده گرفته ايد، برويد؟
- نه! آن ديگر کار ما نيست. من نمی روم اين کارها را بکنم. کس
ديگری بايد باشد. من برای رضای خدا اين کار را کردم. حالا بخواهم حس بگيرم و در
نقش خودم بازی کنم و... آن کار خدائيش ازبين می رود.
فکر می کنيد هواداران شما می توانند بعداز خاتمی اميدوار
باشند که شما به ميدان بيائيد؟!
- اين خواست مردم است. اگر آنها بخواهند از فقر نجات پيدا
کنند ما حاضريم. من اين توان را در خودم می بينم که رئيس جمهور شوم. چون اگر نمی
ديدم که کانديدا نمی شدم.
گويا در بين مشارکتی ها هم دوست زياد داريد !
- من همه گروهها را دوست دارم ولی خب خودم فکر مستقلم.
در مجلس با چه کسی بيشتر رفيق هستيد؟!
- با همه رفيقم.
چند تا چهره می خواهم شما نام ببريد؟!
- من خودم را وارد اين جناحها نمی کنم. چون اينها تازه حضور
پيدا کرده اند.
حالا يکی- دو تا را نام ببريد.
- نمی خواهم اسم ببرم. چون ممکن است بگويند چرا اسم مرا بردی
و اين جور چيزها ولی با همه دوستم.
روياهای شبانه شما چيست؟!
- يکی از آرزوهايم اين است که شخصيت های ايرانی قوی تر باشند.
توانمندتر باشند. ايرانی ها بعنوان گدا در جايی معرفی نشوند. مردم صاحب زندگی
شوند. دخترها به خانه بخت شان بروند، جوانها سرکار بروند. بيکاری ازاين مملکت رخت
بربندد و فقر نداشته باشيم.
شده است برای همسايه تان مخصوصا در آن منطقه ای که گفتيد
فقيرنشين است، گريه کنيد؟!
- محال است که من ماهی چندين دفعه برای مردم گريه نکنم. مردم
فقيرند، مرا اعدام کنيد. به من اگر بگويند شما بايد از بين برويد تا مردم ايران از
فقر نجات پيدا کنند، حاضرم، حکم اعدام را بفرستيد و امضاء کنيد. همان ساعت از بين
بروم تا مردم نجات پيدا کنند. تا اين حد مردم را دوست دارم.
شما که فرموديد مطالعات تاريخی داريد، کتاب تاريخ تمدن (ويل
دورانت) را هم خوانده ايد؟!
- من بيشتر تاريخ سيدجمال اسدآبادی، کريمخان زند و... اينها
را کار کرده ام.
از بزرگان کرمانشاه مثل يارمحمدخان کرمانشاهی رهبر مشروطه غرب
کشور که بدست انگليسی ها کشته شد بگوئيد.
- ايشان يکی از شخصيت های بزرگ توانمند و آدم فاضلی بود.
چه نوع موسيقی بيشتر گوش می دهيد؟!
- به تمام موسيقی ها و آهنگ هايی که ايرانی باشد علاقه دارم.
از زمان باربد و نکيسا هر چه آهنگ خوانده اند اطلاع دارم. خودم هم اصلا صاحب سبک
هستم.
شما خودتان هم می خوانيد؟!
- من صدايم بدنيست ولی خب در جامعه که نه.
کاست هم تا حالا به بازار داده ايد؟!
- نخير. دوستانم می آيند پيشم به آنها می گويم. مثلا اينجوری
بخوانيد، اينجوری نخوانيد.
سفرهای خارجی نمايندگان مجلس در دوره ششم نسبت به دوره های
قبلی افزايش شديدی داشته، آيا اين سفرها مفيد هستند؟
- سفر زياد لطمه وارد نمی کند. بنده اگر بروم کشوری و از
دستاوردهای آنها بازديد کنم هيچ مشکلی نيست.
چقدر فکر می کنيد در مجلس اين سفرها تا حالا مفيد واقع شده
است؟!
- خيلی خوب بوده، مخصوصا برای کميسيون انرژی.
شما مثلا به تا تارستان سفر کرديد چه عايدی داشت؟
- از پالايشگاه نفت و گاز بازديد کرديم.
مشکل زبان نداشتيد؟!
- نخير، هيچ مشکلی نداشتيم چون که مترجمين توانمندی با ما
بودند.
چند وقت پيش گفته بوديد اگر من جای وزير علوم بودم و
دانشجويانم را کتک می زدند، برخورد فيزيکی می کردم و بعضی ها را می چسباندم کنج
ديوار؟!
- گذشته ها ديگر گذشته.
بين پهلوانی و رياست جمهوری کدام را انتخاب می کنيد؟
- من دوست دارم هم رئيس جمهور باشم هم پهلوان. اينجوری بهتره.
حالا به نظر شما آقای خاتمی پهلوان هستند؟!
- خاتمی تا حال کدام تپه را فتح کرده که بگوئيم پهلوان است؟!
