|
گزارشی از ابعاد تکان دهنده فروش دختران
ايرانی
سایت زنان ایران
هيچگونه تلاشی برای رد يابی و بازگرداندن ۱۵۰ دختر ايرانی که
اکنون در پاکستان به تن فروشی اجباری مشغولند، به عمل نيامده است
در تهران سه محله وجود دارد که در آن مردان پس از گرفتن سه يا
چهار زن از روستاها و خانواده های فقير، با فروش آنها در خانه های خود کسب درآمد
می کنند
هر چند در برخی از نواحی مرزی کشور فروش دختران به عنوان يک
سنت وجود داشته است، اما به نظر می رسد اخيرا پديده فروختن دختران توسط خانواده ها
يا شوهرانشان در شهرهای مختلف ابعاد نگران کننده ای پيدا کرده است.
گفته می شود در تهران سه محله وجود دارد که در آن مردان پس از
گرفتن سه يا چهار زن از روستاها و خانواده های فقير، با فروش آنها در خانه های خود
کسب درآمد می کنند.
در حالی که روزنامه ها اخيرا از فروش يک دختر ۱۸ ساله به نام
الناز توسط پدرش خبر دادند، در استانهای خراسان و سيستان و بلوچستان چندين هزار
دختر ايرانی به مردان افغانی فروخته شده اند. سنت افغانی " زن خريدن" به
جای همسر گزيدن در کنار سنت شيربها وفقر مفرط خانواده هايی که دخترانشان را فروخته
اند، تعداد نامعلومی از دختران ايرانی را دچار وضعيت از دست دادن تابعيت ايران
کرده است.از طرفی بر مبنای اطلاعاتی که از مقامات قضايی و انتظامی استان خراسان به
دست آمده، اخيرا يک باند برده گيری که عده نامعلومی از دختران ايرانی را در
پاکستان به کنيزی فروخته اند، شناسايی و برخی از افراد آ ن دستگير شده اند.
ماهنامه " خواندنی" در نخستين شماره خود در گزارشی
ضمن اعلام اين مطلب نوشت: شيوه کار اعضای اين باند چنين بوده است که دختران را از
خانواده هايشان خواستگاری می کردند، به عقد خود در می آوردند و سپس آنها را به
خانه های فساد که در پاکستان به "خرابات" موسومند، می فروختند.
در بخش ديگری از اين گزارش آمده است: يکی از دخترانی که با
اين شيوه به کنيزی در خرابات های پاکستان کشيده شده، پس از آزادی گفته است: در
خرابات نسبت به سن و زيبايی طعمه ها قيمت گذاری می شد و آنها به مردان پولداری که
به خان شهره هستند، فروخته می شدند. ما در اين خانه ها مثل برده و کنيز بوديم،
هرگاه اراده می کردند، دختران را به يکديگر می فروختند و از اين راه پول زيادی به
دست می آوردند.
بر اساس گزارش ياد شده، برده گيران ، خانواده های فقير را
شناسايی می کردند و با معرفی خود به عنوان اهالی زاهدان که صاحب مال و مکنتی هم
هستند، دختران را از خانواده هايشان خواستگاری می کردند. اين دختران همراه آنها به
زاهدان می رفتند و از آنجا، شبانه و از مسيرهای خاصی در منطقه ميرجاوه به خاک
پاکستان انتقال می يافتند و در شهرهای کويته، کراچی و راولپندی به کنيزی فروخته می
شدند.
يک آمار رسمی حاکی از آن است فقط به وسيله همين باندی که
شناسايی شده بيش از ۱۵۰ دختر مشهدی به پاکستان منتقل شده اند. با وجود اطلاع
مقامات ايرانی از اين امر، هيچگونه تلاشی برای رد يابی و بازگرداندن اين ۱۵۰ دختر
ايرانی که اکنون در پاکستان به تن فروشی اجباری مشغولند، به عمل نيامده است.
همچنين روزنامه همشهری اخيرا گزارش داد تعداد زيادی دختر
ايرانی در کربلا، نجف و ساير شهرهای زيارتی عراق به گدايی مشغولند. اين دختران
توسط مردان عرب از خانواده هايشان در روستاها يا مناطق فقير نشين خريداری و برای
کسب درآمد از زائران ايرانی که به گدايان عراقی پول نمی دهند، به شهرهای زيارتی
عراق برده می شوند.
اين در حالی است که روزنامه ها در ماههای گذشته از کشف چندين
شبکه خبر دادند که دختران ايرانی را برای روسپيگری به دوبی برده و فروخته اند. يک
ماهنامه اخيرا گزارش داد اين دختران توسط خانواده هايشان به قيمتهايی بسيار اندک
فروخته شده اند.
چادر اجباری؛ توصيه نه دستور!
هيچ مقامی در آموزش و پرورش نمی داند دقيقا چه تعداد دختر
دانش آموز در چند مدرسه مجبورند علاوه بر يونيفورم رسمی خود يعنی مانتو، شلوار و
مقنعه، چادر مشکی هم به سر کنند
اجباری کردن پوشش چادر برای مديران مدارس و مسئولان آموزش و
پرورش هنوز يک خطای انضباطی محسوب نمی شود
با وجود اينکه در آيين نامه انضباطی مربوط به پوشش دختران
دانش آموزکه فرم و رنگ لباس آنها را تعيين کرده، چيزی درباره چادر نيامده، بسياری
از مدارس راهنمايی و دبيرستان پوشيدن چادر را اجباری کرده اند. اين وضع نه تنها در
شهرستانهای کوچک و شهرهای مذهبی وجود دارد، بلکه حتی درمرکز شهر تهران هم ديده می
شود.
اين در حالی است که در آغاز سال تحصيلی جديد، مسئولان وزارت
آموزش و پرورش وعده هايی درباره کمتر شدن سخت گيری ها در مورد رنگ و شکل لباس
مدرسه دختران دادند و درباره پيشنهادی صحبت کردند که بر اساس آن دانش آموزان دختر
در مدارسی که طرح مناسب سازی فضای مدرسه به اجرا در آمده، به جای مانتو و شلوار،
يک سارافون به تن خواهند کرد و پس از ورود به مدرسه، آن را در خواهند آورد و با
بلوز و شلوار در مدرسه خواهند بود.
يکی از دانش آموزان مدرسه ای راهنمايی در منطقه ۱۲ تهران که
سرکوچه مدرسه با عجله مشغول سر کردن چادر است می گويد: دو سال است که در اين مدرسه
درس می خوانم و از روز اول هم چادر اجباری بوده.
زهرا انصاف، معاون مديرکل امور بانوان وزارت آموزش و پرورش می
گويد: اين توهين به چادر است که آنهايی که چادری نيستند، دم در مدرسه سر کنند يا
بردارند.
او اضافه می کند: طبق آيين نامه انضباطی، چادر جزء يونيفورم
مدارس دخترانه نيست اما در عمل متاسفانه بعضی از مديران سليقه ای عمل می کنند و بر
اساس نوع نگرش خودشان می گويند اگر چادر را اجباری کنيم، مدرسه سالم تر خواهد بود.
در حالی که در مدارس دولتی نبايد چادر اجباری باشد بلکه بچه ها بايد با ميل و رغبت
خودشان آن را سر کنند.
با اين همه، خانم نيلی ، مدير مدرسه راهنمايی ندای ايمان می
گويد: شما يک مدرسه را در منطقه ما نمی توانيد پيدا کنيد که در آن چادر اجباری
نباشد.
او در پاسخ به اين سئوال که آيا اين اجبار بر اساس دستور
رياست منطقه بوده است، می گويد: دستور نيست، توصيه است.
مساله اين است که اجباری کردن پوشش چادر برای مديران مدارس و
مسئولان آموزش و پرورش هنوز يک خطای انضباطی محسوب نمی شود. بسياری از مديرانی که
چادر در مدرسه شان اجباری است، می گويند: هيچ بخشنامه ای برای ما نيامده که بگويند
چادر نبايد برای دانش آموزان اجباری باشد. اما زهرا انصاف می گويد: همه تلاش ما
اين است که روی آيين نامه انضباطی دقت بيشتری شود. پيشنهاد ما برداشتن اجبار چادر
نيست. چون هيچکدام از مسئولين نمی پذيرند که چادر اجباری است.
او درباره شکايتهای دانش آموزان و خانواده هايشان از چادر
اجباری می گويد: رسيدگی به اين مسائل وظيفه بخش رسيدگی به شکايات است اما گاهی اين
نامه ها برای ما هم می رسد. و چون اين مساله به صورت سليقه ای عمل می شود، بايد
غير رسمی با آن برخورد کنيم. بسته به نوع نامه ای که نوشته شده، مثلا با اداره کل
استان يا رييس منطقه مکاتبه می کنيم يا به واحد رسيدگی به شکايات ارجاع دهيم.
در زمان وزير سابق آموزش و پرورش، خانواده های دانش آموزان
مدرسه ای در يک از شهرستانها، از اجباری شدن چادر در مدرسه دخترانشان به آموزش و
پرورش شکايت کردند و تنش ايجاد شده بود.مساله از طرف وزير پيگيری شد و پای ما هم
وسط کشيده شد و در نهايت برخورد شد.
هيچ مقامی در آموزش و پرورش نمی داند دقيقا چند دختر دانش
آموز در چند مدرسه مجبورند علاوه بر يونيفورم رسمی خود يعنی مانتو، شلوار و مقنعه،
چادر مشکی هم به سر کنند. مقامات عالی وزارت آموزش و پرورش می گويند: با مديران
مدارس دولتی که چادر را اجباری کرده اند، برخورد می شود اما در بعضی از جلسات، به
همين مديران از طرف مديران مافوق خود توصيه می شود که چادر را اجباری کنند. از
طرفی هيچ بازرسی به مدارس برای بررسی اين موضوع فرستاده نمی شود و هيچ مجازات
انضباطی برای مديران يا مسئولان مربوطه که به شکلی نانوشته، بندی بر آيين نامه
انضباطی مدارس اضافه کرده اند، در نظر گرفته نشده است. البته گفته می شود اگر
شکايتی شود، پيگيری و برخورد خواهد شد.
مدارس غير انتفاعی نيز که در انتخاب نوع پوشش دانش آموزان
آزادترند، می توانند چادر را جزء يونيفورم دانش آموزان خود بياورند.بعضی از مدارس
غير اتنفاعی مذهبی، هنگام ثبت نام، اجباری بودن چادر را نيز گوشزد می کنند.
آن دختر دانش آموز که حالا چادرش را کاملا سر کرده می پرسد:
شکايت؟! و خنده کنان دور می شود
|