ماشايعاتی درمورد ورزش های شما شنيده ايم. چطوری ورزش می
کرديد. شايعات درست است؟
- ما ورزشکار بوده ايم ولی نه به اين سبک که بعضی ها عليه ما
سمپاشی کرده اند.
مثلا در محله يا شهر، دور شما جمع نمی شدند که برايشان زنجير
پاره کنيد يا...
- نه آقا. کسی که شأن داشته باشد، خانواده داشته باشد اين
کارها را نمی کند.
حتی ما شنيده ايم شما روی بدنتان خالکوبی های زيادی هم داريد
واقعا داريد؟
- اگر کسی روی تنش خالکوبی نباشد و بگويند دارد من هم می گويم
برويم يک دادگاه ثابت کنيم ندارم و اين جرم است.
يعنی شما خالکوبی روی بدنتان را تکذيب می کنيد؟!
- من شديدا تکذيب می کنم. مگرما جسارتا لات سرگذريم يا معرکه
گيريم؟!
يک جا گفته بوديد من ملی مذهبی هستم. منظورتان اين نبوده که
جزو نهضت آزادی چی ها هستيد. بوده؟!
- نخير. منظورم نهضت آزادی نبوده. قرآن می فرمايد: فضل الله
المجاهدين علی القائدين اجرا عظيما؛ آيا منظورش مجاهدين خلق است؟ يا اين آيه درشأن
علی (ع) نازل شده است حالا آنها آمده اند اين را پرچم کرده اند چه ربطی دارد؟ نهضت
آزادی چی ها که ادعای ملی مذهبی بودن را دارند يکجور اسم دزدی کرده اند. اگر ملی
بودی چرا ازخاکت دفاع نکردی وقتی هرسال ما با کفار می جنگيديم؟ اگر هم مذهبی هستی
کدام مسجد را احداث کردی، کدام مطلب را نوشتی؟
يک بيت شعر که هميشه زيرلب زمزمه می کنيد؟!
اگر آن يلان بسيجی نبود
زايران نامی نشايد شنود
اين شعر را شما خودتان سروده ايد؟!
- بله
فکر نمی کنيد اين بيت يک مقدار قافيه اش مشکل دارد؟!
- مشکل دارد ولی اصلش درکتابم هست.
آنجا هم قافيه اش مشکل دارد؟!
- نخير. درکتابم قافيه اش مشکل ندارد.
شما با اصلاح طلبی موافقيد.
- اول بايد معلوم کنند چی را می خواهند اصلاح کنند.
درباره «خروج ازحاکميت» چه نظری داريد؟!
- نمی توانم همه اش را بازکنم. چون می خواهم بگويم ولی جلوی
دهانم گرفته شده.
چرا جلوی دهان شما گرفته شده؟!
- خب ديگه ... بعضی ها می خواهند کم کم يک سيستم اروپايی
درايران حاکم کنند.
شما با امثال آقايان مزروعی، صفايی فراهانی و نعيمی پور تا
حالا درباره خروج ازحاکميت بحث کرده ايد؟
- بله
حاضريد با آنها مناظره کنيد؟
- من حاضرم با همه مناظره کنم. هرکی باشد حاضرم. واهمه ندارم
که. من ازاول توحيد درمغزم جا گرفته.
فکر می کنيد اين هايی که من اسم بردم توحيد ندارند؟!
- يک کمی دارند ولی خب ناراحتند، عقده دارند. اگراينها را
دلجويی کنند و به اينها محبت کنند خود به خود برمی گردند.
دستشان درد نکند. مردم با رای وامکاناتی که به اين آقايان
داده اند ديگر چه محبتی مانده که نکرده باشند؟!
- قبول دارم کارچندانی نکرده ايم. حقيقتش را بخواهيد مردم چشم
انتظار بودند ولی با کمال تأسف آنچه می خواستند انجام نشد. اين رای مردم امانت
است. چه نمايندگان چه رئيس جمهور بايد امانت را به دست صاحبش بسپارند.
آقای عباس عبدی...
- من خدمت ايشان کم رسيده ام و ايشان را نمی شناسم.
حزب مشارکت؟
- به هرحال هرکشوری يک حزب مشارکت دارد.
شما موفق ترين وزير آقای خاتمی را کدام يک می بينيد؟
- مهندس زنگنه
چون کرمانشاهی است؟!
- نه بخاطر کرمانشاهی بودنش، چون واقعا راجع به گازخيلی
کارکردند.
فرموديد درتاتارستان که رفته بوديد اصلا بوی گاز نمی آمد.
درست است؟
- بله.
درايران از مکانهايی که آقای زنگنه گازکشی کرده اند بوی گاز
می آيد؟
- نه الان خوبه.
يعنی شما «بو» احساس نکرديد؟
- نخير الحمدلله.
آقای عسگر اولادی؟
- مرد فاضلی است. مرد شريفی است.
آقای کرباسچی؟
- او هم آدم توانمندی بود درکار خودش.
آقای ملک مدنی؟
- نمی شناسمش
آقای جاسبی؟
- مرد خوبی است. انسان وارسته و زحمتکشی است.
پسر شما دانشگاه آزاد درس می خواند؟
- حالا نه بخاطر دانشگاه آزاد. در دانشگاه آزاد باشد يا نباشد
من اغماض ندارم. اشتباهی هم ببينم تذکر می دهم.
حالا آقازاده دانشگاه آزاد درس می خوانند يا خير؟!
- دانشگاه آزاد باشد يا نباشد، ديگر دارد درسش را تمام می
کند.
مدرنيسم؟!
- خب لغت خارجی است و همين مدهای امروز را می گويند.
اومانيسم؟
- آنهارا ديگر من چيز نمی کنم.
سازمانهای NGO؟
- آنهم نخير
چی نخير؟
- اطلاعی ندارم از سازمانهای ال.جی.ا .
اصلی ترين چالش روز جامعه ايران ازنظر شما چيست؟!
- بيکاری، ضعف مديريت، فقر اقتصادی.
آقای نوربخش؟!
- تا حالا نديده ام اين آقای نوربخش کار مفيدی انجام بدهند.
شما ازنزديکان خودتان رئيس دفترتان را انتخاب کرديد؟
- سعی کردم فاميل دوروبرم نباشد.
فقط همشهری هستند؟!
- بله اين که طبيعی است.
به پسرتان پيشنهاد می کنيد يک روز نماينده مجلس شود؟
- خير. زياد من چيز نمی کنم. چون کار خيلی سختی است و بايد
جوابگوی مردم باشد.
شما مردم را ساده دل می بينيد يا خير؟!
- مردم ايران مردمی شريف و اصيل هستند. ساده دل هم هستند.
وقتی ططری کوچک بود.
- من از اول زحمتکش بودم. از وقتی خودم را شناختم در زحمت و
مصيبت زندگی کردم. روز راحت نديدم. سخت ترين کارها را من انجام دادم.
الان باتوجه به اينکه می فرمائيد مشغله های سنگين داريد،
برنامه شما از صبح تا شب چيست؟!
- صبح تا شب کار مردم است. يا تلفن می زنم يا به نامه هايشان
جواب می دهم. الان در ۱۵-۱۴روز تعطيلات مجلس، يک روزش را هم تعطيل نبودم. حتی گاهی
شده دو يا سه شب نخوابيده ام.
فکر می کنيد درآينده افزايش رأی خواهيد داشت يا ريزش؟!
- از اين پيشگويی ها بدم می آيد.
چرا شيفته خدمت هستيد؟
- برای اينکه موردرضای خدا قراربگيرم.
حاضريد برای اينکه خدمت کنيد، خانواده تان را هم در تنگنا
قرار دهيد؟
- من قبلا عرض کردم اگر مشکلی از مردم حل شود، حاضرم مرا
تيرباران کنند.
شما تضمين می دهيد اگر رئيس جمهور شديد مردم نجات پيدا کنند؟
- من از يک خانواده فقيرم. می دانم چه برسر مردم می آيد.
اگر رئيس جمهور شويد چه برسر مردم می آيد؟
- يک کاری می کنيم که مشکلات حل شود. خلاصه اگر کسی بخواهد با
مردم «کج» رفتار کند ناچاريم جوابش را بدهيم.
يعنی شما برخوردهای کج را راست می کنيد؟!
- من نمی توانم. اصلا تحمل ندارم.
برای رأی گرفتن از مردم به آنها وعده هم داديد؟
- من خدمتکار مردم هستم. شرمنده ام که خيلی از وعده هايی که
به مردم داده بوديم را نتوانستيم عملی کنيم.
شيطان هم وقتی آدم و حوا را فريفت با «وعده» به سر راهشان
نشست.شما بعضی از نمايندگان را که با وعده دروغين نردبان سازی کردند و نمک خوردند
و نمکدان شکستند، در اين وادی می بينيد.
- آنها ديگر هرکدام مسئوليت به گردن خودشان است.
شما بعنوان همسايه به آنها امر به معروف نمی کنيد؟
- من خيلی تذکر می دهم. خيلی چيزهايی که به ضرر مردم است رأی
نمی دهم. من هيچ وقت به گرانی رأی نداده ام. شديدا با گرانی مخالفم.
شما حزب هم داريد؟
- يک حزب مستقل هم از زاگرس و هم از فراکسيون نمايندگان کرد
تشکيل داديم. ديدم همه رفته اند در يک جناح، گفتم بيائيد متحد شويم .به کردها گفتم
و به لرها. ولی درمجموع نظرم براين است که نبايد دنبال حزب و گروه باشيم.آخرش هرچه
حزب می گويد بايد گوش بدهيم نه آنچه مردم می گويندما نبايد آن قسمی که درمقابل
قرآن مجيد خورديم فراموشمان شود.
اگر شما روزنامه نگار بوديد از دل اين مصاحبه چه تيتری درمی
آورديد؟
- آنچه به نفع مردم است انجام می دادم.
حرف آخر...
خداوند انشاءالله نعمات و برکات را بر کيهان افزون کند.
|